تبليغاتX
یادداشت های یک آقازاده، محمد آل حبیب

 

خانه | ایمیل | آرشیو

حضرت آیت الله خامنه ایخطبه‏ى اول‏

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

و الحمدللَّه ربّ العالمين نحمده و نستعينه و نتوكّل عليه و نستغفره و نصلّى و نسلّم على حبيبه و نجيبه و خيرته فى خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشير رحمته و نذير نقمته سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما بقيّةاللَّه فى العالمين و السّلام على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين.

قال الحكيم فى كتابه: «هو الّذى انزل السّكينة فى قلوب المؤمنين ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم و للَّه جنود السّماوات و الأرض و كان اللَّه عليما حكيما»(1)

همه‏ى برادران و خواهران عزيز را توصيه ميكنم و دعوت ميكنم به رعايت تقواى الهى و توجه به خداى متعال و دل دادن به رحمت و تفضل الهى در همه حال. اگر ما تقواى خدا را پيشه كنيم، اگر در همه حال دل را به خدا متوجه كنيم، حضور خود در مقابل ذات مقدس پروردگار را از ياد نبريم - كه معناى حقيقى تقوا همين است - يقيناً بركات الهى، رحمت الهى، كمك الهى شامل حال ما خواهد شد. در نماز جمعه‏ى هر هفته دلهاى نمازگزار و متوجه به خداوند متعال بايد اين حقيقت را، اين معناى شگفت‏انگيز را با خود مرور كند؛ تقوا را به خود تلقين كند.

اين روزها از يك طرف به ايام ولادت باسعادت صديقه‏ى كبرا فاطمه‏ى زهرا (سلام اللَّه عليها) متصل و مربوط است، و از يك طرف به ايام مغتنم و ذى قيمت ماه رجب؛ وقت ذكر است، وقت دعاست، وقت توجه است. اين آيه‏اى كه من تلاوت كردم، به مؤمنان بشارت ميدهد و نزول سكينه‏ى الهى را يادآورى ميكند. سكينه يعنى آرامش در مقابل تلاطمهاى گوناگون روحى و اجتماعى. اين آيه مربوط به حديبيه است. در ماجراى حركت پيامبر اكرم از مدينه به سمت مكه با چند صد نفر از ياران و اصحاب خود به قصد عمره - در سال ششم از هجرت - حوادثى پيش آمد كه از چند جهت موجب طوفانى شدن دلهاى مؤمنان بود. از يك طرف، دشمنان با نيروى مجهزى آنها را محاصره كرده بودند؛ اينها از مدينه دور بودند - حديبيه نزديك مكه است - نيروهاى دشمن متكى به عقبه‏ى مكه بودند، نيرو داشتند، سلاح داشتند، جمعيت زياد داشتند؛ اين يك طرف قضيه بود كه موجب اضطراب ميشد، موجب تشويش براى بسيارى از مؤمنين ميشد؛ از طرف ديگر، پيغمبر اكرم بر طبق آن سياست عظيم مكتوم الهى - كه بعد براى همه آشكار شد - در مقابل كفارى كه آمده بودند در مقابل او، در مواردى كوتاه آمد؛ گفتند اسم «رحمان و رحيم» را، «بسم اللَّه»، را از اين نوشته حذف كنيد، پيغمبر قبول كرد؛ و چند مسئله از اين قبيل پبش آمد. اين هم دلهائى را مشوش كرد، مضطرب كرد، به ترديد انداخت.

در يك چنين مواردى كه اين اضطرابهاى گوناگون - چه به لحاظ مسائل شخصى، چه به لحاظ مسائل اجتماعى - براى مؤمنينِ به اسلام پيش مى‏آيد، اينجا بايد منتظر سكينه‏ى الهى بود؛ آنوقت ميفرمايد: «هو الّذى انزل السّكينة فى قلوب المؤمنين»؛ خدا دلها را قرص كرد، آرامش به آنها داد، آنها را از تلاطمهاى روحى برحذر و بركنار داشت و مسلمانها از لحاظ روانى، به خاطر اين آرامشى كه خدا به آنها داد، آسوده شدند. آنوقت نتيجه‏ى اين سكينه‏ى الهى و آرامش روحى اين ميشود كه: «ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم»؛ آنوقت بذر ايمان در دل آنها عميقتر ميرويد، نور ايمان دل آنها را بيشتر روشن ميكند؛ ايمان آنها عميقتر ميشود. اين است كه براى يك مجموعه‏ى مسلمان، مجموعه‏ى مؤمن مهم است كه به خدا حسن ظن داشته باشد، بداند كه خدا كمك‏كار اوست، بداند كه خدا پشت سر رهپويان راه حق است. وقتى دلها قرص شد، گامها هم محكم ميشود؛ وقتى گامها استوار شد، راه به‏آسانى طى ميشود، به هدف نزديك ميشود.

هميشه دشمنان اسلام خواسته‏اند دل مسلمانان را مشوش و مضطرب كنند. در طول تاريخ اسلام موارد زيادى پيش آمده است، قبل از اسلام هم در مورد حركتهاى عظيم جهادى پيامبران قبل از نبى مكرم، مؤمنينى كه توانستند ايمان خودشان را استوار نگه دارند، آرامش روحى پيدا كردند. اين آرامش روحى حركات آنها را در اختيار جهت ايمانى قرار داد؛ مشوش نشدند، مضطرب نشدند، راه را گم نكردند؛ چون در حال تشويش و اضطراب، پيدا كردن راه درست دشوار ميشود. انسانى كه از آرامش روحى برخوردار است، درست فكر ميكند، درست تصميم ميگيرد، درست حركت ميكند. اينها نشانه‏هاى رحمت الهى است.

امروز جامعه‏ى انقلابى ما، مردم مؤمن ما، نياز به اين دارند كه اين آرامش را، اين سكينه را، اين طمأنينه و وقار را در خودشان هرچه بيشتر به وجود بياورند. «الا بذكر اللَّه تطمئن القلوب».(2) ياد خداست كه دلها را در ماجراهاى طوفانى دنيا و زندگى حفظ ميكند. ياد خدا را مغتنم بشماريد. ايام ماه رجب - همانطور كه گفتيم - نزديك است. دعاهاى ماه رجب يك دريائى از معرفت است. در دعا فقط اين نيست كه انسان دل را به خدا نزديك ميكند؛ اين هست، فراگيرى هم هست. در دعا هم تعليم است، هم تزكيه هست. دعا هم ذهن را - اين دعاهاى مأثور از ائمه (عليهم‏السّلام) - روشن ميكند، حقايقى را، معارفى را به ما مى‏آموزد كه در زندگى به آنها نياز داريم، و هم دل را متوجه به خدا ميكند. ذكر الهى را خيلى بايد مغتنم بشمريد. همين نماز جمعه‏ى شما مصداق ذكر الهى است. «فاسعوا الى ذكر اللَّه».(3) در اينجا آنچه بر دل شما، بر زبان شما، بر حركات شما بايد غالب باشد، ياد خداست. دل به ياد خدا، زبان متذكر به نام مقدس پروردگار، حركات دست و پا و جسم هم حركاتى در جهت ياد پروردگار و اطاعت اوامر الهى. اين چيزى كه مورد نياز يكايك ماست، همين است.

من به شما عرض بكنم از اول انقلاب تا امروز - كه سى سال ميگذرد - در حوادث گوناگون، حوادثى كه بعضى از آنها ميتوانست يك ملت را، يك نظام را از جا بكند، ميتوانست يك كشور را دچار درياى طوفانى‏اى بكند كه ندانند چه ميكنند و چه بايد بكنند - همين طور كه مى‏بينيم در بعضى از كشورهاى همسايه‏ى‏مان - براى اين كشور پيش آمد، اما اين كشتى استوار كه متكى به ايمانهاى شما، به اراده‏ى شما، به دل نورانى شما به ذكر خدا متكى بود، در اين طوفانهاى گوناگون اندك‏اضطرابى پيدا نكرد. اين نشانه‏ى رحمت الهى است؛ اين نشانه‏ى تفضلات خداوند به شما ملت عزيز است.

مشمول تفضلات الهى شدن يك مسئله است، حفظ تفضلات و رحمت الهى يك مسئله‏ى ديگر است. مبادا به خودمان مغرور بشويم؛ مبادا وقتى دست كمك پروردگار را كه مى‏بينيم، بگوئيم: «ما كه مورد توجه پروردگار هستيم» و از وظائفمان غفلت كنيم؛ مبادا ياد خدا از دلها برود. بخصوص به شما جوانهاى عزيز در سراسر كشور و هر جا كه هستيد عرض ميكنم: جوانها! اين دلهاى پاك را، اين دلهاى نورانى را، اين دلهاى نرم را مغتنم بشمريد؛ آنها را با ياد پروردگار سيراب كنيد؛ آنها را از ذكر خدا لبريز كنيد، كه خداى متعال توجهاتش را و رحمتش را بر اين ملت مستدام خواهد كرد. و شما بدانيد - من امروز عرض ميكنم - آنجورى كه من دارم مى‏بينم اين ملت را و آنجورى كه مطلعم از تاريخ گذشتگان خودمان در اين كشور و در ديگر كشورها، من مطمئنم و يقين دارم اين ملت به توفيق الهى، به حول و قوه‏ى الهى، به تمام اهداف بلند خود دست خواهد يافت.

اين فضاى معنوىِ جامعه را قدر بدانيد، مبادا هيجانهاى سياسى ما را از خدا غافل كند؛ مبادا بگومگوهاى گوناگونى كه در يك كشور پيش مى‏آيد - كه در ميان يك ملت آزاد يك امر طبيعى است - ما را غافل كند، ندانيم به كجا ميخواهيم برويم، ندانيم چه جور ميخواهيم برويم. اين انقلاب از اول بر پايه‏ى ايمانهاى پاك و صادق استوار شد و ادامه‏ى اين راه هم بر همين پايه‏ى استوار قرار خواهد داشت.

با وجود اين همه عوامل انحراف، بحمداللَّه ملت ما مؤمنند، خدادوستند، دين‏شناسند، به معنويت علاقه‏مندند. امروز جوانها در دنيائى كه ماديگرى بر آن حاكم است، غرق در حيرت و آشفتگى‏اند؛ دورى از معنويت آنها را دچار آشگفتى كرده است؛ نميدانند چه بكنند؛ متفكرانشان هم مانده‏اند؛ و بعضى از آنها فهميده‏اند كه راه اصلاح كارهايشان مراجعه به معنويت است. ولى چه جور ميتوانند معنويت از دست‏رفته را، معنويتى را كه دو قرن است در كشورهاى غربى دائماً با وسائل گوناگون كوبيده شده است، ميخواهند برگردانند؛ كار آسانى نيست. اما ملت ما اينجور نيست. ملت ما در اين مجراى عظيم معنويت حركت كرد، با معنويت توانست يك انقلابِ با اين عظمت را به پيروزى برساند، با معنويت توانست در اين دنياى مادى يك نظام اسلامى را كه متكى به معنويت است، برافرازد، پايه‏هاى آن را محكم كند و آن را در مقابل تهاجمها و طوفانهاى گوناگون حفظ كند. ملت ما يك جنگ هشت ساله‏ى تحميلى را با تكيه‏ى به همين معنويت توانست با سرافرازى و پيروزى طى كند. امروز هم جوانهاى ما اكثراً جوانهاى مؤمن و معنوى هستند. حتّى آن كسانى كه بظاهر گرايش معنوى در سيماى آنها نيست، انسان در مواقع حساس مى‏بيند دلهايشان متوجه خداست. بارها من عرض كرده‏ام كه در اين شبهاى قدر، در اين روزهاى اعتكاف، در اين مراسم نماز عيد فطر، چه افرادى، چه اشخاصى كه انسان گمان نميكند، دلهايشان را متوجه خدا ميكنند.

پروردگارا ! تو را به قرآن سوگند ميدهيم، تو را به ائمه‏ى هدى‏ (عليهم‏السّلام) و نبى مكرم سوگند ميدهيم دلهاى ما را از معنويت بيش از پيش انباشته بفرما. پروردگارا ! دست ما را از قرآن و از اهل بيت كوتاه مكن. پروردگارا ! تقوا و ايمان و سكينه‏ى الهى را بر دلهاى اين ملت بزرگ نازل كن. پروردگارا ! اين ملت مقتدر و مظلوم را در مقابل دشمنانش به پيروزى برسان. پروردگارا ! دلهاى ما را متوجه به خود نگه دار. پروردگارا ! آنچه ميگوئيم، آنچه ميكنيم، براى خودت و در راه خودت قرار بده؛ و از ما قبول بفرما. پروردگارا ! سلام ما را به پيشگاه ولى‏ات و حجتت و عبد صالحت حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه) برسان؛ دعاى آن بزرگوار را در حق ما مستجاب بفرما.
بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏
و العصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذين امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.(4)

خطبه‏ى دوم‏

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏
والحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما علىّ اميرالمؤمنين و حبيبته فاطمة الزّهراء و الحسن و الحسين سيّدى شباب اهل الجنّة و علىّ‏بن‏الحسين و محمّدبن‏علىّ و جعفربن‏محمّد و موسى‏بن‏جعفر و علىّ‏بن‏موسى و محمّدبن‏علىّ و علىّ‏بن‏محمّد و الحسن‏بن‏علىّ و الخلف القائم المهدىّ صلواتك عليهم اجمعين و صلّ على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين.

اوصيكم عباد اللَّه بتقوى اللَّه.

در اين خطبه هم من همه‏ى برادران و خواهران عزيزى را كه در نماز شركت دارند، دعوت ميكنم به تقوا، به پرهيزگارى.

مسئله‏اى كه در اين خطبه مطرح ميكنم، مسئله‏ى انتخابات است كه فعلاً مسئله‏ى روز در كشور ماست. سه مطلب را خطاب به سه دسته عرض خواهم كرد. يك مطلب خطاب به عموم ملت عزيزمان در هر نقطه‏اى از كشور كه هستند، ميخواهم عرض بكنم. يك مطلب را خطاب به نخبگان سياسى، نامزدهاى رياست جمهورى، فعالان و دست‏اندركاران قضاياى انتخابات ميخواهم عرض بكنم. يك مطلب هم خطاب به سران استكبار، بعضى از دولتهاى غربى و سردمداران رسانه‏هائى كه آنها اداره ميكنند، خواهم گفت.

درباره‏ى مطلب اول كه خطاب به شما مردم عزيز است، حرف من عبارت است از يك دنيا تجليل و تعظيم و تشكر. بنده دوست ندارم در سخنرانى‏ها و خطابه‏ها نسبت به مخاطبان خودم با مبالغه حرف بزنم يا تملق آنها را بگويم؛ اما در اين قضيه‏ى انتخابات، خطاب به شما مردم عزيز عرض ميكنم كه هر چه با مبالغه صحبت بكنم، زياد نيست؛ حتّى اگر بوى تملق هم بدهد، ايرادى ندارد. كار بزرگى كرديد. انتخابات 22 خرداد يك نمايش عظيمى بود از احساس مسئوليت ملت ما براى سرنوشت كشور؛ نمايش عظيمى بود از روح مشاركت‏جوى مردم در اداره‏ى كشورشان؛ نمايش عظيمى بود از دلبستگى مردم به نظامشان. حقيقتاً مشابه اين حركتى كه در كشور انجام گرفت، من امروز در دنيا و در اين دموكراسى‏هاى گوناگون - چه دموكراسى‏هاى ظاهرى و دروغين و چه دموكراسى‏هائى كه واقعاً به آراء مردم مراجعه ميكنند - نظيرش را سراغ ندارم. در جمهورى اسلامى هم جز در همه‏پرسى سال 58 - فروردين 58 - هيچ نظيرى ديگر براى اين انتخاباتى كه در جمعه‏ى گذشته شما انجام داديد، وجود ندارد؛ مشاركت حدود 85 درصد؛ چهل ميليون تقريباً جمعيت. انسان دست مبارك ولى‏عصر را پشت سر حوادثى با اين عظمت مى‏بيند. اين نشانه‏ى توجه خداست. لازم ميدانم از اعماق دل نسبت به شما مردم عزيز در سراسر كشور ابراز ادب و ابراز تواضع كنم كه واقعاً جا دارد.

نسل جوان ما بخصوص نشان داد كه همان شور سياسى، همان شعور سياسى، همان تعهد سياسى را كه ما در نسل اول انقلاب سراغ داشتيم، دارد؛ با اين تفاوت كه در دوران انقلاب، كوره‏ى داغ انقلاب دلها را به هيجان مى‏آورد، بعد هم در دوره‏ى جنگ به نحو ديگرى؛ اما امروز اينها هم نيست، در عين حال اين تعهد، اين احساس مسئوليت، اين شور و شعور در نسل كنونى ما وجود دارد؛ اينها چيز كمى نيست. البته بين مردم اختلاف سليقه هست، اختلاف رأى هست؛ عده‏اى كسى را قبول دارند، حرفى را قبول دارند؛ عده‏ى ديگرى كس ديگرى را قبول دارند، حرف ديگرى را قبول دارند؛ اينها هست، طبيعى هم هست، ليكن يك تعهد جمعى را انسان در بين همه‏ى اين آحاد، با اختلاف آراءشان، احساس ميكند؛ يك تعهد جمعى براى حفظ كشورشان، براى حفظ نظامشان. همه وارد شدند؛ در شهرها، در روستاها، در شهرهاى بزرگ، در شهرهاى كوچك، اقوام گوناگون، مذاهب مختلف، مردها، زنها، پير، جوان، همه وارد اين ميدان شدند؛ همه در اين حركت عظيم شركت كردند.

اين انتخابات، عزيزان من! براى دشمنان شما يك زلزله‏ى سياسى بود؛ براى دوستان شما در اكناف عالم يك جشن واقعى بود؛ يك جشن تاريخى بود. در سى سالگى انقلاب اين جور مردم بيايند نسبت به اين نظام و اين انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفادارى كنند! اين يك جنبش عمومى و مردمى بود براى تجديد پيمان با امام و با شهدا؛ و براى نظام جمهورى اسلامى يك نَفَس تازه كردن، يك حركت از نو، يك فرصت بزرگ. اين انتخابات، مردمسالارى دينى را به رخ همه‏ى مردم عالم كشيد. همه‏ى كسانى كه بدخواه نظام جمهورى اسلامى هستند، ديدند مردمسالارى دينى يعنى چه. اين يك راه سوم است. در مقابل ديكتاتورى‏ها و نظامهاى مستبد از يك طرف، و دموكراسى‏هاى دور از معنويت و دين از يك طرف ديگر، اين مردمسالارى دينى است؛ اين است كه دلهاى مردم را مجذوب ميكند و آنها را به وسط صحنه ميكشاند. اين، امتحان خودش را داد. اين يك نكته درباره‏ى اين انتخابات.

نكته‏ى دوم در باب اين انتخابات اين است كه انتخابات 22 خرداد نشان داد كه مردم، با اعتماد و با اميد و با شادابى ملى در اين كشور زندگى ميكنند. اين جواب خيلى از حرفهائى است كه دشمنان شما در تبليغات مغرضانه‏ى خودشان بر زبان مى‏آورند. اگر مردم در كشور به آينده اميدوار نباشند، در انتخابات شركت نميكنند؛ اگر به نظام خودشان اعتماد نداشته باشند، در انتخابات شركت نميكنند؛ اگر احساس آزادى نكنند، به انتخابات روى خوش نشان نميدهند. اعتماد به نظام جمهورى اسلامى در اين انتخابات آشكار شد. و من بعد عرض خواهم كرد كه دشمنان همين اعتماد مردم را هدف گرفته‏اند؛ دشمنان ملت ايران ميخواهند همين اعتماد را در هم بشكنند. اين اعتماد بزرگترين سرمايه‏ى جمهورى اسلامى است، ميخواهند اين را از جمهورى اسلامى بگيرند؛ ميخواهند ايجاد شك كنند، ايجاد ترديد كنند درباره‏ى اين انتخابات و اين اعتمادى را كه مردم كردند، تا اين اعتماد را متزلزل كنند.

دشمنان ملت ايران ميدانند كه وقتى اعتماد وجود نداشت، مشاركت ضعيف خواهد شد؛ وقتى مشاركت و حضور در صحنه ضعيف شد، مشروعيت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آنها اين را ميخواهند؛ هدف دشمن اين است. ميخواهند اعتماد را بگيرند تا مشاركت را بگيرند، تا مشروعيت را از جمهورى اسلامى بگيرند. اين، ضررش بمراتب از آتش زدن بانك و سوزاندن اتوبوس بيشتر است. اين، آن چيزى است كه با هيچ خسارت ديگرى قابل مقايسه نيست. مردم بيايند در يك چنين حركت عظيمى اينجور مشتاقانه حضور پيدا كنند، بعد به مردم گفته بشود كه شما اشتباه كرديد به نظام اعتماد كرديد؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن اين را ميخواهد.

اين خط را از پيش از انتخابات هم شروع كردند؛ از دو سه ماه پيش از اين. من اول فروردين در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها ميخوانند، تكرار ميكنند كه بناست در انتخابات تقلب بشود. ميخواستند زمينه را آماده كنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم اين حرفى را كه دشمن ميخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئيد. نظام جمهورى اسلامى مورد اعتماد مردم است. اين اعتماد آسان به دست نيامده، سى سال است كه نظام جمهورى اسلامى با مسئولانش، با عملكردش، با تلاشهاى فراوانش توانسته اين اعتماد را در دل مردم عميق كند. دشمن ميخواهد اين اعتماد را بگيرد، مردم را دچار تزلزل كند. اين هم يك نكته.

نكته‏ى سوم، مسئله‏ى رقابتها بود. اين رقابتها كاملاً رقابتهاى آزاد، جدى و شفاف بين نامزدهاى مختلف بود؛ همه ديدند. به قدرى اين رقابتها و اين گفتگوها و اين مناظره‏ها شفاف و صريح بود، كه عده‏اى به آن معترض شدند - حالا عرض خواهم كرد - حق هم تا حدودى با آنهاست. التهاباتى هم به وجود آورد كه الان هم هنوز آثارش را داريم مشاهده ميكنيم. من به شما عرض بكنم، فرض ما اين بود و هست كه اين رقابتى كه وجود دارد بين چهار نامزد انتخابات، اين رقابت ميان افراد و جريانهاى متعلق به نظام اسلامى است. اينى كه دشمنان سعى ميكنند در رسانه‏هاى گوناگون - كه غالباً هم اين رسانه‏ها مال اين صهيونيستهاى خبيث و رذل است - اينجور وانمود كنند كه دعوا بين طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخير، اين جورى نبود؛ آنها غلط ميكنند اين حرف را ميزنند؛ اين واقعيت ندارد.

اين چهار نفرى كه وارد عرصه‏ى اين انتخابات جدى شدند، همه‏شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند. يكى از اينها رئيس جمهور كشور ماست؛ رئيس جمهور خدوم، پركار، زحمتكش، مورد اعتماد. يكى از آنها نخست‏وزيرِ هشت سال در دوران رياست جمهورى خود بنده است. يكى از آنها فرمانده‏ى سپاه در سالهاى متمادى و يكى از فرماندهان اصلى دوران دفاع مقدس بوده است. يكى از آنها دو دوره رئيس قوه‏ى مقننه‏ى كشور بوده است؛ رئيس مجلس شوراى اسلامى بوده است. اينها عناصر نظامند؛ اينها همه‏شان متعلق به نظامند. البته اختلاف‏نظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگيرى‏هاى گوناگون سياسى با هم تفاوتهاى متعددى دارند؛ اما همه‏شان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند. اين رقابت درون نظام تعريف شد؛ نه رقابت بين درون نظام و بيرون نظام، كه راديوى صهيونيستى و راديوى آمريكا و راديوى انگليسِ خبيث و ديگران هى ميخواهند اين را دامن بزنند. نخير، رقابتى بود در درون نظام و بين عناصر وابسته‏ى به نظام؛ متعلق به نظام، و همه‏شان هم با اين سوابق. همه‏شان را من از نزديك ميشناسم، افكارشان را ميدانم، سلائقشان را ميدانم، خصوصيات رفتاريشان را ميدانم، با همه‏شان از نزديك من كار كردم.

البته بنده همه‏ى ديدگاه‏هاى اين آقايان را قبول ندارم؛ بعضى از نظرهايشان و عملكردهايشان از نظر من بدون شك قابل انتقاد است؛ بعضى را براى خدمت به كشور مناسبتر از بعضى ديگر ميدانم؛ اما انتخاب به عهده‏ى مردم بوده و هست. مردم انتخاب كردند. خواست من، تشخيص من، نه به مردم گفته شد، نه مردم لازم بود آن را مراعات كنند. مردم خودشان طبق معيارهاى خودشان تشخيص دادند، حركت كردند، عمل كردند؛ ميليونها اين طرف، ميليونها آن طرف. بنابراين، مسئله، مسئله‏ى درونى نظام است. اينى كه بخواهند صورت مسئله را تغيير بدهند، اين صد در صد مغرضانه و خباثت آلود است. دعوا بين نظام و بيرون از نظام نيست، دعوا بين انقلاب و ضد انقلاب نيست؛ اختلاف بين عناصرى در درون چهار چوب نظام است.
آن مردمى هم كه به اين چهار نفر رأى دادند، اينها هم با اعتقاد به نظام رأى دادند، تشخيص دادند اين براى كشور بهتر است، به نظام پابندى‏اش بيشتر است، به او رأى دادند. آن كسى را كه صالحتر براى خدمت به نظام ميدانستند، به او رأى دادند؛ مردم هم در چهارچوب نظام عمل كردند.

اما اين رقابتها و مناظرات، كه ابتكار مهمى بود؛ ابتكار جالبى بود؛ خيلى صريح بود، خيلى شفاف بود، خيلى جدى بود. اين مناظره‏ها تو دهن آن كسانى زد كه از بيرون تبليغ ميكردند كه اين رقابتها نمايشى است، واقعيت ندارد. ديدند نخير، واقعيت دارد؛ جدى در مقابل هم ايستاده‏اند، با هم بحث ميكنند، با هم استدلال ميكنند. بنابراين مناظره‏ها و گفتگوها بسيار از اين جهت مثبت بود. البته آثار مثبتى داشت، عيوبى هم داشت، كه حالا هر دو را من عرض خواهم كرد.

آن جهت مثبت، اين بود كه در اين مناظره‏ها و در اين گفتگوها و در اين گفتارهاى تلويزيونى، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دلشان را بر زبان آوردند، يك سيلابى از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخگوئى كنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخگوئى برآمدند و از خودشان دفاع كردند. مواضع افراد و مواضع گروه‏ها بدون ابهام، بدون پيچيده‏گوئى، عريان، در مقابل چشم مردم قرار گرفت؛ سياستهايشان چيست، برنامه‏هايشان چيست، پابندى‏هايشان كدام است، تا چه حد است؛ اينها در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم توانستند قضاوت كنند. مردم احساس كردند كه در نظام اسلامى بيگانه به حساب نمى‏آيند، نظام كشور اندرونى و بيرونى ندارد. همه چيز در مقابل مردم آشكار، همه‏ى نظرات در مقابل مردم بيان شد و معلوم شد رأى مردم ناشى از همين دقتها و تأملات خواهد بود. رأى مردم زينتى نيست. حق انتخاب حقيقتاً متعلق به مردم است، مردم ميخواهند آگاهانه، هشيارانه انتخاب كنند. اين مناظره‏ها اين را نشان داد. يقيناً يكى از علل افزايش ده ميليونى آراء نسبت به آخرين حد نصابِ دوره‏هاى قبل همين بود كه ذهن مردم، فكر مردم مشاركت داده شد، به عرصه آمد و آنها تشخيص دادند، وارد ميدان شدند. اين مناظره‏ها به سطح خيابانها هم كشيده شد، داخل خانه‏ها هم رفت، كه اينها قدرت انتخاب مردم را بالا ميبرد. اينجور مباحثات و گفتگوها ذهنها را پرورش ميدهد، قدرت انتخاب را بالا ميبرد. اين از نظر جمهورى اسلامى چيز مطلوبى است.

البته همين جا من عرض بكنم كه اين گفتگوها نبايد به جائى برسد كه تبديل بشود به كدورت و كينه. اگر اين شد، آنوقت اثر عكس خواهد داشت. اگر به همان شكلى كه آن روز بود و در همان حد باقى بود، اين خوب بود؛ اما اگر بنا باشد همين طور كش پيدا كند، ادامه پيدا كند، هى بگومگو بشود، اين تدريجاً تبديل خواهد شد به كينه. البته خيلى خوب است كه اين‏جور مناظره‏هائى در سطوح مديريتى ادامه پيدا كند - البته با حذف آن عيوبى كه بعد به آن اشاره خواهم كرد - و افراد، مسئولين، خودشان را در معرض نقد و انتقاد قرار بدهند و پاسخگو باشند و پاسخ بدهند و تبيين كنند. خيلى از اوقات اگر چنانچه يك انتقادى به كسى بشود، اين فرصتى است براى او كه بتواند ذهنها را روشن كند، تبيين كنند، حقيقت را بيان كنند؛ خيلى چيز خوبى است؛ البته با حذف آن عيوبى كه عرض خواهم كرد. اگر اين جور مناظره‏ها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، ديگر وقتى در هنگام انتخابات پيش آمد، حالت انفجارى پيدا نميكند؛ همه‏ى حرفها در طول زمان گفته خواهد شد، شنيده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اينها محسنات اين مناظرات بود كه خيلى خوب بود؛ اما عيوبى هم داشت كه اين عيوب را بايد برطرف كرد. در مواردى انسان ميديد كه در اين مناظره‏ها جنبه‏ى منطقى مناظره ضعيف ميشد؛ جنبه‏ى احساساتى و عصبى پيدا ميكرد؛ جنبه‏ى تخريبى غلبه پيدا ميكرد؛ سياه‏نمائى وضع موجود به شكل افراطى در اين مناظره‏ها ديده شد؛ سياه‏نمائى دوره‏هاى گذشته هم در اين مناظره‏ها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتى مطرح شد كه در جائى اثبات نشده است؛ به شايعات تكيه شد، بى‏انصافيهائى احياناً ديده شد؛ هم بى‏انصافى نسبت به اين دولت با اين همه حجم خدمت، و هم بى‏انصافى نسبت به دولتهاى گذشته و دوران سى ساله. آقايان در خلال صحبت احساساتى شدند و لابلاى حرفهاى خوب، حرفهائى هم كه خوب نبود، گفته شد.

بنده هم مثل بقيه‏ى آحاد ملت نشستم پاى تلويزيون و اين مناظره‏ها را تماشا كردم و از آزادى بيان لذت بردم؛ از اينكه نظام جمهورى اسلامى توانسته است به كمك مردم بيايد تا بتوانند قدرت انتخاب خود را بالا ببرند، لذت بردم؛ اما اين بخش معيوب قضيه، بنده را ناخرسند كرد؛ متأثر شدم. براى طرفداران نامزدها هم آن بخشهاى معيوب، آن تعريضها، آن تصريحها، التهاب‏آور و نگران‏كننده بود، كه البته از هر دو طرف هم بود.

بنده اينجا در منبر نماز جمعه، در خطبه‏اى كه در حكم نماز است، حقايق را بايد بيان بكنم. هر دو طرف در اين عيب متأسفانه مشترك بودند. از يك طرف صريحترين اهانتها به رئيس جمهورِ قانونى كشور شد. حتى از دو سه ماه قبل از مناظرات هم اين سخنرانى‏ها را براى من مى‏آوردند و من ميديدم يا گاهى مى‏شنيدم؛ تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به كى؟ به كسى كه رئيس جمهور قانونى كشور است، متكى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئيس جمهور مملكت را كه مورد اعتماد مردم است، به دروغ‏گوئى متهم كردند! اينها خوب است؟ كارنامه‏هاى جعلى براى دولت درست كردند، اينجا آنجا پخش كردند، كه ما كه در جريان امور هستيم، مى‏بينيم ميدانيم كه اينها خلاف واقع است؛ فحاشى كردند؛ رئيس جمهور را خرافاتى، رمال، از اين نسبت‏هاى خجالت‏آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زير پا گذاشتند.

اين از آن طرف. از اين طرف هم همين جور؛ از اين طرف هم شبيه همين كارها به نحو ديگرى انجام گرفت. كارنامه‏ى درخشان سى ساله‏ى انقلاب كمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضى از اشخاص برده شد كه اينها شخصيتهاى اين نظامند؛ اينهاكسانى هستند كه عمرشان را در راه اين نظام صرف كردند. بنده در نماز جمعه هيچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بياورم؛ اما اينجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بياورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بياورم و بايد بگويم. البته اين آقايان را كسى متهم به فساد مالى نكرده؛ حالا در مورد بستگان و كسان، هر كس هر ادعائى دارد، بايستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نميشود اينها را رسانه‏اى كرد. اگر چيزى اثبات بشود، فرقى بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نميشود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتى اينجور حرفها مطرح ميشود، تلقى‏هاى نادرست در جامعه به وجود مى‏آيد، جوانها چيز ديگرى خيال ميكنند، چيز ديگرى ميفهمند.

آقاى هاشمى را همه ميشناسند. من شناختم از ايشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئوليتهاى بعد از انقلاب نيست؛ من از سال 1336 - يعنى 52 سال قبل - ايشان را از نزديك ميشناسم. آقاى هاشمى از اصلى‏ترين افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزين جدى و پيگيرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پيروزى انقلاب از مؤثرترين شخصيتهاى جمهورى اسلامى در كنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در كنار رهبرى تا امروز. اين مرد بارها تا مرز شهادت پيش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب ميكرد و به مبارزين ميداد. اينها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ايشان مسئوليتهاى زيادى داشت: هشت سال رئيس جمهور بود؛ قبلش رئيس مجلس بود؛ بعد مسئوليتهاى ديگرى داشت. در طول اين مدت هيچ موردى را سراغ نداريم كه ايشان براى خودش از انقلاب يك اندوخته‏اى درست كرده باشد. اينها يك حقايقى است؛ اينها را بايد دانست. در حساسترين مقاطع ايشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.

من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف‏نظر داريم، كه طبيعى هم هست؛ ولى مردم نبايد دچار توهم بشوند، چيز ديگرى فكر كنند. البته بين ايشان و بين آقاى رئيس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلاف‏نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمينه‏ى مسائل خارجى اختلاف‏نظر دارند، هم در زمينه‏ى نحوه‏ى اجراى عدالت اجتماعى اختلاف‏نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف‏نظر دارند؛ و نظر آقاى رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است.

در مورد آقاى ناطق نورى هم همين جور. آقاى ناطق نورى هم از شخصيتهاى خدوم انقلاب است؛ ايشان هم خدمات زيادى كرده و در دلبستگى ايشان به اين نظام و انقلاب هيچ شكى نيست.

مناظره‏هاى زنده‏ى تلويزيونى خوب است؛ اما اين آسيبها بايد برطرف بشود. من همان وقت - بعد از مناظره - به آقاى رئيس جمهور هم تذكر دادم؛ چون ميدانستم ايشان ترتيب اثر ميدهند.

در مورد مبارزه‏ى با فساد مالى، موضع نظام يك موضع روشنى است. در زمينه‏ى مسائل مربوط به عدالت اجتماعى، موضع نظام يك موضع روشنى است. با فساد بايد در هر نقطه‏اى كه هست، مبارزه كرد. من ميخواهم اين را عرض بكنم: ما مدعى نيستيم در نظام ما فساد مالى و اقتصادى وجود ندارد؛ چرا، اگر وجود نداشت كه بنده آن نامه‏ى هشت ماده‏اى را چند سال قبل خطاب به رؤساى محترم سه قوه نمينوشتم و اينقدر روى آن تأكيد نميكردم. چرا، هست؛ اما ميخواهم اين را بگويم: نظام جمهورى اسلامى، همين امروز يكى از سالمترين نظامهاى سياسى و اجتماعى در دنياست. اينكه ما بيائيم به استناد گزارش فلان مرجع صهيونيستى، نظام را و كشور را متهم كنيم به فساد، اين مطلقاً درست نيست. اين هم كه ما اشخاص را، مسئولين را بى‏جهت در زمينه‏ى فساد زير سؤال ببريم، اين هم درست نيست. فساد مالى يكى از مسائل مهم در نظام اسلامى است و بايد با او جداً مبارزه كرد؛ هم در قوه‏ى مجريه، هم در قوه‏ى قضائيه، هم در قوه‏ى مقننه. همه موظفند با اين مسئله مبارزه كنند. اگر مبارزه نشود، مهار نشود، توسعه پيدا خواهد كرد؛ كما اينكه بسيارى از كشورهاى دنيا - همين كشورهاى غربى كه اينقدر دم از مبارزه‏ى با فساد مالى و پولشوئى و امثال اينها ميزنند - تا خرخره غرق در فسادند. قضاياى دولت انگليس و مجلس پارلمان انگليس را اين روزها شنيديد و همه‏ى دنيا دانستند. اين يك گوشه‏هائى از قضاياست؛ خيلى بيش از اينهاست.

اين بخش مربوط به خطاب مردم را من جمع‏بندى كنم. عزيزان من! ملت ايران! 22 خرداد يك حماسه بود. اين حماسه، تاريخى شد، جهانى شد. اگرچه بعضى از دشمنان ما در اطراف دنيا خواستند اين پيروزى مطلق نظام را، اين پيروزى حتمى را، به يك پيروزى مشكوك و قابل ترديد تبديل كنند. حتّى بعضى خواستند اين را به يك شكست ملى تبديل كنند! خواستند كام شما را تلخ كنند و نگذارند بالاترين نصاب مشاركت جهانى را دنيا به نام شما ثبت كند. خواستند اين كارها را بكنند؛ اما به نام شما ثبت شد. نميشود آن را دستكارى كرد.

رقابتها تمام شد. همه‏ى كسانى كه به اين چهار نامزد رأى دادند، مأجورند؛ ان‏شاءاللَّه اجر الهى دارند. همه‏شان در درون جبهه‏ى انقلابند، متعلق به نظامند؛ اگر با قصد قربت رأى داده باشند، عبادت هم كرده‏اند. خط انقلاب، چهل ميليون رأى دارد؛ نه بيست و چهار و نيم ميليون كه رأى به رئيس جمهور منتخب است. چهل ميليون به خط انقلاب رأى دادند.

مردم اطمينان دارند؛ اما برخى از طرفداران نامزدها هم اطمينان داشته باشند كه جمهورى اسلامى اهل خيانت در آراء مردم نيست. ساز و كارهاى قانونى انتخابات در كشور ما اجازه‏ى تقلب نميدهد. اين را هر كسى كه دست‏اندركار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصديق ميكند؛ آن هم در حد يازده ميليون تفاوت! يك وقت اختلافِ بين دو رأى، صد هزار است، پانصد هزار است، يك ميليون است، حالا ممكن است آدم بگويد يك جورى تقلب كردند، جابه جا كردند؛ اما يازده ميليون را چه جور ميشود تقلب كرد! در عين حال بنده اين را گفتم، شوراى محترم نگهبان هم همين را قبول دارند كه اگر كسانى شبهه دارند و مستنداتى ارائه ميدهند، بايد حتماً رسيدگى بشود؛ البته از مجارى قانونى؛ رسيدگى فقط از مجارى قانونى. بنده زير بار بدعتهاى غيرقانونى نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهاى قانونى شكسته شد، در آينده هيچ انتخاباتى ديگر مصونيت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتى بعضى برنده‏اند، بعضى برنده نيستند؛ هيچ انتخاباتى ديگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونيت پيدا نخواهد كرد. بنابراين همه چيز دنبال بشود، انجام بگيرد، كارهاى درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبهه‏اى هست، از راه‏هاى قانونى پيگيرى بشود. قانون در اين زمينه كامل است و هيچ اشكالى در قانون نيست. همانطور كه حق دادند كه نامزدها نظارت كنند، حق دادند كه شكايت كنند، حق دادند كه بررسى بشود. بنده از شوراى محترم نگهبان خواستم كه اگر مواردى خواستند صندوقها را بازشمارى بكنند، با حضور نمايندگان خود نامزدها اين كار را بكنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت كنند، امضاء كنند. بنابراين، هيچ مشكلى در اين جهت وجود ندارد. اين راجع به انتخابات و خطاب به شما مردم عزيز.

اما خطاب دوم من، خطاب به سياسيون و نامزدها و گردانندگان احزاب و جريانات است. من ميخواهم عرض كنم به اين حضرات، كه امروز يك لحظه‏ى حساس تاريخى براى كشور است؛ نگاه كنيد به وضع دنيا، نگاه كنيد به وضع خاورميانه، نگاه كنيد به وضع اقتصادى عالم، نگاه كنيد به مسائل كشورهاى همسايه‏ى ما مثل عراق، مثل افغانستان، مثل پاكستان. ما در نقطه‏ى حساسى از تاريخ قرار گرفته‏ايم. همه‏ى ما وظيفه داريم كه در اين مرحله‏ى تاريخى هوشيار باشيم، دقيق باشيم، مواظب باشيم اشتباه نكنيم.

در اين قضيه‏ى انتخابات، مردم حقاً و انصافاً به وظيفه‏ى خودشان عمل كردند. وظيفه‏شان اين بود كه بيايند پاى صندوقهاى رأى، كه به بهترين وجهى اين وظيفه اداء شد؛ اما ما و شما وظائف سنگين‏ترى داريم. آن كسانى كه به يك نحوى يك نوع مرجعيتى در افكار مردم دارند؛ از اين سياسيون و رؤساى احزاب و كارگردانان جريانات سياسى، و يك عده‏اى از اينها حرف‏شنوى دارند، اينها خيلى بايد مراقب رفتار خودشان باشند؛ خيلى بايد مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها كمى افراطى‏گرى كنند، دامنه‏ى اين افراطى‏گرى در بدنه‏ى مردم به جاهاى بسيار حساس و خطرناكى خواهد رسيد كه گاهى خود آنها ديگر نميتوانند آن را جمع كنند، كه ما نمونه‏هايش را ديده‏ايم. افراط وقتى در جامعه به وجود آمد، هر حركت افراطى به افراطى‏گرى ديگران دامن ميزند. اگر نخبگان سياسى بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براى اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج‏ها، آنهايند. من به همه‏ى اين آقايان، اين دوستان قديمى، اين برادران توصيه ميكنم بر خودتان مسلط باشيد؛ سعه‏ى صدر داشته باشيد؛ دستهاى دشمن را ببينيد؛ گرگهاى گرسنه‏ى كمين‏كرده را كه امروز ديگر نقاب ديپلماسى را يواش يواش دارند از چهره‏هايشان برميدارند و چهره‏ى حقيقى خودشان را نشان ميدهند، ببينيد؛ از اينها غفلت نكنيد.

امروز - حالا عرض خواهم كرد - ديپلماتهاى برجسته‏ى چند كشور غربى كه تا حالا با تعارفات ديپلماتيك با ما حرف ميزدند، نقاب از چهره برداشتند؛ چهره‏ى واقعى خودشان را دارند نشان ميدهند؛ «قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفى صدورهم اكبر».(5) دشمنى‏هاى خودشان با نظام اسلامى را دارند نشان ميدهند؛ از همه هم خبيث‏تر دولت انگليس. من به اين برادران عرض ميكنم، به مسئوليت پيش خداى متعال فكر كنيد: پيش خدا مسئوليد، از شما سؤال خواهد شد. آخرين وصاياى امام را به ياد بياوريد؛ قانون، فصل‏الخطاب است؛ قانون را فصل‏الخطاب بدانيد. انتخابات اصلاً براى چيست؟ انتخابات براى اين است كه همه‏ى اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاى رأى معلوم بشود كه مردم چى ميخواهند، چى نميخواهند؛ نه در كف خيابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى كه رأى نياوردند، اردوكشى خيابانى بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛ بعد آنهائى كه رأى آورده‏اند هم، در جواب آنها، اردوكشى كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصير مردم چيست؟ اين مردمى كه خيابان، محل كسب و كار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگى آنهاست، اينها چه گناهى كردند؟ كه ما ميخواهيم طرفدارهاى خودمان را به رخ آنها بكشيم؛ آن طرف يك جور، اين طرف يك جور. براى نفوذىِ تروريست - آن كسى كه ميخواهد ضربه‏ى تروريستى بزند - مسئله‏ى او مسئله‏ى سياسى نيست؛ براى او چه چيزى بهتر از پنهان شدن در ميان اين مردم؛ مردمى كه ميخواهند راهپيمائى كنند يا تجمع كنند. اگر اين تجمعات پوششى براى او درست كند، آنوقت مسئوليتش با كيست؟ الان همين چند نفرى كه در اين قضايا كشته شدند؛ از مردم عادى، از بسيج، جواب اينها را كى‏ بناست بدهد؟ واكنشهائى كه به اينها نشان داده خواهد شد - تو خيابان از شلوغى استفاده كنند، بسيج را ترور كنند، عضو نيروى انتظامى را ترور كنند - كه بالاخره واكنشى به وجود خواهد آورد، واكنش احساسى خواهد بود. محاسبه‏ى اين واكنشها با كيست؟ انسان دلش خون ميشود از بعضى از اين قضايا؛ بروند توى كوى دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را - آن هم دانشجوهاى مؤمن و حزب‏اللهى را، نه آن شلوغ‏كن‏ها را - مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبرى هم بدهند! دل انسان خون ميشود از اين حوادث. زورآزمائى خيابانى بعد از انتخابات كار درستى نيست، بلكه به چالش كشيدن اصل انتخابات و اصل مردم‏سالارى است.

من از همه ميخواهم به اين روش خاتمه بدهند. اين روش، روش درستى نيست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئوليت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده‏ى آنهاست.

اين تصور هم غلط است كه بعضى خيال كنند با حركات خيابانى، يك اهرم فشارى عليه نظام درست ميكنند و مسئولين نظام را مجبور ميكنند، وادار ميكنند تا به عنوان مصلحت، زير بار تحميلات آنها بروند. نه، اين هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غير قانونى، زير فشار، خود اين، شروع ديكتاتورى است. اين اشتباه محاسبه است؛ اين محاسبه‏ى غلطى است. عواقبى هم اگر پيدا كند، عواقبش مستقيماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. اگر لازم باشد، مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت.

من از همه‏ى اين دوستان، اين برادران، ميخواهم بنا را بر برادرى بگذاريد، بنا را بر تفاهم بگذاريد، قانون را رعايت كنيد. راه قانون باز است. راه محبت و صفا باز است، از اين راه برويد. و اميدوارم خداى متعال توفيق بدهد كه همه از اين راه بروند. خب، همه پيشرفت كشور را ميخواهند. جشن پيروزى چهل ميليونى را اين برادران گرامى بدارند و نگذارند دشمن اين جشن را خراب كند؛ همچنانى كه دشمن ميخواهد خراب كند. البته اگر كسانى بخواهند راه ديگرى را انتخاب بكنند، آنوقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صريحتر از اين صحبت خواهم كرد.

و اما خطاب سوم، خطاب به سران استكبار و سران رسانه‏هاى استكبارى است. بنده در اين دو سه هفته، رفتار و گفتار دولتمردان آمريكا و دولتمردان چند كشور اروپائى را دنبال كردم؛ در اين هفته‏هاى نزديك به انتخابات و آن روز انتخابات و شب بعد از انتخابات، بعد هم اين دو سه روزِ بعد از انتخابات. يك وضع متغير و متفاوتى داشت. اول، قبل از شروع انتخابات جهتگيرى رسانه‏هايشان، دولتمردانشان، اين بود كه در اصلِ انتخابات ايجاد ترديد كنند، شايد شركت مردم كم بشود. البته همين نتائجى كه از اين انتخابات حاصل شد، همين نتائج را آنها هم - هم اروپائى‏ها، هم آمريكائى‏ها - حدس ميزدند؛ اما اين حركت عظيم مردم را انتظار نداشتند؛ اين كارِ 85 درصدى؛ چهل ميليونى را باور نميكردند. بعد از آنكه اين حضور عظيم ديده شد، اينها شوكه شدند؛ فهميدند چه اتفاق بزرگى در ايران افتاد؛ فهميدند كه بايد خودشان را با اين شرائط جديد وفق بدهند؛ هم در امور بين الملل، هم در امور خاورميانه و جهان اسلام، هم در مسئله‏ى هسته‏اى. در مسائل ايران شوكه شدند؛ فهميدند كه سرفصل جديدى در مسائل مربوط به جمهورى اسلامى پيدا شد، كه مجبورند اين را بپذيرند. اين مال هنگامى بود كه اين حركت عظيم مردم ديده شد و از اينجا مرتب به وسيله‏ى ايادى خودشان مخابره شد و همه‏شان اظهار تعجب كردند؛ از همان صبح جمعه اين اظهارات شروع شد، آنجا هم برخى از بازخوردهاى اين اظهارات ديده شد.

وقتى اعتراض بعضى از نامزدها را ديدند، ناگهان احساس كردند فرصتى برايشان پيش آمد. اين فرصت را مغتنم شمردند تا بتوانند موج‏سوارى كنند. لحنشان از روز شنبه و يكشنبه عوض شد و وقتى يواش يواش چشمشان افتاد به بعضى از اجتماعات مردمى كه به دعوت نامزدها مثلاً در خيابانها پيدا شدند، اميدوار شدند، يواش يواش نقابهايشان كنار رفت و حقيقت خودشان را بنا كردند نشان دادن. چند تا از وزراى خارجه و رؤساى دولتهاى چند تا كشور اروپائى و آمريكا حرفهائى زدند كه باطن آنها را به انسان نشان ميداد. از قول رئيس جمهور آمريكا نقل شد كه گفته ما منتظر چنين روزى بوديم كه مردم به خيابانها بريزند. از آن طرف نامه بنويسند، اظهار علاقه‏ى به روابط كنند، ابراز احترام به جمهورى اسلامى بكنند، از اين طرف اين حرفها را بزنند. كدام را ما باور كنيم؟

در داخل كشور هم عوامل اين عناصر خارجى به كار افتادند و خط تخريب خيابانى شروع شد؛ خط تخريب، خط آتش‏سوزى، اموال عمومى را آتش بزنند، حريم كسب و كار مردم را ناامن كنند، شيشه‏هاى دكان مردم را بشكنند، اموال بعضى از مغازه‏ها را به غارت ببرند، امنيت مردم را از جانشان و مالشان سلب كنند؛ امنيت مردم مورد تطاول اينها قرار گرفت. اين ربطى به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، اين مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست‏نشاندگان سرويسهاى جاسوسى غربى و صهيونيست است. اين كارى كه در داخل، ناشيانه از بعضى سر زد، اينها را به طمع انداخت، خيال كردند ايران هم گرجستان است (!) يك سرمايه‏دار صهيونيست آمريكائى چند سال قبل از اين، طبق ادعاى خودش كه در رسانه‏ها و در بعضى از مطبوعات نقل شد، گفت من ده ميليون دلار خرج كردم، در گرجستان انقلاب مخملى راه انداختم؛ حكومتى را بردم، حكومتى را آوردم. احمقها خيال كردند جمهورى اسلامى، ايران و اين ملت عظيم هم مثل آنجاست. ايران را با كجا مقايسه ميكنيد؟! مشكل دشمنان ما اين است كه هنوز هم ملت ايران را نشناختند.

آن چيزى كه در اين بين از همه بدتر و زشت‏تر به چشم من آمد، اين حرفهائى بود كه به عنوان دلسوزى از حقوق بشر و سختگيرى به مردم، از زبان اين دولتمردان آمريكائى صادر شد كه: ما از اينكه با مردم چنين رفتار بشود، مخالفيم؛ ما نگرانيم! شما نگران مردميد؟! شما چيزى به نام حقوق انسان را اصلاً قبول داريد؟! افغانستان را كى‏ به خاك و خون كشيد و هنوز هم دارد ميكشد؟ عراق را كى‏ زير چكمه‏ى نظاميان خودش تحقير كرد؟ در فلسطين چه كسى به دولت صهيونيست ظالم اين همه كمك سياسى و مادى كرد؟ در خود آمريكا - انسان واقعاً تعجب ميكند - در زمان دولت همين حزب دمكرات، در زمان رياست جمهورى شوهر همين بانوئى كه حالا اظهار نظر ميكند، هشتاد و چند نفر از وابستگان فرقه‏ى داوودى را زنده زنده در آتش سوزاندند. اين كه ديگر جاى انكار نيست. همين حضرات، همين دمكراتها اين كار را كردند. فرقه‏ى داوودى‏ها به قول خودشان ديويدى‏ها - به دليلى مورد غضب دولت آمريكا قرار گرفتند و به منزلى رفتند و در آنجا متحصن شدند. هر چه كردند، بيرون نيامدند. اينها خانه را آتش زدند و هشتاد تا مرد، زن، بچه تو اين خانه، زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر ميفهميد يعنى چه؟! به نظر من اين مسئولان و سياستمداران اروپائى و آمريكائى قدرى بايستى شرم و حيا را هم براى خودشان وظيفه بدانند. جمهورى اسلامى، پرچم‏دار حقوق انسان است. دفاع ما از مردم مظلوم در فلسطين، در لبنان، در عراق، در افغانستان، در هر نقطه‏اى كه مردم مظلوم واقع شدند، نشانه‏ى همين است. نشانه‏ى اين است كه پرچم حقوق بشر به وسيله‏ى اعتقاد به اسلام، ايمان به اسلام در اين كشور برافراشته شده است. ما احتياج نداريم كه براى حقوق بشر كسى ما را نصيحت كند. خب، اين عرايض ما بود درباره‏ى انتخابات.

يك خطاب آخرى هم عرض كنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه): اى سيد ما! اى مولاى ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام ميدهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندك آبروئى هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؛ همه‏ى اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاى ما، دعا كن براى ما؛ صاحب ما توئى؛ صاحب اين كشور توئى؛ صاحب اين انقلاب توئى؛ پشتيبان ما شما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاى خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيبانى بفرما.

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏
اذا جاء نصر اللَّه و الفتح. و رأيت النّاس يدخلون فى دين اللَّه افواجا. فسبّح بحمد ربّك و استغفره انّه كان توّابا.
و السّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

1) فتح: 4
2) رعد: 28
3) جمعه: 9
4) عصر: 3-1
5) آل عمران: 118


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/03/31 ساعت : 17:33 | |

مقام معظم رهبری


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/03/29 ساعت : 15:40 | |

دکتر محمود احمدی نژاد

گمان ما این است:

که دکتر پیروز میشود

 

آخرین نظر سنجی ها حکایت از اقبال بیش از ۶۵ درصدی ملت به خادم خود دارد و این یعنی دومین تودهنی بزرگ مردم به گرگان در لباس میش طی ۴ سال اخیر.

و البته این میسور نخواهد شد جز با سعی و تلاش ملت و همراهی دعای خیر و توسلات دلهای خسته از ریا و مردم فریبی و شکسته از محنت،مشاهده بی عدالتی و تبعیض و فساد در مقابل دیدگان معصوم رنج دیدگان و پابرهنگان ان شاءالله.

 

 

گر بُود عمر و به میخانه رسم بار دگر

به جز از خدمت رندان نکنم کار دگر


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : پنجشنبه 1388/03/21 ساعت : 18:40 | |

 

مقام معظم رهبری و دکتر احمدی نژاد

احوالات مان خراب شد؛ توهین بی سابقه حامیان آقای میرحسین موسوی به مقام معظم رهبری و دکتر احمدی نژاد دیشب در میدان ونک تهران فریاد شد که دل همه ی دوستداران رهبری،رئیس جمهوری و انقلاب را خون کرد.

مهندس میرحسین موسوی

چند درخواست از آقای مهندس موسوی دارم:

1-      آقای موسوی اگر قصد براندازی و تکه تکه شدن نظام و کشور و فاصله انداختن بین مردم و رهبری نظام را دارید صریحاً بیان کنید!، اگر مطیع امر ولایت هستید حسابتان را از این نا اهلان و زالو صفتان جدا کنید و اعلام برائت بجویید.

2-      آقای مهندس آیا می دانید دوستداران شما چه شعارهایی بر علیه رهبری عظیم الشأن سر می دادند؟، همان رهبری عزیزی که شما در تبلیغات انتخاباتی خودتان از ایشان مایه میگذارید و خرج میکنید؛بعید می دانم که بدانید بنده اشاره ایی کوتاه میکنم، هواداران شما شعار میدانند "علی یه دست" شعار می دادند که "معتاد ..." و غیره ...

3-      آقای میرحسین آیا می دانید که دوستداران شما چه شعارهایی بر علیه دکتر احمدی نژاد سر می دادند؟ اینبار هم بعید می دانم که بدانید باز هم من اشاره ایی مختصر به آن اراجیف ها میکنم، "یک هفته و دو هفته و سه هفته محمود حموم نرفته" "هواداران احمدی نژاد را که می ببینند توهین میکنند" "جایی که کم می آورند و حرفی برای گفتن ندارند از سلاح های سرد مانند قمه و چاقو و ... استفاده می کنند" "کوتوله دیکتاتور" و ...

4-      آقای مهندس میرحسین از اینکه شما صیحفه خوانی نکرده اید شکی نیست از اینکه از امام فقط خاطره هایی که به نفع خودتان باشد به یاد دارید شکی نیست،قبلا به مثقالی روحیه انقلابی داشتید آن را هم از دست دادید و من از این امر ناخوشایند و متأسفم. خواهشمندم که به روحیه و خوی انقلابی خود بازگشت کنید.

5-      به شما عرض میکنم که فرزندان معنوی امام(ره) و انقلاب بیدار و هوشیارند،تشنه قدرت و ثروت نیستند،اخلاق ما زبان زد عام و خاص است حتی دوستان شما از این همه مهربانی دوستداران احمدی نژاد شگفت زده شده بودند وقتی شما در مناظره با دکتر شکست خوردید ما شعار میدادیم "درود بر موسوی،رأی ما احمدی" !

6-      از شواهد و قرائن که پیداست دوستان و هواداران شما که زیاد هم قابل توجه نیستند به دنبال کودتا هستند تا برگزاری یک انتخابات پرشور،سالم و با نشاط،این تفکر ایجاد شده از سخنرانی ها و نطق های شما نشأت میگیرد که زیاد هم قابل خوشایند نیست.شما یعنی همان "مثلث ما نمی توانیم" طوری مسائل کشور را بیان می کنید که انگار جمهوریت از اسلامیت جدا شده است.

7-      این ره که می روید به تُرکستان است ...

 

بعد نوشت و رونوشت به جناب آقای موسوی:

امام خمینی

"از همه قشرها، از همه ملت مى‏خواهم كه آداب اسلامى را در انتخابات حفظ كنند"
لكن من از همه قشرها، از همه ملت مى‏خواهم كه آداب اسلامى خودشان را نسبت به همه امور، خصوصاً در انتخابات حفظ كنند. و مبادا خيال كنند كه مبارزات انتخاباتى عبارت از اين است كه به ديگران بد بگويند و كارشكنى بكنند. 

البته دعوت به انتخاب اشخاص مانع ندارد، لكن توجه داشته باشند كه همان‏طور كه در انتخاب ریيس جمهور، به آن سلامت و به آن آرامش و به آن خوبى گذشت -كه نمونه بود در ايران- من اميد آن دارم كه در اين انتخابات هم به همان‏طور بگذرد. و همه با هم برادروار در يك مقصد باشيم. در يك مقصد باشيد. و خداوند را شاهد بدانيد، و ناظر بدانيد، و نهضت را لكه‏دار نكنيد. دشمن ها درصددند كه خرده گيرى كنند. و من اميدوارم كه خداوند همه شما را تأييد كند. و همه با سلامت اين انتخابات را هم بگذرانيد و بعد را هم همين‏طور.
صحيفه امام، ج‏12، ص: 151 


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/03/17 ساعت : 12:9 | |

قبل نوشت: از طرف دوست خوبم جناب آقای مهدی نیکخواه به موج خود جوش بازی وبلاگی دعوت شدم، متأسفانه به علت ذیق وقت موفق نشدم که خودم مطلبی در این باره بنویسم،به همین دلیل تحلیل جالبی که جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در جزوه ای انتشار داده بود را اینجا می آورم.   

1) مقدمه:

چرا از احمدی نژاد حمایت میکنیم


انقلاب‌اسلامي‌ايران در طول 30 سالي كه از شكل‌گيري آن مي‌گذرد، به رغم توطئه‌ها و دسيسه‌چيني‌هاي بي‌شمار نظام سلطه‌جهاني،  توانسته است در سايه اهداف ترسيم شده معمار بزرگ انقلاب حضرت‌امام‌خميني‌(ره) و رهنمودهاي مقام‌معظم‌رهبري و با تكيه بر مقاومت و فداكاري ملت و مسئولين، به اهداف والايي چون تشكيل جمهوري اسلامي ايران  و تحكيم نظام‌اسلامي مبتني بر دستورات الهي و برگرفته از اراده ملت آگاه و بصير و ديندار  همچنين الگوسازي آن براي ملت‌هاي مسلمان و آزاديخواه سراسر جهان، دست يابد.
قدم سوم در اين مسير، استقرار دولت‌اسلامي و تلاش براي پياده‌سازي احكام متعالي اسلام در امور اجرايي كشور است. متأسفانه با وجود قدمهاي مؤثر فراواني كه در طول 30 سال گذشته در اين مسير برداشته شده، استقرار دولت اسلامي و انطباق كامل امور فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي كشور با احكام نوراني اسلام به دلايل مختلف، تا امروز به تعويق افتاده است. به جرأت مي‌توان گفت كه اولين اقدامات جدي در اين مسير براي كنار گذاشتن الگوهاي مرسوم نظامهاي شرق و غرب براي اداره امور كشور، با روي كارآمدن اصولگرايان شروع شد. نگاهي به تاريخ پُر فراز و نشيب انقلاب‌اسلامي نشان مي‌دهد كه تا پيش از استقرار اصولگرايان در عرصه خدمتگذاري، مسئولين اجرايي كشور به رغم زحمات فراواني كه براي رشد و پيشرفت كشور به خرج مي‌دادند، در هر دوره و هر عصر به فراخور رويكرد جهاني، سكان هدايت امور اجرايي كشور را با قطب‌نماي يكي از دو الگوي «شرقي يا غربي»  جهان تنظيم كرده‌اند.  چه در دوره‌هايي كه با تكيه بر الگوهاي «شبه‌سوسيالسيتي» راه حضور مردم در عرصه‌هاي مختلف را سد مي‌كردند و چه در دوره‌هايي كه با دل‌بستن به شيوه‌هاي ليبراليستي، توسعه را حتي به قيمت از بين رفتن اقشار ضعيف جامعه، بر همه چيز اولويت دادند. اما شكوفايي گفتمان اصولگرايي و رويكرد عمومي مردم به اين گفتمان كه برخواسته از گفتمان امام(ره) و انقلاب بود، شرايطي ديگر رقم زد و براي اولين‌بار اداره امور اجرايي كشور به خدمتگذاراني سپرده شد كه بي‌اعتنا به شيوه‌هاي مرسوم غرب و شرق، دل در گرو تحقق دولت‌اسلامي بسته بودند. هرچند عملكرد اصولگرايان در اين زمينه را بايد قدمهاي اوليه در اين مسير پُر طولاني و پُر پيچ‌و‌خم تلقي كرد اما تغيير رويكرد مسئولين اجرايي به سوي پياده‌سازي احكام اسلام در ابعاد فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي و قضايي كشور به جاي استفاده از شيوه‌هاي حكومتداري شرق و غرب و تلاش براي تدوين الگوي دولت‌اسلامي پيش چشم جهانيان، به تنهايي دستاورد داخلي بزرگي براي انقلاب‌اسلامي ايران به شمار مي‌آيد. در ابعاد جهاني نيز گفتمان اصولگرايي توانسته است، پس از يك دوره فترت و خمودگي، بار ديگر موج جديد از گفتمان اصيل انقلاب اسلامي بيافريند. موجي كه با پشت سر گذاشتن مرزها، توانسته است گفتمان انقلاب‌اسلامي را تبديل به گفتمان مسلط و غالب اكثر كشورهاي اسلامي نمايد و نظام اسلامي ايران را به عنوان الگويي موفق در برابر شرق و غرب مطرح كند. بنابراين حفظ و تداوم گفتمان اصولگرايي به عنوان احياگر آرمان‌هاي اوليه انقلاب از جمله تشكيل دولت اسلامي و مقوم گفتمان امام(ره) و انقلاب، در آستانه ورود به چهارمين دهه از عمر پُربركت انقلاب اسلامي ايران، امر واجبي است كه هر روز با نزديك‌شدن به موعد برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري در 22 خردادماه سال 1388، اهميت آن بيشتر بر همگان روشن مي‌شود.  چرا كه به دليل برخي اتفاقات و صف‌آرايي‌هاي شكل گرفته حول نامزدهاي اين دوره از انتخابات، مردم در معرض انتخابي سخت قرار گرفته‌اند. انتخابي كه قرار است يا ضامن بقاء و تعالي گفتمان اصولگرايي و در جهت استقرار و استحكام دولت‌اسلامي براي تحقق هدف پيشرفت و عدالت باشد يا كشور را به مسيري بازگرداند كه پيش از اين و در دوره‌هاي سابق رياست‌جمهوري، مردم رويكرد مغرضانه آنان به مباني انقلاب و عملكرد منفي آنان نسبت به اهداف اوليه آنان را به عينه مشاهده كردند.
2) به لحاظ رويكرد و آرمان
احياء گفتمان انقلاب اسلامي، احياي تفكرات امام‌(ره) و احياي ارزشها و ... در حوزه آرماني در كارنامه دولت نهم و شخص دكتر احمدي‏نژاد مي‏درخشد.  همچنين «عدالتخواهي، خدمتگزاري، پُركاري، ساده‌زيستي، مردمي‌بودن، توجه به محرومين، روحيه ضد اشرافيگري و‌تجمل‌گرايي، توسعه علم و فن‌آوري، شجاعت در تصميم‌گيري، استكبارستيزي، مبارزه با فساد، برقراري امنيت اجتماعي، بالابردن وحدت و انسجام ملي، روحيه توسعه و آباداني و پيشرفت، روحيه خودباوري، خودكفايي و فرهنگ توانستن، توسعه فرهنگ مقاومت و پايداري در جهان، ايستادگي در مقابل انحرافات و كجي‌ها و ساختارهاي ناصحيح و مفاهيم نادرست جهاني و..» از جمله رويكردهاي دولت نهم و دكتر احمدي‏نژاد است.
دولت نهم احيا كننده شعارهاي اصلي انقلاب است. اين دولت با تلاش و پُركاري و رويكردهاي اساسي چون «عدالتخواهي، ولايت‌مداري، استكبارستيزي، مردم‌گرايي، مستضعف‌نوازي، كارآمدي، گرايش به طبقات محروم و پرهيز از اسراف و زندگي اشرافي، مشاركت عموم مردم در تصميم‌گيري‌ها، توجه به ارزش‌ها و اصول روحيه خدمت‌گزاري و...»  را به متن تصميم‌ گيري تصميم‌سازان آورد.
رويكرد كلان سياسي و اجتماعي و فرهنگي، ‌دولت‌نهم با استراتژي و راهبرد انجام سفر‌هاي مستمر دولت به استانها و تمامي شهرستان‌هاي كشور، به منظور برقراري رابطه دولت با مردم و از بين بردن شكاف بين دولت و مردم،‌آشنايي با مشكلات و دغدغه‌هاي مردم،‌پيگيري و تسريع در حل مشكلات مردم و اجراي طرح‌ها و پروژه‌ها و... تجلي پيدا كرده است. برخي از رويكرد‌ها به اين شرح است:

الف ـ  گفتمان خدمت و فرهنگ خدمت‌رساني
 از رويكرد‌هاي مورد تاكيد و پيگير مجموعه دولت، برنامه‌ريزي جهت افزايش كيفي و كمي فرهنگ خدمات‌رساني به مردم بوده است. در اين دوره تلاش گرديده در اين راستا با دوري از منازعات بدون حاصل سياسي و حزبي، جهت پايدار نمودن آرامش سياسي در جامعه زمينه تسلط فضاي كار و خدمت را فراهم نمايد. افزايش قابل‌توجه ساعات فعاليت بدنه مديريتي دولت، ‌برنامه‌ريزي جهت دخيل شدن بدنه كارشناسي استاني و ملي دستگاه‌ها در فرآيند تصميم‌گيري‌ها، انجام منظم سفر‌هاي منطقه‌اي وزراء و معاونين رئيس‌جمهور و ديگر همكاران آنها بعلاوه سفر‌هاي منظم پايان هفته هيأت وزيران هر دو هفته يكبار موجب شد فضاي عمومي جامعه و همچنين ساختار دولت به جاي فضاي ملتهب و غيركاري، فضايي آكنده از روحيه كار و تلاش و فرهنگ خدمت باشد.

ب ـ مردم‌محوري
 دولت نهم اين افتخار را براي خود محفوظ مي‌داند كه در برنامه‌ريزي‌هاي خود هرگز به دنبال ترجيح منافع گروه‌ها،‌دسته‌ها و اقشار خاص و ويژه به منافع عامه مردم نبوده و «مردم محوري» را به عنوان آموزه‌اي ديني و اعتقادي سرلوحه خدمات خود قرار داده است. دولت در اين راه با نامهرباني‌هاي متعددي نيز روبرو گشته است. اما بر اين اعتقاد راسخ باور دارد كه آثار مبارك اين رويكرد در تصحيح برخي جهت‌گيري‌هاي پيشين اجرايي و نزديك‌تر كردن رابطه «دولت ملت» در تداوم عزت‌مندي نظام ظهور و بروز مناسبي را پيدا خواهد نمود. مبناي «مردم محوري» موجب شده است مجموعه دولت با غنيمت شمردن فرصت كوتاه تصدي اجرايي خود، نسبت به برنامه‌ريزي جهت بردن دولت به اقصي نقاط كشور با اولويت مناطق محروم و كمتر برخوردار، اقدام نمايد. دولت نهم در اين سفرها كه از آغازين ماه‌هاي استقرار دولت يعني از آبان ماه 1384 آغاز شده است، موفق شده‌اند در تمامي سفر‌هاي دوره‌اي استاني خود تشكيل جلسات هماهنگي متعدد و هزاران ساعت كار كارشناسي و تصميم‌سازي با حضور مسئولين و كارشناسان استاني و دستگاههاي اجرايي و سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور جلساتي نيز با حضور نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي از استانهاي مورد سفر با مردم شريف شهرستان‌هاي مختلف كشور با همراهي جدي و فعال نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي ديدار نموده و از نزديك با مشكلات آنان آشنا شوند.
ج ـ عدالت‌محوري
 عدالت‌محوري در همه عرصه‌هاي حوزه فعاليت دولت از جمله: «هدايت منابع بانكي به مناطق محروم در جهت ايجاد عدالت اجتماعي و اقتصادي، كاهش نرخ سود بانك‌هاي دولتي و خصوصي، بر قراري تناسب در توزيع اعتبارات و تسهيلات كشور، افزايش حقوق كاركنان دولت، ‌معلمان و بازنشستگان، توجه به اقشار محروم تحت پوشش كميته‌امداد، اجراي طرح بيمه‌هاي روستايي، كاهش نرخ تورم،‌واگذاري سهام عدالت،‌حمايت از بخش خصوصي، سرمايه‌گذاري توليد و كارآفريني، ‌اجراي اصل 44 با رويكرد واگذاري‌ها با اقشار مردم و «نه» صاحبان نفوذ، ‌توزيع عادلانه منابع و ثروت در بين همه اقشار جامعه و مناطق، برخورد با رانت‌خواران اقتصادي و نظارت به منظور پيشگيري از سوء‌استفاده‌هاي احتمالي، تلاش انكارناپذيري داشته است.
د ـ عرصه سياست خارجي
 سياست خارجي نيز ابتكار عمل و ديپلماسي قوي و مؤثر رياست‌محترم‌جمهور باعث همگرايي بسياري از كشور‌ها در مقابل زورگويي‌هاي استكبارجهاني و عقب‌نشيني تدريجي آنان در عرصه روابط بين‌المللي شده و موج گسترد‌ه‌اي از اسلام‌خواهي و عدالت‌طلبي را در سطح جهان بويژه كشور‌هاي اسلامي در پي داشته است. از نظر اين دولت، استكبار، آفت بشريت است و ستيز با اين روحيه و دفاع از حقوق مردم مظلوم از ارزشهاي اساسي نظام اسلامي است كه پس از سياست منفعل دولت دوم خرداد، در دولت احمدي‌نژاد علي‌رغم هزينه‌هاي سنگيني كه دولت تحمل كرد، در دستور كار قرار گرفت. «تكميل چرخه سوخت هسته‌اي، انفعال آمريكا، تقويت نهضت‌هاي ضداستكباري در لبنان وغزه، تقويت آرمان فلسطين، تقويت مبارزات مردم عراق و افغانستان و ارتقاء جايگاه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران در منطقه و جهان و محبوبيت احمدي‌نژاد در بين‌الملل اسلامي، به چالش‌كشاندن حُسن‌نيت قدرت‌هاي بزرگ  در حوزه خلع سلاح هسته‌اي فراگير، افزايش عزت و استقلال ملي،   ايجاد فضاي اتحاد وانسجام ملي» از دستاوردهاي اين موضع بود.  
مقاومت و ايستادگي دولت نهم در حراست از حقوق مسلم مردم ايران براي استفاده صلح‌آميز از فن‌آوري هسته‌اي هم در داخل و هم در خارج از كشور نيز با استقبال و واكنش بسيار مثبت ملت‌ها همراه بوده است. در ماجراي هسته‌اي، ‌دولت با كمك ديگر مجموعه‌هاي نظام بالاخص مجلس شوراي اسلامي موفق گرديد مجموعه اقداماتي كه آخرين روز‌هاي دولت گذشته براي راه‌اندازي مراكز هسته‌اي به تعويق افتاده بود را گسترش داده و در كنار فعال نمودن تعاملات ديپلماتيك و افزايش رايزني‌ها در سطوح منطقه‌اي و جهاني، با قدرت به استيفاي حقوق هسته‌اي ملت، ‌بازگشايي مراكز هسته‌اي تعطيل شده در كشور،‌تكميل و تثبيت چرخه سوخت هسته‌اي و راه‌اندازي بخش‌هاي جديد در اين حوزه بپردازند. اتخاذ رويكرد‌هاي فعال در عرصه ديپلماسي با باور به ضرورت «تأمين عزت ملي» از ديگر گزينه‌هاي انتخاب شده در سال ابتدايي دولت نهم بود. مكاتبه با رؤساي‌جمهور كشور‌هاي بزرگ جهان، ‌طراحي و بيان ايده‌هايي چون گفت‌وگوهاي حقوق بشري با غرب، خدشه‌به باور‌هاي بي‌پايه مجموعه استكباري جهان چون هولوكاست، فعال‌تر نمودن سطح مناسبات با كشور‌هاي آفريقايي و آمريكاي لاتين و بسياري از كشور‌هاي عضو جنبش عدم‌تعهد و تشكيل ستاد كشور‌هاي توسعه‌اي جهت هماهنگي دستگاه‌ها به همين منظور، ‌از ديگر تلاش‌هاي صورت گرفته در اين راستا مي‌باشد.
از جمله اثرات موفقيت‌آميز اين رويكرد «پُررنگ نمودن الگو محوري جمهوري اسلامي در جهان اسلام» بود. رويكرد عزتمند دولت نهم در عرصه خارجي موجب گرديد مجدداً آموزه‌هاي حضرت امام راحل‌(ره) به عنوان آموزه‌هاي قابل‌تحقق در خارج نمودن ملل مسلمان از زير يوغ استكبار مطرح گردد. اين رويكرد نه تنها زمينه حفظ آرمانها را فراهم نمود بلكه موجب افزايش سطح تعاملات ديپلماتيك رئيس‌جمهور و دستگاه‌ها و افزايش سرمايه‌گذاري و صادرات گرديد.
ي ـ امنيت‌داخلي
 رويكرد جدي به مسئله «تقويت امنيت و اقتدار ملي» در سايه حمايت جدي از سيستم ارتقاء توان دفاعي  ـ موشكي، سبب ايجاد اميد و نشاط در نيروهاي متدين، حضور نيروهاي متعهد به انقلاب‌اسلامي در بدنه دولت و نهادهاي فرهنگي،  توسعه وگسترش مديريت مردم و تقويت بسيج مردم حافظ اصلي انقلاب اسلامي شد. اين امر محبوبيت احمدي نژاد را افزايش داد و دشمني و تخريب عليه احمدي‌نژاد توسط نظام استكبار را تشديد كرد. جنگ رواني و رسانه‌اي و تخريب عليه احمدي‌نژاد در تاريخ انقلاب اسلامي بي‌سابقه بوده است. اين موضوع حكايت از دشمني نظام‌استكبار با مشي و روحيه احمدي نژاد دارد.

3) به لحاظ عملكرد
عليرغم تبليغات گسترده و منفي كه صورت مي‌گيرد عملكرد قابل دفاع، در بسياري موارد افتخارآميز بود. البته اشكالاتي هم بوده كه قابل اصلاح است و دفاع از عملكرد احمدي‌نژاد فقط بخاطر رويكردها و جهت‌گيري‌هاي آن نيست كه البته اين نيز خود بسيار مهم است. دولت دكتر احمدي‌نژاد در عرصه‌هاي انساني، علمي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي، هسته اي،  دفاعي، موشك و ماهواره و بهداشت و درمان نيز گام‌هاي بزرگي برداشته است. ارتقاي ايران اسلامي با 15 رده صعود به رتبه 84 توسعه انساني در جهان در دولت نهم، افزايش صادرات غيرنفتي به سالانه 25 ميليارد دلار، كاهش نرخ سود بانكي براي حمايت از مردم و توليد از اين جمله است.
دستاوردهاي عظيم نظام اسلامي و بويژه دولت نهم در به دست‌آوردن چرخه كامل سوخت هسته‏اي، ورود به عرصه نانوتكنولوژي، توليد گوسفند و موش‏هاي شبيه‌سازي شده، درمان بيماران نخاعي، قلبي، كبدي، عروقي و چشمي با استفاده از سلول‏هاي بنيادي، داروي كنترل ايدز و سرطان، داروي زخم ديابت، داروي‏سرطان پوست، آزمايش نهايي بيش از 30 داروي درمان كننده بيماري‏هاي صعب العلاج، ساخت ماهواره، ساخت موشك ماهواره‏بر، ساخت موشك‏هاي دوربرد، زيردريايي، موشك‏هاي كروز، جنگنده‏هاي پيشرفته و صدها دستاورد ديگر، جز در سايه تدابير و اهتمام مستمر رهبر معظم انقلاب اسلامي و پايبندي دولت نهم به پيشرفت و عدالت به دست نيامده است.
محققان ايراني در دولت نهم با ارائه 17 هزار و 88 مستند علمي، از لحاظ «تعدادكل توليدات علمي نمايه شده»، با شش پله صعود نسبت به سال 2007 در جايگاه بيست‌و‌چهارم جهان و از لحاظ «تعداد مقالات علمي نمايه شده» در جايگاه بيست‌و‌سوم جهان قرار گرفته‌اند. قبل از انقلاب‌اسلامي از سال 42 تا 57 تنها 841 مورد اختراع ثبت شده بود كه در فاصله زماني 57 تا 83 تعداد اختراعات ثبت شده به 4640 مورد رسيده است و از سال 84 تاكنون نيز حدود 200000 اختراع ثبت شده است.
«افتتاح بزرگ‏ترين مجتمع توليد فرآورده‏هاي دارويي نوتركيب» در كشور از ديگر اتفاقات محقق شده در دولت نهم مي‌باشد. در اين‏مجتمع، واكسن هپاتيت‌B، داروي بيماران ‌ام. اس، داروي بيماران مبتلا به كم‏خوني و داروهاي‏بازكننده لخته‏هاي خون و رفع انسداد قلبي توليد مي‏شود. در دنياي پزشكي از اين داروها به عنوان «محصولات استراتژيك» نام مي‏برند و در حال حاضر در منطقه خاورميانه، ايران تنها كشوري است كه به اين فناوري استراتژيك دست‏يافته است. دستيابي به دانش توليد داروهاي گرانقيمت و حياتي نيز از سياستهاي مهم وزارت‌بهداشت، درمان‌و‌آموزش پزشكي در راستاي خودكفايي، جلوگيري از كمبودهاي مقطعي، ممانعت از صرف يارانه بسيار و خروج ارز از كشور مي‌باشد. دستيابي ايران به روش نوين‏درمان سلولي بيماران نخاعي در دولت نهم از ديگر پيشرفت ها است.در اين روش بيماران ضايعات نخاعي با تزريق سلول‏هاي‏عصبي كه در محيط آزمايشگاه كشت شده‏اند، توان برخاستن و حركت را به دست مي‏آورند. در حال حاضر ايران به همراه سه كشور ديگر، از اين فناوري و دانش پزشكي برخوردارشده اند. در سال 56 از نظر شاخص‌هاي بهداشتي، درماني جزء 30 كشور آخر دنيا بوديم اما امروز با وجود بيش از 190 كشور در دنيا جزء 30 كشور برتر دنيا از نظر شاخص‌هاي بهداشتي درماني هستيم و رتبه ما بين20 تا 30 كشور برتر است. طي 3 سال گذشته شاهد رشد چشمگير خدمات و شاخص‌هاي بهداشتي ودرماني در كشور هستيم؛ تعداد آزمايشگاه‌هاي كشور در سال 83 حدود 4100 مركز بود كه امروز به 4600 مركز افزايش يافته است، مراكز توانبخشي نيز از 2100 مركز در سال 83 امروز به 2700 مركز در كشور افزايش يافته است. طي 41 ماه منتهي به بهمن هشتاد‌و‌هفت، 71 بيمارستان جديد در كشور به بهره‌برداري رسيد، تعداد پايگاه‌هاي اورژانس كشور از 600 پايگاه به 1700پايگاه افزايش يافت،1800آمبولانس جديد به ناوگان اورژانس كشور اضافه شد و تا چند ماه آينده 800 آمبولانس جديد ديگر نيز به مجموعه وزارت بهداشت اضافه مي‌شود.
يكي ديگر از دستاوردهاي وزارت بهداشت طي 3 سال گذشته، ايجاد مراكز درماني در مناطق محروم است، به اين ترتيب كه مصوب شده است براي شهرهاي زير 50 هزار نفر كه فاقد مركز درماني هستند، يك مركز درماني 10 تخته مجهز به سيستم ويدئو كنفرانس قوي ايجاد شود كه براي اين كار 42 شهر شناسايي و تعريف شد و پروژه ساخت اين مراكز آغاز شده كه به تدريج به بهره برداري مي‌رسند.
در سال‌هاى 1386ـ1384 با اجراى پروژه‌هاى بهبود وتوسعه پالايشگاهي، مجموع توليد پنج فرآورده اصلى به ترتيب معادل 2/226، 7/230 و 3/229 ميليون ليتر در روز بوده كه نسبت به ارقام برنامه سند بخشى به ترتيب به ميزان 48/98 ، 8/97 و 3/101 درصد تحقق يافته است.
با وجود همه فشارها و تحريم‌ها، 5 فاز پارس جنوبي در سال 1387 به بهره بردارى كامل رسيد. در حالي كه تا سال 1383، تعداد 5 فاز پارس‌جنوبي به بهره‌برداري رسيده بود، در طول سال 87 و بر خلاف تشديد تحريم‌ها عليه صنعت نفت كشورمان، 5 فاز ديگر اين حوزه به بهره‌برداري كامل رسيد. فازهاي 6، 7 و 8 پارس جنوبي پاييزسال 87 به بهره‌برداري رسيد و 2 فاز 9 و 10 نيز دهه فجر افتتاح ‌شد.
بهره‌برداري از 5 فاز پارس‌جنوبي در سال جاري،‌بر خلاف پيش‌بيني نهادهاي غربي و با وجود تشديد فشارها و تحريم‌ها عليه صنعت نفت كشورمان در سال‌هاي اخير حاصل شده است.
طبق اهداف كمي صنعت پتروشيمي در افق برنامه پنجم توسعه پيش‌بيني شده است كه ميزان توليد محصولات پتروشيمي به ۲۰ ميليارد دلار در سال برسد، در حالي كه هم‌اكنون ايران 25 ‬ درصد محصولات پتروشيمي منطقه خاورميانه و 93/1 ‬ درصد محصولات پتروشيمي جهان را توليد مي‌كند.دولت نهم توانسته است ظرف مدت 6 ماه صدور و توزيع 10ميليون كارت هوشمند سوخت را اجرايي كند كه اين اقدام، پيش‌نياز اساسي براي سهميه‏بندي بنزين و كاهش مصرف انرژي در كشور بود.
 در دولت‏هاي آقاي خاتمي و‌هاشمي‌رفسنجاني، همواره يكي ازچالش‏هاي اساسي اقتصاد ايران، افزايش بي‏رويه مصرف انرژي و خصوصاً بنزين بود اما گام‏اساسي در اجراي برنامه‏هاي 5 ساله و بودجه‏هاي سنواتي براي كاهش مصرف برداشته نشد وهر سال شاهد افزايش 10 درصدي در مصرف بنزين بوديم. كارت هوشمند اين امكان را فراهم‏ كرد كه از سال گذشته براي اولين بار شاهد كاهش مصرف بنزين باشيم؛ افتخاري كه دولتهاي‏گذشته از آن برخوردار نبودند.
قبل از انقلاب، 224 كيلومتر آزاد‌راه در كشور وجود داشت كه اكنون به 7 هزار و 556 كيلومتر رسيده است كه 40 درصد در دولت نهم انجام شد و راه‌هاي روستايي آسفالته قبل از پيروزي انقلاب 200 كيلومتر بود و در دوران بعد از انقلاب تا قبل از دولت نهم 49 هزار كيلومتر راه‌آسفالته روستايي احداث شد و در دولت نهم 72 هزار و 200 كيلومتر راه روستايي به بهر‌برداري رسيد. دولت نهم در طول دوران خدمت خود در بخش راههاي روستايي بيش از ‪۱۵‬سال گذشته كار كرده است.   در حال حاضر 6100 كيلومتر شبكه اصلي و با بيش از 2000 كيلومتر شبكه فرعي راه‌آهن در كشور وجود دارد و اين در حالي است كه با تلاش خدمت‌گذاران نظام جمهوري اسلامي، كار تكميل 9 هزار كيلومتر ديگر نيز در شبكه ريلي در دست انجام مي‌باشد. ميزان احداث خطوط راه آهن در كشور طي چهار سال فعاليت دولت نهم نسبت به مدت مشابه دولت هشتم بيش از 80درصد افزايش يافت.
توليد مسكن در دولت نهم به 5/1 ميليون واحد در سال رسيده است. در گذشته سالانه 500 هزار واحد مسكوني در كشور ساخته مي‌شد  .
در صنعت آب و برق به مرز خودكفايي كامل رسيده‌ايم. در طراحي، احداث و بهره برداري، ديگر از شركت‌هاي خارجي استفاده نمي‌كنيم و همه اين بخش‌ها به دست كارشناسان داخلي انجام مي‌شود. اكنون در مرزي هستيم كه صنعت سدسازي و تكنولوژي آن را به خارج از كشور صادر مي‌كنيم.
دولت نهم در سال84  معادل 2 ميليون و 557 هزار شغل‏جديد و در سال 85 برابر با 2 ميليون و 754 هزار شغل ايجاد كرده است. نرخ پيش‏بيني‏شده ‏بيكاري در برنامه‌چهارم در سال 84 معادل 8/11 درصد و در سال 85 برابر 11 درصد بوده است‏كه در عمل به ترتيب 5/11 و 6/11 درصد تحقق يافته است.
در طول فعاليت دولت نهم يك هزار و 185 پروژه آبرساني روستايي براي بهر‌ه‌مندي 690 هزار نفر از اهالي يك هزار و 244 روستا به اجرا درآمده و با اجراي يك هزار و 197 پروژه راهسازي شامل 2 هزار و 655 كيلومتر راه شوسه جديد و آسفالت 3 هزار و 850 كيلومتر راه مشكل تردد و راه مواصلاتي 760 هزار نفر از جمعيت روستايي كشور رفع گرديده است.
ميزان رشد توليد ناخالص داخلي طي دوره 1375 ـ 1368 معادل 4 درصد و طي دوره 1383 ـ1376 معادل 4 درصد بوده است و در سالهاي‏84 و 85  به ترتيب 4/5 و 3/5 درصد بوده است‏.
 ميزان رشد سرمايه‏گذاري طي دوره 75-68 معادل 5/5 درصد و طي دوره 83-76 به 7 درصدافزايش يافت. رشد سرمايه‏گذاري در دولت دكتر احمدي‏نژاد افزايش بيشتري پيدا كرد و طي‏سالهاي 83 و 84 به ترتيب به 8/5 و 1/8 درصد رسيد.
اينها همه بخشي از عملكرد آماري دولت نهم و دكتر احمدي‏نژاد است كه براي تفصيل آن بايستي جزوات مفصل‏‏تري منتشر نماييم.

4) تحليل شرايط بين‌المللي و داخلي
اكنون در شرايط حساس و مهمي قرار داريم كه تحركات اصولگرايان، دولت نهم و دكتر احمدي‏نژاد موجب بوجود آمدن بهترين شرايط داخلي و خارجي براي كشور شده است. براي شناخت شرايط بين‌المللي و داخلي در ذيل به مواردي اشاره مي‏شود:
ـ ايستادگي و مقاومت دولت و مخالفت جدي با قدرتهاي استكباري؛
ـ شكل‌گيري فرهنگ مقاومت و پايداري در بين دولتهاي مستقل و ملتهاي جهان؛
ـ فضاي امپراطوري خبري صهيونيزم و عمليات رواني استكبار جهاني عليه احمدي‌نژاد؛
ـ پيش‌برد مواضع به حق جمهوري اسلامي؛
ـ فرموده حضرت امام (ره)(مضمون): «اگر ديديد قدرتها مخالف شما هستند، دليل صحت كار شماست»؛ همه قدرتهاي استكباري مخالف احمدي‌نژاد هستند؛
ـ كارشكني جريان افراطي و انحرافي مقابل دولت
ـ سياه‌نمايي و تخريب گسترده دستاوردهاي انقلاب و خدمات دولت نهم؛
ـ تلاش براي اثبات شرايط بحراني و اضطراري؛
ـ مخالفتهاي جدي از طرف كساني كه امكانات و مسئوليت داشتند و نتوانستند در شأن اين ملت، گامهاي اساسي بردارند؛
ـ تمام چالشهايي كه در دور‌ه‌هاي قبل مطرح مي‌شد را به پاي دولت نهم گذاشتن؛
علي‌رغم همه كارشكني‌ها‏ امروز گفتمان اصولگرايي كه همان گفتمان انقلاب اسلامي احيا شده است و كشور در اوج عزت و اقتدار در سطح جهان و آرامش و امنيت و وحدت داخلي و اميد و نشاط براي آينده‌اي بهتر به پيش مي‌رود.

5) مقبوليت
روشي كه مورد توافق همه در دوره نهم (شوراي هماهنگي) بود، بحث امكان رأي‌آوري و مقبوليت بود. اكنون با همان منطق، اين سازوكار را صحيح مي‏دانيم.
 همه سنجشها را تا اول ارديبهشت مقايسه كرديم؛ در ميان نامزدهاي اصولگرا، دكتر احمدي‌نژاد با فاصله زيادي نسبت به ديگران در رتبه اول قرار داشت.
6) امكان وفاق بين اصولگرايان
هدف اين بود كه سبد رأي اصولگرايان شكسته نشود و به نامزدي واحد برسيم. لازمه آن‏، وحدت حداكثري بود. با توجه به اينكه سه ضلع، روي شخصي غير از  احمدي نژاد امكان وفاق نداشتند كه در عين حال امكان رأي‌آوري هم داشته باشد، طبيعي بود كه امكان انتخاب احمدي نژاد بيشتر بود.
7) تجربه رئيس‌جمهور براي اداره دولت
استدلال ديگر ما در انتخاب دكتر احمدي نژاد اين بود كه رئيس‌جمهور در دوره اول تجاربي بدست مي‌آورد كه سرمايه ملي است و نبايد هدر رود. در عين حال در مرحله دوم اين تجارب به كار مي‌آيند و به صورت معمول و روال گذشته هر رئيس‌جمهور دوبار، طي دو دوره چهار ساله برنامه‌ها و اقدامات خود را كامل كرده است. مردم هم در گذشته به ايجاد بستر ادامه خدمت رييس‌جمهور دوره اول براي دور دوم تمايل نشان داده اند.

8) مخالفت گسترده دشمنان
اين فرمايش حضرت‌امام‌(ره) هيچ‏گاه از ذهن مؤمنين به انقلاب و رهبري جدا نمي‏شود كه(مضمون): «هر وقت ديديد دشمنان همگي نسبت به كار شما مخالف هستند، دليل بر درستي آن است»؛ اكنون حجم عظيم عمليات رواني عليه دكتر احمدي‌نژاد و تخريب‏ها عليه او نيروهاي انقلاب را به درستي به سمت او متمايل مي‏كند. چرا كه نوعي مخالفت علمي و جدي با دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامي است.

 9) طرح تشكيل «دولت‌وحدت‌ملي» به عنوان طرح جايگزين، اشكالات اساسي و جدي داشت
برخي مخالفين احمدي‌نژاد كه خود را در دايره اصولگرايي تعريف مي‏كنند براي كنارگذاري او، طرح تشكيل «دولت‌وحدت ملي» (ائتلاف جبهه‌دوم‌خرداد با برخي اصولگرايان) كه بررسي ما نشان مي‏دهد طراحان اين پروژه كانون فتنه، بخشي از كارگزاران و تعدادي از اصولگرايان بودند. اين پروژه با هدف ايجاد شكاف در اردوگاه اصولگرايان، بحراني نشان‌دادن كشور،  تصاحب قدرت، «نه» احمدي نژاد و.. طراحي شده بود كه طراحان، اجزا و اهداف آن، ما را به نادرستي و باطل بودن اين پروژه، رهنمون ساخت.

10) ديدگاه رهبري در مورد دولت
رهبر حكيم و خردمند انقلاب همواره از دولتها اعلام حمايت كرده‌اند؛ ليكن معظم‌له در سخنراني (فروردين ۸۶) دليل حمايت خاص خويش را از دولت نهم اينگونه بيان مي‌كنند: «جهت‌گيري‌هاي ديني و اين ارزش‌گيري انقلابي و اسلامي خيلي ارزش دارد. سختكوشي، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاي استاني، جهت‌گيري عدالت‌ورزي مردمي؛ اينها خيلي قيمت دارد و من قدر اين كارها را مي‌دانم. من به خاطر اين چيزها از دولت حمايت مي‌كنم».
رهبر معظم انقلاب بعد از گذشت يك سال از دوران خدمت دولت نهم در ديدار با اعضاي هيأت دولت(6/6/85) به ذكر شاخصه‌هاي اصول‌گرايي مي‌پردازند كه در ضمن آن برخي از اين شاخصه‌ها را به عنوان شاخصه‌ي تحقق يافته در عملكرد دولتمردان كابينه نهم ذكر مي‌كنند و مي‌توان از آنها به عنوان نقاط مثبت دولت نهم ياد كرد:
ـ ساده زيستي و مردم‌گرايي؛
ـ اجتناب از اسراف و ريخت‌و‌پاش؛
ـ تلاش بي‌وقفه براي خدمت‌رساني؛
مقام معظم رهبري يك سال بعد در ديدار با اعضاي هيأت دولت(4/6/86) نيز نوعي رفتارشناسي از دولت نهم ارائه مي‌دهند و موارد ذيل را به عنوان تلقي خود از رفتار دولت نهم طي دو سال اوليه آغاز كار دولت بيان مي‌كنند:
«اول اينكه مسأله پايبندي به ارزش‌هاست كه خيلي شاخص مهمي است. دولت، هم در قول و شعار و هم در عمل، نشان مي‌دهد كه به اصول انقلاب و ارزش‌هاي انقلاب پايبند است.»
« دوم‌ همين پايبندي به عدالت است. ممكن است شماها نتوانسته باشيد ـ يا تا آخر هم نتوانيدـ همه‌ي آنچه را كه در مورد عدالت مي‌بايد انجام داد، انجام بدهيد؛ لكن نفس رويكرد شما به عدالت، چيز بسيار با ارزشي است و هرمقداري كه مي‌توانيد بايستي حركت كنيد».
«پايبندي به خدمت هم يكي از شاخصه‌هاي اين دولت است كه قابل ارج‌گذاري و ذكر است».
«پُركاري اين دولت هم انصافاً چيز برجسته‌اي است؛ حتي بعضي‌هايي كه مخالف هم هستند، اين را نمي‌توانند انكار كنند».
« خصوصيت ديگر، شجاعت اين دولت و قاطعيت اوست». رهبرمعظم‌انقلاب در ادامه اين مطلب سهميه‌بندي بنزين را نشانه‌ي شجاعت دولت مي‌دانند».
«روحيه تحول‌گرايي و نوآوري ديگر ويژگي مورد اشاره رهبرمعظم انقلاب است».
« يك خصوصيت ديگر اين است كه اين دولت در برابر زياده‌خواهي‌هاي استكبار، دچار انفعال نشد. اين ايستادگي در مقابل زياده‌خواهي استكبار و احساس عزتي كه در اين ميدان مي‌شود، به نظر من يكي از خصوصيات اين دولت است».
« رساندن خدمت به افراد محروم جامعه و عدالت؛ اين مسئله‌ي سفرهاي استاني خيلي مهم است».
«رهبر معظم انقلاب در بيانات ديگر تصميم قاطع دولت نهم بر خدمت خستگي‌ناپذير به مردم، به ميدان آوردن همه توان خود و پُررنگ كردن هدف‌هاي بلند انقلاب را از شاخصه‌هاي قابل مشاهده دولت احمدي‌نژاد ذكر مي‌كنند.(5/1/85)
«يكي ديگر از شاخصه‌هاي دولت احمدي‌نژاد، اميد دادن به مردم است كه رهبر معظم انقلاب بيان مي‌كنند.(4/6/86)
«مقام معظم رهبري در ديدار اخير با اعضاي هيأت‌دولت بار ديگر بر خصوصيات ممتاز دولت نهم تأكيد كردند. ايشان در اين ديدار(2/6/87) مسائلي همچون كار و تلاش و جديت در خدمت‌رساني، انطباق شعارها و گفتمان دولت با شعارها و گفتمان امام(ره) و انقلاب اسلامي، عدالت‌خواهي، اعاده عزت ملي و استقلال حقيقي و مردمي بودن را از ويژگي‌هاي مثبت دولت نهم دانستند».

11) گفتگو با ديگران
 بعد از جمع‌بندي جمعيت تلاش كرد تحليل‌هاي خود را كه حدود يكسال به طور مستمر انجاميده بود در ارتباط و تعامل با گروهها و اشخاص مختلف مطرح  و در جهت بسط گفتمان اصولگرايي گام بردارد كه جلسات بسياري برگزار نمود كه البته برخي اشكالاتي مطرح مي‌كردند. اشكالات وارده جزئي بود و اكثريت غالب به اين باور رسيدند راهكار، معرفي يك اصولگرا رأي‌آور است.

 12) گفتگو با دكتر احمدي‌نژاد
براي طرح اشكالات كه برخي آن را  جدي تلقي مي‌كردند چند جلسه و گفتگو  با دكتر احمدي‌نژاد برگزار گرديد كه مواضع اصلاحي ايشان براي آينده، در زمينه اصلاح وضعيت اقتصادي، انتصاب افراد شايسته و رفع اشكالات و ابهامات مورد قبول ، تعامل گسترده اصولگرايان و ما را در حمايت از ايشان مصمم‌تر كرد.
 13) چرا دوم خرداد خط قرمز است؟
واقعيت اين است كه مقوله بازگشت دوم‌خرداد صرفاً مسأله جابه‌جايي قدرت نيست كه آن را  قاعده سياست‌ورزي و تمكين به رأي مردم بدانيم. دوم‌خرداد با كارنامه‌اي كه دارد، اگر برگردد، دوباره همان «رويكردهاي انحرافي» را با  «تأثيرگذاري» و «كاربرد بيشتر» در پيش خواهد گرفت، فقط با اين تفاوت كه اين بار با تجربه‌تر و خزنده‌تر از قبل عمل خواهد كرد. در جريان شناسي دوم‌خرداد بايد به اين نكته توجه كرد كه اين جريان اصالت ندارد و مجموعه‌اي از عقايد شامل ملي، مذهبي، سرمايه‌داري، ناسيوناليستي، التقاطي و .. را در برگرفته است. مجموعه‌اي كه در بين آنها نفراتي چون بهزاد نبوي، ابراهيم يزدي، مصطفي تاجزاده، اكبرگنجي، محسن‌آرمين، عزت‌الله‌سحابي، سعيدحجاريان،  رجبعلي مزروعي، شمس الواعظين، علي افشاري، سازگارا و ... ديده مي‌شوند كه عقايد گوناگوني دارند اما حول محور كسب قدرت با يكديگر ائتلاف كرده‌اند. در بين آنها از اعضاي حزب مشاركت كه گرايش سكولار دارد تا نفرات سازمان مجاهدين انقلاب كه جامعه محترم مدرسين حوزه علميه قم آن را نامشروع مي‌داند، وجود دارد. در نگاهي بازتر اين جريان، اعضاي حزب اعتماد ملي كه خود را حزب دموكرات سوسياليستي مي‌داند تا حزب كارگزاران كه نمايندگي سرمايه‌داري منحرف را بر عهده دارد را شامل مي‌‌‌گردد.
براي شناخت بهتر اين جريان جهت تصميم‌گيري در خصوص آن، آوردن چند شاهد مثال ضروري است:
ـ جبهه دوم‌خرداد، حادثه تير 78 كوي دانشگاه را براي براندازي نظام به سبك و شيوه انقلاب مخملي توسط مصطفي‌تاج‌زاده معاون سياسي وزير كشور هدايت كرد و قصد داشتند كه به بيت‌رهبري حمله كنند و مراكز حساس را به كنترل خود درآورند. آنان با آتش‌زدن جايگاه نمازجمعه تهران، نقطه تمركز حملات خود را كانون تجمع و وحدت مردم نشان دادند. با آتش‌زدن بانك‌ها و غارت بيت‌المال، نمايشي از اوباش‌گري و لاابالي‌گري را با همراهي شبكه‌هاي ماهواره‌اي ضدانقلاب به نمايش گذاشتند، اين اقدام همزمان موجب بمباران چند روستاي مرزي توسط هواپيماهاي دولت وقت تركيه شد و گمان كردند كه جمهوري اسلامي آخرين ساعات عمر خود را سپري مي‌كند.
ـ 800 نفر از استانداران، وزيران، معاون آنها، معاونان رئيس‌جمهور و برخي ديگر از مقامات دولتي در منزل 1000متري مصادره‌اي در بهترين نقطه شمال تهران در منزل حجت‌الاسلام سيدمحمد‌موسوي‌خوئيني‌ها ـ كه جريان افراطي دوم‌خرداد چون سعيد حجاريان او را ولي‌فقيه زمان مي‌داندـ گرد هم آمدند تا با تحصن و اجتماع خود، رسماً اعلام كنند كشور سقوط كرده است. آيا جمع زيادي از مقامات دولتي كه مسؤولان وقت كشور هستند خود صريحاً مي‌توانند به وضع موجود ـ وضعيتي كه خود آنان اداره‌كننده آن هستند ـ  اعتراض كنند؟ آيا مردم به دوم‌خرداد رأي دادند كه مقامات دولتي، اين‌گونه خود طرح براندازي جمهوري اسلامي (كه ثمره خون بيش از سيصدهزارشهيد است) را اجرا نمايد.
ـ نمايندگان مجلس ششم كه به خانه ملت راه يافته بودند هر روز نمايشي از خود به راه انداختند: «استعفاي نمايشي تعدادي از نمايندگان در اعتراض به وضع موجود (آرمين، بهزاد نبوي، فاطمه‌حقيقت‌جو و ...)» از اين جمله بود؛ در تظاهراتي كه در حمايت از فلسطين توسط نمايندگان، صورت گرفت به دستور بهزاد نبوي، نمايندگان از شعار «مرگ بر آمريكا» منع گرديدند. 120 نفر از نمايندگان در بيانيه‌اي سرگشاده به رهبر معظم انقلاب اسلامي كه خوراك رسانه‌‌هاي بيگانه شد، رسماً ساختارشكني و هنجارشكني را به نام دفاع از حقوق شهروندان و ايفاي وظيفه نمايندگي به نمايش گذاشتند. اين بيانيه مدتها دستمايه رسانه‌اي ضد‌انقلاب و شبكه‌هاي ماهواره‌اي بود.
مجلس ششم با ارائه طرح‌هايي چون «حريم خصوصي، جرم سياسي، آزادي مطبوعات كه به ظاهر پوشش براي نيات شوم آنها بود» تلاش كرد دفاع از ضد انقلاب، اوباش‌گري(به نام دانشجويان و به كام ...) را قانوني جلوه دهد و دفاع از آقاي منتظري ـ روحاني معزول توسط حضرت امام(ره) ـ را در قالبي قانوني عملي سازد.
مجلس ششم، مجلس تنش‌آفرين، اعصاب‌خردكن و دشمن شادكن بود. نطق احمدشيرزاد نماينده مشاركتي اصفهان در تخطئه حق هسته‌اي ايران را، افكار عمومي فراموش نكرده است؛ حافظه مردم هنوز به ياد دارد اسرائيل ماه‌ها از اين نطق شيرزاد رئيس كميسيون آموزش مجلس ششم چگونه بهره‌برداري مي‌كرد.
مجلس ششم محل تسويه‌حساب با نهادهاي انقلابي، شوراي نگهبان، قوه قضائيه، سپاه پاسداران، بسيج و ... در ايام تخصيص بودجه و اعتبارات بود. فراموش نكرده‌ايم كه چگونه از اعتبارات اين نهادها به خصوص سپاه پاسداران، نيروي مقاومت بسيج و رسانه ملي برداشتند و لطمات شديد به امنيت ملي كشور، وارد كردند.
مجلس ششم پاتوق ضدانقلاب، ملي‌مذهبي‌ها و ... شده بود و همه اين اقدامات در قالب به ظاهر پهنه «دفاع از حقوق شهروندان» صورت مي‌گرفت. حريم مرجعيت و روحانيت بارها و بارها در مجلس ششم شكسته شد و به ياد داريم كه چگونه پيام‌هاي مستمر مراجع عظام تقليد به روحانيون مجلس ششم به خصوص رييس روحاني مجلس (كروبي) منتقل مي‌شد كه اگر اين ساختارشكني‌ها و هنجارشكني‌ها ادامه يابد مراجع به وظيفه ديني خود عمل خواهند كرد.
مجلس ششم به دنبال رفراندوم و همه‌پرسي بود. بارها و بارها اين نكته را اعضاي افراطي مجلس ششم بر زبان جاري كردند.
ملاحظه: نقد و بررسي عملكرد مجلس ششم را بايد در مجال و فرصتي جداگانه به تحليل نشست.
ـ بهزاد نبوي عضو ارشد دوم‌خرداد و نايب رييس مجلس ششم، بارها و بارها گفت كه رييس‌جمهور خاتمي فاقد اختيارات لازم است. او اختيار ارتش، نيروهاي مسلح، شوراي نگهبان و .. را در اختيار ندارد؛ اين تفكر طرفداري از يكه‌سالاري، استبداد، ديكتاتوري و حاكميت مطلق‌‌العناي رييس قوه مجريه و قبول نداشتن قانون اساسي است؛ آيا بازهم بايد منتظر تكرار دوم‌خردادي ديگر باشيم.
ـ  فضاحت اخلاقي ولنگاري و بي‌عفتي در دوم خرداد به اوج خود رسيد. فرياد دلسوزان نظام، روحانيون و خانواده معظم شهيدان و ايثارگران هم به جايي نمي‌رسيد. اين افتضاح در سينماهاي كشور، بازار نشر و مطبوعات خودنمايي بيشتري داشت.
آيا قضاياي آقاي ابطحي رييس‌دفتر و بعد از آن معاون رييس‌جمهور را فراموش كرده‌ايم؟ عطاء‌الله مهاجراني از سردمداران كارگزاران (حلقه پيرامون آقاي هاشمي) و دوم‌خردادي‌ها كه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي كشور را يدك مي‌كشيد، خود در حالي كه همسر دائمي با چند فرزند داشت چندين زن ديگر را صيغه خود كرد و براي فرار از اين افتضاح، چند سالي است در انگلستان زندگي مي‌كند و براي رسانه‌هاي استكبار قلم مي‌زند و به قول خودش زبان شيرين عبري را ياد مي‌گيرد (زبان عبري زبان اسرائيلي است) آيا فراموش كرده‌ايم كه برخي از كارگردانان بزرگ و نامي كشور رسماً اعلام نمودند كه تا وقتي وضعيت سينماي ايران اين‌گونه باشد فيلم نخواهند ساخت و اجازه نخواهند داد خانواده آنها به تماشاي سينما بروند.
ـ روزنامه‌هاي دوم‌خردادي نوشتند كه ‌«اگر نبود جنگ‌هاي صدر اسلام و جنگ احد و بدر، امام‌حسين‌ در كربلا كشته نمي‌شد». اين مطلب در روزنامه‌ صبح امروز با مدير مسؤولي سعيد‌حجاريان مشاور ارشد رئيس‌جمهوري و عضو شوراي اسلامي شهر تهران چاپ شد و اين رفتارها به قدري تكراري شد كه مجتهد عالي‌قدر حضرت آيت‌ا... ‌شيخ‌مجتبي‌تهراني در سخنراني شب عاشورا، واكنش تندي به اين مطلب نشان داد و آنان را مورد نكوهش قرار داد.
كار در دوم‌خرداد به جايي رسيده بود كه مقدساتي از اين دست از هجو و تهديد مطبوعات زنجيره‌اي مصون نماند. آيا باز هم مي‌خواهيم دوم‌خرداد تكرار شود و اين جفاها كه برخي حتي در زمان رژيم شاه هم جرأت چنين جسارتي نداشتند بر مقدسات اين مرز و بوم وارد شود.
ـ دفاع دوم‌خرداد از طرح‌ها و لوايح ضداسلامي چون كنوانسيون حقوق زنان را افكار عمومي فراموش نخواهد كرد. لايحه كنوانسين حقوق زنان كه به نام دفاع از حقوق زنان مطرح شد بيش از 90  ايراد شرعي و اسلامي بر آن وارد بود. كم نبود از اين دست طرح‌ها و لوايح كه گويي مجلس ششم بنا داشت گوي سبقت را از همه بربايد.
ـ خروج از حاكميت هم تزي شد براي جريان دوم‌خرداد؛ در حالي كه تا جلسه حاكميت در اختيار دوم‌خرداد بود به بهانه «نداشتن اختيارات لازم توسط رئيس‌جمهور» خروج از حاكميت را مطرح كردند. جالب آن است كه در آن مقطع، آقاي هاشمي‌رفسنجاني كه اكنون هدايت جبهه دوم‌خرداد را به عهده گرفته است، و پيش از آن رئيس‌‌جمهور بود بارها اعلام كرد كه اختيارات رئيس‌جمهور، بسيار زياد و كافي است و با اين اختيارات قانوني خيلي كارها مي‌توان انجام داد.» اما لوايح موسوم به «دوقلو» توسط دولت ارائه شد كه خلاف اصل تفكيك قوا بتواند در كار قوه قضائيه نيز دخالت كند و از تشكيل دادگاه‌ها جلوگيري كند.
ـ تخريب نهادهاي انقلابي به خصوص سپاه پاسداران و بسيج دستور كار دائمي اين جبهه سياسي بود. جريان دوم‌خرداد آن‌قدر گستاخ شده بود كه حتي ترور نافرجام حجاريان عضو شوراي شهر تهران را منتصب به سپاه كرد و جفاي بزرگي را بر بسيج و پاسداران روا داشت و هر روز در مطبوعات زنجيره‌اي خود عليه اين پاسداران مرزهاي اسلامي انقلاب، مقاله و مطلب مي‌نوشتند.
ـ شوراهاي اسلامي شهر و روستا كه دوم‌خرداد آن را بزرگترين اقدام عمر خود بر مي‌شمارد به قدري اختلافات و كشمكش‌ها و قدرت‌طلبي‌ها در آن بالا گرفت كه در طول مدت 4 سال از عمر خود تعدادي از شورا استعفا  دادند (عبدالله نوري) تا راهي مجلس شوراي اسلامي شوند. به طور متوسط هر 7 ماه يك نفر رئيس شورا شد. به دليل اختلافات و سهم‌خواهي، اصلاً ثبات نداشت. افشاگري‌هايي كه عليه همديگر در زد و بندهاي پشت صحنه صورت گرفت اصولاً كار را به فراموشي سپرده بودند. اين افتضاح، تا آنجا بالا رفت كه آقاي كروبي رئيس مجلس ششم گفت: «شوراي شهر تهران آبروي اصلاح‌طلبان را برده است».
ـ دوم‌خرداد همراه با خود، نفاق، بدي، دروغ‌گويي و ... را گسترش داد. اين جريان براي تخريب رقيب سياسي خود بارها به تحركاتي غيراخلاقي متوسل شد. بهزاد نبوي اعلام كرد كه دشمن اصلي دوم‌خرداد آمريكا نيست بلكه «جريان راست» است. جريان دوم خرداد در تلاشي شبانه‌روزي جاي دوست و دشمن را عوض كرد. در حالي كه از رابطه و مذاكره با آمريكا سخن مي‌گفت هرگونه مذاكره و گفت‌و‌گو با جريان رقيب سياسي را تحريم كرده بود. همانا كه تا آبدارچي ادارات را نيز به دليل عدم دريافت پيام دوم‌خرداد از كار بركنار كردند، امروز پشت صحنه، همراه با آقاي هاشمي، پروژه دولت وحدت ملي را مديريت مي‌كنند.
ـ محاكمات غلامحسين‌كرباسچي شهردار تهران و غارت بيت‌المال، محاكمه عبدا...‌نوري وزير كشور دوم‌خرداد در دفاع از اسرائيل، تعطيلي مطبوعات زنجيره‌اي كه در حرمت‌شكني، درج اخبار دروغ، اقدام عليه امنيت ملي و ... تلاش كرده بودند، نيز از دستاوردهاي جريان دوم‌خرداد محسوب مي‌گردد.
ـ ماجراي دانشگاه‌ هاوايي و دريافت مدارك جعلي برخي وزيران (همچون حاجي، صوفي و...) برخي معاونين و مديران كل؛
ـ بركناري بيش از 5000 تن از مديران ارشد و برجسته كشور به بهانه واهي عدم درك پيام دوم‌خرداد (حربه‌اي در جهت قلع و قمع مخالفان دولت از دولت) تلقي مي‌شد.
ـ از جمله پديده مشكل‌زا در دولت آقاي خاتمي، مديران پروازي بودند؛ به گونه‌اي كه بيش از 12 استاندار كشور پروازي بوده‌اند. دولت به رغم تذكرات و انتقادهاي برخي نمايندگان مجلس ششم و مطبوعات و فعالان سياسي براي اين معضل اقدامي را به عمل نياورد.
چرايي و بيان ضرورت نقد دوم‌خردادي‌ها
سئوالي كه با مرور كارنامه دوم‌خرداديها، بيش از همه در اذهان شكل مي‌گيرد، اين است كه براي ممانعت از بازگشت دوم‌خردادي‌ها با آن كارنامه پُر از انحراف از مباني انقلاب، چه اقداماتي بايد صورت پذيرد؟ بدون شك نقد دوم‌خرداد و تبيين چرايي و تشريح ضرورت آن، يكي از پاسخهايي است كه مي‌توان به اين سئوال داد. از سوي ديگر طرح ضرورت و چرايي نقد جبهه دوم خرداد، جريان اصولگرا را نيز بيش از پيش به  وحدت و يكپارچگي ترغيب خواهد كرد. در ذيل به برخي از اين ضرورتها و چرايي‌ها اشاره مي‌شود:
1ـ ممانعت از بازگشت روزهاي تلخ
نيم نگاهي به گذشته و يادآوري روزهاي تلخ گوشه‌نشيني نيروهاي متدين و مذهبي كه هر ثانيه آن به سنگيني سالها سپري شد، تكليف را براي ما روشن خواهد كرد. روزهايي كه فرزندان انقلاب با چشماني اندوهبار، تاخت‌و‌تاز افراطيون دوم‌خردادي بر ضد آرمانهاي انقلاب، مباني نظام و حتي مقدسات بودند اما در مقابل عملكرد آنها كه قهقهه مستانه ‌دشمنان را بر فراز آسمان ايران اسلامي طنين افكن كرده بود، چاره‌اي هم جز صبر و تحمل نداشتند. مطمئنا زمينه‌سازي براي بازگشت نيروهاي انقلاب بيش از آن كه معلول عملكرد منفي دوم‌خردادي‌ها و رويگرداني مردم از آنها باشد، مديون عملكرد موفقيت‌آميز اصولگرايان و رويكرد دوباره مردم به آنها است. در وراي موفقيت‌هاي پياپي اصولگرايان در انتخابات چه بسيار زحمت‌ها كه كشيده شد و چه بسيار خون دلها كه خورده شد تا بار ديگر زمام انقلاب به دست صاحبان اصلي آن كه مردم و فرزندان انقلابي امام(ره) و مقام معظم‌رهبري هستند، باز گردد. اينك هر نوع عقب‌گرد به عقب و هرگونه بازگشت به دوران دوم‌خرداديها، هدررفتن حاصل سالها تلاش و كوشش عناصر اصولگرا براي برپايي حكومتي مبتني بر  گفتمان امام(ره) و انقلاب است.
 2 ـ همگرايي در جريان اصولگرا
حضور اصولگرايان در مسند خدمتگذاري به مردم، در مجلس و دولت، به واسطه اقتضائاتي كه داشت، موجب بروز اختلافهايي در بين برخي اصولگرايان شد. متاسفانه اين اختلافات، موجب شد برخي نقد رقيب را به فراموشي بسپارند و اين در حالي است كه با وجود همه اختلافها، اكثريت غالب جريان اصولگرا بر خطر دوم‌خرداد اذعان دارند و لذا همين نقطه موجب خواهد شد كه اصولگرايان در اين نقطه در كنار هم قرار گيرند و بر انسجام و همگرايي اين جريان اصيل افزوده شود.
3 ـ دوم‌خرداد از حاشيه امن خارج مي‌شود
دوم‌خرداد اكنون توانسته با تخريب پُرشدت دولت نهم و مجلس هفتم و هشتم اصولگرايان، افكار عمومي و نخبگان را از نقد گذشته بر اين نقطه متمركز نمايد و عملا خود را در حاشيه امن قرار دهد.
4 ـ ممانعت از ‌ريزش آراء و ائتلاف اصولگرايان با اين جريان
نقد دوم خرداد موجب خواهد شد تا عملكرد ناكارآمد، پُرتنش، ساختارشكن، باندي و ... جبهه دوم خرداد بر همگان عيان شود و مانع از آن مي‌شود كه برخي كدورت‌ها و اختلافات موجود، باعث ريزش عناصري از جريان اصولگرا و پيوستن آنان به جبهه دوم خرداد شود. اكنون برخي از اعضاي شاخص اصولگرا از همين طريق در دام رقبا افتاده و به روشني دم از پروژه‌هايي چون دولت وحدت ملي ( يا ائتلاف برخي اصولگرايان با جبهه دوم خرداد) مي‌زنند.
5 ـ جامعه و افكار عمومي براي پذيرش نقد‌ علمي و مستدل آمادگي دارد
نكته‌اي كه نبايد در اين ميان فراموش شود اين است كه به دليل رشد نهادهاي آكادميك و علمي كشور، اكنون زمينه نقد هر تفكر و انديشه‌اي به صورت علمي و مستدل فراهم شده است و اين فرصت مناسبي براي نقد جريان افراطي و منحرف دوم خرداد است. 
6 ـ عدم نقد دوم‌خرداد به معناي تأئيد آن
به نظر مي‌رسد آنهايي كه از نقد دوم خرداد ابا دارند، عملا خواسته يا ناخواسته در ميدان رقيب بازي مي‌كنند و تأئيد عملكرد گذشته دوم‌خرداد را در اذهان حداقل نخبگان متبادر مي‌سازند.
ملاحظه: با توجه به در اختيار گرفتن نهادها و قواي مختلف مانند دولت، مجلس، شوراها و ... توسط اصولگرايان، زمينه نقد دوم‌خرداد‌ي‌ها توسط اصولگرايان نسبت به گذشته تضعيف شده و ميزان تأثيرگذاري آن در افكار عمومي كاهش يافته است؛ لذا بايد در ابزار نقد به ظرافت‌هاي افكار عمومي توجه نماييم. 

14) طراحي 16 اصل
با بحث، پژوهش، مطالعات و گفتگوي زياد، 16 اصل طراحي شد كه اين  16 اصل را به تمامي گروهها، طيف‌ها و شخصيت‌هاي موثر جريان اصولگرا به عنوان16 اصل پيشنهادي ارسال كرديم كه در نهايت بر اساس آنچه ذكر شده و 16 اصل به مصداق رسيديم در اين راه بايد توجه شود كه تأخير در اعلام و فعاليت براي نامزد مورد نظر منجر به دميدن روح ترديد و ابهام مي‌شد كه صلاح نبود و لذا در اوايل ارديبهشت موضع رسمي خود را اعلام كرديم. به نظر مي‌رسد اين فرآيند كاملا عقلاني و قابل قبول براي هر انسان منصفي است.

15) سخن پاياني:
در تحليل‌ها و بررسي‌هاي خود البته متوجه عيوب هم شديم:
ـ عيب بزرگ احمدي نژاد اين است كه پُركار است و زياد كار مي‌كند كه موجب خستگي همكارانش شده و اين براي كساني كه مي‌خواستند هم مسئوليت داشته باشند و هم تفريحاتشان مراعات شود، رنج‌آور است.
ـ عيب ديگر اينكه شتاب و سرعت احمدي نژاد باعث شده همراهان عقب بمانند و در نتيجه احمدي‌نژاد تنها مي‌ماند.
ـ عيب ديگر شجاعت در تصميم‌گيري به گونه‌اي كه امور كارشناسي شده و مورد توافق همه سلايق سياست و‌كارشناسي كه براي كشور ضروري است و حتي ممكن است آبروي مجري را ببرد، را حاضر است انجام دهد و از هياهوي بعد آن نمي‌هراسد و حال اينكه بسياري به علت نگراني از رأي‌آوردن اينگونه كارها را متوقف مي‌كردند مثل هدفمند‌نمودن‌يارانه‌ها؛
ـ عيب ديگر شجاعت در عرصه بين‌المللي و ايستادگي مقابل هنجارها و ساختارهاي ضالمانه استكبار است برخلاف كساني كه براي شادي دل دشمن حاضر شدند از هنجارهاي اعتقادي و فرهنگي و انقلابي ملت و ساختارهاي منبعث از آن عبور كنند.
آن دستاوردها و اين عيوب ما را بر اين داشت كه علي‌رغم همه مسائل احمدي نژاد را برگزينيم.

16) دو تذكر مهم:
تذكر اول: عده‌اي مي‌خواهند ظرفيت اصولگرايان را معطل نگه دارند.
تذكر دوم: عده‌اي تلاش مي‌كنند شرايط را بحراني و اضطراري نشان دهند.

 منبع جزوه تحلیلی جمعیت ایثارگران


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/03/13 ساعت : 13:28 | |

مرحسین موسوی،تسو،جومونگ

از منزل که می آمدم به سمت مرکز شهر،تاکسی پیرمردی مسن را سوار شدم هی به خیابان نگاه میکرد و عکسهای تبلیغاتی میرحسین موسوی را نشان می داد و به او بد و بیراه می گفت بعداز چند دقیقه یکی از مسافران اعتراض کرد و شروع به تعریف کردن از موسوی، راننده عصبانی شد و گفت اینی که تو ازش داری تعریف میکنی ما زمان انقلاب دیدیم که هیچ گلی به سرمون نزد باز دم این احمدی نژاد گرم که خیلی زحمت کشیده ۱۶ سال دادن ما تهرانی خوردیم ماها تو رفاه بودیم حالا این جوون که قربونش برم داره میره مشکل اون شهرستانی ها رو هم حل میکنه، این میرحسین ترسو هست مثل تسو میمونه همونی که تو جومونگ بازی میکنه میرحسین هم دقیقا مثل اون میمونه میخواد مملکت رو دو دوستی تقدیم دشمن بکنه.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/03/10 ساعت : 16:8 | |

مدیریت به سبک شهداء

تصویر در اندازه بزرگتر

شهید عباس کریمی

از طرف سپاه به خانه مان زنگ زدند و گفتند یک خانه به نام عباس در آمده، بیاید و بگیرید، گفتم با خودش تماس می گیرم ببینم چه می گوید.تلفن زدم و جریان را تعریف کردم.گفت به هیچ وجه دنبال قضیه را نگیرید.وقتی برگشت، رفته بود سپاه و گفته بود،من هرجا بروم زمین دنبال من است و احتیاج ندارم.او حتی هنگام ازدواج هم یک ریال از کسی نگرفت،تنها یک تلویزیون و یک رادیو داشت.

 

در سال 1368  - 69  دانشگاه علم و صنعت زمینی را از سازمان تبلیغات خریده بودند تا بین اساتید و کارمندان دانشگاه تقسیم کنند.اسم دکتر هم در فهرست بود.اما ایشان از دانشگاه خواست اسمش را خط زده و سهمیه اش را به کس دیگری بدهند.

 

شهید باکری

خواب و استراحت نداشت،می گفت پاسدار یعنی کسی که کار کند.بجنگد،خسته  شود،نخوابد تا وقتی که خود به خود خوابش ببرد.یک بار توی جلسه ی فرماندهان که داشت روی نقشه شرایط منطقه را توضیح می داد.یک دفعه وسط صحبتش صدایش قطع شد،از خستگی خوابش برده بود،دلمان نیامد بیدارش کنیم و چند دقیقه بعد که خودش بیدار شده بود،عذرخواهی کرد و گفت که سه چهار روز است که نخوابیده.

 

دکتر وقتی خانه می رسد،چون معمولا دیر وقت است،بعد از غذا بلافاصله استراحت می کند تا نماز صبح.بعد از نماز صبح دیگر نمی خوابد تا 12  - 1  نصفه شب کل زمان استراحت دکتر در طول 5 الی 6 ساعت است.

 

شهید بهمنی

از سپاه حقوق نمی گرفت،حتی خیلی وقت ها از منزل غذا می آورد،تازه غذای آن موقع سپاه هم چیزی جز نان و سیب زمینی نبود.

 

(اکتفا به حقوق استادی دانشگاه)

یکی از رفتارهای جالب دکتر این است که از زمان شهرداری تا به حال که رئیس جمهور است،ریالی  از تصدی این پست ها حقوق نگرفته و به همان حقوق استادی دانشگاه کفایت می کند.

 

شهید بهمنی

در استانداری جلسه داشت برای کاری رفتیم بیاریمش.بنز سپاه بدجوری نگاه ها را خیره می کرد،گفت من سوار نمی شوم، گفت:این ماشین فلانی است اگر من سوار بشوم چه فرقی میان من و اوست،نمی دانم بعضی ها چه جوری می خواهند جواب خدا را بدهند.

 

با خاطر عملکرد خوبی که دکتر در استانداری اردبیل داشت.سه سال پیاپی به عنوان استاندار نمونه معرفی شد.مسئولین وقت،به نشان تقدیر یک اتومبیل بنز آخرین مدل از طرف وزارت کشور به دکتر هدیه کردند که دکتر هم آن را به استانداری بخشید.

 

شهید صباغ زاده

برای تهیه صورتی از اموال شهید به منزل سازمانی او رفته بودم،مشغول لیست کردن اسباب و اثاثیه بودم که رئیس اداره به جمع ما پیوست یک گوشی تلفن و دو استکان همراهش بود.گفت اینها رو هم لیست کنید! مال خود علی آقاست.مقید بود مکالمات شخصی رو با دستگاه خودش انجام بده،می گفت استفاده از تلفن اداره باعث استهلاک اون میشه ... از این دو استکان یکی مخصوص خودش بود و اون یکی هم برای دوستانش بود که به اداره می اومدند.

 

در جمهوری اسلامی،رئیس جمهور در ابتدای مسئولیتش باید فهرست تمام اموال و دارائیهایش را به رئیس رئیس قوه قضائیه اعلام کند.دکتر احمدی نژاد هم از این قائده مستثنی نبود.خانه ای قدیمی در بن بست میدان 72 نارمک تهران،اتوموبیل پژو 504  مدل 1973  .در ابتدای پذیرفتن مسئولیت شهرداری تهران هم دارائی های او همین بود.

هنوز هم بعد از گذشت چهار سال اموال و دارائی های دکتر همان است؛ خانه ای قدیمی در بن بست 72 میدان نارمک ...

 

شهید قهاری

از چیزی که خیلی عصبانی می شد ضایع شدن حق کسی یا حیف و میل شدن بیت المال بود و می گفت:در جلسه ای که حق مسلمانی ضایع شود و آسیبی به اموال بیت المال برسد،حاظر نمی شود تا با آن مسئله برخورد کنم.

 

در زمان شهرداری،یکی از مسئولین فرهنگی شهرداری بدون هماهنگی با شهردار برای روز معلم برنامه ای ترتیب داده بود با حضور مهمانان خارجی،پر از اسراف و ریخت و پاش.

بعضی از مقامات مملکتی مهم آمده بودند.دکتر موقع رفتن به آن مسئول گفت خودم که چیزی نخوردم.پول شام محافظ هایم را از جیبم می دهم،همه ی این خرج ها را باید از جیبت بدهی،شهرداری ریالی بابت این ریخت و پاش ها هزینه نمی کند.

 

شهید چمران

وقتی در اولین دوره انتخاب مجلس مردم دکتر چمران را به نمایندگی خود انتخاب نمودند او گفت:خدایا مردم آنقدر به من لطف و محبت کرده اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار ساخته اند که به راستی خجلم،خدایا تو به من فرصت بده تا بتوانم از عهده ی آن برآیم.در این زمان امام نیز او را در شورای عالی دفاع منصوب کرد و دکتر به خاطر ولایت پذیری محضی که داشت،این قسمت را هم پذیرفت.

 

یک روز دکتر 500 هزارتومان به من داد و از من خواست آن را به حساب دولت واریز کنم.وقتی علتش را سئوال کردم توضیح داد که در طول مدت ریاست جمهوریش برای احترام به مهمان ها،به خصوص مهمان های خارجی مجبور بود از پذیرایی ها استفاده کند.

 

شهید مظاهری

گفتم اگر درجه ای،نشانی یا مسئولیتی داری به ما هم بگو،گفت:پدر جان،درجه و رتبه ما ان شاءالله شهادته.بعد از شهادتش فهمیدیم فرمانده گردان بوده ...

شهید زین الدین

از همه زودتر می آمد جلسه،تا بقیه بیایند دو رکعت نماز می خواند،یک بار بعد از جلسه،کشیدمش کنار پرسیدم نماز قضا میخوندی؟ گفت: نماز خواندم که جلسه به یک جایی برسد،همینجور حرف روی خرف تلنبار نشه.

 

برای انجام کاری پیش دکتر بودم. یک دفعه تلفن دکتر زنگ زد.گویا یکی از آشناهای ایشان پشت خط بود،با او احوالپرسی کرد.

وسط صحبت هایش دیدم دکتر با برافروختگی صدایش را بالا برد، این که شما می گویی یعنی سفارش شما توجه داری؟ حواست هست از من چه می خواهی؟ می خواهی مرا توی آتش بیاندازی؟ من هرگز این کار را نمی کنم.

 

شهید باکری

به فرماندهان زیر دستش می گفت:شما فقط در لفظ فرمانده اید،در حقیقت تک تکتان نوکرد این بچه های بسیجی هستید.خدمتگزاران بودن در نظام اسلامی یعنی نوکر بودن.

حتی در جمع عمومی بچه های لشگر وقتی گردان ها را معرفی می کردمی گفت:اینها فرمانده های شما هستند، اما در عمل آمده اند نوکری شما را بکنند، شما هم باید در عمل روی کار آنها نظارت داشته باشید، شما ولی نعمت ما هستید و ما هم نوکر شما.

 

زمانی که فقط استاد دانشگاه بود،همراه سایر اساتید از غذای سلف دانشگاه می کرد.گاهی وقت ها که کلاس نداشت برای ناهار به خانه می آمد،وقتی هم که شهردار شد ناهار را از خانه می برد.

 

شهید ناصر قاسمی

شده بود کمیته امداد،کنار میزش صندوقی گذاشته بود پول جمع می کرد و به افراد کمک می کرد یا از حقوق خودش که خیلی هم نبود لباس می خرید به بچه های ضعیف نشان می داد.

از سپاه حقوق نمی گرفت، میگفت: تا مجردم به پول نیاز ندارم بعدش هم خدا بزرگه.

رفتم جلوی دربان گفتم:با ناصر قاسمی کار دارم، می شناسین؟

گفت:اینجا یه قاسمی داریم که فرمانده س.

آمد خودش بود،فهمید که دانستم چه کاره است،گفت:به کسی نگو من چه کاره ام،من فقط خدمت می کنم،بعد از اتمام سخنرانی و معارفه با افتخار و سربلندی رفتم جلو و مسئولیتش را تبریک گفتم،گفت اینم به امانتیه از خدا.

 

دکتر به بچه های دفتر سپرده بود تلفن تنها کسی را که در تمام ساعات کاریش حتی در مهمترین جلسات دولتی هم که باشد وصل می کنند تلفن مادرش است.

دکتر حتی اگر شده در حد یک سلام و علیک و عذرخواهی از اینکه وسط جلسه است و بعدا تماس می گیرد به تلفن مادرش پاسخ می دهد.

 

پی نوشت:همین نوشته در سایتهای؛

قلم پرس

نهال نیوز

بولتن نیوز


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/03/09 ساعت : 2:25 | |

1- سوايق انقلابي و مبارزاتي ميرحسين موسوي چيست؟

2- آيا ميرحسين موسوي نخست وزير حضرت امام (ره) بود؟

مير حسين موسوي متولد 1320 مي باشد.  میرحسین موسوی ... کاندیدای ریاست جمهوری دوره دهم

در زمان انقلاب يعني سال 1357 ايشان 37 ساله بوده است. اکثر انقلابيوني که در اين سنين بوده اند سابقه مبارزاتي دارند و پرونده آنها در ساواک موجود است. در سازمان اسناد انقلاب اسلامي،پرونده هاي افرادي که توسط ساواک تحت شکنجه و حتي بازجويي قرار گرفته اند موجود است. ميرحسين موسوي هيچ گونه پرونده اي در ساواک نداشته است و همچنين همسرش خانم زهرا رهنورد همینطور.

تنها سابقه انقلابي که از اين دو در اذهان است نمايشگاه نقاشي به اسم موش و گربه است که در دانشگاه تهران در سال 1353 داير شد و از نظر مردم داراي مفاهيم ضد سلطنتي و ضد شاه بود.مهندس موسوي با نام حسين رهجو و همسرش زهره کاظمي با نام زهرا رهنورد اين نمايشگاه را داير کرده بودند.پدر خانم زهره کاظمي(زهرا رهنورد) از اميران ارتش شاه بود و از خانواده متمولي بودند.

آقاي ميرحسين موسوي قبل از انقلاب با پسر مهندس بازرگان و يکي از فعالان انقلابي گروه مارکسيسم، شرکتي به اسم شرکت سمرقند داير کردند. که پس کشته شدن آن انقلابي مارکسيسم در درگيري با ساواک و رفتن پسر بازرگان به خارج از ايران، آقاي موسوي شرکت را تعطيل کرد.

در زمان رژيم ستم شاهي، کوچکترين مبارزه با شاه و يا ظن بد داشتن ساواک به فرد وي را از بسياري از مضايا محروم مي کرد. آقاي موسوي در سال 1353 به عضويت هيات علمي دانشگاه ملي درآمد که براي اين امر حتما بايد ساواک به دانشگاه تاييديه مي داد که اين فرد صلاحيت لازم را دارد و بنا بر اين مبنا ايشان تا آن زمان حتي يک سيلي هم از ساواک نخورده بودند!

به عنوان مثال ، دکتر شريعتي پس از اخذ مدرک دکتري و بازگشت به ايران، چون مورد تاييد ساواک نبود در يکي از روستاهاي دور افتاده نزديک سبزه وار اجازه تدريس گرفت.
و اما در مورد نخست وزيري ميرحسين موسوي:پس از شهادت آقاي رجايي و نخست وزيرش آقاي باهنر، حزب جمهوري اسلامي از آقاي خامنه اي خواستند که کانديداي رياست جمهوري شوند. ايشان پذيرفتند و نود چهار درصد آرا را به خود اختصاص دادند و رييس جمهور ايران شدند.

هاشمی رفسنجانیبر طبق نوشته هاي آقاي هاشمي در  کتاب خاطراتشان:
آقاي هاشمي رفسنجاني خدمت حضرت امام رسيدند تا از نظر امام در مورد انتخاب نخست وزيري جويا شوند. نظر حضرت امام (ره) آقاي ولايتي بود. اما آقاي هاشمي در کتاب ذکر کرده اند که اعضاي حزب جمهوري چندين بار پيش من آمدند و تاکيد داشتند که با نخست وزيري آقاي ميرحسين موسوي موافقند. آقاي ولايتي از مجلس راي اعتماد نميگيرند و آقاي هاشمي خدمت حضرت امام مي رسند و عرض مي کنند که اعضاي حزب نظرشان روي آقاي موسوي است و اين بار هم امام (ره) مي فرمايند که با نخست وزيري آقاي مهندس غرضي موافقندو مجلس بررسي نمايد.

آقاي هاشمي در کتاب خاطراتشان نوشته اند که به حضرت امام عرض کردم که کتبا نظرتان را اعلام نفرماييد چون ممکن است مانند دفعه قبل ايشان راي اعتماد نياورند. چندين بار به طور مداوم اعضاي حزب با آقاي هاشمي جلسه مي گذارند و روي نخست وزيري مهندس موسوي تاکيد مي کنند و در نهايت هم حضرت امام (ره) با اين قضيه موافقت مي نمايند.

 آقاي ميرحسين موسوي در دوران نخست وزيري مرتب با آقاي هاشمي جلسه داشتند و با ايشان هماهنگيشان بيشتر بود تا با رييس جمهور. سند هم آنکه در خاطرات آقاي هاشمي جلسات ذکر شده و مثلا گفته شده که محسن رضايي براي جبهه 1000 سکه بهار آزادي مي خواست، به نخست وزير گفتم بدهد!!! اين يعني نخست وزير تحت امر آقاي هاشمي يوده اند.

چهار سال اول رياست جمهوري حضرت آقاي خامنه اي تمام مي شود. آقاي خامنه اي خدمت حضرت امام مي رسند و عرض مي کنند که اگر امام اجازه دهند اين دور براي رياست جمهوري کانديدا نشوند و دليلشان هم اين بوده که چون در انتخاب نخست وزير  ، رييس جمهور دخالتي ندارد، ايشان با نخست وزير انتخابي هماهنگي ندارند و بنابراين نمي توانند برنامه هاي مورد نظرشان را به خوبي اجرا نمايند.

حضرت امام (ره) فرمودند، شما کانديدا شويد انتخاب نخست وزير را به رييس جمهور واگذار مي کنيم.

حضرت آقا کانديدا مي شوند و براي دومين بار، با آراء اکثريت رييس جمهور مي شوند.

هنگام انتخاب نخست وزيري، محسن رضايي فرمانده وقت سپاه ، خدمت حضرت امام مي رسد و با ارايه ي تحليلي عرض مي کند که اگر ميرحسين موسوي نخست وزير نشود بر روحيه رزمندگان تاثير بدي خواهد داشت. بر طبق تحليل ارايه شده حضرت امام مي پذيرند و مير حسين موسوي براي بار دوم نخست وزير مي شود.

در کتاب خاطرات آقاي هاشمي ،پس از انتخاب ميرحسين به عنوان نخست وزير براي بار دوم، آقاي هاشمي ذکر کرده اند که من اکنون در معذوريات اخلاقي نسبت به آقاي خامنه اي قرار دارم، چرا که ما به ايشان  قول داديم که نخست وزير را خودشان تعيين کنند و با اين شرايط ايشان قبول کردند کانديداي رياست جمهوري شوند.

و ماجراي استعفاي ميرحسين موسوي در سال : 1367

در سال 1367، مهندس ميرحسين موسوي نخست وزير وقت، به دليل آنکه 3 نفر از وزيران کابينه اش را مجلس وقت استيضاح کرده بود، از سمت خود استعفا کرد.

شما وقتي مي خواهيد استعفا بدهيد به رييس خود استعفا مي دهيد. اگر بالفرض با رييس مشکل داشته باشيد به مسوول بالاتري استعفا مي دهيد.

حضرت امام (ره) رهبر انقلاب اسلامي و حضرت آقاي خامنه اي رييس جمهور وقت، هر دو استعفاي ميرحسين موسوي را از راديو شنيدند!!

رييس راديو در آن زمان آقاي محمد هاشمي برادر آيت الله هاشمي رفسنجاني بود. متن استعفا نامه موسوي قبل از ارايه شدن به مقامات، از راديو قرايت شد !
نکته بدي که در اين استعفا نامه وجود دارد اين است که ميرحسين موسوي نامه خود را با اين مضمون شروع کرده است:

ملت قهرمان ايران ...

يعني نه خطاب به رهبر انقلاب و نه خطاب به رييس جمهور وقت، بلکه به سبک مصدق در زمان مشروطه خطاب به ملت ايران استعفا کرد.

که حضرت امام (ره) فرمودند که من موسوي و غيره و شخص برايم مهم نيست . براي من کيان ملت اسلام و حکومت اسلامي مهم است. و از آن پس پست نخست وزيري از قانون اساسي حذف شد.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/03/05 ساعت : 15:38 | |

 

 

دکتر احمدی نژاد

کاش رهبران کشور ما هم چنین بودند.  (یک انگیلیسی)

احمدی نژاد روستا زاده است، ولی واقعاً مرد جنگ است.
-
زندگی ساده و متواضعانه ای دارد.
-
خوش به حال کسانی که در ایران زندگی می کنند. همان طور که رسول الله فرموده: بر شما همان طور حکومت می شود که خود خواسته اید.
-
او جیره خوار آمریکا نیست!

"دنیا برای دیگران باشد، آخرت برای ماست"
-
کسانی که درهای عقل را بسته اند، از اینکه او شناخته شود، می ترسند.
-
اینکه عقایدش را قبول دارم یا نه، مسئله ای دیگر است... اما از صمیمیت و تواضعش تقدیر می کنم.
-
من به این آدم افتخار می کنم. فقط در عصر حاضر، دولتمردی مانند او باید بیشتر به ظاهر خود برسد تا بیشتر بتواند بر انسانها تأثیر بگذارد!
-
شعر: ای شاگرد حضرت روح الله راهت باز باشد ای کسی که بر زمین سخت می خوابی! راهت باز باشد. ای کسی که امپریالیسم را له کردی راهت باز باشد و من تو را دوست داریم. (یک مالزیایی!)

-اینکه از میان پادشاهان و حکمرانان، کسی مانند احمدی نژاد پیدا شود، از الطاف خداوند است.

 او دل امام خامنه ای را شاد میکند و من از این موضوع شادمانم. (یک طلبه)
-
احمدی نژاد جنبه های دیگری هم دارد که در این نوشته نیامده. این آدم در این دنیا فقط یک خانه دارد و یک ماشین پجو 504 مدل 1979 ، طبیعی است که چنین آدمی شجاع باشد!
-
این آدم می تواند موجب وحدت مسلمانها شود.
-
برادرم محمود ! خدا یارت!
-
مگر می شود خدا به چنین انسانی کمک نکند!؟ احمدی نژاد و احمد نجدت سزار، اسمشان به هم شبیه است. اما زندگی شان هیچ شباهتی به هم ندارد!
-
رجایی زمانی احمدی نژاد. (یک منتقد)
-
راستگو و صریح است. سیاست نمی کند، بلکه کشورش را اداره می کند. مردم دار است، ساده زیست است.
-
یازی به گفتن سخن زیاد نیست، فقط در یک کلمه: آدم کوتاه قد بزرگ!
-یک انسان است برابر غرب، سر خم نمی کند. برای مردمش زندگی می کند و مردمش تا آخر از او حمایت می کنند. (یک ارمنی)

کسی گفته بود که ایران در تاریکی قرون وسطی، سیر می کند. بله! ترکیه بدون اجازه ی آمریکا نمی تواند قدم بردارد؛ ایران قرون وسطایی، پروژه ی اتمی اش را تکمیل می کند. سلاح های ترکیه وارداتی است؛ ایران قرون وسطایی موشک هایی می سازد که به تل آویو هم می رسد. خواستم یادآوری کرده باشم. ( یک ترکیه ای اهل استانبول)

هرکس هرچه می خواهد بگوید. من این آدم را دوست دارم!
وقتی اول سخنرانی هایش این دعا "
اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه" را میخواند عجیب تکانم میدهد مو بر بدنم سیخ میشود!


- در انتخابات پیش رو، رأی ام را به احمدی خواهم داد!
- از زندگی خودم خجالت کشیدم. شبیه بودن به رسول الله این گونه است. خداوند به او استقامت دهد. او را الگوی رهبران سنی ما کند. آمین. (یک برادر اهل تسنن)

- ملت ایران انقلاب کرد و با خونش از دینش محافظت کرد. این رهبر را هم خدا به عنوان لطف به آنها داد. این رئیس جمهور مکتبی هم خدا به آنها هدیه داد !
- حیران این آدم ام! بی ارزشی مادیات را به رخ  تمام دنیا می کشد.
- دلش بزرگتر از حجم اش است!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/03/03 ساعت : 11:33 | |