|
|||||||
|
■ چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم خانه اش ویران باد من اگر ما نشوم تنهایم تو اگر ما نشوی خویشتنی ( ان شاءالله با توکل به خدا و تلاش های مستمر جهت روشن شدن افکار عمومی داغ رئیس جمهور شدن را بر دل قالیباف خواهیم گذاشت )
■ قالیباف در حوادث بعد از انتخابات بطور نامحسوس نقش موثری در آشوب های خیابانی داشت که به چند تای آن اشاره می کنم { جمع آوری زباله طبق اعلام رسمی شهرداری تهران ساعت 21 است که در موقع آشوب ها با 4 ساعت تاخیر جمع آوری می شده است – دستور به پیمانکاران مترو جهت استفاده از کارگران جهت سنگ پرانی – تامین سنگ آشوبگران – مامور کردن شهریاران جوان برای شعار نویسی در دیوار و کیوسک های تلفن و ... } ■ + دعای همیشگی ما؛ خدایا داغ ریاست جمهوری قالیباف را بر دلش بگذار ! + ان شاءالله از این پس در باب این موجود بیشتر خواهم نوشت !
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/09/13
ساعت : 17:55
| |
اظهارات و توصیه های هفته گذشته علی مطهری در خصوص فراهم ساختن شرایط برای ازدواج موقت دبیرستانی ها با انتقاد گسترده کارشناسان و صاحب نظران این حوزه مواجه شد .
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/09/09
ساعت : 10:2
| |
■ یک تکه از آسمان را خوب حفظ کردیم که وقتی تو نبودی بتوانیم از حفظ بخوانیم این برای آن روزها کافی بود. وقتی فرستاده ات تو را مي گويد: «وَتَجْبُرُ الْکَسیرَ» و بعدترَک می خواهد دعایش را برطرف کنی،
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : پنجشنبه 1388/09/05
ساعت : 13:37
| |
" دو هفته پيش شهيد كاظمى پيش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: يكى اينكه دعا كنيد من روسفيد بشوم، دوم اينكه دعا كنيد من شهيد بشوم. گفتم شماها واقعاً حيف است بميريد؛ شماها كه اين روزگارهاى مهم را گذرانديد، نبايد بميريد؛ شماها همهتان بايد شهيد شويد؛ وليكن حالا زود است و هنوز كشور و نظام به شما احتياج دارد. بعد گفتم آن روزى كه خبر شهادت صياد را به من دادند، من گفتم صياد، شايستهى شهادت بود؛ حقش بود؛ حيف بود صياد بميرد. وقتى اين جمله را گفتم، چشمهاى شهيد كاظمى پُرِ اشك شد، گفت: انشاءاللَّه خبر من را هم بهتان بدهند! فاصلهى بين مرگ و زندگى، فاصلهى بسيار كوتاهى است؛ يك لحظه است. ما سرگرم زندگى هستيم و غافليم از حركتى كه همه به سمت لقاءاللَّه دارند. همه خدا را ملاقات مىكنند؛ هر كسى يك طور؛ بعضىها واقعاً روسفيد خدا را ملاقات مىكنند، كه احمد كاظمى و اين برادران حتماً از اين قبيل بودند؛ اينها زحمت كشيده بودند. ما بايد سعىمان اين باشد كه روسفيد خدا را ملاقات كنيم؛ چون از حالا تا يك لحظهى ديگر، اصلاً نمىدانيم كه ما از اين مرز عبور خواهيم كرد يا نه؛ احتمال دارد همين يك ساعت ديگر يا يك روز ديگر نوبتِ به ما برسد كه از اين مرز عبور كنيم. از خدا بخواهيم كه مرگ ما مرگى باشد كه خود آن مرگ هم انشاءاللَّه مايهى روسفيدى ما باشد. انشاءاللَّه خدا شماها را حفظ كند. " بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در مراسم تشييع پيكرهاى فرماندهان سپاه 21/10/1384
+ ۱- http://hajahmadkazemi.blogfa.com 2- http://www.shahidkazemi.ir/default.aspx ■ ســــــــوم: دلـــــم واست تنـگ شـده سـ !
■ چهارمین سالگرد شهادت حاج احمد کاظمی و یاران: 4 آذر ساعت 18:30 ، تالار وزارت کشور
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/09/02
ساعت : 18:55
| |
دیشب آرشیو نوشته های علیرضا را میخواندم، تازگی ها از درد خیلی چیزها حرفهایش را میخورد و رازش را ناخواسته و از سر فشار بعضی از مسائل برای اهل دل بازگو می کند (تا بحال سه نفر) ... البته قول داده است که دیگر جایی از رازش حرفی به میان نیاورد ... او دقیقا در این مواقع دوست داشتنی می شود ولی حیف که اهل فریاد نیست تا دادی بزند ... یکی از نوشته هایی که سابقا در این وبلاگ نوشته بود را دوباره اینجا میگذارم تا ایام نفسی بکشد ...!
آقای پدر سلام؛ امیدوارم حال شما خوب باشد و از کارهای بد من نارحت نباشید.(خودم میدانم که مامان منصوره همیشه چغلیم را میکند)دیروز خانم معلممان گفت:علیرضا گریه نکن بابایت بر میگردد.ولی آخر من که برای شما گریه نمیکردم،همه اش تقصیر سید محمد است.هسته های آلبالو خشکه اش را فوت میکند به من،دفتر مشقم را هم کثیف کرد،از همه بدتر آلبالو خشکه ها بود که لو رفتند،فردا قرار است خانوم ناظم بازرس بفرستد جهت تفحص،خدا کند که بفرستندمان شورای امنیت،به هر حال انشاءالله بیایید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ اگر خانم ناظم نفرین هم میکرد آلبالوها را پیدا نمیکرد.دیروز همه اش را با سیدمحمد خوردیم.حتی هسته هایش را،شما نگران نباشید.مامان منصوره هم خوب است،سلام میرساند و میگوید کی مرخصی میگیرید بیایید،عملیات که تمام شدحداقل نامه بدهید 20 تومان هم در پاکت میگذارم تا تمبر و کاغذ بخرید.پول تو جیبی هایم است که جمع کرده ام،نگران نباشید از کیف مامان برنداشتم. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ امیدوارم حال شما خوب باشد،دیروز خانم معلممان گفت:علیرضا گریه نکن،باز سید محمد هسته ای شده؟ولی من کاری به هسته های آلبالو خشکه نداشتم من برای شما گریه میکردم،اگر شما می آمدید خانم ناظم و خانم مدیر از شما میترسیدند و مرا الکی دعوا نمیکردند.اصلا مگر سعید پسر خانم ترابی که ناظم است آلبالو خشکه نمیخورد،من دیدم که آلبالو خشکه خورد آن هم چهارتا،تازه هسته هایش را هم انداخت تو جیبش تا هیچ کس نبیند.پس کی میایید؟ پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ حال شما خوب است خدا را شکر،فردا امتحان املاء داریم،مامان نمیتواند برای من املا بگوید چون آنقدر خیاطی میکند که با چشمهایش نمیتواند نوشته ها را درست بخواند،دلم میخواست یک املا هم شما برای من مگفتید.ماجرای آلبالوها و هسته هایش را هم فراموش کنید.این صدام نمیخواهد برود تا شما بیایید.بابای همه بچه ها آمده اند فقط شما نیامده اید،پس کی میایید؟ پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ اگر نمیخواهید جواب نامه هایم را بدهید،اقلش 20 تومان پولم را پس بدهید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ خانم معلممان هم دیروز با من گریه کرد.او همیشه میگوید نگران نباش بابایت می آید.خیلی کیف داشت تا حالا گریه اش را ندیده بودم. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ از امروز دیگر برایم مهم نیست که جواب نامه هایم را ندهید.20 تومان هم مال خودتان،از کیف مامان برداشتم فقط کاشکی یادتان باشد علیرضایی هست که پسرتان است،مامان میگوید دیگر بزرگ شده ای تو هم باید بروی جنگ،ولی اگر من بیایم پیش شما مامان خیلی تنها میشود. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ شما در جنگ تلویزیون ندارید؟خانم معلم میگفت ندارید،خیلی حیف است که کارتون پلنگ صورتی را نمیبینید،مقش هایم را هم نوشته ام و تلویزیون میبینم نگران نباشید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ خانم معلم این دفعه گریه نکرد،گفت گریه هایم الکی است باید مقش هایم را مینوشتم نه اینکه پلنگ صورتی ببینم.مامان هم تلویزیون را خاموش کرده،خوش به حالتان که تلویزیون ندارید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ دیگر حتما باید بیایید،تلویزیون نشان داد که صدام را گرفته بودند تازه کلی ریش داشت اگر نیایید حتما ... اصلا یادم نبود که شما تلویزیون ندارید.به هر حال دیگر باید بیایید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ لابد مامان دارد کور میشود املا که برایم میخواند همین طور غلط غلوط میخواند،وسطش هم گریه میکرد.لابد برای چشمهایش،این درس شهید هم چقدر سخت است.کاش خودت برایم میخواندی. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ خیلی بدی چرا دیشب که آمده بودی توی خواب مامان منصوره توی خواب من نیامدی؟مگر من پسرتون نبودم؟مامان منصوره میگفت:هر وقت او بیاید تو هم میایی جنگ اصلی هنوز نیامده! پسرتان علیرضا بابا سلام؛ خانم معلم امروز هم گریه کرد.همه بچه ها هم گریه شان در آمد،خانم معلم گفت:مطمئن باشید او می آید کاش او بیاید. پسرتان علیرضا التماس دعا
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/08/22
ساعت : 1:54
| |
ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا هستیم. ننشینید باز جایی را آتش بزنند. اینها مرگ بر شوروی را مطرح می کنند تا آمریکا فراموش شود.
حضرت روح الله خمینی صحیفه امام - جلد 15 - صفحه 29 ادامه مطلب
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/08/13
ساعت : 18:6
| |
کسانی که الفبای دیپلماسی و سیاست جهانی را نمی دانند و بی خاصیت هستند، رسانه هایی که معلوم نیست از آخور چه کسانی ارتزاق می کنند ندانسته و نسنجیده بر مشایی و دولت احمدی نژاد تاختند، آنها نمی دانستند که معادلات از چه قرار است.
عقل من و آن چیزی که با ما با دوستان به نتیجه رسیدیم و در مورد آن تحقیق کردیم این است: " زمانی که دکتر احمدی نژاد با نطق های انقلابی خود جامعه جهانی را مجبور به سئوال از اسرائیل غاصب کرد، موضوع هلوکاست که اروپا را در نوردید و سایر موارد دیگر ... اینها داشت موجبات اتحاد داخلی اسرائیل را فراهم می آورد، این اتحاد باعث می شد تا لابی های گسترده همه ی سران این رژیم غاصب و غرب بر علیه نظام ایران تداعی و طراحی شود، اما مشایی خود را قربانی کرد تا معادلات بهم بریزد او سخنی را گفت که در آن برهه لازمیت خاص خودش را داشت اما هنوز که هنوز است مشایی زیر سئوال است به جرم این که قربانی بعضی از معادلات می شود "
+ ضمناً اینجانب حاضر به پاسخگویی در مورد هرگونه سئوال و شبهه در مورد شخصیت مهندس مشایی می باشم.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/08/08
ساعت : 15:6
| |
+ قبل نوشت - ولادت باسعادت سلطان، امير و ولي نعمت تمام ايرانيان، حضرت رضا (ع) مبارکباد. / پيامك تبريك ميلاد امام رضا {اس ام اس} برگزيدهای از بيانات رهبر انقلاب پيرامون زندگی پربركت حضرت علیبنموسیالرضا (ع)
پيام زندگى ثامنالحجج(ع) بيانات در جمع مردم مشهد در آستان مقدس رضوى 03/09/1363 خادم حرم ديدار با خدام حرم مطهر امام رضا (ع) 06/01/1367 جزئی از باورهای ما بيانات در جمع مسؤولان استان خراسان 28/04/1365 + در اين رابطه:
فيلم / ديدار قاريان برگزيده با رهبر انقلاب در حرم مطهر رضوی در سال 86 صوت / السلام عليك يا علیبن موسیالرضا عليهالسلام عكس / حضور رهبر انقلاب در حرم مطهر رضوی صوت / داستان «اقامه نماز عيد فطر امام رضا عليهالسلام» به روايت رهبر انقلاب فيلم / اولين غبارروبی ضريح جديد حرم مطهر امام رضا (ع) توسط رهبر انقلاب كوچههای خراسان / غزلی از مرحوم قيصر امينپور
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/08/05
ساعت : 16:45
| |
اپیزود قبل از آخر – میم مثل ملاهادی! هادی غفاری (بحث در مورد ایشون مفصله) بعد از انتخابات در یک سخنرانی با حضور مهدی کروبی، "با توهین به نظام و رهبری (به توصیه دوست خوب و عزیزم "پیام فضلی نژاد عزیز" این قسمت ۸ خطی حذف شد) "
هادی غفاری تنها چند روز بعد از این ماجرا با حضور در درس اخلاق (!!) آیت الله منتظری، به اتاق ملاقات های وی می رود تا دیداری خصوصی با آیت الله داشته باشد!( برای درک بهتر اخلاق سیاسی ملا هادی نیز اپیزود وسط را مورد تفحص قرار دهید!) نکته جالب اینجاست برخی رسانه های منتقد نظام سالهای سال هادی غفاری را به واسطه اعمالی چون شایعه سیلی زدن به بازرگان ، کتک زدن و فحاشی به نمایندگان حامی نهضت آزادی در مجلس ، معمای قتل هویدا و... وی را ملاهادی غفاری خطاب می کردند اما بعد از این ماجرا وی در یک حرکت کاملا حرفه ای توسط همین رسانه ها به مقام آیت اللهی ارتقا یافت! اپیزود آخر - نمایشگاه مطبوعات با طعم هفت تیر عصر دیروز خبر حضور کروبی به نمایشگاه مطبوعات در خبرگزاری ها و سایتهای خبری منتشر می شود :" پس از ورود غیر منتظره کروبی به نمایشگاه عده ای با در دست داشتن بادکنکهای سبز به سر دادن شعار می پردازند که واکنش عده ای دیگری از مخالفان وی را به همراه دارد.همراهان کروبی که در حدود 50 نفر بوده و شعارهایی نظیر مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر روسیه، یا حسین میرحسین سر می دهند که این مساله باعث حضور تعداد زیادی از مردم در اطراف آنها می شود!از سوی دیگر جمعی از مخالفان کروبی با حلقه زدن دور وی با سردادن شعارهایی چون مرگ بر منافق، منافق برو بیرون و مرگ بر ضد ولایت فقیه به استقبال وی می روند."
تا اینجای کار مشکلی نیست و یک برخورد کاملا قابل پیش بینی رخ داده است اما ماجرا به اینجا ختم نمی شود. بعد از جمع شدن جمعیت و افزایش تنشها و هجوم مردم محافظان آقای کروبی با درآوردن اسلحه کمری و شلیک هوایی و استفاده از شوکرهای برقی مجهز به گاز اشک آور سعی در متفرق کردن مردم و به در بردن شیخ از مهلکه می کنند که این اقدام باعث تحریک بیشتر مخالفین و پرتاب لنگ کفش و برداشتن عمامه شیخ می شود! و تنها در چند دقیقه هم نمایشگاه مطبوعات برای اولین بار طعم هفت تیر کشی را در خود تجربه می کند و هم شیخ مهدی کروبی برای اولین بار طعم لنگ کفش را بر خود! اپیزود وسط – تاریخچه اولین لنگ کفش سیاسی در ایران در سال 62 و چند ماه مانده به انتخابات نهضت آزادی، خواهان آزادی انتخابات شده و پیشاپیش از احتمال ابطال و مردود بودن آن سخن می گوید. قرار بر این می شود که سمیناری با عنوان "سمینار تأمین آزادی انتخابات" در دفتر نهضت برگزار شود. حرف و حدیث ها در خصوص غیرقانونی بودن این سمینار بالا می گیرد، هاشمی رفسنجانی چندی بعد در گردهمایی سفرا و کارداران جمهوری اسلامی تصریح می کند: «نام این سمینار هم مفهوم مخالفت دارد؛ یعنی آزادی نیست و ما می خواهیم آن را تأمین کنیم.» بهرحال مراسم چون مجوز قانونی ندارد لغو می شود جمعه همان هفته و در روز برگزاری برنامه، روزی که ابراهیم یزدی، صباغیان و توسلی سخنرانان اصلی سمینار در ساختمان نهضت حضور می یابند تا به قول خودشان مردم را از لغو شدن برنامه مطلع کنند. پلاکاردی از دیوار نهضت آویزان می شود که بر روی آن نوشته شده است:« با کمال تأسف به علت عدم موافقت وزارت کشور سمینار تأمین آزادی انتخابات برگزار نمی شود. نهضت آزادی ایران»جمعیتی در مخالفت با نهضت آزادی گرداگرد ساختمان نهضت حلقه می زنند و در نهایت هجوم به ساختمان کلید می خورد. سخنرانان برنامه ملغی، مضروب می شوند و برخی اسناد و مدارک و پرونده های نهضت از پنجره ها سرازیر خیابان می شود.ماجرا البته به همین جا هم ختم نمی شود. صباغیان که برای تشریح واقعه به عنوان سخنران پیش از دستور پشت تریبون مجلس قرار گرفته مورد هجمه برخی نمایندگان قرار می گیرد. صباغیان درگیری ها را این گونه تشریح می کند: «مشت محکمی از طرف آقای اسدی نیا به گردنم خورد و بقیه نمایندگان نامبرده روی سرم ریختند و مشت و لگد بود که نثارم می شد... دیدم آقای معینفر بر روی زمین افتاده بود؛ صورتش ورم کرده و آثار ضرب زیادی در پای چشمش دیده می شد و آقای هادی غفاری فحش های بسیار رکیک و زننده و ناموسی نثار ما می کرد. بالاخره با دخالت آقایان انصاری راد، احمد ناطق نوری، زائری، عزت الله سحابی از حمله نمایندگان که عبارت از آقایان اسدی نیا، عابدین زاده، هادی غفاری، الله بهداشتی، عزت الله دهقان و... بود، جلوگیری نموده و آقای معینفر و مرا از مجلس بیرون بردند. در همین موقع که از سالن مجلس خارج می شدیم، کسی از پشت سر با کف دست محکم به سرم کوبید؛ برگشتم دیدم آقای هادی غفاری است...» معینفر داستان حملات هادی غفاری را این گونه واگویه می کند: «حضار جلسه ملاحظه کردند که حدود 10 نفر از نمایندگان محترم بر سر آقای صباغیان ریختند و با ضربات مشت و لگد ما را مضروب و مصدوم کردند. خصوصاً حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای هادی غفاری با خارج ساختن کفش از پای خود و کوفتن های مرتب بر سر و صورت و بدن اینجانب گوی سبقت را از دیگران ربودند. ایشان همچنین فحش های عرضی و ناموسی زن، مادر و خواهر نثار من کردند که مستوجب حد است.» و این داستان البته در شعر مرحوم فخر الدین حجازی هم آمده است: «معینفر مقاوم چو پیلان مست/ به این سوی و آن سوی می برد دست/ که ناگاه غفاری خشمگین/ برآورد دستانش از آستین/ بزد مشت بر کله چاق تن/ که خون از سرش گشت فواره زن» اپیزود بعد از اول – معمای یک قتل و پرتقال فروشی که پیدا نشد! پیرامون قتل هویدا حرف و حدیث های زیادی وجود دارد. عباس میلانی در فصل آخر کتاب خود( معمای هویدا) هادی غفاری را عامل قتل هویدا معرفی می کند و ماجرا را اینگونه شرح می دهد:" امیر عباس هویدا مانند دیگر مسئولان رژیم پیشین اعدام نشد بلکه یکی از کسانی که از پشت سرش میآمد، دو تیر به گردن او زد که حجت الاسلام هادی غفاری بود. هویدا را از طریق یک راهرو به سوی حیاط زندان هدایت میکردند. در عکسهایی که از لحظات آخر زندگی هویدا در دست است حجت الاسلام هادی غفاری در فاصله کمی از او دیده میشود. هادی غفاری که در طول دادگاه در کنار هویدا نشسته بود و خیره نگاهش میکرد، همراه خلخالی و گروه کوچکی از پاسداران و روحانیون پشت سر هویدا گام میزد. به محض آنکه پای هویدا به حیاط رسید، هادی غفاری از پشت سرش آمد هفتتیری به دست گرفت و گلوی هویدا را نشانه رفت و دو تیر خالی کرد. هویدا به زمین افتاد. خون از رگ گردنش فواره میزد. هادی غفاری میخواست او را به مرگی تدریجی و پر عذاب بکشد. هویدا که میدانست زخمی مهلک برداشته، از شخصی به نام کریمی در صف همراهان خلخالی خواست که جانش را بستاند. کریمی هم ظاهراً از سر لطف تیر خلاص را به جمجمه هویدا زد."
در مورد چگونگی اعدام امیر عباس هویدا، ابراهیم یزدی در نواری که روی شبکه اینترنت پخش شده است میگوید که هویدا پیش از صدور حکم اعدام به قتل رسیده بود. ابراهیم یزدی البته بنا به دلایلی(!) نام روحانی شلیک کننده را نمی برد اما ماجرا را اینگونه شرح می دهد: «زمانی که محاکمه مرحوم هویدا در زندان قصر شروع شد و میخواست بگوید در دوران ۱۴ ساله زمامداری نخست وزیری شاه چه اتفاقاتی افتاد و خاطرات خود را بیان کند، پس از این که جلسه دادگاه تنفس داده میشود وهویدا به راهرو میآید، یکی از آقایان روحانی که آنجا بوده و من مایل نیستم اسم ببرم (!)، در راهرو با هفت تیر کمری خود هویدا را میکشد و زمانی به خلخالی خبر میدهند که کار از کار گذشته بوده است. هویدا را میبرند روی صندلی مینشانند و عکس میگیرند و حکم اعدامش را قرائت میکنند و سپس او را اعدام میکنند. ولی در واقع او را قبل از اعدام کشته بودند.» هادی غفاری البته بعدها بدون هیچ توضیحی تنها کسانی را که وی را عامل قتل هویدا معرفی کردند عده ای کاسبکار می خواند! اپیزود اول – سخن آخر امام خمینی(ره) در سوم اسفند سال 67 در نامه ای که به منشور روحانیت مشهور می شود وصف حال برخی روحانیون را اینگونه تقریر می کند: " آنقدر كه اسلام از اين مقدسين روحانى نما ضربه خورده است، از هيچ قشر ديگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلوميت و غربت اميرالمؤمنين- عليه السلام- كه در تاريخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقهها را بيش از اين تلخ نكنم. ولى طلاب جوان بايد بدانند كه پرونده تفكر اين گروه همچنان باز است و شيوه مقدس مآبى و دين فروشى عوض شده است. شكست خوردگان ديروز، سياست بازان امروز شدهاند. آنها كه به خود اجازه ورود در امور سياست را نمىدادند، پشتيبان كسانى شدند كه تا براندازى نظام و كودتا جلو رفته بودند. غائله قم و تبريز با هماهنگى چپيها و سلطنت طلبان و تجزيه طلبان كردستان تنها يك نمونه است كه مىتوانيم ابراز كنيم كه در آن حادثه ناكام شدند ولى دست برنداشتند و از كودتاى نوژه سر در آوردند، باز خدا رسوايشان ساخت." اضافات: - قصد نداشتم زیاده در مورد موضوعات سیاسی روز بنویسم، بعد از ماجرای اهانت هادی غفاری به رهبری خواستم در مورد شخصیت هادی غفاری پستی بنویسم که البته حرف هم برای گفتن کم نبود اما خب بدلایلی این کار رو نکردم، دیروز اما بعد از شنیدن ماجرای اسلحه کشی و تیراندازی هوایی محافظان کروبی در نمایشگاه مطبوعات و استفاده از شوکرهای برقی و.... اونم بعد از اینکه به کروبی تذکر داده شده بود که حضورش ممکنه باعث تشنج بشه دیگه سکوت رو جایز ندونستم! واقعا این حرکته؟! - هفته پیش همین لنگ کفش توسط دوستان سبز به سمت صفار پرتاب شد و امروز همین کفش به سمت کروبی من نه این حرکت رو تایید میکنم و نه اون اما نکته ای که هست و چندان هم غامض نیست اینکه در ماجرای پرتاب لنگ کفش به سمت صفار کسی قبلش برای مخالفین اسلحه نکشیده بود! - خیلی سعی میکردم سیاسی ننویسم ولی نشد! اگه هیچی نگیم مدعی ترین آدمها مجرم ترین آدمها خواهند شد! مگه اینجا تگزاسه آخه ؟! - حسب الامر این پست رو قفل نمی زنیم تا بعضی منتقدین بیان بگن: "اگر دین ندارید آزاده باشید!!" نویسنده: "ارمینه"
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/08/02
ساعت : 18:17
| |
صبح امروز چند تن از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یک حمله تروریستی در استان سیستان و بلوچستان به شهادت رسیدند.
در این حمله تعدادی از سران طوایف بلوچ که قرار بود بخشی از امنیت مناطق مختلف سیستان و بلوچستان را بر عهده بگیرند نیز به شهادت رسیدند. امنیت منطقه شرق کشور از چندی قبل به سپاه پاسداران واگذار شده بود. مسئول روابط عمومي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نیز گفت: در اين حادثه علاوه بر سردار سرتيپ پاسدار نور علي شوشتري و سردار سرتيپ پاسدار محمدزاده، مرادي فرمانده سپاه ايرانشهر و علويان فرمانده تيپ اميرالمومنين سپاه سيستان و بلوچستان نيز به شهادت رسيدند. وي افزود: سردار سرتيپ پاسدار شوشتري که جانشين فرمانده نيروي زميني سپاه نيز بود پس از به عهده گرفتن مسئوليت قرارگاه عملياتي سپاه در جنوب شرق کشور در طول پنج ماه گذشته با برگزاري چند جلسه با مردم و سران قبايل و طوايف استان سيستان و بلوچستان، چگونگي تامين امنيت پايدار در شرق کشور را بررسي کرده بود. گفته ميشود فردي حدوداً 21 ساله با منفجر كردن كمربند انتحاري خود در محل درب ورودي سالن تربيت بدني شهر پيشين محل برگزاريهمايش سران طوايف شهرستان سرباز، باعث شهادت جمعي از فرماندهان سپاه و حاضران در اين نشست شده است.
پیش از این نیز تعدادی از پاسداران انقلاب اسلامی در استان سیستان و بلوچستان به دلیل انفجار اتوبوس حامل آنها به درجه رفیع شهادت نایل آمده بودند. سردار محمد زاده ماموریتش را کامل به انجام رساند سردار رجبعلي محمدزاده که در عملیات کربلاي 4 و در حالی که بسياري از بسيجيانش به ديدار معشوق شتافته بودند، سردار شوشتری محل شهادتش را پیش بینی کرده بود در حالی که سرادر نورعلی شوشتری در ابتدای سال 88 مسئولیت تامین امنیت سیستان را برعهده گرفته بود، اسامی شهدای طوایف بلوچ در انفجار امروز برخی + در همین مورد : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807260287 به بهانه پیوند خون شهدای عشایر و سپاه (http://rajanews.com/detail.asp?id=38160) + در باغ شهادت باز باز است ...
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/07/26
ساعت : 15:43
؛ مشخصات حضرت؛ اسم : جعفر لقبها : صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقايق - فاضل - طاهر - قائم - منجي – صابر كنيه : ابوعبدالله - ابواسماعيل – ابوموسي نام پدر : حضرت امام محمد باقر ( عليه السلام ) نام مادر : فاطمه ( ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابي بكر زمان تولد : هفدهم ربيع الاول سال 83 هجري در روز جمعه يا دوشنبه ( بنا بر اختلاف ) در هنگام طلوع فجر مصادف با ميلاد حضرت رسول . بعضي ولادت ايشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ايشان را نيز برخي سال 80 هجري ذكر كرده اند . ( 1 )محل تولد : مدينه منوره عمر شريفش : 65 سال مدت امامت : 34 سال زمان رحلت ( شهادت ) : 25 شوال سال 148 هجري درباره زمان شهادت نيز گروهي ماه شوال و دسته اي ديگر 25 رجب را بيان كردند . ( 2 ) قاتل : منصور دوانيقي بوسيله زهر محل دفن : قبرستان بقيع زنان معروف حضرت : حميده دختر صاعد مغربي ، فاطمه دختر حسين بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب( عليهم السلام )فرزندان پسر : موسي ( عليه السلام ) - اسماعيل - عبدالله - افطح - اسحاق - محمد - عباس – علي فرزندان دختر : ام فروه - فاطمه - اسما كه اسماعيل ، عبدالله وام فروه مادرشان فاطمه دختر حسين بن علي بن حسين ( عليهما السلام )( نوه امام سجاد ) است . وامام موسي كاظم (عليه السلام) ، اسحاق و محمد كه مادرشان حميده خاتون مي باشد . وعباس ، علي ، اسماء و فاطمه كه هر يك از مادري به دنيا آمده اند . نقش روي انگشتر حضرت : ما شاء الله لا قوة إلا بالله ، أستغفرالله .اصحاب معروف امام صادق (عليه السلام) : ابان بن تغلب - اسحاق بن عمار- بريد - صفوان بن مهران - ابوحمزه ثمالي – حرير بن عبدالله سجستاني زراره بن اعين شيباني - عبدالله بن ابي يعفور-عمران بن عبدالله اشعري قمي . روز زيارت ايشان : روزهاي سه شنبه مي باشد . رخسار حضرت : بيشتر شمايل آن حضرت مثل پدرشان امام باقر (عليه السلام) بود . جز آنكه كمي لاغرتر و بلند تر بودند . مردي ميانه بالا ، سفيد روي ، پيچيده موي و پيوسته صورتشان چون آفتاب مي درخشيد . در جواني موهاي سرشان سياه و در پيري سفيدي موي سرشان بر وقار و هيبتشان افزوده بود . بيني اش كشيده و وسط آن اندكي برآمده بود وبر گونه راستش خال سياه رنگي داشت . ريش مبارك آن جناب نه زياد پرپشت و نه زياد كم پشت بود . دندانهايش درشت و سفيد بود وميان دو دندانپيشين آن گرامي فاصله وجود داشت . بسيار لبخند مي زد و چون نام پيامبر برده مي شد رنگ از رخسارش تغيير مي كرد . گوشه اي از حيات امام صادق ( عليه السلام )
عصر امام صادق( عليه السلام ) يكي از طوفانيترين ادوارتاريخ اسلام است كه ازيك سواغتشاشها و انقلابهاي پياپي گروههاي مختلف ، بويژه از طرف خونخواهان امام حسين (عليه السلام ) رخ ميداد ، كه انقلاب ابو سلمه در كوفه و ابو مسلم در خراسان و ايران از مهمترين آنها بوده است . و از ديگر سو عصر برخورد مكتبها و ايدهئولوژيها و عصر تضاد افكار فلسفي و كلامي مختلف بود كه از برخورد امت اسلام با مردم كشورهاي فتح شده و نيز روابط مراكز اسلامي با دنياي خارج ، به وجود آمده و در مسلمانان نيز شور و هيجاني براي فهميدن وپژوهش پديد آورده بود . عصري كه كوچكترين كم كاري يا عدم بيداري و تحرك پاسدار راستين اسلام يعني امام ( عليه السلام ) ، موجب نابودي دين و پوسيدگي تعليمات حياتبخش اسلام ، هم از درون و هم از بيرون ميشد . زمان امام صادق(عليه السلام) ، زمان تزلزل حكومت بني اميه و فزوني قدرت بني عباس بود واين دوگروه مدتي درحال كشمكش و مبارزه با يكديگر بودند . از زمان هشام بن عبدالملي ، تبليغات و مبارزات سياسي عباسيان آغاز گرديد و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلحانه و عمليات نظامي گرديد و سرانجام در سال 132 به پيروزي رسيد . بني اميه در اين مدت ، گرفتار مشكلات سياسي فراواني بودند ، لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شيعيان را نداشتند . عباسيان نيز چون از دستيابي به قدرت در پوشش شعار طرفداري از خاندان پيامبرو گرفتن انتقام خون آنان عمل مي كردند ، فشاري از طرف آنان مطرح نبود . از اينرو اين دوران ، دوران آرامش و آزادي نسبي امام صادق ( عليه السلام ) و شيعيان بود و آن حضرت از اين فرصت استفاده كرده و تلاش فرهنگي وسيعي را آغاز كرد . پيشواي ششم در چنين دوراني به فكر نجات افكار توده مسلمان ازالحاد وبدبيني وكفر و نيز مانع انحراف اصول و معارف اسلامي از مسير راستين بود ، و از توجيهات غلط و وارونه دستورات دين كه به وسيله خلفاي وقت صورت مي گرفت جلوگيري مي كرد . اينجا بود كه امام( عليه السلام ) دشواري فراوان در پيش ومسئوليت عظيم بر دوش داشت . امام صادق ( عليه السلام ) در ظلمت بحرانها و آشوبها دنياي شيعه را به فروغ تعاعليم خويش روشني بخشيد و حقيقت اسلام را از آلايش انحرافات وگزند فريبكاران حفظ نمود . او آن قدر فقه و دانش اهل بيت را گسترش داد و زمينه ترويج احكام و بسط كلام شيعي را فراهم ساختكه مذهب شيعه به نام او به عنوان مذهب جعفري شهرت يافت . آن اندازه كه دانشمندان و راويان از دانش امام بهره مند برده واز ايشان حرف و حديث نقل كرده اند از هيچ يك از ديگرائمه نقل نكرده اند . ليكن طولي نكشيد كه بني عباس پس از تحكيم پاييهاي حكومت و نفوذ خود ، همان شيوه ستم و فشار بني اميه را پيش گرفتند و حتي از آنان هم گوي سبقت را ربودند . وضع به حدي ناگوار وشد كه همگي ياران امام ( عليه السلام ) را در معرض خطر مرگ قرار مي داد ، چنانچه زبده هايشان جزو ليست سياه مرگ بودند . امام صادق ( عليه السلام ) كه همواره مبارزي نستوه و خستگي ناپذير وانقلابي بنيادي درميدان فكر و عمل بوده ، كاري كه امام حسين (عليه السلام ) به صورت قيام خونين انجام داد ، وي قيام خود را درلباس تدريس وتأسيس مكتب وانسان سازي انجام داد و جهادي راستين كرد . رحلت امام را به سبب مسموميت دانسته اند . از ارتكاب اين جنايت را كه منصور درتوان خود نمي ديد به جعفر بن سليمان پسر عموي خويش و والي وقت مدينه محول كرد . فرزند برومندش امام موسي بن جعفر( عليه السلام ) او را دو جامه سفيد مصري كه درآن احرام مي بست ودر پيراهني مه مي پوشيد ودرعمامه اي كه ازامام زين العابدين(عليه السلام ) به او رسيده بود ، كفن نمود و بر آن نماز خواند واو رادر بقيع در كنار قبر پدربزرگوارش سيد الساجدين( عليه السلام ) به خاك سپرد . سلام بر او از ميلاد تا ميعاد شخصيت علمي امام صادق ( عليه السلام ) در دوره امامت امام صادق ( عليه السلام ) مسلمانان بيش از پيش به علم و دانش روي آوردند و در بيشتر شهرهاي قلمرو اسلام بويژه در مدينه ، مكه ، كوفه ، بصره و ... مجالس درس و مناظره هاي علمي داير واز رونق خاصي برخوردار گرديد . در اين زمان با استفاده از فرصت به دست آمده امام صادق( عليه السلام ) توانست نهضت علمي فرهنگي پدرش امام باقر( عليه السلام ) را ادامه داده و علوم و معارف اهل بيت را بيان كرده در همه جا منتشر كند . سفرهاي اجباري و اختياري امام به عراق و به شهرهاي حيره ، هاشميه و كوفه و برخورد با اربابان ديگر مذاهب فقهي وكلامي نقش بسزايي در معرفي علوم اهل بيت و گسترش آن در جامعه داشت . در اين شهرها گروههاي مختلف براي فراگيري دانش نزد آن حضرت مي آمدند و از درياي دانش او بهره مند مي بردند . برخورد وي با گروههاي مختلف مردم سبب شد كه آوازه شهرتش در دانش و بينش ديني ، علم و تقوي ، سخاوت و جود وكرم و ... در تمام قلمرو اسلام طنين انداز شود و مردم از هر سو براي استفاده از دانش بيكران وي رو سوي كنند . در اين دوره علوم و فلسفه ايراني ، هندي و يوناني به حوزه اسلامي راه يافت و بازار ترجمه علوم گوناگون از زبانهاي مختلف به زبان عربي گرم و پررونق گرديد . همچنين مكتبهاي كلامي و فرقه مذهبي و فقهي در اين عصر پايه گذاري شد . امام صادق ( عليه السلام ) با تمام جريانهاي فكري و عقيدتي آن روز برخورد كرده و موضوع اسلام و تشيع را در برابر آنها روشن ساخته و برتري بينش اسلام تشيعي را ثابت كرده است . مناظرات امام صادق (عليه السلام) با اربابان دانشهاي گوناگون چون پزشكان ، فقيهان ، منجمان ، متكلمان ، صوفيان و... بويژه مناظرات وي با ابوحنيفه مشهور و در منابع شيعه و سني ثبت است . شاگردان امام باقر (عليه السلام) پس از درگذشت آن حضرت به گرد شمع وجود امام صادق( عليه السلام ) حلقه زدند . امام ( عليه السلام ) نيز با جذب شاگردان جديد به تأسيس يك نهضت عظيم فكري و فرهنگي و بالنده مبادرات ورزيد ، به گونه اي كه طولي نكشيد مسجد نبوي در مدينه منوره و مسجد كوفه در شهر كوفه به دانشگاهي عظيم تبديل شد . درگيري شديد بين بني عباس و بني اميه ، آنان را آن چنان به خود مشغول كرده بود ، كه فرصتي طلايي براي امام صادق ( عليه السلام ) و يارانش به دست آمد . آن حضرت با استفاده از اين فرصت به بازسازي و نوسازي فرهنگ ناب اسلام پرداخت و شيفتگان مكتب حق از اطراف و اكناف ، از بصره ، كوفه ، واسط ، يمن و نقاط مختلف حجاز به مركز اسلام ؛ يعني مدينه ، سرازير شدند وچون پروانگي دلباخته به گرد شمع وجود امام صادق ( عليه السلام ) تجمع كردند . امام صادق ( عليه السلام ) هر يك از شاگردان خود را رشته هاي كه با ذوق و قريحه او سازگار بود ، تشويق و تعليم مي نمود و در نتيجه ، هر كدام از آنها در يك يا دو رشته از علوم مانند : حديث ، تفسير ، فقه و كلام ، تخصص پيدا مي كردند . دردانشگاهي كه امام بوجود آورده بود شاگردان بزرگ و برجسته اي همچون هشام بن حكم- محمد بن مسلم- ابان بن تغلب- هشام بن سالم - مومن الطاق - مفصل بن عمر - جابر بن حيان و... تربيت كرد كه هر يك از آنها شخصيتهاي بزرگ علمي و چهره هاي درخشاني بودند كه خدمات شاياني انجام دادند . به عنوان نمونه هشام بن حكم 31 جلد كتاب و جابر بن حيان بيش از 200 جلد در زمينه علوم گوناگون بخصوص رشته هاي عقلي طبيعي و شيمي كتاب نوشته است و به عنوان بدر علم شيمي مشهور است . دانشمندان علم حديث شمار كساني را كه مورد اعتماد بوده اند - راويان ثقه - و از آن حضرت نقل كرده اند تا چهار هزار نفر را نوشته اند . شاگردان دانشگاه امام منحصر به شيعيان نبوده بلكه پيروان اهل تسنن نيز از مكتب آن حضرت برخوردار مي شدند . بزرگان اهل سنت چون مالي بن انس ، ابوحنيفه ، سفيان ثوري ، سفيان بن عيينه ، ابن جريح ، روح ابن قاسم و... ريزه خوار خوان دانش بيكران او بودند . ابو حنيفه كه دو سال شاگرد امام بود اين دوره را پايه علوم و دانش خود معرفي كرده مي گويد : اگر آن دو سال نبود " نعمان " از بين رفته بود .
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/07/21
ساعت : 18:52
| |
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/07/19
ساعت : 20:9
| |
از تمام کساني که کلاهشان براي سرشان گشاد است از تمام کساني که لباسشان بارکدشان است از هويت هاي ميز نشان از بله هاي از سر اجبار از طلبه هايي که طالب علم نيستند از دانشجوياني که دانش جو نيستند از تمام کرهايي که سمعکهايشان مارک مصلحت خورده از اندامهاي به مزايده گذاشته شده از انسانهاي ارزان قيمت از اعتقادهاي حراجي از حرفهاي مفت از وعده هاي سر خرمن از ناديدني هاي ديدني! از صورتهايي که بوم نقاشي اند از متهماني که شاکي اند از تمام کساني که رسالت خون را تنها در رساندن اکسيژن به سلولها مي دانند از تمام خونهايي که رنگين ترند از آنان که آزادگي را در اسارت بي بند و باري به بند مي کشند از آنان که عشق را به بهاي love سه طلاقه کرده اند از تمام کساني که در لغت نامه هاي ذهنشان بين مظلوم و تو سري خور علامت تساوي است از ولايت ناشناسان ذوب در ولايت از کوفياني که دم به ساعت مي گويند( اين الطالب به دم المقتول به کربلا) از کوفياني که اهل کوفه نيستند از کوفياني که براي مهدي(عج) نامه مي نويسند از تمام آنان که فکر مي کنند کوفيان شاخ داشتند از تمام آنان که فکر مي کنند طلحه يا زبير يا عمرعاص يا ... دم داشتند از سياستمداران بي دين از متدينين بي سياست از تمام آنان که دين و سياست را از هم جدا مي دانند از آنان که شهدا را در موزه گذارده اند از آنان که در هر ميداني دم از استقلال و پيروزي مي زنند الا ميدان جنگ از عروسکهاي بالماسکه از وطن دوستان وطن گريز از زنان مرد صفت از مردان زن صفت از همه آنان که شهدا را براي تيراژ مي خواهند از همه آنان که« نون والقلم و ما يسطرون» را نان تفسير مي کنند از راي هاي ممتنع از تمام آناني که بين نماز و نرمش تفاوتي قائل نيستند از همه چيز داران بي همه چيز از امانت داران خائن از کفهاي روي آب از ناموس داران بي ناموس از زنگارهاي روي آينه از مسلمانان مسلمان کش از پشتهايي که هميشه رودر روي خصم اند از تمام آنان که به تقاضاي مشروع مظلومگان « قبلت» نا مشروع مي گويند از آناني که بي حجابند از آنان که خود حجابند از بلاهايي که از دماغ فيل نازل شده اند از آنان که تاسوعا و عاشورا را تنها در تقويم جستجومي کنند و کربلا و کوفه و شام را تنها در نقشه! از آنان که ديروز را ديدند و امروز را در حسرت ديروز به ديروزي تبديل مي کنند که فردا حسرتش را خواهند خورد؟ از آنان که چشم به فردا دوخته اند و امروز را فراموش کرده اند از آنان که پرچمند اما بيرق و علم نيستند از آنان که کلفتي گردن خود را بيش از تيزي ذوالفقار مي دانند از آنان که باده ناب را با ده درصد الکل بالا مي دانند از چشمهايي که در صفين تنها قرآن سر نيزه را ديدندو در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را نديدند از آنان که در صفين تنها قرآن سر نيزه را باور کردندو در کربلاوکوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را باور نکردند و از تمام آنان که قرآن را بر نيزه کردند از من که منم، از تو که تويي، من و تو که ما نيستيم و ما که فناي در او نيستيم... از خنجرهايي که بر پشت مي نشيند از آنان که ني را به گيتار مي فروشند از آنان که با شنيدن نام « خردل» به ياد چاشني غذا مي افتند از آنان که با شنيدن نام « موج» تنها به ياد جزاير هاوايي مي افتند از آنان که با شنيدن نام « توپ» مارادونا در خاطرشان زنده مي شود نه شهيد حاجي پور از آنان که نمي بينند و مي گذرند و از آنان که مي بينند و مي گذرند از آنان که از آب زلال آب مي خورند و از آب گل آلود نان از تمام مجذوبين باغهاي سبز که هيچ گاه توي باغ نيستند از سگهاي بي وفا از اسبهاي نانجيب از خروسهاي بي دم از مورچه هاي تنبل و بي کار از زنبوراني که همه چيز دارند الا عسل از کلاغهاي بي حيا از قلندراني که از قلندر بودن تنها سر تراشيدنش را بلدند از اشتراني که از شتر بودن تنها کينه ورزيدنش را ياد گرفته اند از خرسهايي که از خرس بودن تنها بخل ورزيدنش را فرا گرفته اند از گاوهايي که هيچ ندارند الا دو شاخ از شتر مرغها که نه مي برند و نه مي پرند از آنان که درد دلشان را به درد شکمشان فروخته اند از آنان که منتظرند محرم گردد يک مو زسر ... و از ياد برده اند کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا از آنان که چوبه محمل و سر زينب را ديدند و منبر و منطق او را نه از آنان که غنايم جنگي را در زمان صلح از شهدا مي گيرند از آنان که حضور همه کس را حس مي کنند جز خدا از آنان که از همه شرم مي کنند جز خدا از تمام شهوتراناني که عجوزه سه طلاقه امير المومنين را تنگ در آغوش گرفته اند از آنان که بازي مي دهند از آنان که بازي مي خورند از بازي ها! از بازي ها! از بازي ها! }اثري از سپهر...{
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/07/10
ساعت : 20:27
| |
صدا و سیما در بست در اختیار اونهاست اما فحشش رو ماها میخوریم! آقایان قالیباف - میرحسین موسوی - مهدی کروبی - سیدمحمدخاتمی - محسن رضایی - و هر چی بچه قرتی فلان هست و غیره صاحب اونجاست؛ متأسفم که این عمو عزت فیلتر استخدام رو باز نمیکنه که حداقل چهارتا جوون درست و حسابی هم جذب این سازمان کوفتی بشن.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : پنجشنبه 1388/07/09
ساعت : 19:7
| |
باز هم من شما را مقصر نمیدانم من پول حرام آقای x را مقصر این فاجعه می دانم!
+ وصیت نامه شهید والامقام حاج ابراهیم همت {رجانیوز}
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/07/06
ساعت : 20:43
| |
آوینی می گفت امام(ره) به ما آموخت انتظار فرج در مبارزه است؛ جمله ای که از عمق و حساسیت خاصی برخوردار است، طی 16 سال گذشته هیاهوهای جنجالی با شعارهای "سردار سازندگی" و "گفتگوی تمدن ها" دور شدن از مواضع خمینیسم و گفتمان انقلاب آینده ای نا معلوم را رقم میزد، طعم آن روزهای سخت هنوز که هنوز است بر مذاق مردم بسیار تلخ است، شیرینی خاصی احساس نشده، مطالبات رهبری فرزانه مظلومیت خاصی داشت و فقط ایشان بودند که جریان اصلی انتظار را تدوین می کردند، همه ی اینها گذشت انتخابات سال 84 ریاست جمهوری یک رفراندوم بود برای "مبارزه" همه ی سران زَر و زور و ثروت دست به دست هم دادند تا مبارزه به معنای واقعی خودش تحقق نیابد، ... شکست مفتضحانه ای خوردند، تصمیم گرفتند دولت را شش ماهه ساقط کنند، تمام توان خود را اجرایی کردند مافیا وارد بازی شد اما عنایات الهی خاصی شامل ملت شد ... چهارسال شیرین را با کم و کاستی های خودش پشت سر گذاشتیم، امسال هم رفراندوم جمهوریت و اسلامیت انقلابی بود تمام دشمنان نظام از داخلی و خارجی ها گرفته تا آنهایی که ما به حسابشان نمی آوریم همه و همه دست به دست هم دادند تا شمع روشن شده ی مبارزه را خاموش کنند اینبار هم به لطف الهی به نتیجه نرسیدند و الان قریب به 100 روز است که مثل روباه های گرسنه در حال زوزه کشیدن هستند ... و متأسفانه هنوز نمی دادنند که این انقلاب صاحب دارد ... دیشب احمدی نژاد جهانیان را با اسم پسر فاطمه(س) آشنا کرد او حرف از منجی عالم بشریت زد او نام حضرت مهدی را فریاد کرد ...، تسخیر دلهای مشتاق جهانیان یکی از شرایط ظهور است ... و هنوز خیلی ها در خواب غفلت به سر میبرند ... ظهور بسیار نزدیک است ... مبارزه کن برادر مبارزه ... اللهم عجل لولیک الفرج
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/07/03
ساعت : 2:18
| |
دفاع مقدس،شهید و آروزی شهادت،مبارزه با کفر و ظلم،عدالت طلبی و همه ی آن چیزی که در دوران تاریخ ما اتفاق افتاده است به موزه رفته است متأسفانه ... اگر مسئولین امر فرهنگی اقدامات لازمی جهت این مهم ها اتخاذ نکنند و از ریشه این مسائل را بررسی و کنکاش نکنند با مشکلات اساسی خاصی در آینده ای نه چندان دور روبرو خواهیم شد ... همین! + اما من همین جا از تلاش ها و پیگیری های خوب و مجدانه حاج حسین یکتا و برو بچه های پاکارش تشکر میکنم چرا که به اندازه خودشان اقدامات خوبی در این چند ساله اخیر ترتیب داده اند ...
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/07/01
ساعت : 21:51
| |
"روز قدس" يك روز جهاني است. روزي نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابلة مستضعفين با مستكبرين است. روز مقابلة ملتهايي است كه در زير فشار ظلم آمريكا و غير امريكا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزي است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند در مقابل مستكبرين، و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند.[روز قدس] روزي است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد. متعهدين اين روز را روز قدس ميدانند، و عمل ميكنند به آنچه بايد بكنند. و منافقين ـ آنهايي كه با ابرقدرتها در زير پرده آشنايي دارند و با اسرائيل دوستي ـ در اين روز بيتفاوت هستند، يا ملت ها را نميگذارند كه تظاهر كنند. روز قدس روزي است كه بايد سرنوشت ملتهاي مستضعف معلوم شود، بايد ملت هاي مستضعف اعلام وجود بكنند در مقابل مستكبرين. بايد همانطور كه ايران قيام كرد و دماغ مستكبرين را به خاك ماليد و خواهد ماليد، تمام ملت ها قيام كنند و اين جرثومههاي فساد را به زبالهدان ها بريزند. روز قدس روزي است كه بايد اين دنبالهروهاي رژيم سابق در ايران، و آن توطئهچينهاي رژيم فاسد و ابرقدرت ها در ساير جاها خصوصاً در لبنان، تكليف خودشان را بدانند. روزي است كه بايد همت كنيد و همت كنيم كه قدس را نجات بدهيم؛ روزي است كه بايد تمام مستضعفين را از چنگال مستكبرين بيرون بياوريم. روزي است كه بايد جامعة مسلمين همه اظهار وجود بكنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به اين تفالههايي كه مانده است از آنها ـ چه در ايران و چه در ساير جاها. در روز قدس، ملتها بايد به حكومتهايي كه خائن هستند هشدار دهند. روز قدس روزي است كه ما خواهيم فهميد چه اشخاصي و چه رژيمهايي با توطئهگرهاي بينالمللي موافقت دارند و با اسلام مخالفت. آنهايي كه شركت ندارند مخالف با اسلام هستند، و موافق با اسرائيل، و آنهائي كه شركت كردند متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام ـ كه در رأس آنها امريكا و اسرائيل است. روز قدس روز امتياز حق از باطل است، روز جدايي حق و باطل است. والسلام علي رسول الله و علي أئمة المسلمين حضرت روح الله خمینی بیست و پنج مرداد هزار و سیصد و پنجاه و نه صحیفه امام جلد 9 پی نوشت : *مدعی آرمان امام خمینی و معةرض دور شدن سایرین از اسلام و انقلاب شدی .... ولي خودت میدانی ... * یا حسین و تقدس سبز را به فریاد میزنی! خودت میدانی ... * شعارت الله اکبر شده بود و خدای بزرگ را فریاد میزدی ! اما خودت میدانی .... * شعارت شده است : نه غزه ! نه لبنان ! فقط برای ایران !!؟ میدانی که خودت را خر کرده ای ! مطمئنم برای ایران ات! ایرانمان هم نخواهی آمد! نخواهی ایستاد ! نخواهی مُرد ... خودت را خر کرده ای ! قبول کن... + منبع
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/06/25
ساعت : 19:8
| |
+ بنده با شناختی که از سردبیر محترم سایت خبری تحلیلی "کلمه نیوز" دارم پتانسیل های امیدواری از این رسانه خبری به طور ناخودآگاه استشمام می شود، من باور دارم اگر این سایت خبری در طول فعالیت خودش استمرار و پشت کار داشته باشد یقیناً به یکی از محبوب ترین رسانه های خبری جمهوری اسلامی ایران تبدیل خواهد شد.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/06/24
ساعت : 7:17
| |
مراجع گرانقدر "حضرت آیت الله صافی گلپایگانی، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، حضرت آیت الله اردبیلی" و علمای بزرگوار اعم از " حضرت آیت الله علی محمد دستغیب، حضرت آیت الله جوادی آملی، حضرت آیت الله استادی، حضرت آیت الله امینی " به شهر نجف اشرف رفته و در آنجا سکونت کنند. البته در ولایت مداری این بزرگوران هیچ شکی نیست. ما هم هرچه داریم و بلدیم از همه ی مراجع و علما داریم. دلیل اول: به نظر من پیچده گی های سیاسی زمان حال ما برای این بزرگواران شبیه یه یک بن بست لاینحل تصور شده عده ای لااُبالی هم در این با لباس دین اخبار کذب را خدمت این بزرگواران ارائه میکنند که اصلا به سود نظام اسلامی نیست و باعث تفرقه می شود و بد جلوه دادن اوضاع و مشکلات مثل این هست که نفت بر روی خاکستر مشکلات بریزند و آن را شعله ور کنند { از دسته لااُبالی های در لباس دین می توان به مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اشاره کرد که از جانب هاشمی رفسنجانی مأمور شده است هفته ای دوبار به قم سفر کرده، خدمت علما و مراجع شرفیاب شده و اخبار نفاق انگیز و گزارشات غلط ارائه کند } دلیل دوم: فقه سنتی هم جوابگوی الانِ زمانه ی ما نیست {بعضی از همین شما بزرگواران بودید که می گفتید چون امام(ره) فلسفه می گوید کاسه آبی که میخورد نجس است ... } الان فقه نوگرا(پویا) و هوشمند کسانی را احتیاج داریم که پرورش یافته خود شما عزیزان باشند؛ دلیل سوم: روابط ما با جمهوری اسلامی عراق و کشورهای اطراف آن بهتر می شود، مردم و طلاب آن کشور از وجود با برکت این شخصیت های دینی ایران بهره کافی می برند. دلیل چهارم: عرصه مرجعیت بر جوانترهایی که خود این آقایان پرورش داده اند باز می شود.
دلیل پنجم: از عنایات خاصه حضرت امیر المونین(ع) بهره مند می شوید. ان شاءالله + " آقای صانعی " هم بهتر است به چین رفته و در شهر سین کیانگ سکونت بکنند و بار مرجعیت را در آنجا بدوش بکشند. + این یک دیدگاه کاملا شخصی است لطفا برداشت غلط نکنید !
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/06/18
ساعت : 6:55
| |
سال های سال است در کتابخانه منزل ما همین عکس در کُنج دیوار با قابی سفید رنگ به دیوار مزین است، از کودکی یادم می آید که در همه ی اسباب کشی ها از این خانه به آن خانه ی ما این عکس همیشه حضور داشته است، از موقعی که خواندن را یاد گرفته ام هرگاه چشمم به قاب عکس آقای طالقانی می افتاد لقبی که امام روح الله به ایشان نسبت دادند همان " ابوذر زمان " خواندنش برایم خیلی شیرین بود. الان چندین سال است که منافقان زمانه ی ما از نام آیت الله طالقانی سوء استفاده می کنند، آری غربزده های گذشته و امروزی ما دارند از نام این شخصیت انقلابی به نفع کارهای منافقانه خود بهره برداری لازم را می کنند، کسانی که اولین نماز خود را چند وقته گذشته پشت سر هاشمی رفسنجانی اقامه کردند امروز میخواهند برای ابوذر زمان روح الله مراسم یادبود بگیرند و این یعنی توهین به آقای طالقانی، و جامعه انقلابی این هیاهوی منافقانه را بر نمی تابد.
+ان شاءالله بچه های خودی ما بتوانند با برنامه ریزی ها و توانمندی ها در سال آینده و سال های آینده یک مراسم با شکوه که در شأن این مرد بزرگ است را برپا کنند ... + <زندگینامه> حضرت آیت الله طالقانی + پدر طالقانی روحت شاد ...
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/06/16
ساعت : 22:43
| |
سال های سال است که ما منتظر برنامه ریزی بزرگان کشور در بُعد فرهنگی اجتماعی هستیم، سال های سال بود که منتظر جهش با عظمت سیاست خارجی بودیم، سیاست خارجی ما در دولت آقای هاشمی اقتدار داشت اما از موضع صلابت دچار ضعف بود، در دولت آقای خاتمی با انفعال شدیدی روبرو و ضعیف شد و در دولت دکتر احمدی نژاد با عظمت ترین، با صلابت ترین و با بصیرت ترین سیاست خارجی را داشتیم. به نظر من احمدی نژاد کشور را از دولتی تحویل گرفت که از چهارپایه استراتژی یک پایه آن سالم مانده بود، خدا حضرت آقا را تا ظهور امام زمان(ع) حفظ بفرماید که اگر خدای ناکرده ایشان نبودند سرنوشت این ملت و کشور معلوم نبود، آقا همیشه با سخنان خود گره گشای کارها بودند و هستند. اما بهتر است از اصل مسئله دور نشوم داشتم میگفتم که سال های سال است که ما منتظر برنامه ریزی بزرگان کشور در بُعد فرهنگی اجتماعی هستیم متأسفانه در دولت نهم این کار فرهنگی اجتماعی رضایت بخش نبوده است، مثل دو دولت گذشته همیشه میگفتند ما برای فلان برنامه برنامه ریزی کردیم فکر کردیم و هزاران حرف امیدوار کننده میزدند حالا اگر برنامه ریزی میکردید اگر فکر میکردید چرا هیچ کدام از کارهایتان جواب نداده است؟، آقایان عزیز؛ ما سال هاست داریم فریاد میزنیم که این آقایان دراویش علی اللهی که برای خودشان قطب دارند معضل هستند با این ها برخورد بکنید، سال هاست داریم فریاد میزنیم که سیستم آموزشی ما دچار نقص و عیب است، سال های سال داریم فریاد میزنیم که صدا و سیمای ما در بخشهایی غیرقابل تحمل است، سال هاست داریم فریاد میزنیم که سینمای ما هنرمند ما را از راه به در می کند، سال هاست که داریم که فریاد میزنیم رسیدگی به جوانان و نوجوانان از اوجب واجبات فرهنگ کشور است، و سال هاست که داریم گلوی خودمان پاره میکنیم ولی هیچ جوابی نگرفته ایم من برای سئوال ها و مُطالبات خودم جواب می خواهم! تا کی باید فرهنگ ما بی فرهنگ باشد ؟؟!!! آقایان خواهشمندم بوروكراسي اداری اداره کردن بُعد فرهنگی کشور را متحول کنید با جلسه و کاغذ بازی راه به جایی نمی بریم. بنده امیدوارم و درخواست دارم که در دولت دهم تحول عظیمی در بُعد فرهنگی کشورمان رُخ بدهد.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/06/14
ساعت : 2:38
| |
دشمن شناسی از ویژگیهای مؤمن است و حضرت امام خمینی (ره) که از قضا امروز همهی جناحها ادعای پیرویاش را دارند، در این زمینه رهنمودهای تاریخی ارائه دادهاند. ایشان همواره تکذیب و مخالفت دشمن را مایهی مباهات میدانستند و تعریف دشمن را عیب میشمردند. این روزها تمام دشمنان خارجی برای اینکه پیشرفت و تعالی نظام ایران اسلامی با مشکل روبرو شود، بار دیگر هجمه های مسموم خود را علیه کشور بسیج کرده اند، و با هم متحد شدهاند. از طرفی امریکا رسماً از مدعیان اصلاحات حمایت کرده است. امروز امریکا، رژیم صهیونیستی، ضدانقلاب و منافقین بر ضد احمدی نژاد موضع گرفتهاند و همین دشمنان، برای انتخاب میرحسین موسوی تلاش میکردند. همهی اینها نشان میدهد که بین دشمنان و دست نشاندههای هاشمی رفسنجانی منافع مشترک به وجود آمده است. در این میان، هوشیاری مردم قهرمان ایران میتواند نقشهی دشمنان را نقش بر آب کند. آنها که به امام و شهیدان دلبستگی دارند، خوب است به رهنمودهای حضرت امام(ره) و وصیت شهیدان مبنی بر پیروی از ولایت فقیه توجه نمایند و قربة الی الله به خادم ملت، دکتر محمود احمدی نژاد اعتماد و کمک کنند. اما آنها که پیروی از امریکا و دشمنان ارضایشان میکند، مختار هستند که به دشمنان قسم خورد چراغ سبز نشان دهند و به قول شاعر: متاع کفر و دین بی مشتری نیست گروهی این، گروهی آن پسندند
در ادامه، برای اتمام حجت، به فرازهایی از رهنمودهای نورانی امام روح الله خمینی توجه فرمایید: تعریف امریکا عزای ماست: باید هیچ سستى نکنیم و از این ترس نداشته باشیم که فلان رادیو یا دولت خارجى چه مىگوید، رادیوها باید به ما فحش بدهند. آن روزى را که امریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت. آن روز که کارتر و ریگان «1» از ما تعریف کنند معلوم مىشود در ما اشکالى پیدا شده است، آنها باید فحش دهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم. صحیفه امام، ج18، ص: 242 تعریف دشمن نشانه وجود عیب است: اگر امریکا [و منافقین] تعریف کنند از یک کسى، تعریف کنند از یک چیزى، وقتى تعریف کردند، مردم مىفهمند این عیبى دارد که اینها تعریف مىکنند از او. صحیفه امام، ج17، ص: 250 اگر برای مردم کار کنید به شما توهین میکنند: شما توقع نداشته باشید که مورد اهانت واقع نشوید. همه مىدانید تا کسى کارى انجام ندهد کسى به او توهین نمىکند. توهین براى کسانى است که مىخواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم. باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کارى نداشته باشیم که چه کسى از این کارى که براى خدا مىکنیم خوشش مىآید و یا چه کسى بدش مىآید. صحیفه امام، ج17، ص: 441 نمیخواهیم خودفروختگان از ما تعریف کنند: نمىخواهیم روشنفکران غربزده و قلمداران خود فروخته از ما تعریف بکنند. ما مىخواهیم یک مسئلهاى را که اسلام مىفرماید عمل بکنیم و براى کشورمان خدمت بکنیم. نه یک دستگاهى درست بشود که همهاش خراب و فاسد باشد و بچههاى ما را به فحشا بکشند، و افراد را بىتفاوت کنند، که اگر همه چیزشان را ببرند، اینها اصلًا ککشان نگزد و هیچ توجه به این مسائل نداشته باشند. صحیفه امام، ج12، ص: 292 تعریف امریکا نشانه ایراد ماست: اگر چنانچه امریکا از ما تعریف کند و روزنامههاى امریکا از ما تعریف کنند، آن وقت است که باید مردم بگویند این چه است قضیه؟ یک قضیهاى هست که دارند تعریف مىکنند! البته باید از ما تکذیب کنند، از شما هم باید تکذیب کنند، و جمهورى اسلام را هم باید تکذیب بکنند. صحیفه امام، ج9، ص: 527 آنها که منافعشان ازبینرفته بر ضد ما قلم میزنند: ما نباید متوقع باشیم که اینهایى که شکست خوردند و رفتند، براى ما خوب بنویسند. یا ما نباید متوقع باشیم که روزنامههاى امریکا و کسان دیگر براى ما چیزهاى خوب بنویسند. خوب، آنها رفتهاند از بین، منافعشان از دستشان رفته است. خوب، کسى که تمام منافعش را شما از او گرفتید- ملت ما همه منافع امریکا را گرفته؛ الآن یک شاهى ندارد، یک سیر نمىتواند نفت از اینجا صادر کند و همین طور سایر کشورهایى که منافعشان از دستشان رفته- نباید ما متوقع باشیم که اینها براى ما مقاله- عرض بکنم که- خوب بنویسند. البته آنها باید به ما فحش بدهند. اگر یک روزى اینها براى ما خوب نوشتند، آن وقت است که ما مصیبت داریم. صحیفه امام، ج15، ص: 189 به توهینها توجه نکنید: شما توقع نداشته باشید که مورد اهانت واقع نشوید. همه مىدانید تا کسى کارى انجام ندهد کسى به او توهین نمىکند. توهین براى کسانى است که مىخواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم. باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کارى نداشته باشیم که چه کسى از این کارى که براى خدا مىکنیم خوشش مىآید و یا چه کسى بدش مىآید. صحیفه امام، ج17، ص:441 به پیغمبر اکرم(ص) هم تهمت میزدند و توهین میکردند: همه ابرقدرتها با ما دشمناند، فکر این را بکنند که دولت در چه وضعى و با چه مشکلاتى روبروست و توقع این را نداشته باشیم که هر چه مىخواهیم، در خانه ما حاضر باشد. و همه مىدانیم که این دشمنیها تازگى ندارد؛ چرا که در زمان پیغمبر اکرم- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- چه تهمتها و ناسزاها به ایشان مىگفتند، ولى ایشان از تبلیغ دین اسلام دست برنمىداشت. و حالا اگر کم و کسرى در مملکت وجود دارد، ما متأثریم و دولت و مسئولین با همه توان خود در رفع کمبودها مىکوشند و کارهاى مهمى انجام دادهاند که امیدوارم به یارى خداوند بهتر بشود. اگر ما تسلیم امریکا و ابرقدرتها مىشدیم، ممکن بود امنیت و رفاه ظاهرى درست مىشد و قبرستانهاى ما پر از شهداى عزیز ما نمىگردید، ولى مسلماً استقلال و آزادى و شرافتمان از بین مىرفت. آیا ما مىتوانیم نوکر و اسیر امریکا و دولتهاى کافر شویم تا بعضى چیزها ارزان شود و شهید و مجروح ندهیم؟! هر گز، ملت زیر بار این ننگ نخواهد رفت و تن به این ذلت نخواهد داد. ملت ایران در مقابل امریکا مىایستد و به امید خداوند پیروز است. خداوند آن قدر تأکید کرده است که ما با آنها موالات نداشته باشیم «2»، آن وقت براى ارزانى اجناس، ما خودمان را بفروشیم؟! شما توقع نداشته باشید که آنها از ما تعریف کنند. اگر آنها از من طلبه و شما تعریف مىکردند، ساقط مىشدیم. ملتها با شما هستند و این سازمانها دستاورد ابرقدرتهایى هستند که مىخواهند مردم مستضعف جهان را چپاول کنند و به همین جهت، با شما مخالفاند. خداوند همه شما را موفق کند. صحیفه امام، ج17، ص: 35 در برابر تهمت به شخصیتها چه کنیم؟ شما باید هیچ وقت به این صحبتها گوش نکنید، و همیشه در هر امرى وجدان خودتان را حَکَم کنید، و اگر از کسى یا از کسانى تکذیب کرد، به تکذیب او فقط گوش نکنید و خودتان ببینید که اعمال او چیست. اگر اعمالش بد است، هر کس هم تعریف کند از او غلط است. اگر اعمالشان خوب است کسى که تکذیب کند از او، باز هم غلط است. انسان باید خودش نظر داشته باشد و همه قشرها و همه ملت و همه قواى نظامى و انتظامى و قواى مسلّحه و غیر نظامى باید خودش قضاوت بکند، گوش به حرف کسى ندهد. بىچون و چرا حرفى از کسى قبول نکند راجع به اینکه فلان قشر چطور است، فلان قشر چطور است. صحیفه امام، ج14، ص: 30 پی نوشت: 1- دو رئیس جمهور امریکا. کارتر از حزب دمکرات و ریگان از حزب جمهوری خواه. 2- به آموزهای از قرآن اشاره شده که در آیات زیر تکرار شده است: «ال عمران / 28»، «نساء / 139»، «نساء / 144» و «مائده / 51».
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/06/10
ساعت : 22:20
| |
جوانان عزیز فرانسه سلام خبر شورش عظیمتان را در اینجا خواندم؛ شوری که شما در کشورتان ایجاد کردید وصف ناپذیر است کاش من آنجا بودم و این لحظات پرشور را از نزدیک مشاهده میکردم، امیدوارم که این درگیرها ادامه پیدا کند شما کشوری مستعد و غنی دارید، اما سردمداران جنایتکار کشور عزیز شما را از مسیر پیشرفت و تعالی دور کردند. امیدوارم که خود شما امورات کشورتان را در اختیار بگیرید و این حکومت عوام فریبتان را سرنگون کنید. فقط به فکر سرنگونی حکومت و دولت باشید نه کسی را بُکشید نه صدمه ای به جایی بزنید. هدف شما فقط و فقط سرنگونی حکومت و دولتتان باشد. به امید ظهور امام زمان ما و حضرت مسیح همه ی ما که بیایند و عدالت را در همه ی جای جای جهان برپا کنند. و ان شاءالله همه ی ما شاهد آن باشیم ظلمی در جایی نیست، جنگی در جایی نیست و گرسنه ای در هیچ جا نیست ...!
Dear young people of France Hello News Zymtan riot in here read; brininess that you have created your country is indescribable and I wish I was there, the intense moments, I see a close, I hope to continue this conflict-prone country and you have rich, but the forefront of criminal Profile your path of progress and excellence in round. I hope your affairs in your country and this government can offer Commons Frybtan to depose. Only think of you, not to overthrow the government and the government not drag someone somewhere to check damage. Your only goal the overthrow of the government and Dvlttan. The hope of the advent of Christ and Hazrat Imam of our time that we all come, and justice in place all around the world to establish. Sha’allh either all that we are not where we Zlmy, where war is not hungry in any place not ...!
بعد التحریر: متن انگلیسی را به دلیل کمبود وقت از ترجمه گر گوگل برداشتم شاید اشتباه داشته باشد، شما ببخشید، فکر میکنم اگر جوان فرانسوی آن را بخواند دست و پا شکسته چیزی منوجه شود.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/05/20
ساعت : 20:55
| |
حضرت امام خميني (رحمه الله عليه) حفظ نظام اوجب واجبات است. جناب آقاي مرتضوي سلام عليكم
امضاء کنندگان: محمد آل حبیب، ناصر شیرزاده، دور اندیش، احمدرضا از اصفهان، روح الله امین آبادی، هستی عالی، کبری احمدی، نجمه قاسمی، وابن السبیل، مطرب، محمود کندلویی لاریجانی، زهرا.ن، ریحانه ذوالفقاری، صادق مرتضوی، سید مجتبی پیموده، مجتهد نجفی، حامد کرمی، واسعی، خرچنگ زاده، freshteh، مجید غریب، سارا مسعودی، فرزند انقلاب، سید بت شکن، کاظم، احمد از تبریز، سجاد اکبری، اتلو، شعبون استخونی، بشیر، قطره ای از دریا، وحید نصیری کیا، مهدی(چرا احمدی نژاد)، عباس سیاح طاهری، ابراهیم(ع)مصطفی(ص)، سید حمید بسیجی، ایرانی، سولدوز، احسان، حمید، سیدمرتضی، جانم فدای رهبر و میلیونها ایرانی دیگر ...
* تمامی وبلاگ نویسانی که مایل به امضای این شکوائیه هستند، باید روی عکس زیر کلیک کرده، نام و نام خانوادگی خود را همراه با آدرس وبلاگ ارسال کنند.
بازتاب: http://neda-jtdtd.posterous.com/1862855 http://slider.blogfa.com/post-388.aspx http://nayeney.parsiblog.com/MLink/?4007817
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/05/16
ساعت : 2:0
| |
مقدس نماهاي بي شعور ديروز مقدس نماهاي بي شعور مي گفتند دين از سياست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز مي گويند مسوولين نظام كمونيست شده اند! تا ديروز مشروب فروشي و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان براي ظهور امام زمان - ارواحنا فداه- را مفيد و راهگشا مي دانستند، امروز از اين كه در گوشه اي خلاف شرعي كه هرگز خواست مسوولين نيست رخ مي دهد، فرياد وا اسلاما سر مي دهند! ديروز حجتيه اي ها مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغاني نيمه شعبان را به نفع شاه بشكنند، امروز انقلابي تر از انقلابيون شده اند! حضرت روح الله (3/12/67)
"میلاد منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) مبارکباد" ادامه مطلب
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : پنجشنبه 1388/05/15
ساعت : 14:47
| |
زمان تبلیغات انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری "مهندس ثمره هاشمی رئیس ستاد هماهنگی های مردمی دکتر احمدی نژاد" با چند تن از دانشجویان دانشگاه شریف جلسه ای داشت که از قضا ما هم با دوستان حضور داشتیم، مهندس داشت از سفرهای استانی دولت می گفت و نظر مردم و خواست مردم، می گفت مردم ابراز محبت میکردند و می گفتند ما تا بحال ندیدیم رئیس یا مسئول استانی در هوای 50 درجه ای بیاید به شهر ما چه برسد به رئیس جمهور!، الان جمع کثیری از همان مردم شریف میگویند شما چرا ستاد انتخاباتی برای دکتر زدید، ستاد انتخاباتی احمدی نژاد در خانه های روستانشینان و مردم ستم دیده و مظلوم است. ثمره هاشمی ادامه داد: مردم ایران هوشیارند و خودشان تحلیل می کنند، خدمت رئیس جمهور بودم ایشان نقل می کرد: در سفر کرج خانمی نامه دستش بود ولی به علت شلوغی زیاد نمی توانست جلو بیاید گفتم راهش را باز کنید بیاید جلو، آمد و نامه را رساند دست من و همانجا روی رکاب ماشین ما ایستاد و خودش رهبری کار رو شروع کرد و به بچه ها می گفت نامه اون رو بگیر بیار، شما نامه ت رو بده و جمع آوری نامه ها رو مدیریت کرد ... . مردم رئیس جمهور را از خودشان و جنس خودشان میدانند. گاهی نامه می نویسند به آقای رئیس جمهور می گویند که آقای دکتر برا ما دختر خوب پیدا کن. اینطور جوونهای عزیز ما و مردم فهیم ما با آقای رئیس جمهور راحتند و ایشون رو از خودشون می دونند. یکی از دانشجویان از مهندس پرسید نظر آقای احمدی نژاد در مورد بانکداری اسلامی چیه؟ مهندس پاسخ گفت: یکی از آرزوهای اقتصادی ایشون این هست که سیستم اقتصادی و نظام بانکی کشور، اسلامی شود و شعار عدالت، دولت اسلامی و غیره اینها بحث ها و شعارهایی است که عوض نخواهد شد مگر اینکه محقق شود ، آقای احمدی نژاد قاطعاً و قویاً اعتقاد دارند که سیستم بانکی ما باید سیستم قرض الحسنه ایی شود. ثمره افزود:دکتر آمده است در میدان و از کار و طرحهای خودش در همه ابعاد یک تنه دفاع میکند. در دولت نهم همه مسئولین در کار خودشان تخصص دارند و تحصیلکرده کارشان هستند، اما چیزی که الان مهم است این است که ما باید به مدیریت اسلامی ایمان داشته باشیم.سیستم ها باید اصلاح شود و هم به سمت و سوی اسلامی شدن قدم بردارد. هرهفته آقای احمدی نژاد جلسه اقتصادی دارند هم با دولتی ها و هم اشخاص اهل فن بیرونی.حوزه جلسات اقتصادی در حال بزرگتر شدن است و هرهفته عضو جدید دارد که هم فکر با تفکر اقتصادی رئیس جمهور میشوند. ![]() یکی از دانشجویان دیگر در مورد بحث مفاسد اقتصادی و اقدامات دولت نهم سئوال پرسید؟ و مهندس پاسخ داد که: آقای احمدی نژاد معتقد به این هست که شروع مفاسد اقتصادی از زمان جنگ بود، حالا خود ایشون شاید در این مورد صحبت هایی در آینده بکنند و این فساد در دوره سازندگی شدیداً رشد پیدا میکنه و امثال مسئولین آن زمان بودند که خودشون رو مالک کشور می دونستند و علناً این مقوله رو بیان می کردند، واقعا این حرف ها را میزدند، در دوره سازندگی خیلی کم پایبند به اسلام و دین بودند و در دوره اصلاحات شدت بیشتری گرفت. اینها خیلی راحت زمین خواری و تعرض به بیت المال میکردند. زمین های 20 هکتاری، 100 هکتاری و غیره بود که در دولت نهم بازپس گرفته شد. آقای دکتر که آمدند گفتند حق مردم باید پس گرفته شود اما اینها آمدند و حاشیه سازی های فراوان کردند، اما الحمدلله این قضایا در این دولت پیگیری شد، نتیجه خوبی داشت و تا حدود زیادی حق مردم احیاء شده است. و اگر جایی تخلفی کشف بشود قاطعاً و یقیناً برخورد خواهد شد. در اواخر دولت هشتم آقایان تحت عنوان خصوصی سازی قیمت یک جایی رو که 70 یا 80 میلیارد تومان بوده اس را 10 میلیارد فروختن آن هم به صورت قسطی که مشکل خاص دولت شده بود. اینها در همین قالب خصوصی سازی خیلی جاها را به اطرافیان و نزدیکان خودشون فروختند بعد در زمان دولت نهم کارگرها و کارمندان اون رو اخراج کردند و برای دولت ایجاد بحران کردند و این زحمتکشان رو به بهانه کسری بودجه سمت بانک ها و وزارتخونه ها سوق می دادند تا بتونند از دولت تزریق مالی بگیرند. یکی از دانشجویان دیگر نسبت با برخورد این گونه مفسده ها و اینکه چرا وزارت دادگستری کار نمیکند؟ مهندس پاسخ داد وزارت دادگستری رابطه ای است بین دولت و قوه قضائیه، وزارت دادگستری هیچگاه در امورات حکم و برخورد موضوعیتی رو نمیتونه ابلاغ کنه اما در حال حاظر قوه قضائیه آمده و دارد همکاری لازم را میکند. یکی از دانشجویان دیگر نسبت به چند شغله بودن آقای الهام پرسید، آقای هاشمی پاسخ داد: سخنگویی دولت هم زیاد وقت گیر نیست و چون آقای الهام در دولت حضور دارند و دارند کار حقوقی میکنند و تمام مصوبات رو می دونند برای همین سخنگوی دولت شدند و ریاست ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز هم یک جای تشریفاتی هست و کار خواستی صورت نمی گیرد. دانشجوی دیگری انتقاد از وضعیت فرهنگی کشور کرد و آقای ثمره هاشمی ضمن اینکه تا حدودی انتقاد وارده را قبول کرد، اضافه کرد که خود کارکرد دولت یک کار فرهنگی ست، نمایشگاه کتاب دارای یک رکور جهانی شد که کار وزارت ارشاد دولت نهم بود، توجه به حوزه های علمیه، افزایش تعداد دانشجویان و 70 جلسه مشترک هیئت دولت با روحانیون ، جلسه مشترک دولت با نخبگان و اقدامات دیگر، کدام دولت بود که با ائمه جمعه کشور جلسه مشترک داشته باشد؟ خلاصه اینکه بنده معتقدم که در هر حوزه ای از دولت نهم وارد بشویم افتخار آفرین است.
همین مطلب در {خردنیوز}
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/05/14
ساعت : 17:18
| |
آقای هاشمی لب دریا خوش گذشت، اصلا مهم نبود که تو توی مراسم تنفیذ حضور داشته باشی، همون بهتر که نبودی، اصلا مهم نبودی ... همین!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/05/12
ساعت : 14:6
| |
یکی از محورهای مهم و اصلی سخنان امروز دکتر احمدی نژاد در جمع اساتيد بسيجي اشاره به موضوع این چند روز گذشته بود که بر خیلی ها سخت گذشت. ... * با این جمله دکتر اشک از چشمانش سرازیر میشود ! پدرم با من تماس می گیرد و بعد از احوال پرسی می گوید صحبت های دکتر را دیدی، میدانی مفهومش یعنی چی؟! بدون اینکه منتظر باشد من جوابی بدهم خودش پاسخ می گوید، می گوید یعنی اینکه آقا جان اگر شما اشاره کنید جانم را برای شما خواهم داد. * مشروح خبر {لینک}
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/05/10
ساعت : 2:36
| |
اين بچهها معماگونه هستند در عين گريستن مىخندند و در عين خنديدن مىگريند. دل دريايىشان مطمئن و آرام است اما در عين حال امواج بيقرارىشان بيتابانه خود را به ساحل بلند سينههاى ستبرشان مىکوبد. اينان ذخيرههاى خداوند براى عصر آخرالزمان هستند برگزيدگانى که تاريخ، هزاران سال در انتظار قدومشان بوده است. شهيد سيد مرتضى آوينى
...
اين بار روي صفحه کمي آسمان کشيد ... حال آنانکه رفتند کاری حسینی کردند ما برای نبرد با اسرائیل غاصب آماده ایم، آماده ایم تا اسرائیل را از صفحه روزگار محو کنیم، از کودکی آرزو داشتیم با ابرقدرتهای بزرگ و جهانخوار بجنگیم ...
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/05/07
ساعت : 17:19
| |
همه ی دوستان بزرگوار روز بزرگ مراسم تحلیف و تنفیذ را از یاد برده اند ... ؛ باز هم یک عده ای کاسه داغ تر از آش شده اند ... کسانی که تا دیروز ولایت پذیری را به سخره می گرفتند امروز برای ما حرف از ولایت پذیری می زنند، تیتر امروز روزنامه مردم سالاری و خیلی های دیگر ... از ولایت پذیری حرف می زد!، خاک به دهنتان ۱۶ سال پیش کجا بودید ؟! حضرت آقا در این روز بزرگ حرفهای بسیار مهمی را ایراد خواهند.همچنین دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور ولایتمدار ایران اسلامی هم پشت پرده اقدامات اخیر را تشریح خواهند کرد. ان شاءالله فعلا همین!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/05/04
ساعت : 22:20
| |
تو کتاب "شنود اشباح" آقا رضا گلپور خونده بودم که حاج حسین آقا شریعتمداری گفته جناب کشمیری همیشه دو خودکار بیک همراه داشتند به گونهای که همه آن را میدیدند. ازش پرسیدم چرا دو خودکار داری؟ گفت : یکی مال بیتالمال است و یکی شخصی. من [برادر حسین] از همان لحظه تردیدم نسبت به وی شروع شد. اگر میخواست بیتالمال را هدر ندهد، یک خودکار از پول خودش میخرید و برای بیتالمال هم از آن استفاده میکرد. بعدها کشمیری شد عامل بمبگذاری در دفتر نخست وزیری در هشت/شهریور/شصت! حالا بنده با یک اقدام متفاوت به آقای خاتمی نفرت بیشتری پیدا کرده ام؛ از آقای خاتمی خاطره خوشی نداریم: رئیس جمهور سابق ایران است، دیروز از توقف غنی سازی هسته ای و تعامل با غرب سخن می گفت امروز از همه پرسی! به توان غرب! ، رئیس فعلی بنیاد باران یا جان برکف بنیاد سورس، مردی با عبای شکلاتی که هرزگاهی با دختران خوش بَر و رو شوخی میکند! ، سیدی خندان است که خیال میکند جنیفرلوپز دوم است، کسی که توصیه شهید مطهری را جدی نگرفت، او یک دکتر است دکتری متوهم!، سَرور و سالار شهیدان را به سخره گرفته است و خشونت کربلا را نتیجه خشونت جنگ بدر می داند!، آقای دکتر! شما با صحبت های غیر عقلانی و غیر منطقی داد شهید آوینی را در آورد، آقای خاتمی غائله ۱۸ تیر دوران ریاست جمهوری خویش را به یاد دارید، شما مومن نیستید وگرنه از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شدید، شما از سال ۷۸ عبرت نگرفته اید سال ۸۸ یعنی ۱۰ سال بعد شبیه آنرا تکرار کردید، هر دوبار شکست خوردید و هردوبار به آغوش غرب و استکبار پناه بردید، شما کشته شدن و زندانی شدن تعداد زیادی از هموطنان را فراهم آوردید به کام شما به رنج دیگران، شما از میرحسین یک بت دیگری از بنی صدر ملعون ساختید، هاشمی را وسوسه خواسته هایتان کردید، و رهبری را مظلوم! غافل از اینکه مقام معظم رهبری میلیون ها فدایی در سطح ایران اسلامی و جهان دارند، وهزاران حرف نگفته است که امیدوارم وزیر اطلاعاتی همچون آقای ری شهری عزیز پیدا بشود و دست به افشاگری بزند، حالا قضیه شما اینطور به کشمیری مرتبط میشود که شما لباس پیغمبر به تن کردید تا از برخی اتهامات و ابهامات در امان باشید، آقای خاتمی شما یک روحانی نما هستید! امیدوارم دادگاه ویژه روحانیت با شما برخورد شدیدی بکند و لباس پیغمبر و نماد آخوند بودن را از تن بی کفایت شما بیرون بیاورد و یک دست کت شلوار هاکوپیان به شما هدیه بدهد! همین! پی نوشت: نطق انقلابی آقا حمید رسایی در مجلس شورای اسلامی / نکته ی عکسی / همکاری خاتمی با آمریکا و اسرائیل / شرحی بر کودتا مخملی یا براندازی نظام ادامه مطلب
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/04/31
ساعت : 16:32
| |
![]() در سال 65 فرزند سومش هم بدنیا آمد. ![]() پس از بازگشت به قم دوباره در مؤسسه امام خمینی با راه اندازی واحد تربیت مربی اخلاق فعالیت خود را آغاز کرد و در کنار آن به امر تألیف نیز پرداخت. وی همچون قبل امر تعلیم و تعلم را اصل در زندگی قرار داد. ![]() در سال 1386 با اصرار شدید دوستان، علی رغم میل باطنی خود و خانواده اش و با تشخیص تکلیف، برای حوزه تهران کاندیدا شد و در انتخابات مجلس شرکت کرد. او هم اکنون در مجلس شورای اسلامی مشغول انجام تکلیف است. ![]() دکتر حاج شیخ مرتضی آقا طهرانی، هنوز همان مرتضی است، با همان صفا و صمیمیت. عناوینی که در جلو اسم او آمده هیچ حسنی از اخلاق او نکاسته، بلکه هر روز بر تواضع و مهربانی او می افزاید. زندگی بر طبق برنامه، عمل به وظیفه، تعبد و تعهد نسبت به کار، بارزترین خصیصه های اوست. همه حسن ها به یک طرف، شیخ مرتضی یک روضه خوان دلسوختة اهل بیت است. ... و حالا به نظر من او بهترین گزینه برای تصدی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد، قطعا کم کاستی هایی هست، ولی موفق خواهد بود ان شاءالله، خوب است آقای رئیس جمهور با شناخت خوبی که از این شخصیت ارزشمند دارند، ایشان را برای تصدی وزارت ارشاد به مجلس شورای اسلامی معرفی کنند. همین نوشته در "سایت تحلیلی قلم پرس"
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/04/26
ساعت : 20:2
| |
بعضی از دیالوگ های فیلم "رستگاران" (به کارگردانی سیروس مقدم) برای خودش عالمی دارد. کاش تکرارش را چندباره نشان میدادند!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/04/23
ساعت : 20:47
| |
خانواده محترم امام و در رأس آن جناب آقا سیدحسن خمینی به شما عرض میکنم که، رهبری نظام حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(حفظه الله)، علما، فقها، بزرگان، و مردم شریف ایران این انتخابات را تأیید کردند به همدیگر تبریک گفتند به رئیس جمهور منتخب تبریک گفتند جای سئوال است که شما چرا ساکت نشستید، آیا شما با دشمنان همنوا شدید؟ آیا شما با کسانی همنوا شدید که کمر امام را شکستند؟ و آیا شما با کسانی همنوا شدید که جام زهر را به امام نوشاندند؟ ...، پیشنهاد میکنم یکبار دیگر صحیفه خوانی کنید، پیشنهاد میکنم یکبار دیگر "ولایت فقیه از دیدگاه حضرت روح الله خمینی(قدس سره)" را بخوانید. و بیش از این اذهان عمومی را منتظر نگه ندارید، به عنوان یک جوان عاشق امام از شما میخواهم هرچه زودتر به ملت تبریک بگویید و کمر نوای گرم استکبار را بشکنید و خواهشاً به فکر به منش و به رفتار امام برگردید./. یا علی
همین نوشته در "قلم پرس"
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/04/21
ساعت : 18:7
| |
این را بدانید که انقلاب ها معمولا سال اول و دوم و سوم، همه مسائلشان را حل نکرند فقط این را بدانید که انقلاب شما تا آن جا که ما در طرح و هدایتش از طرف شما حضور داشتیم( با صمیمیت می گویم)، سمت انقلاب همین سمتی است که اشاره شد و هر روز خواست از این سمت برگردد خود ما افشاگری خواهیم کرد(تکبیر حضار) بنابراین همچنان با فداکاری و شهامت با قدرت با حضور کامل، با آن چه که در توان داریم و دارید باید از این انقلاب پاسداری کنیم مبادا دشمن خیال کند که به دلیل این که سیستم رادار دستگاه نیروی هوایی سازمان نظامی دست و پخت خودش هست و از همه سوراخ و سنبه هایش طبیعی است که از قبل خبر دارد و همه نقشه ها را دارد همه راه های ورود و فرار را در نقشه های قبلش پیش بینی کرده و نتوانسته 10 تا هلیکوپتر و 4 هواپیما به طبس بیاورد با تهران بیاورد آن وقت فکر کند به این که من می توانم این انقلاب به پا خاسته و برخاسته از متن امت را شکست بدهم. زهی زهی پندار خام. آن چه من احساس می کنم این است که زن و مرد انقلابی ما و به خصوص نسل جوان فداکار انقلابی ما می فهمند و درک میکنند و می یابد و این تجربه را از تاریخ آموخته است یا می آموزد یا به ثمر رساندن یک انقلاب نیازمند بدان است که همه ما سال های سال چون سرباز آماده برای رزم و پیکار زندگی کنیم(تکبیر حضار) از امام سوال شد که دیشب موقعی که این صداها در هوا آمد شما به علت ناراحتی قلبی که دارید ناراحت نشدید؟ فرمودند اولا بیدار بودم آن وقت که آمد ثانیا فکر کرم خوب پس چیزی نیست که 2 تا هواپیما حالا دارند می آیند و می روند حالا اگر هم این حرف ها که گاهی می گویند باشد کودتایی باشد آن هم چیزی نیست. ملت هست دیگر، هستیم. خوب امام شما در سن 80 سالگی با قلب آسیب دیده از نظر فیزیکی اما آسیب پذیر از نظر روحی، با این که همه تان می دانید نخستین نقطه حمله دشمن کجاست. این طور شجاعانه مثل یک سرباز فداکار جوان با این رویدادها برخورد می کند برادر ها و خواهرها شما می دانید چه جور رفتار کنید، ببینیم از این که با مشت جلوی توپ و تانک و مسلسل می رفتید و فریاد می زدید که توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد پشیمان که نیستید؟ از این علاقه افتخار آمیز که در فرهنگ مبارزات بشری به وجود آوردید و آخر دیدید احساس سرافرازی دارید، چیزی که مایه سرافرازی است باید دوام داشته باشد یا باید زود از بین برود؟ و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین نترسید سست نشوید، سستی را به خودتان راه ندهید حتی دچار غم و غصه هم نشوید و غم و غصه ندارد از چی؟ غم چی را می خورید؟ اگر غم جان است قرار نبوده، ما غم را بخوریم. غم جان است یا غم نان یا غم زن و فرزند یا غم کسب و کار کدام یکی؟ و چی، اگر غم انقلاب؟ به شما بگوییم انقلاب با چهره های شاداب تضمین می شود (تکبیر حضار) یک چیزی را که از شما میخواهم که خودم هم به آن عمل میکنم چون عمل می کنم. هیچکس مرا در این دوره نشیب و فراز انقلاب در سخت ترین مواقع نتوانسته است با قیافه افسرده ببیند چرا افسرده ببیند چرا افسرده باشیم؟ ما که به دنبال احدی الحسنینیم ( یا شهادت یا پیروزی ) دیگر چرا افسردگی ؟ افسرده نباشید چهره ها شاداب باشد نشاط داشته باشید آن وقت شعاریتان همین است که آمریکا و مزدورانش هیچ غلطی نمی توانند بکنند (تکبیر حضار). ما در زیر بار سختی ها و مشکلات و دشواری ها قد خم نمی کنیم ما راست قامتان جاوانه تاریخ خواهیم ماند تنها موقعی سرپا نیستیم که یا کشته بشویم و یا زخم بخوریم و بر خاک بیفتیم والا هیچ قدرتی پشت ما را نمی تواند خم بکند (تکبیر حضار) این را برای دوستان مکرر نقل کرده ایم شاید هم نوارهایش پخش شده باشدنمی دانم شاید هم هنوز نشده، چند روز قبل سفیر انگلیس آمده بود و می گفت خوب بفرمایید تا کی می خواهید این گروگان ها را نگه دارید؟ گفتم تکلیف این ها را روشن کردیم چند بار می پرسید و تکلیف این ها با نمایندگان ملت امت و مردم در مجلس شورا است و آیا از این بهتر هم می شود؟ چرا مگر به این ها بد می گذرد اینجا ، شما که جوان ما را در زندان های آمریکا کشتید این ها که این جا در هتل سفارت زندگی می کردند، دیگر چه مرگتان است؟ گفتم که در این مدت که می بینید سعی می شود با اینها رفتاری متناسب با اخلاق اسلامی داشته باشند، اما این هم واقعا مصیبت است که بهترین بچه های این امت پنج، شش ماه است ناچار شده اند که نگهبان پنجاه تا آمریکایی باشند و به این بچه های عزیز که سیصد چهارصد تا گاهی آن جا هستند، گفتم باور کنید حیفم می آید 2 تا از شما یک ساعت وقتتان را آن جا بگذرانید، آنقدر بیرون به شما نیاز هست که جایتان خالی است. این را مکرر به آن ها گفته ام حالا به هر حال جنایت شاه و خیانت آمریکا و جنایت آمریکا سبب شد که دانشجویان بپاخاسته برافروخته ما سفارت آمریکا ر ابگیرند، یک مشت آمریکایی را در آن جا بگیرند حماسه ای تازه بیافرینند اما به قیمت این که ماه ها گرفتار نگهداری این لوس های بی جهت شدند، بی خود نق می زنند که روزنامه های روز آمریکا را برای ما بگیرند. سفیر انگلیس گفت: ولی دولت آمریکا دیگر نمی تواند صبر کند تا دو ماه دیگر. به او گفته شد این ها خودشان می توانند صبر کنند یا می توانند صبر نکنند ولی ملت ما گفتند ما تصمیم را خودمان می گیریم، آن ها تصمیم خودشان را دارند می گیرند. گفت خیلی غیر واقع بینانه با مسائل سیاسی برخورد می کنید . گفتیم: همین جور هاست ما آرمان طلبانه قرار است با مسائل برخورد کنیم انقلاب ما انقلاب آرمان ها ست نه انقلاب تسلیم به واقعیت ها. ما انقلاب کردیم که واقعیت ها را عوض کنیم نه این که واقعیت ها را هرچه هست بپذیریم. صحبت از تشکیل محاصره اقتصادی کرد، گفتم ما از همان اول قرارمان بر این بود که انقلاب پیش برود و ما همان نان و پنیر خودمان که توی همین مملکت به دست می آید، بخوریم. خدا هم توی این دو ساله برکت داده است مژده باد بر امام تا الان محصول گندم ایران نسبت به سال گذشته بسیار عالی تر شده (تکبیر حضار) ان شا، الله سیاست ما بر این است که حتی اگر قرار شد روزی همه مردم، نان خالی نوش جان کنند ولی با آمریکا بجنگند، بجنگند(تکبیر حضار). آخرین بار سفیر انگلیس اوقاتش تلخ شد و یک خورده گفت: آمریکا دخالت نظامی خواهد کرد( همین کاری که کرد این دیگر تمام محبتشان بود به وسیله سفیر انگلیس بود که چون خودشان دیگر سفیر ندارند انجام گرفته بود) گفت دخالت نظامی خواهند کرد، گفتم ما از خیلی وقت پیش برای دخالت نظامی آماده ایم. خلاف انتظار ما نیست ولی هر سرباز آمریکایی که به داخل مرزهای ایران بیاید، بیاید توی جمعیت مردم یک جا بیشتر برایش توی ایران نیست آن هم گور زیر خاک( تکبیر حضار) البته حالا فرمان خدا یکجا دیگر برایشان پیش بینی کرده بود و آن زغال گردیدن و سوخته شدن بود. سفیر انگلیسی گفت این ممکن است به یک جنگ تمام عیار تبدیل بشود، گفتم در این حالت هم جنگ یک ملت فداکار با ایمان که با کمترین سلاح حاضر است با دشمن مجهز به آخرین سلاح بجنگد خواهد بود نخواستم به او بگویم مگر آمریکا تجربه ویتنام را به این زودی فراموش کرد؟ ایران اگر ایران اسلام است برتر از ویتنام است (تکبیر حضار). بخشی از سخنرانی شهید مظلوم آیت الله بهشتی در مسجد ابوالفضل(خیابان ستارخان) ، تاریخ 10/2/1359
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/04/09
ساعت : 21:24
| |
قبل نوشت:نوشته قبلی که در مورد آقا رفیقدوست نوشتم خیلی ناباورانه پاک شد،دارم مطلبی آماده میکنم که تا ساعاتی دیگر در اینجا خواهید دید،پیشاپیش از شما خوانندگان محترم عذرخواهی میکنم.
التماس دعا
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/04/06
ساعت : 19:47
| |
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/03/31
ساعت : 17:33
| |
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/03/29
ساعت : 15:40
| |
گمان ما این است: آخرین نظر سنجی ها حکایت از اقبال بیش از ۶۵ درصدی ملت به خادم خود دارد و این یعنی دومین تودهنی بزرگ مردم به گرگان در لباس میش طی ۴ سال اخیر. و البته این میسور نخواهد شد جز با سعی و تلاش ملت و همراهی دعای خیر و توسلات دلهای خسته از ریا و مردم فریبی و شکسته از محنت،مشاهده بی عدالتی و تبعیض و فساد در مقابل دیدگان معصوم رنج دیدگان و پابرهنگان ان شاءالله. گر بُود عمر و به میخانه رسم بار دگر به جز از خدمت رندان نکنم کار دگر
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : پنجشنبه 1388/03/21
ساعت : 18:40
| |
احوالات مان خراب شد؛ توهین بی سابقه حامیان آقای میرحسین موسوی به مقام معظم رهبری و دکتر احمدی نژاد دیشب در میدان ونک تهران فریاد شد که دل همه ی دوستداران رهبری،رئیس جمهوری و انقلاب را خون کرد.
چند درخواست از آقای مهندس موسوی دارم: 1- آقای موسوی اگر قصد براندازی و تکه تکه شدن نظام و کشور و فاصله انداختن بین مردم و رهبری نظام را دارید صریحاً بیان کنید!، اگر مطیع امر ولایت هستید حسابتان را از این نا اهلان و زالو صفتان جدا کنید و اعلام برائت بجویید. 2- آقای مهندس آیا می دانید دوستداران شما چه شعارهایی بر علیه رهبری عظیم الشأن سر می دادند؟، همان رهبری عزیزی که شما در تبلیغات انتخاباتی خودتان از ایشان مایه میگذارید و خرج میکنید؛بعید می دانم که بدانید بنده اشاره ایی کوتاه میکنم، هواداران شما شعار میدانند "علی یه دست" شعار می دادند که "معتاد ..." و غیره ... 3- آقای میرحسین آیا می دانید که دوستداران شما چه شعارهایی بر علیه دکتر احمدی نژاد سر می دادند؟ اینبار هم بعید می دانم که بدانید باز هم من اشاره ایی مختصر به آن اراجیف ها میکنم، "یک هفته و دو هفته و سه هفته محمود حموم نرفته" "هواداران احمدی نژاد را که می ببینند توهین میکنند" "جایی که کم می آورند و حرفی برای گفتن ندارند از سلاح های سرد مانند قمه و چاقو و ... استفاده می کنند" "کوتوله دیکتاتور" و ... 4- آقای مهندس میرحسین از اینکه شما صیحفه خوانی نکرده اید شکی نیست از اینکه از امام فقط خاطره هایی که به نفع خودتان باشد به یاد دارید شکی نیست،قبلا به مثقالی روحیه انقلابی داشتید آن را هم از دست دادید و من از این امر ناخوشایند و متأسفم. خواهشمندم که به روحیه و خوی انقلابی خود بازگشت کنید. 5- به شما عرض میکنم که فرزندان معنوی امام(ره) و انقلاب بیدار و هوشیارند،تشنه قدرت و ثروت نیستند،اخلاق ما زبان زد عام و خاص است حتی دوستان شما از این همه مهربانی دوستداران احمدی نژاد شگفت زده شده بودند وقتی شما در مناظره با دکتر شکست خوردید ما شعار میدادیم "درود بر موسوی،رأی ما احمدی" ! 6- از شواهد و قرائن که پیداست دوستان و هواداران شما که زیاد هم قابل توجه نیستند به دنبال کودتا هستند تا برگزاری یک انتخابات پرشور،سالم و با نشاط،این تفکر ایجاد شده از سخنرانی ها و نطق های شما نشأت میگیرد که زیاد هم قابل خوشایند نیست.شما یعنی همان "مثلث ما نمی توانیم" طوری مسائل کشور را بیان می کنید که انگار جمهوریت از اسلامیت جدا شده است. 7- این ره که می روید به تُرکستان است ...
بعد نوشت و رونوشت به جناب آقای موسوی:
"از همه قشرها، از همه ملت مىخواهم كه آداب اسلامى را در انتخابات حفظ كنند" لكن من از همه قشرها، از همه ملت مىخواهم كه آداب اسلامى خودشان را نسبت به همه امور، خصوصاً در انتخابات حفظ كنند. و مبادا خيال كنند كه مبارزات انتخاباتى عبارت از اين است كه به ديگران بد بگويند و كارشكنى بكنند. البته دعوت به انتخاب اشخاص مانع ندارد، لكن توجه داشته باشند كه همانطور كه در انتخاب ریيس جمهور، به آن سلامت و به آن آرامش و به آن خوبى گذشت -كه نمونه بود در ايران- من اميد آن دارم كه در اين انتخابات هم به همانطور بگذرد. و همه با هم برادروار در يك مقصد باشيم. در يك مقصد باشيد. و خداوند را شاهد بدانيد، و ناظر بدانيد، و نهضت را لكهدار نكنيد. دشمن ها درصددند كه خرده گيرى كنند. و من اميدوارم كه خداوند همه شما را تأييد كند. و همه با سلامت اين انتخابات را هم بگذرانيد و بعد را هم همينطور. صحيفه امام، ج12، ص: 151
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/03/17
ساعت : 12:9
| |
قبل نوشت: از طرف دوست خوبم جناب آقای مهدی نیکخواه به موج خود جوش بازی وبلاگی دعوت شدم، متأسفانه به علت ذیق وقت موفق نشدم که خودم مطلبی در این باره بنویسم،به همین دلیل تحلیل جالبی که جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در جزوه ای انتشار داده بود را اینجا می آورم. 1) مقدمه:
الف ـ گفتمان خدمت و فرهنگ خدمترساني ب ـ مردممحوري 3) به لحاظ عملكرد 4) تحليل شرايط بينالمللي و داخلي 5) مقبوليت 8) مخالفت گسترده دشمنان 9) طرح تشكيل «دولتوحدتملي» به عنوان طرح جايگزين، اشكالات اساسي و جدي داشت 10) ديدگاه رهبري در مورد دولت 11) گفتگو با ديگران 12) گفتگو با دكتر احمدينژاد 14) طراحي 16 اصل 15) سخن پاياني: 16) دو تذكر مهم: منبع جزوه تحلیلی جمعیت ایثارگران
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/03/13
ساعت : 13:28
| |
■شهید عباس کریمی از طرف سپاه به خانه مان زنگ زدند و گفتند یک خانه به نام عباس در آمده، بیاید و بگیرید، گفتم با خودش تماس می گیرم ببینم چه می گوید.تلفن زدم و جریان را تعریف کردم.گفت به هیچ وجه دنبال قضیه را نگیرید.وقتی برگشت، رفته بود سپاه و گفته بود،من هرجا بروم زمین دنبال من است و احتیاج ندارم.او حتی هنگام ازدواج هم یک ریال از کسی نگرفت،تنها یک تلویزیون و یک رادیو داشت. در سال 1368 - 69 دانشگاه علم و صنعت زمینی را از سازمان تبلیغات خریده بودند تا بین اساتید و کارمندان دانشگاه تقسیم کنند.اسم دکتر هم در فهرست بود.اما ایشان از دانشگاه خواست اسمش را خط زده و سهمیه اش را به کس دیگری بدهند. ■شهید باکری خواب و استراحت نداشت،می گفت پاسدار یعنی کسی که کار کند.بجنگد،خسته شود،نخوابد تا وقتی که خود به خود خوابش ببرد.یک بار توی جلسه ی فرماندهان که داشت روی نقشه شرایط منطقه را توضیح می داد.یک دفعه وسط صحبتش صدایش قطع شد،از خستگی خوابش برده بود،دلمان نیامد بیدارش کنیم و چند دقیقه بعد که خودش بیدار شده بود،عذرخواهی کرد و گفت که سه چهار روز است که نخوابیده. دکتر وقتی خانه می رسد،چون معمولا دیر وقت است،بعد از غذا بلافاصله استراحت می کند تا نماز صبح.بعد از نماز صبح دیگر نمی خوابد تا 12 - 1 نصفه شب کل زمان استراحت دکتر در طول 5 الی 6 ساعت است. ■شهید بهمنی از سپاه حقوق نمی گرفت،حتی خیلی وقت ها از منزل غذا می آورد،تازه غذای آن موقع سپاه هم چیزی جز نان و سیب زمینی نبود. (اکتفا به حقوق استادی دانشگاه) یکی از رفتارهای جالب دکتر این است که از زمان شهرداری تا به حال که رئیس جمهور است،ریالی از تصدی این پست ها حقوق نگرفته و به همان حقوق استادی دانشگاه کفایت می کند. ■شهید بهمنی در استانداری جلسه داشت برای کاری رفتیم بیاریمش.بنز سپاه بدجوری نگاه ها را خیره می کرد،گفت من سوار نمی شوم، گفت:این ماشین فلانی است اگر من سوار بشوم چه فرقی میان من و اوست،نمی دانم بعضی ها چه جوری می خواهند جواب خدا را بدهند. با خاطر عملکرد خوبی که دکتر در استانداری اردبیل داشت.سه سال پیاپی به عنوان استاندار نمونه معرفی شد.مسئولین وقت،به نشان تقدیر یک اتومبیل بنز آخرین مدل از طرف وزارت کشور به دکتر هدیه کردند که دکتر هم آن را به استانداری بخشید. ■شهید صباغ زاده برای تهیه صورتی از اموال شهید به منزل سازمانی او رفته بودم،مشغول لیست کردن اسباب و اثاثیه بودم که رئیس اداره به جمع ما پیوست یک گوشی تلفن و دو استکان همراهش بود.گفت اینها رو هم لیست کنید! مال خود علی آقاست.مقید بود مکالمات شخصی رو با دستگاه خودش انجام بده،می گفت استفاده از تلفن اداره باعث استهلاک اون میشه ... از این دو استکان یکی مخصوص خودش بود و اون یکی هم برای دوستانش بود که به اداره می اومدند. در جمهوری اسلامی،رئیس جمهور در ابتدای مسئولیتش باید فهرست تمام اموال و دارائیهایش را به رئیس رئیس قوه قضائیه اعلام کند.دکتر احمدی نژاد هم از این قائده مستثنی نبود.خانه ای قدیمی در بن بست میدان 72 نارمک تهران،اتوموبیل پژو 504 مدل 1973 .در ابتدای پذیرفتن مسئولیت شهرداری تهران هم دارائی های او همین بود. هنوز هم بعد از گذشت چهار سال اموال و دارائی های دکتر همان است؛ خانه ای قدیمی در بن بست 72 میدان نارمک ... ■شهید قهاری از چیزی که خیلی عصبانی می شد ضایع شدن حق کسی یا حیف و میل شدن بیت المال بود و می گفت:در جلسه ای که حق مسلمانی ضایع شود و آسیبی به اموال بیت المال برسد،حاظر نمی شود تا با آن مسئله برخورد کنم. در زمان شهرداری،یکی از مسئولین فرهنگی شهرداری بدون هماهنگی با شهردار برای روز معلم برنامه ای ترتیب داده بود با حضور مهمانان خارجی،پر از اسراف و ریخت و پاش. بعضی از مقامات مملکتی مهم آمده بودند.دکتر موقع رفتن به آن مسئول گفت خودم که چیزی نخوردم.پول شام محافظ هایم را از جیبم می دهم،همه ی این خرج ها را باید از جیبت بدهی،شهرداری ریالی بابت این ریخت و پاش ها هزینه نمی کند. ■شهید چمران وقتی در اولین دوره انتخاب مجلس مردم دکتر چمران را به نمایندگی خود انتخاب نمودند او گفت:خدایا مردم آنقدر به من لطف و محبت کرده اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار ساخته اند که به راستی خجلم،خدایا تو به من فرصت بده تا بتوانم از عهده ی آن برآیم.در این زمان امام نیز او را در شورای عالی دفاع منصوب کرد و دکتر به خاطر ولایت پذیری محضی که داشت،این قسمت را هم پذیرفت. یک روز دکتر 500 هزارتومان به من داد و از من خواست آن را به حساب دولت واریز کنم.وقتی علتش را سئوال کردم توضیح داد که در طول مدت ریاست جمهوریش برای احترام به مهمان ها،به خصوص مهمان های خارجی مجبور بود از پذیرایی ها استفاده کند. ■شهید مظاهری گفتم اگر درجه ای،نشانی یا مسئولیتی داری به ما هم بگو،گفت:پدر جان،درجه و رتبه ما ان شاءالله شهادته.بعد از شهادتش فهمیدیم فرمانده گردان بوده ... ■شهید زین الدین از همه زودتر می آمد جلسه،تا بقیه بیایند دو رکعت نماز می خواند،یک بار بعد از جلسه،کشیدمش کنار پرسیدم نماز قضا میخوندی؟ گفت: نماز خواندم که جلسه به یک جایی برسد،همینجور حرف روی خرف تلنبار نشه. برای انجام کاری پیش دکتر بودم. یک دفعه تلفن دکتر زنگ زد.گویا یکی از آشناهای ایشان پشت خط بود،با او احوالپرسی کرد. وسط صحبت هایش دیدم دکتر با برافروختگی صدایش را بالا برد، این که شما می گویی یعنی سفارش شما توجه داری؟ حواست هست از من چه می خواهی؟ می خواهی مرا توی آتش بیاندازی؟ من هرگز این کار را نمی کنم. ■شهید باکری به فرماندهان زیر دستش می گفت:شما فقط در لفظ فرمانده اید،در حقیقت تک تکتان نوکرد این بچه های بسیجی هستید.خدمتگزاران بودن در نظام اسلامی یعنی نوکر بودن. حتی در جمع عمومی بچه های لشگر وقتی گردان ها را معرفی می کردمی گفت:اینها فرمانده های شما هستند، اما در عمل آمده اند نوکری شما را بکنند، شما هم باید در عمل روی کار آنها نظارت داشته باشید، شما ولی نعمت ما هستید و ما هم نوکر شما. زمانی که فقط استاد دانشگاه بود،همراه سایر اساتید از غذای سلف دانشگاه می کرد.گاهی وقت ها که کلاس نداشت برای ناهار به خانه می آمد،وقتی هم که شهردار شد ناهار را از خانه می برد. ■شهید ناصر قاسمی شده بود کمیته امداد،کنار میزش صندوقی گذاشته بود پول جمع می کرد و به افراد کمک می کرد یا از حقوق خودش که خیلی هم نبود لباس می خرید به بچه های ضعیف نشان می داد. از سپاه حقوق نمی گرفت، میگفت: تا مجردم به پول نیاز ندارم بعدش هم خدا بزرگه. رفتم جلوی دربان گفتم:با ناصر قاسمی کار دارم، می شناسین؟ گفت:اینجا یه قاسمی داریم که فرمانده س. آمد خودش بود،فهمید که دانستم چه کاره است،گفت:به کسی نگو من چه کاره ام،من فقط خدمت می کنم،بعد از اتمام سخنرانی و معارفه با افتخار و سربلندی رفتم جلو و مسئولیتش را تبریک گفتم،گفت اینم به امانتیه از خدا. دکتر به بچه های دفتر سپرده بود تلفن تنها کسی را که در تمام ساعات کاریش حتی در مهمترین جلسات دولتی هم که باشد وصل می کنند تلفن مادرش است. دکتر حتی اگر شده در حد یک سلام و علیک و عذرخواهی از اینکه وسط جلسه است و بعدا تماس می گیرد به تلفن مادرش پاسخ می دهد.
پی نوشت:همین نوشته در سایتهای؛
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/03/09
ساعت : 2:25
| |
کاش رهبران کشور ما هم چنین بودند. (یک انگیلیسی) احمدی نژاد روستا زاده است، ولی واقعاً مرد جنگ است. "دنیا برای دیگران باشد، آخرت برای ماست" -اینکه از میان پادشاهان و حکمرانان، کسی مانند احمدی نژاد پیدا شود، از الطاف خداوند است. او دل امام خامنه ای را شاد میکند و من از این موضوع شادمانم. (یک طلبه) کسی گفته بود که ایران در تاریکی قرون وسطی، سیر می کند. بله! ترکیه بدون اجازه ی آمریکا نمی تواند قدم بردارد؛ ایران قرون وسطایی، پروژه ی اتمی اش را تکمیل می کند. سلاح های ترکیه وارداتی است؛ ایران قرون وسطایی موشک هایی می سازد که به تل آویو هم می رسد. خواستم یادآوری کرده باشم. ( یک ترکیه ای اهل استانبول) هرکس هرچه می خواهد بگوید. من این آدم را دوست دارم!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/03/03
ساعت : 11:33
| |
قبل نوشت: چند روز گذشته محسن مخملباف کارگردان سینما با اعلام حمایت از کاندیداتوری جناب میرحسین موسوی یک نامه ایی خطاب به ایشان نوشتن، بدون وقفه سراغ کتاب آئینه جادو نوشته آوینی(ره) رفتم و نظریات ایشان در مورد شخصیت مخملباف را رصد کردم،حال خودتان قضاوت کنید ...!
*و باز هم ناگفته نبايد گذاشت كه اگر اسم مخملباف نبود ـ به عنوان فيلمسازي كه اسما وابسته به حزبالله بوده، اما اكنون عملاً در خدمت اهداف ليبراليسم قرار گرفته است ـ اين دو فيلم امكان توليد نمييافتند( سید مرتضی آوینی آينهي جادو(جلد دوم) - مضمون عشق در جشنواره نهم *اگرچه در جشنوارهي امسال بجز دو فيلم محسن مخملباف هيچ فيلم ديگري كه مفسدهانگيز و منافي تقدس و تعفف انسان باشد وجود نداشت، اما در يك نگاه جامع به جشنواره ميتوانستيم بهروشني رويكرد جامعهي سينمايي كشور را به نوعي بيدردي و سخافت، حتي در ادراك و تفهيم معناي عشق، بيابيم.( سید مرتضی آوینی آينهي جادو(جلد دوم) - مضمون عشق در جشنواره نهم *آنچه كه به آنان اين جرأت را بخشيده يكي تفرقهي حاكم در ميان ماست و ديگر، وجود افرادي چون مخملباف كه به حريمهايي كه روزي به آن اعتقاد داشتهاند وفادار نماندهاند.( سید مرتضی آوینی آينهي جادو(جلد دوم) - مضمون عشق در جشنواره نهم *با اينهمه، پيشقراولان ايجاد آن فضاي مغشوشي كه امكان ازالهي هويت از انقلاب را رفتهرفته فراهم كند بايد افرادي باشند ظاهراً منتسب به خود انقلاب و باطناً پيوسته با دشمن. محسن مخملباف يكي از بهترين كساني بود كه ميتوانست اين وظيفه را بر عهده بگيرد؛ سياهانديشي و عصبيت او سالها بود كه خود را در فيلمهايش به ظهور رسانده و گرگها را در كمين او نشانده بود.يك تحليل درست از جلوههاي تحولات فكري او در فيلمهايش ميتوانست بهخوبي نشان دهد كه مخملباف خودش نيز به همان دور باطلي گرفتار آمده است كه «بايسيكلران» در آن ركاب ميزد و به مقصد نميرسيد. ديگر پرسوناژهاي او نيز به مقصد نرسيدند، نه دستفروش، نه حاجي و نه ديگران..( سید مرتضی آوینی آينهي جادو(جلد دوم) - مضمون عشق در جشنواره نهم *فيلم «دستفروش» ـ آينهي نابهخود مخملباف ـ نشان ميداد كه ديگر ميان او و تفكر ديني هيچ پيوندي نمانده است و هرچه هست به تلنگري فرو خواهد ريخت و آقاي مخملباف نيز در پرتگاهي خواهد افتاد كه بسياري ديگر فرو غلطيده بودند. و البته در عمق اين پرتگاه، آغوشي شيطاني هم باز است كه بازماندگان از قافلهي حق را ميبلعد. آنچه كه باعث ميشد تا ما عليرغم آگاهيمان از تحولات فكري و دروني او سكوت كنيم همان ملاحظاتي بود كه امروز ما را وا داشته است تا با تفكر او به مقابله برخيزيم.) سید مرتضی آوینی آينهي جادو(جلد دوم) - مضمون عشق در جشنواره نهم *مخالفان سياسي داخلي و خارجي، اين كارگردان را به عنوان «يك فرد حزباللهي كه از عقايد خويش برگشته است» ميشناسند و به همين دليل در هنگام نمايش فيلمهاي او، درست در نقاطي كه نيشي سياسي به نظام ميزند، تماشاگران جشنوارهاي هم كف ميزنند....سید مرتضی آوینی آينهي جادو(جلد دوم) - سينماي ايران در (دهمين) جشنوارهي فجر *مسئلهي مخملباف از «دستفروش»به بعد، فقر و عدالت بوده است بيآنكه جواب را پيدا كند، و آدمي مثل او هرگز به جواب نخواهد رسيد. شكاك است، اما اين شك را مقدمهي رسيدن به يقين و بعد هم قطعيت و قاطعيت قرار نميدهد. فقط شك ميكند و ديگران را به شك مياندازد و بعد هم رهايشان ميكند، چرا كه خودش هم به جواب نرسيده است. ....سید مرتضی آوینی آينهي جادو(جلد دوم) - يادداشتهاي يك تماشاگر حرفهاي *وقتي كه به سينماي مخملباف ميروي بايد قبول كني كه يك ساعت و نيم از زندگيات را در يك فضاي آكنده از بدخلقي، عصبانيت، ظاهرگرايي، ترديد، نيهيليسم مزمنِ بدخيم، سياهانديشي، سرگرداني و عوامفريبي سر كني. اشكال كار اينجاست كه وقتي كسي به اينجا ميرسد باز هم هيچچيز مانع از آن نيست كه امكانات سينما در اختيارش قرار بگيرد و فيلم بسازد، فيلم اكران عمومي پيدا كند و آدمهاي بسياري فيلم را تماشا كنند و بيماريهاي فيلمساز به آن كساني كه آمادگي دارند سرايت كند و مگر نه اينكه آقاي مخملباف خودشان بارها گفته بودند كه فيلم، كارگردان را لو ميدهد؟...سید مرتضی آوینی آينهي جادو(جلد دوم) - يادداشتهاي يك تماشاگر حرفهاي *از فيلم «دستفروش» به بعد، مخملباف فيلم را وسيلهي «شعار دادن» ساخت و بهبه و چهچههاي جناح روشنفكران نيز اجازه نداد كه او به حقيقت كاري كه انجام ميدهد واقف شود. اين معروفيت و هياهو، نوعي ورم بود كه بالأخره ميخوابيد. جايي كه ورم ميكند، بادكنكي كه باد ميشود، ظاهراً چاق ميشود و رشد ميكند، غافل از آنكه در درون چيزي جز باد ندارد و بالأخره خواهد تركيد. از همان موقع همهي ما نگران او بوديم، اما فضاي آشفتهي ژورناليسم و انتلكتوئليسم اجازه نميداد كه واقعيت را درك كند...سید مرتضی آوینی آينهي جادو(جلد دوم) - يادداشتهاي يك تماشاگر حرفهاي
*كسي كه بر سر عدالت مشكل دارد بايد بداند كه پاي عقل او در مسئلهي جبر و اختيار ميلنگد؛ بگذريم از آنكه اصلاً جاي مباحثه و حل مسائل فلسفي در سينما نيست. كسي تا به قطعيت نرسيده است نبايد فيلم بسازد و اگر هم فيلم ميسازد تا طرح مسئله كند، بايد داستاني را طراحي كند كه در طول آن، در متن وقايع و ارتباط ميان افراد، اين مسئله وجود پيدا كند. از زبان قاضي فيلم «نوبت عاشقي» ميشنويم كه: «قضاوت به درد كسي ميخورد كه به نتايج عمل مجرم فكر ميكند نه به دلايلش.» و درست خود آقاي مخملباف هم به همين درد مبتلاست....سید مرتضی آوینی آينهي جادو(جلد دوم) - يادداشتهاي يك تماشاگر حرفهاي *در جامعهاي كه «جبر موقعيت و شرايط» بسياري از جوانان كشور را وا داشت تا خود را براي آزادي فدا كنند، «جبر همان موقعيت و شرايط» بچه مسلمان ديگري را هم وا داشت تا خط بطلان بر هرچه داشت بكشد و در صف اصحاب هربرت ماركوزو پوپر از ليبراليسم جنسي دفاع كند! به راستي از «جبر محيط» چه كارها كه برنميآيد!...سید مرتضی آوینی آينهي جادو(جلد دوم) - يادداشتهاي يك تماشاگر حرفهاي *آقاي مخملباف! شما متعلق به قشري از جامعهي ايران هستيد كه هرگز روشنفكر نخواهيد شد. شما اگر بخواهيد اداي روشنفكرها را در بياوريد فيلمي مثل «شبهاي زايندهرود» ميسازيد كه يك فيلمفارسي است و هر پلان فيلم داد ميزند كه سازندهي فيلم از روشنفكري و مراتب و لوازم آن بيخبر است و فقط راهگم كردهاي حيران است. فيلم روشنفكري، «پردهي آخر» است با ساختي در كمال مهارت. فيلم روشنفكري، فيلم «نقش عشق» است. فيلم روشنفكري خودش داد ميزند كه فيلمسازش متعلق به بورژوازي اشرافمنش علمزده و غربزدهي ايراني است. شما فيلمفارسي ميسازيد و از «دستفروش» به بعد، فقط شعار دادهايد....سید مرتضی آوینی آينهي جادو(جلد دوم) - يادداشتهاي يك تماشاگر حرفهاي *آقاي مخملباف هنوز در مرحلهي «شك» است و خلاف آنچه وانمود ميشود هيچچيز براي گفتن ندارد. فيلم ساختن براي او نوعي اظهار وجود است و هيچ غايت ديگري را در نظر ندارد. خانهتكاني هم نكرده است و فقط در شك خويش عميقتر و عميقتر شده است، اما باز هم حاضر به اعتراف به اين حقيقت، لااقل در نزد خويش نيست. او بايد روي به صداقت بياورد تا نجات يابد....سید مرتضی آوینی آينهي جادو(جلد دوم) - يادداشتهاي يك تماشاگر حرفهاي *انسان در فيلمهاي مخملباف موجودي بيهويت، سرگشته، كور و حيوانصفت است و ميان پرسوناژهاي او با زندگي واقعي هيچ نسبتي نيست. او همه چيز را براي دستيابي به مطامعي خاص، آنسان كه خود ميخواهد شكل ميدهد، اما از آنجا كه هنوز خود به قطعيت نرسيده است، فيلمهايش نيز تجسم شكاكيت بيانتهاي او هستند...سید مرتضی آوینی آينهي جادو(جلد دوم) - يادداشتهاي يك تماشاگر حرفهاي پی نوشت: منبع:کتاب آئینه جادو نویسنده سیدمرتضا آوینی
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/02/29
ساعت : 16:32
| |
قبل نوشت: الحمدلله دوستان زبان باز کرده اند و هر کدام به نحوی از رابطه با آمریکا سخن میگویند، یکی مشتاق زیارت اوباما است،دیگری نقل و قول دوستی را باب میکند و بعضی هنوز هم به دنبال حذف شعار مرگ بر آمریکا هستند و دیگری هم به گونه ایی دیگر و آن یکی ... ؛ و من باز خوانی یک پرونده برای توجیه بزرگورانی که دَم از آرمانهای امام و انقلاب می زنند را رو می کنم ... ! رابطه ایران و آمریکا چه پیامدهایی را در پی دارد؟
براى دستيابى به پاسخى مناسب ابتدا لازم است ضمن اشاره به مهمترين اصول سياست خارجى امريكا در ارتباط با ساير كشورها، وضعيت فرهنگى كشور در قبل از انقلاب يعنى زمانى كه روابط بين ايران و آمريكا برقرار بود، مورد بررسى قرار گيرد. براى آگاهى بيشتر ر. ك: حسن واعظى، ايران و امريكا. سيد كمال الدين هاديان، سياست خارجى آمريكا و منافع ملّى ايران. پىنوشت : (1) (ابراهيم سنجر، نفوذ آمريكا در ايران، ج 1، ص 79) همین نوشته در (قلم پرس) نویسنده: محمد آل حبیب / شنبه 03 تير 1385
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/02/19
ساعت : 2:50
| |
قسمت دوم ... دیدگاه شهید عالی مقام مصطفی چمران در مورد علی شریعتی؛ سوگنامه : ای علی! همیشه فکر میکردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثیه میخوانم ! ای علی! من آمدهام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی!...خوش داشتم که وجود غمآلود خود را به سرپنجه هنرمند تو بسپارم، و تو نیِ وجودم را با هنرمندی خود بنوازی و از لابلای زیر و بم تار و پود وجودم، سرود عشق و آوای تنهایی و آواز بیابان و موسیقی آسمان بشنوی.میخواستم که غمهای دلم را بر تو بگشایم و تو «اکسیر صفت» غمهای کثیفم را به زیبایی مبدّل کنی و سوزوگداز دلم را تسکین بخشی. میخواستم که پردههای جدیدی از ظلم وستم را که بر شیعیان علی(ع) و حسین(ع) میگذرد، بر تو نشان دهم و کینهها و حقهها و تهمتها و دسیسهبازیهای کثیفی را که از زمان ابوسفیان تا به امروز بر همه جا ظلمت افکنده است بنمایانم. ای علی! تو را وقتی شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته وناگفته خود را در آن یافتم. قبل از آن خود را تنها میدیدم و حتی از احساسات و افکار خود خجل بودم و گاهگاهی از غیرطبیعی بودن خود شرم میکردم؛ اما هنگامی که با تو آشنا شدم، در دوری دور از تنهایی به در آمدم و با تو همراز و همنشین شدم. ای علی! همراه تو به حج میروم؛ در میان شور و شوق، در مقابل ابّهت وجلال، محو میشوم، اندامم میلرزد و خدا را از دریچه چشم تو میبینم و همراه روح بلند تو به پرواز در میآیم و با خدا به درجه وحدت میرسم. ای علی! همراه تو به قلب تاریخ فرو میروم، راه و رسم عشق بازی را میآموزم و به علی بزرگ آنقدر عشق میورزم که از سر تا به پا میسوزم.... راستی چقدر دلانگیز است آنجا که فاطمه کوچک را نشان میدهی که صورت خاکآلود پدر بزرگوارش را با دستهای بسیار کوچکش نوازش میدهد و زیر بغل او را که بیهوش بر زمین افتاده است، میگیرد و بلند میکند! ای علی! تو «ابوذر غفاری» را به من شناساندی، مبارزات بیامانش را علیه ظلم و ستم نشان دادی، شجاعت، صراحت، پاکی و ایمانش را نمودی و این پیرمرد آهنیناراده را چه زیبا تصویر کردی، وقتی که استخوانپارهای را به دست گرفته، بر فرق «ابن کعب» میکوبد و خون به راه میاندازد! من فریاد ضجهآسای ابوذر را از حلقوم تو میشنوم و در برق چشمانت، خشم او را میبینم، در سوز و گداز تو، بیابان سوزان ربذه را مییابم که ابوذر قهرمان، بر شنهای داغ افتاده، در تنهایی و فقر جان میدهد ... ای علی! تو در دنیای معاصر، با شیطانها و طاغوتها به جنگ پرداختی، با زر و زور و تزویر درافتادی؛ با تکفیر روحانینمایان، با دشمنی غربزدگان، با تحریف تاریخ، با خدعه علم، با جادوگری هنر روبهرو شدی، همه آنها علیه تو به جنگ پرداختند؛ اما تو با معجزه حق و ایمان و روح، بر آنها چیره شدی، با تکیه به ایمان به خدا و صبر و تحمل دریا و ایستادگی کوه و برّندگی شهادت، به مبارزه خداوندان «زر و زور و تزویر» برخاستی و همه را به زانو در آوردی. و اما ... خلاصه ای از انتقادات وارده به مرحوم شریعتی؛ * مرحوم دکتر شريعتي در زماني پا به عرصه اجتماع و گفتگو با جامعه نهاد که هنوز پختگي لازم را کسب نکرده بود. از همينرو به تدريج در برخورد با شخصيتهاي برجستهاي چون شهيد مطهري و... رو به تکامل نهاد. اين مسأله باعث شده است ديدگاههاي او در مقاطع مختلف، تغييرات بسياري پيدا کند. از سوي ديگر کساني که از شريعتي دم ميزنند، به تناسب مقاصدي که دارند از سخنان وي گزينش نموده و از شخصيت او براي اهداف خود استفاده ميکنند. مثلاً اگر کسي بخواهد از روحانيت دفاع کند، به بخشي ازسخنان او تمسک ميجويد و اگر بخواهد با روحانيت بستيزد، به بخش ديگري از گفتههاي او استناد ميکند. پی نوشت: 1) مکتبي که معتقد است خدا وجود انسان را ساخته اما همه هويت انسان، ساخته خودش ميباشد. در اخلاق، ملاکي نيست. هر کس هر عملي را مشروط بر اين که در آن حسن نيت داشته باشد انجام دهد در اين صورت عملي اخلاقي انجام داده است.
قسمت سوم ... ادامه مطلب
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/01/22
ساعت : 19:42
| |
1- نهضت ایران مخصوص به خودش نبوده و نیست. برای اینکه اسلام اختصاص به طایفه خاصی ندارد. ما که نهضت کردیم برای جمهوری اسلامی بوده است. نهضت برای اسلام نمی تواند محصور به یک کشور باشد و نه حتی به تمام کشورهای اسلام. {پیام به زائرین بیت الله الحرام آبان 1358}
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1387/11/14
ساعت : 0:16
| |
همه ما میمریم! /نه خیلی دور ، درست همین صد سال پیش! ... کاش بودیم و کسایی رو میدیدیم که اگه باهشون حرف از مرگ و قیامت میزدی یا مسخرت میکردن یا میگفتن ای بابا هنوز که زنده ایم! ... نه خیلی دور فقط همین صد سال پیش!!...
اما الان دیگه از اونهمه شلوغی!...از اون همه رفت و آمد لعنتی! ... جز یه خروار سنگِ قبر بی زائر هیچی نمونده!! ... نه پیری نه جوونی نه بچه ای!...همه به یک سفر بی بازگشت رفتن!...سفری که هر لحظه امکانش هست بلیطش برای ما هم اوکی بشه!!...تاکید میکنم! ... یک سفر بی بازگشت!...یک سفر واقعی!!!... ما هم مردیم چون غزه را فراموش کردیم! ما میمیریم اما زخمی نمیشویم و یا از شدت درد جان نمیدهیم ، و تیر و ترکش ومواد مذاب به بدنمان اثابت نمی کند ، ما آسوده خاطر از دنیا خداحافظی میکنیم! چرا با تموم وجودم به دعوت های تمام شیطونا لبیک میگم! ... ولی برای یه عمل خیر باید هزار و یک جور با خودم کلنجار برم!...تازه اونم با موارد عدیده ای ریا و خودبینی و هزار کوفت و زهر مار دیگه! ...
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1387/09/08
ساعت : 18:46
| |
بخش فرهنگي سياسي به اموري چون يادواره ي شهدا، بزرگداشت شهدا، ستاد اقامه ي نماز و ديگر ستادهاي برپا كننده ي فروعات دين و برپايي همايشهاي تحليل سياسي (توجيه سياسي) میپردازد. که از این بخش بیشتر استفاده ابزاری میشود!
(گفتم فقط نهی از منکر میکنن چون تنها امر به معروفی که بلدن نمازه!) اين افراد كه در لباس بسيج به اين قبيل اعمال دست میزنند دارای تفكراتی خشك هستند و قابليت برداشت رحمانی از دين را ندارند و نكتهی جالب اينجاست كه با تمام ادعای دينداريشان توانايی خواندن يك صفحه از قرآن (كتاب مقدسشان) را بدون اشتباه ندارند .افرادي كه در زندگي تحت فشار بوده اند و كمبودهاي زيادي داشته اند و اكنون كه فرصتي براي آزادي عمل دارند در جهت منفي از آن استفاده ميكنند و به آزادسازي فشارها میپردازند (رجوع شود به نظريات فرديد) عده ي زيادي از بسیجیان عزیز (حدود ۵۵ درصد) از اين گروه نيز مانند كودكان دل به اسباب بازيهای اين لباس خوش كردهاند ؛ وسايلي چون بيسيم، دستبند، انواع گازهای اشك آور و مدافع، كلت و اسلحه كه همگي ما را به ياد بازيهای زمان كودكی می اندازد كه به پليس بازي مشهور است تصويب قوانين كسر خدمت سربازي برای بسيجيان و قائل شدن سهميه كنكور براي ورود به دانشگاه را نيز میتوان از ديگر عوامل مخرب در این عرصه دانست.
پ.ن: البته بسیج دانشجویی بعضی از دانشگاهها از جمله دانشکده حقوق دانشگاه تهران این دردها را فهمیده است و در حال انجام کارهای زیر بنایی می باشد.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1387/09/04
ساعت : 19:9
| |
|
||||||