|
|||||
|
اظهارات و توصیه های هفته گذشته علی مطهری در خصوص فراهم ساختن شرایط برای ازدواج موقت دبیرستانی ها با انتقاد گسترده کارشناسان و صاحب نظران این حوزه مواجه شد .
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/09/09
ساعت : 10:2
| |
دیشب آرشیو نوشته های علیرضا را میخواندم، تازگی ها از درد خیلی چیزها حرفهایش را میخورد و رازش را ناخواسته و از سر فشار بعضی از مسائل برای اهل دل بازگو می کند (تا بحال سه نفر) ... البته قول داده است که دیگر جایی از رازش حرفی به میان نیاورد ... او دقیقا در این مواقع دوست داشتنی می شود ولی حیف که اهل فریاد نیست تا دادی بزند ... یکی از نوشته هایی که سابقا در این وبلاگ نوشته بود را دوباره اینجا میگذارم تا ایام نفسی بکشد ...!
آقای پدر سلام؛ امیدوارم حال شما خوب باشد و از کارهای بد من نارحت نباشید.(خودم میدانم که مامان منصوره همیشه چغلیم را میکند)دیروز خانم معلممان گفت:علیرضا گریه نکن بابایت بر میگردد.ولی آخر من که برای شما گریه نمیکردم،همه اش تقصیر سید محمد است.هسته های آلبالو خشکه اش را فوت میکند به من،دفتر مشقم را هم کثیف کرد،از همه بدتر آلبالو خشکه ها بود که لو رفتند،فردا قرار است خانوم ناظم بازرس بفرستد جهت تفحص،خدا کند که بفرستندمان شورای امنیت،به هر حال انشاءالله بیایید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ اگر خانم ناظم نفرین هم میکرد آلبالوها را پیدا نمیکرد.دیروز همه اش را با سیدمحمد خوردیم.حتی هسته هایش را،شما نگران نباشید.مامان منصوره هم خوب است،سلام میرساند و میگوید کی مرخصی میگیرید بیایید،عملیات که تمام شدحداقل نامه بدهید 20 تومان هم در پاکت میگذارم تا تمبر و کاغذ بخرید.پول تو جیبی هایم است که جمع کرده ام،نگران نباشید از کیف مامان برنداشتم. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ امیدوارم حال شما خوب باشد،دیروز خانم معلممان گفت:علیرضا گریه نکن،باز سید محمد هسته ای شده؟ولی من کاری به هسته های آلبالو خشکه نداشتم من برای شما گریه میکردم،اگر شما می آمدید خانم ناظم و خانم مدیر از شما میترسیدند و مرا الکی دعوا نمیکردند.اصلا مگر سعید پسر خانم ترابی که ناظم است آلبالو خشکه نمیخورد،من دیدم که آلبالو خشکه خورد آن هم چهارتا،تازه هسته هایش را هم انداخت تو جیبش تا هیچ کس نبیند.پس کی میایید؟ پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ حال شما خوب است خدا را شکر،فردا امتحان املاء داریم،مامان نمیتواند برای من املا بگوید چون آنقدر خیاطی میکند که با چشمهایش نمیتواند نوشته ها را درست بخواند،دلم میخواست یک املا هم شما برای من مگفتید.ماجرای آلبالوها و هسته هایش را هم فراموش کنید.این صدام نمیخواهد برود تا شما بیایید.بابای همه بچه ها آمده اند فقط شما نیامده اید،پس کی میایید؟ پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ اگر نمیخواهید جواب نامه هایم را بدهید،اقلش 20 تومان پولم را پس بدهید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ خانم معلممان هم دیروز با من گریه کرد.او همیشه میگوید نگران نباش بابایت می آید.خیلی کیف داشت تا حالا گریه اش را ندیده بودم. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ از امروز دیگر برایم مهم نیست که جواب نامه هایم را ندهید.20 تومان هم مال خودتان،از کیف مامان برداشتم فقط کاشکی یادتان باشد علیرضایی هست که پسرتان است،مامان میگوید دیگر بزرگ شده ای تو هم باید بروی جنگ،ولی اگر من بیایم پیش شما مامان خیلی تنها میشود. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ شما در جنگ تلویزیون ندارید؟خانم معلم میگفت ندارید،خیلی حیف است که کارتون پلنگ صورتی را نمیبینید،مقش هایم را هم نوشته ام و تلویزیون میبینم نگران نباشید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ خانم معلم این دفعه گریه نکرد،گفت گریه هایم الکی است باید مقش هایم را مینوشتم نه اینکه پلنگ صورتی ببینم.مامان هم تلویزیون را خاموش کرده،خوش به حالتان که تلویزیون ندارید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ دیگر حتما باید بیایید،تلویزیون نشان داد که صدام را گرفته بودند تازه کلی ریش داشت اگر نیایید حتما ... اصلا یادم نبود که شما تلویزیون ندارید.به هر حال دیگر باید بیایید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ لابد مامان دارد کور میشود املا که برایم میخواند همین طور غلط غلوط میخواند،وسطش هم گریه میکرد.لابد برای چشمهایش،این درس شهید هم چقدر سخت است.کاش خودت برایم میخواندی. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ خیلی بدی چرا دیشب که آمده بودی توی خواب مامان منصوره توی خواب من نیامدی؟مگر من پسرتون نبودم؟مامان منصوره میگفت:هر وقت او بیاید تو هم میایی جنگ اصلی هنوز نیامده! پسرتان علیرضا بابا سلام؛ خانم معلم امروز هم گریه کرد.همه بچه ها هم گریه شان در آمد،خانم معلم گفت:مطمئن باشید او می آید کاش او بیاید. پسرتان علیرضا التماس دعا
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/08/22
ساعت : 1:54
| |
مهندس صادق محصولی وزیر پیشنهادی رفاه و تأمین اجتماعی: مهندس محصولی که از سرداران دفاع مقدس می باشد پیش از این مشاور ارشد رئیس جمهور و وزیر سابق کشور بوده است، وی در دوره تصدی مسئولیت وزیر کشوری از همه ظرفیت های و استعداد های خود استفاده کرد بطوریکه با مدیریت صحیح انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم از خود عملکرد قابل تحسینی به جای گذاشت و مورد ستایش و تمجید بزرگان نظام قرار گرفت. محصولی در حال حاظر با پیشنهاد بزرگان نظام و اصرار بیش از حد رئیس جمهور گزینه پیشنهادی وزارت رفاه و تأمین اجتماعی به مجلس شورای اسلامی است. این وزارتخانه که یکی از حساس ترین وزارتخانه ها محسوب می شود نیازمند یک مدیر کلان نگر در امور اقتصادی و خدمت رسانی می باشد. این دستگاه مهم کشور که یکی از خادمان بزرگ مردم شریف ایران اسلامی محسوب می شود دارای سازمان هایی همچون سازمان بهزیستی، سازمان بیمه خدمات درمانی، سازمان تأمین اجتماعی و سازمان بازنشستگی می باشد، با شناختی که از ظرفیت سازی ها و برنامه ریزی های آقای محصولی در دوران تصدی مسئولیت های پیشین است امیدواریم که از این مسئولیت جدید هم همچون مسئولیت های سابق سربلند بیرون بیایند. ان شاءالله نمایندگان محترم مجلس هم با رأی بالا یک خدمتگزار صادق و توانا را به کابینه دهم اضافه کنند.
ذبیحی دارای مدرک دکترای مهندسی مکانیک کاربردی است وی عضو هیأت علمی دانشکده انرژی دانشگاه صنعت آب و برق میباشد و جزو اولین گروه اساتید مدیریت و بهینه سازی مصرف انرژی در ایران است وی و همکاراناش دورههای متعدد تخصصی مدیریت انرژی، برنامه ریزی انرژی را راه اندازی کردند که در نهایت منجر به ایجاد رسمی رشته دانشگاهی مدیریت انرژی در مقطع کارشناسی ارشد در سال ۱۳۸۰ شد. مدیران ارشد وزارت نیرو از شاگردان وی بودند. دکتر ذبیحی پیش از این عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین، مشاور رئیس جمهور در امور منابع انسانی و رئیس سازمان تامین اجتماعی بوده است.امیدوارم دکتر ذبیحی با رأی بالای نمایندگان مردم شریف در مجلس شورای اسلامی لباس خدمت به مردم را در وزارت نیرو بر تن کند.
حمیدرضا حاجی بابایی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش: حاجی بابایی سابقه نمایندگی مجالس پنجم و ششم و هفتم و هشتم از استان همدان را در کارنامه خود دارد وی سابقاً استاد دانشگاه تربیت معلم بود، شناخت چندان زیادی از وی ندارم اما رسانه های خبری حکایت از آن میکنند که وزارت حاجی بابایی با استانداری برادر دکتر رحیمی معاون اول رئیس جمهور در همدان شبیه به کاسه ای زیر نیم کاسه است!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/07/29
ساعت : 15:19
| |
از تمام کساني که کلاهشان براي سرشان گشاد است از تمام کساني که لباسشان بارکدشان است از هويت هاي ميز نشان از بله هاي از سر اجبار از طلبه هايي که طالب علم نيستند از دانشجوياني که دانش جو نيستند از تمام کرهايي که سمعکهايشان مارک مصلحت خورده از اندامهاي به مزايده گذاشته شده از انسانهاي ارزان قيمت از اعتقادهاي حراجي از حرفهاي مفت از وعده هاي سر خرمن از ناديدني هاي ديدني! از صورتهايي که بوم نقاشي اند از متهماني که شاکي اند از تمام کساني که رسالت خون را تنها در رساندن اکسيژن به سلولها مي دانند از تمام خونهايي که رنگين ترند از آنان که آزادگي را در اسارت بي بند و باري به بند مي کشند از آنان که عشق را به بهاي love سه طلاقه کرده اند از تمام کساني که در لغت نامه هاي ذهنشان بين مظلوم و تو سري خور علامت تساوي است از ولايت ناشناسان ذوب در ولايت از کوفياني که دم به ساعت مي گويند( اين الطالب به دم المقتول به کربلا) از کوفياني که اهل کوفه نيستند از کوفياني که براي مهدي(عج) نامه مي نويسند از تمام آنان که فکر مي کنند کوفيان شاخ داشتند از تمام آنان که فکر مي کنند طلحه يا زبير يا عمرعاص يا ... دم داشتند از سياستمداران بي دين از متدينين بي سياست از تمام آنان که دين و سياست را از هم جدا مي دانند از آنان که شهدا را در موزه گذارده اند از آنان که در هر ميداني دم از استقلال و پيروزي مي زنند الا ميدان جنگ از عروسکهاي بالماسکه از وطن دوستان وطن گريز از زنان مرد صفت از مردان زن صفت از همه آنان که شهدا را براي تيراژ مي خواهند از همه آنان که« نون والقلم و ما يسطرون» را نان تفسير مي کنند از راي هاي ممتنع از تمام آناني که بين نماز و نرمش تفاوتي قائل نيستند از همه چيز داران بي همه چيز از امانت داران خائن از کفهاي روي آب از ناموس داران بي ناموس از زنگارهاي روي آينه از مسلمانان مسلمان کش از پشتهايي که هميشه رودر روي خصم اند از تمام آنان که به تقاضاي مشروع مظلومگان « قبلت» نا مشروع مي گويند از آناني که بي حجابند از آنان که خود حجابند از بلاهايي که از دماغ فيل نازل شده اند از آنان که تاسوعا و عاشورا را تنها در تقويم جستجومي کنند و کربلا و کوفه و شام را تنها در نقشه! از آنان که ديروز را ديدند و امروز را در حسرت ديروز به ديروزي تبديل مي کنند که فردا حسرتش را خواهند خورد؟ از آنان که چشم به فردا دوخته اند و امروز را فراموش کرده اند از آنان که پرچمند اما بيرق و علم نيستند از آنان که کلفتي گردن خود را بيش از تيزي ذوالفقار مي دانند از آنان که باده ناب را با ده درصد الکل بالا مي دانند از چشمهايي که در صفين تنها قرآن سر نيزه را ديدندو در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را نديدند از آنان که در صفين تنها قرآن سر نيزه را باور کردندو در کربلاوکوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را باور نکردند و از تمام آنان که قرآن را بر نيزه کردند از من که منم، از تو که تويي، من و تو که ما نيستيم و ما که فناي در او نيستيم... از خنجرهايي که بر پشت مي نشيند از آنان که ني را به گيتار مي فروشند از آنان که با شنيدن نام « خردل» به ياد چاشني غذا مي افتند از آنان که با شنيدن نام « موج» تنها به ياد جزاير هاوايي مي افتند از آنان که با شنيدن نام « توپ» مارادونا در خاطرشان زنده مي شود نه شهيد حاجي پور از آنان که نمي بينند و مي گذرند و از آنان که مي بينند و مي گذرند از آنان که از آب زلال آب مي خورند و از آب گل آلود نان از تمام مجذوبين باغهاي سبز که هيچ گاه توي باغ نيستند از سگهاي بي وفا از اسبهاي نانجيب از خروسهاي بي دم از مورچه هاي تنبل و بي کار از زنبوراني که همه چيز دارند الا عسل از کلاغهاي بي حيا از قلندراني که از قلندر بودن تنها سر تراشيدنش را بلدند از اشتراني که از شتر بودن تنها کينه ورزيدنش را ياد گرفته اند از خرسهايي که از خرس بودن تنها بخل ورزيدنش را فرا گرفته اند از گاوهايي که هيچ ندارند الا دو شاخ از شتر مرغها که نه مي برند و نه مي پرند از آنان که درد دلشان را به درد شکمشان فروخته اند از آنان که منتظرند محرم گردد يک مو زسر ... و از ياد برده اند کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا از آنان که چوبه محمل و سر زينب را ديدند و منبر و منطق او را نه از آنان که غنايم جنگي را در زمان صلح از شهدا مي گيرند از آنان که حضور همه کس را حس مي کنند جز خدا از آنان که از همه شرم مي کنند جز خدا از تمام شهوتراناني که عجوزه سه طلاقه امير المومنين را تنگ در آغوش گرفته اند از آنان که بازي مي دهند از آنان که بازي مي خورند از بازي ها! از بازي ها! از بازي ها! }اثري از سپهر...{
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/07/10
ساعت : 20:27
| |
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/06/07
ساعت : 12:51
| |
طبق اخبار منتشر شده در خبرگزاری های رسمی، مراسم توديع آيتالله سيدمحمود هاشمي شاهرودي و معارفه آيتالله صادق لاريجاني به عنوان رئيس جديد قوه قضاييه صبح روز شنبه هفته آينده در محل حوزه رياست قوه قضائيه برگزار خواهد شد. عملکرد آقای شاهرودی در بُعدهای مختلف توسعه قضایی نسبتاً رضایت بخش بوده است و البته شخصاً انتقاد شدیدی نسبت به آن دارم.
" هنگامی که نامه مرا خواندی، ابن هرمه را از نظارت بازار برکنار دار و او را به مردم معرفی کن، و به زندانش بیفکن و آبرویش را بریز، و به همه بخشهای تابع اهواز بنویس که من _علی_چنین عقوبتی برای او معین کرده ام. مبادا در مجازات او غفلت یا کوتاهی کنی، که نزد خدا خوار می شوی، و من به زشت ترین صورت ممکن تو را از کار بر کنار می کنم و خدا آن روز را نیاورد. و چون روز جمعه رسید، او را از زندان درآور و ۳۵ تازیانه به او بزن و او را در بازار بگردان. و هر کس گواهی آورد که ابن هرمه از او چیزی گرفته است، او را با گواه قسم بده، و مبلغ را از مال ابن هرمه بردار و به صاحب آن بپرداز و دوباره او را خوار و سر افکنده و بی آبرو به زندان بازگردان، و پاهایش را در بند بگذار، و تنها برای نماز باز کن و فقط اگر کسی برایش خوراک یا نوشیدنی یا پوشاک یا زیر اندازی آورد به او برسان. مگذار ملاقاتی داشته باشد، تا مبادا راه پاسخگویی به محاکمه را به او یاد دهند و به آزاد شدن از زندان امیدوارش سازند. و اگر دانستی که کسی چیزی(عذری) به او آموخته است که به مسلمانی زیانی می رساند، او را نیز تازیانه بزن و زندانی کن تا توبه کند. شبها زندانیان را به فضای باز بیاور تا تفریح کنند، جز ابن هرمه! مگر بترسی که بمیرد، در این صورت او را نیز به حیاط زندان بیاور و اگر دیدی هنوز طاقت تازیانه خوردن دارد، پس از ۳۰ روز، ۳۵ تازیانه دیگر- به جز ۳۵ تازیانه نخستین- به او بزن. و برای من بنویس که درباره بازار(و نظارت بر آن) چه کردی، و پس از این خائن، چه کسی را برگزیدی، در ضمن حقوق ابن هرمه خائن را نیز قطع کن " دعائم الاسلام ۵۳۳-۵۳۲ / الحیاة ۴۱۰-۴۰۹ آقای لاریجانی ما منتظریم اولین اولویت کار شما بی آبرو کردن مفسدان اقتصادی دانه درشت باشد ما منتظریم حضرتعالی فرمان هشت ماده ای رهبری انقلاب را جهت برپایی عدالت اجرا بکنید، وگرنه روزی فرا خواهد رسید که باید هزاران جهانشاهی (طلبه عدالتخواه سیرجانی) را به زندان بفرستید!
* همین مطلب در سایت خبری مذهبی، تحلیلی رهوا
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/05/21
ساعت : 21:14
| |
حضرت امام خميني (رحمه الله عليه) حفظ نظام اوجب واجبات است. جناب آقاي مرتضوي سلام عليكم
امضاء کنندگان: محمد آل حبیب، ناصر شیرزاده، دور اندیش، احمدرضا از اصفهان، روح الله امین آبادی، هستی عالی، کبری احمدی، نجمه قاسمی، وابن السبیل، مطرب، محمود کندلویی لاریجانی، زهرا.ن، ریحانه ذوالفقاری، صادق مرتضوی، سید مجتبی پیموده، مجتهد نجفی، حامد کرمی، واسعی، خرچنگ زاده، freshteh، مجید غریب، سارا مسعودی، فرزند انقلاب، سید بت شکن، کاظم، احمد از تبریز، سجاد اکبری، اتلو، شعبون استخونی، بشیر، قطره ای از دریا، وحید نصیری کیا، مهدی(چرا احمدی نژاد)، عباس سیاح طاهری، ابراهیم(ع)مصطفی(ص)، سید حمید بسیجی، ایرانی، سولدوز، احسان، حمید، سیدمرتضی، جانم فدای رهبر و میلیونها ایرانی دیگر ...
* تمامی وبلاگ نویسانی که مایل به امضای این شکوائیه هستند، باید روی عکس زیر کلیک کرده، نام و نام خانوادگی خود را همراه با آدرس وبلاگ ارسال کنند.
بازتاب: http://neda-jtdtd.posterous.com/1862855 http://slider.blogfa.com/post-388.aspx http://nayeney.parsiblog.com/MLink/?4007817
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/05/16
ساعت : 2:0
| |
مقدس نماهاي بي شعور ديروز مقدس نماهاي بي شعور مي گفتند دين از سياست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز مي گويند مسوولين نظام كمونيست شده اند! تا ديروز مشروب فروشي و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان براي ظهور امام زمان - ارواحنا فداه- را مفيد و راهگشا مي دانستند، امروز از اين كه در گوشه اي خلاف شرعي كه هرگز خواست مسوولين نيست رخ مي دهد، فرياد وا اسلاما سر مي دهند! ديروز حجتيه اي ها مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغاني نيمه شعبان را به نفع شاه بشكنند، امروز انقلابي تر از انقلابيون شده اند! حضرت روح الله (3/12/67)
"میلاد منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) مبارکباد" ادامه مطلب
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : پنجشنبه 1388/05/15
ساعت : 14:47
| |
زمان تبلیغات انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری "مهندس ثمره هاشمی رئیس ستاد هماهنگی های مردمی دکتر احمدی نژاد" با چند تن از دانشجویان دانشگاه شریف جلسه ای داشت که از قضا ما هم با دوستان حضور داشتیم، مهندس داشت از سفرهای استانی دولت می گفت و نظر مردم و خواست مردم، می گفت مردم ابراز محبت میکردند و می گفتند ما تا بحال ندیدیم رئیس یا مسئول استانی در هوای 50 درجه ای بیاید به شهر ما چه برسد به رئیس جمهور!، الان جمع کثیری از همان مردم شریف میگویند شما چرا ستاد انتخاباتی برای دکتر زدید، ستاد انتخاباتی احمدی نژاد در خانه های روستانشینان و مردم ستم دیده و مظلوم است. ثمره هاشمی ادامه داد: مردم ایران هوشیارند و خودشان تحلیل می کنند، خدمت رئیس جمهور بودم ایشان نقل می کرد: در سفر کرج خانمی نامه دستش بود ولی به علت شلوغی زیاد نمی توانست جلو بیاید گفتم راهش را باز کنید بیاید جلو، آمد و نامه را رساند دست من و همانجا روی رکاب ماشین ما ایستاد و خودش رهبری کار رو شروع کرد و به بچه ها می گفت نامه اون رو بگیر بیار، شما نامه ت رو بده و جمع آوری نامه ها رو مدیریت کرد ... . مردم رئیس جمهور را از خودشان و جنس خودشان میدانند. گاهی نامه می نویسند به آقای رئیس جمهور می گویند که آقای دکتر برا ما دختر خوب پیدا کن. اینطور جوونهای عزیز ما و مردم فهیم ما با آقای رئیس جمهور راحتند و ایشون رو از خودشون می دونند. یکی از دانشجویان از مهندس پرسید نظر آقای احمدی نژاد در مورد بانکداری اسلامی چیه؟ مهندس پاسخ گفت: یکی از آرزوهای اقتصادی ایشون این هست که سیستم اقتصادی و نظام بانکی کشور، اسلامی شود و شعار عدالت، دولت اسلامی و غیره اینها بحث ها و شعارهایی است که عوض نخواهد شد مگر اینکه محقق شود ، آقای احمدی نژاد قاطعاً و قویاً اعتقاد دارند که سیستم بانکی ما باید سیستم قرض الحسنه ایی شود. ثمره افزود:دکتر آمده است در میدان و از کار و طرحهای خودش در همه ابعاد یک تنه دفاع میکند. در دولت نهم همه مسئولین در کار خودشان تخصص دارند و تحصیلکرده کارشان هستند، اما چیزی که الان مهم است این است که ما باید به مدیریت اسلامی ایمان داشته باشیم.سیستم ها باید اصلاح شود و هم به سمت و سوی اسلامی شدن قدم بردارد. هرهفته آقای احمدی نژاد جلسه اقتصادی دارند هم با دولتی ها و هم اشخاص اهل فن بیرونی.حوزه جلسات اقتصادی در حال بزرگتر شدن است و هرهفته عضو جدید دارد که هم فکر با تفکر اقتصادی رئیس جمهور میشوند. ![]() یکی از دانشجویان دیگر در مورد بحث مفاسد اقتصادی و اقدامات دولت نهم سئوال پرسید؟ و مهندس پاسخ داد که: آقای احمدی نژاد معتقد به این هست که شروع مفاسد اقتصادی از زمان جنگ بود، حالا خود ایشون شاید در این مورد صحبت هایی در آینده بکنند و این فساد در دوره سازندگی شدیداً رشد پیدا میکنه و امثال مسئولین آن زمان بودند که خودشون رو مالک کشور می دونستند و علناً این مقوله رو بیان می کردند، واقعا این حرف ها را میزدند، در دوره سازندگی خیلی کم پایبند به اسلام و دین بودند و در دوره اصلاحات شدت بیشتری گرفت. اینها خیلی راحت زمین خواری و تعرض به بیت المال میکردند. زمین های 20 هکتاری، 100 هکتاری و غیره بود که در دولت نهم بازپس گرفته شد. آقای دکتر که آمدند گفتند حق مردم باید پس گرفته شود اما اینها آمدند و حاشیه سازی های فراوان کردند، اما الحمدلله این قضایا در این دولت پیگیری شد، نتیجه خوبی داشت و تا حدود زیادی حق مردم احیاء شده است. و اگر جایی تخلفی کشف بشود قاطعاً و یقیناً برخورد خواهد شد. در اواخر دولت هشتم آقایان تحت عنوان خصوصی سازی قیمت یک جایی رو که 70 یا 80 میلیارد تومان بوده اس را 10 میلیارد فروختن آن هم به صورت قسطی که مشکل خاص دولت شده بود. اینها در همین قالب خصوصی سازی خیلی جاها را به اطرافیان و نزدیکان خودشون فروختند بعد در زمان دولت نهم کارگرها و کارمندان اون رو اخراج کردند و برای دولت ایجاد بحران کردند و این زحمتکشان رو به بهانه کسری بودجه سمت بانک ها و وزارتخونه ها سوق می دادند تا بتونند از دولت تزریق مالی بگیرند. یکی از دانشجویان دیگر نسبت با برخورد این گونه مفسده ها و اینکه چرا وزارت دادگستری کار نمیکند؟ مهندس پاسخ داد وزارت دادگستری رابطه ای است بین دولت و قوه قضائیه، وزارت دادگستری هیچگاه در امورات حکم و برخورد موضوعیتی رو نمیتونه ابلاغ کنه اما در حال حاظر قوه قضائیه آمده و دارد همکاری لازم را میکند. یکی از دانشجویان دیگر نسبت به چند شغله بودن آقای الهام پرسید، آقای هاشمی پاسخ داد: سخنگویی دولت هم زیاد وقت گیر نیست و چون آقای الهام در دولت حضور دارند و دارند کار حقوقی میکنند و تمام مصوبات رو می دونند برای همین سخنگوی دولت شدند و ریاست ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز هم یک جای تشریفاتی هست و کار خواستی صورت نمی گیرد. دانشجوی دیگری انتقاد از وضعیت فرهنگی کشور کرد و آقای ثمره هاشمی ضمن اینکه تا حدودی انتقاد وارده را قبول کرد، اضافه کرد که خود کارکرد دولت یک کار فرهنگی ست، نمایشگاه کتاب دارای یک رکور جهانی شد که کار وزارت ارشاد دولت نهم بود، توجه به حوزه های علمیه، افزایش تعداد دانشجویان و 70 جلسه مشترک هیئت دولت با روحانیون ، جلسه مشترک دولت با نخبگان و اقدامات دیگر، کدام دولت بود که با ائمه جمعه کشور جلسه مشترک داشته باشد؟ خلاصه اینکه بنده معتقدم که در هر حوزه ای از دولت نهم وارد بشویم افتخار آفرین است.
همین مطلب در {خردنیوز}
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/05/14
ساعت : 17:18
| |
یکی از محورهای مهم و اصلی سخنان امروز دکتر احمدی نژاد در جمع اساتيد بسيجي اشاره به موضوع این چند روز گذشته بود که بر خیلی ها سخت گذشت. ... * با این جمله دکتر اشک از چشمانش سرازیر میشود ! پدرم با من تماس می گیرد و بعد از احوال پرسی می گوید صحبت های دکتر را دیدی، میدانی مفهومش یعنی چی؟! بدون اینکه منتظر باشد من جوابی بدهم خودش پاسخ می گوید، می گوید یعنی اینکه آقا جان اگر شما اشاره کنید جانم را برای شما خواهم داد. * مشروح خبر {لینک}
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/05/10
ساعت : 2:36
| |
تو کتاب "شنود اشباح" آقا رضا گلپور خونده بودم که حاج حسین آقا شریعتمداری گفته جناب کشمیری همیشه دو خودکار بیک همراه داشتند به گونهای که همه آن را میدیدند. ازش پرسیدم چرا دو خودکار داری؟ گفت : یکی مال بیتالمال است و یکی شخصی. من [برادر حسین] از همان لحظه تردیدم نسبت به وی شروع شد. اگر میخواست بیتالمال را هدر ندهد، یک خودکار از پول خودش میخرید و برای بیتالمال هم از آن استفاده میکرد. بعدها کشمیری شد عامل بمبگذاری در دفتر نخست وزیری در هشت/شهریور/شصت! حالا بنده با یک اقدام متفاوت به آقای خاتمی نفرت بیشتری پیدا کرده ام؛ از آقای خاتمی خاطره خوشی نداریم: رئیس جمهور سابق ایران است، دیروز از توقف غنی سازی هسته ای و تعامل با غرب سخن می گفت امروز از همه پرسی! به توان غرب! ، رئیس فعلی بنیاد باران یا جان برکف بنیاد سورس، مردی با عبای شکلاتی که هرزگاهی با دختران خوش بَر و رو شوخی میکند! ، سیدی خندان است که خیال میکند جنیفرلوپز دوم است، کسی که توصیه شهید مطهری را جدی نگرفت، او یک دکتر است دکتری متوهم!، سَرور و سالار شهیدان را به سخره گرفته است و خشونت کربلا را نتیجه خشونت جنگ بدر می داند!، آقای دکتر! شما با صحبت های غیر عقلانی و غیر منطقی داد شهید آوینی را در آورد، آقای خاتمی غائله ۱۸ تیر دوران ریاست جمهوری خویش را به یاد دارید، شما مومن نیستید وگرنه از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شدید، شما از سال ۷۸ عبرت نگرفته اید سال ۸۸ یعنی ۱۰ سال بعد شبیه آنرا تکرار کردید، هر دوبار شکست خوردید و هردوبار به آغوش غرب و استکبار پناه بردید، شما کشته شدن و زندانی شدن تعداد زیادی از هموطنان را فراهم آوردید به کام شما به رنج دیگران، شما از میرحسین یک بت دیگری از بنی صدر ملعون ساختید، هاشمی را وسوسه خواسته هایتان کردید، و رهبری را مظلوم! غافل از اینکه مقام معظم رهبری میلیون ها فدایی در سطح ایران اسلامی و جهان دارند، وهزاران حرف نگفته است که امیدوارم وزیر اطلاعاتی همچون آقای ری شهری عزیز پیدا بشود و دست به افشاگری بزند، حالا قضیه شما اینطور به کشمیری مرتبط میشود که شما لباس پیغمبر به تن کردید تا از برخی اتهامات و ابهامات در امان باشید، آقای خاتمی شما یک روحانی نما هستید! امیدوارم دادگاه ویژه روحانیت با شما برخورد شدیدی بکند و لباس پیغمبر و نماد آخوند بودن را از تن بی کفایت شما بیرون بیاورد و یک دست کت شلوار هاکوپیان به شما هدیه بدهد! همین! پی نوشت: نطق انقلابی آقا حمید رسایی در مجلس شورای اسلامی / نکته ی عکسی / همکاری خاتمی با آمریکا و اسرائیل / شرحی بر کودتا مخملی یا براندازی نظام ادامه مطلب
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/04/31
ساعت : 16:32
| |
خانواده محترم امام و در رأس آن جناب آقا سیدحسن خمینی به شما عرض میکنم که، رهبری نظام حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(حفظه الله)، علما، فقها، بزرگان، و مردم شریف ایران این انتخابات را تأیید کردند به همدیگر تبریک گفتند به رئیس جمهور منتخب تبریک گفتند جای سئوال است که شما چرا ساکت نشستید، آیا شما با دشمنان همنوا شدید؟ آیا شما با کسانی همنوا شدید که کمر امام را شکستند؟ و آیا شما با کسانی همنوا شدید که جام زهر را به امام نوشاندند؟ ...، پیشنهاد میکنم یکبار دیگر صحیفه خوانی کنید، پیشنهاد میکنم یکبار دیگر "ولایت فقیه از دیدگاه حضرت روح الله خمینی(قدس سره)" را بخوانید. و بیش از این اذهان عمومی را منتظر نگه ندارید، به عنوان یک جوان عاشق امام از شما میخواهم هرچه زودتر به ملت تبریک بگویید و کمر نوای گرم استکبار را بشکنید و خواهشاً به فکر به منش و به رفتار امام برگردید./. یا علی
همین نوشته در "قلم پرس"
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/04/21
ساعت : 18:7
| |
قبل نوشت:نوشته قبلی که در مورد آقا رفیقدوست نوشتم خیلی ناباورانه پاک شد،دارم مطلبی آماده میکنم که تا ساعاتی دیگر در اینجا خواهید دید،پیشاپیش از شما خوانندگان محترم عذرخواهی میکنم.
التماس دعا
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/04/06
ساعت : 19:47
| |
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/03/31
ساعت : 17:33
| |
قبل نوشت: از طرف دوست خوبم جناب آقای مهدی نیکخواه به موج خود جوش بازی وبلاگی دعوت شدم، متأسفانه به علت ذیق وقت موفق نشدم که خودم مطلبی در این باره بنویسم،به همین دلیل تحلیل جالبی که جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در جزوه ای انتشار داده بود را اینجا می آورم. 1) مقدمه:
الف ـ گفتمان خدمت و فرهنگ خدمترساني ب ـ مردممحوري 3) به لحاظ عملكرد 4) تحليل شرايط بينالمللي و داخلي 5) مقبوليت 8) مخالفت گسترده دشمنان 9) طرح تشكيل «دولتوحدتملي» به عنوان طرح جايگزين، اشكالات اساسي و جدي داشت 10) ديدگاه رهبري در مورد دولت 11) گفتگو با ديگران 12) گفتگو با دكتر احمدينژاد 14) طراحي 16 اصل 15) سخن پاياني: 16) دو تذكر مهم: منبع جزوه تحلیلی جمعیت ایثارگران
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/03/13
ساعت : 13:28
| |
قبل نوشت: این مطلب را سابقا نوشته بودم، اما بنا بر اظهارات جدید جناب کروبی و برادر میرحسین موسوی باید دوباره این پرونده را با دوستان عزیز بازخوانی کنیم، گرچه کمی دیر شده است ولی خواندنش دور از لطف نیست! http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1851679: كروبي http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1827007: ميرحسين موسوي
میدونید اگه پول نفت سر سفره مردم بیاد، به هرکس ماهیانه چقدر میرسه؟
داشتم از سفر برمی گشتم که یک دوست دانشجویی کنار بنده نشسته بود و صحبتهای مختلفی شد که بحث به اینجا رسید که ایشون پرسید: اینکه دولت وعده داده بود پول نفت را سر سفره مردم میآره، پس کی این وعده عملی میشه؟ شاید هم دروغ بوده؟
من ازش پرسیدم: فکر میکنی اگه دولت، کل درآمد حاصل از فروش نفت رو جیرینگی به حساب تک تک مردم ایران واریز کنه، ماهیانه چه مبلغی میشه؟ یعنی هر کس ماهیانه چند تومن گیرش میآد؟
ولی واقعیت کمی تا قسمتی با مبالغ بالا تفاوت داره که الان با اعداد و ارقام به عرض شما میرسه.
اگر ملاک درآمد نفتی کشور را میزان صادرات پارسال –یعنی سال ۱۳۸۶- در نظر بگیریم که درآمد نفت در طول تاریخ ایران بالاترین مبلغ را داشته و بیشترین درآمد را در طول این سالها نصیب کشور کرده، میشود رقم بیسابقه حدود 50.000.000.000$ (نمیخواد صفرهاشو بشمارین، میشه 50 میلیارد دلار) حالا اگه این رقم رو تقسیم بر 12 بکنین که برای هر ماه میشود حدود 4.167.000.000 دلار برای تمام مردم ایران. بعد عدد بدست آمده را تقسیم بر جمعیت مردم ایران بکنید(اگر جمعیت را حداکثر 70 میلیون نفر درنظر بگیریم) میشود حدود 59.5 دلار در هر ماه برای هر ایرانی. حالا اگه دلار رو 920 تومان درنظر بگیریم میشود ماهیانه 54740 تومان برای تک تک ایرانیها. حالا بماند که ما هیچیک از هزینه های استخراج، پالایش و حمل و نقل رو کم نکردیم. یعنی باید خودتون هزینه های مذکور را پرداخت کنید و از این به بعد هم هیچ جنس کوپنی و یارانه ای (مثل شیر و نان و بنزین و ...) وجود ندارد چون دولت دیگه پول نفتی نداره که بخواد از اینکارها بکنه یعنی باید یک نان لواش رو دونه ای 70-80 تومان و یک لیتر بنزین رو حدود 800-900 تومان بخرید و تازه کارمندهای محترم دولت هم چون پول نفت رو نقدا دریافت میکنند دیگه از حقوق و مزایا خبری نیست. خلاصه تصور کنید که با این پول ناچیز بخواهید در یک شهر بدون یارانه و حقوق و ... زندگی کنید .
باز اگه مایلید به احمدی نژاد بگم پول نفت رو بده خدمتتون؟ نویسنده:محمد آل حبیب به تاریخ ۱۹/مهر/۱۳۸۶
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/02/26
ساعت : 1:35
| |
گروهی از مسئولین دستگاه های اجرائی دولت های آقایان میرحسین موسوی،هاشمی رفسنجانی و خاتمی که با نگاهی گذار به سوابق سیاسی و اجرائی عناصر این گروه نشان می دهد عمل گرائی صرف و کم توجهی به امور و اصول انقلاب و عدم حساسیت نسبت به مسائل اعتقادی وجه مشترک آنان از آغاز تاکنون بوده است.ضمن آنکه ایشان هیچ گاه از دغدغه قدرت و بقا در پست های کلیدی فارغ نبوده اند. برخورداری از روحیه کاسبکاری،معامله گری و تکیه بر این روحیه ضد ارزشی، همواره از آنان چهره ای غیرقابل اعتماد برای اصحاب انقلاب و یاران حضرت روح الله (صرفنظر از نوع گرایش های سیاسی) ترسیم کرده است.
1- در انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری برای ائتلاف با جامعه روحانیت مبارز و آقای ناطق نوری به چانه زنی بر سر نحوه تقسیم پستهای کلیدی کابینه آتی پرداخته و پس از ناامیدی پذیرش پیشنهادهایشان توسط جامعه روحانیت به سمت کاندیدای رقیب ناطق نوری، یعنی سیدمحمد خاتمی متمایل شده، و با گروه های حامی ایشان مذاکره و در نتیجه ائتلاف نمودند. نیاز به توضیح نیست که میان سیاست های اعلامی از سوی ناطق نوری و سیاست ها و خط مشی اعلام شده از طرف خاتمی تفاوت از کجا به کجا بود!!!؛ 2-وارد کردن بدعت معامله گری و چانه زنی از بالا و فشار از پائیین بر سر تقسیم قدرت و ... از دستاوردها و ابداعاتی است که در آستانه سومین دهه انقلاب و پس از سپری شدن بیست سال از انقلاب اسلامی که شالوده آن براساس ارزشمداری و مبانی اعتقادی استوار است توسط این گروه به فرهنگ سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی ما تزریق شده است. مثال، همانگونه که رئیس ستاد انتخاباتی آقای کروبی و شهردار سابق تهران با ابداعات جدیدش که یکی از آنها "قانون فروشی" است، تمامی حریم های قانونی را میدان تاخت و تاز و دستخوش تجاوز و تعدی خود و عوامل شهرداری نمود.از سوی دیگر با رویکرد و مروری بر نحوه عملکرد عناصر اصلی این گروه در مصادر اجرائی که متصدی آن بوده اند به وضوح نشان می دهد که بسیاری از نابسامانی های فعلی کشور در عرصه اقتصاد،فرهنگ و ... را می بایستی معلول سوءِ عملکرد و ناتوانی ایشان در اداره مسئولیت های خود دانست. مثال ها؛ 1-مرحوم آقای نوربخش در هر سه کابینه گذشته یعنی کابینه میرحسین موسوی،علی اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی متصدی کلیدی ترین سمت اقتصادی بوده است. در طی 15 سال شکست سیاستهای اقتصادی آن دوران، ایشان و همفکرانش به این نتیجه رسیده بودند برای هموار کردن راه ارتباط با آمریکا، باید راه به بن بست کشاندن اقتصاد کشور را برگزینند. 2-عملکرد آقا نجفی به عنوان وزیر آموزش و پرورش در دولت هاشمی رفسنجانی نیز حیرت انگیز و تأسف بار است. طبقاتی کردن و به هم ریختن سیستم آموزشی کشور و حذف نیروهای ارزشی و نابود کردن بنیادهای امور تربیتی در مدارس از دستاورده های عملکرد او بود. ایشان در دوران آقای خاتمی رئیس سازمان برنامه و بودجه بودند که از کمترین بضاعت دانش برنامه ریزی و علم اقتصاد بی بهره بودند. 3-عملکرد آقای محمد هاشمی برادر آقای علی اکبر هاشمی رفسنجانی در صدا و سیما را نیز قدیمی های ما به خوبی به یاد دارند و از افتضاحات آن دوران نیز برای ما تعریف کرده اند، حتی نامه های محرمانه و عمومی حضرت امام (ره) به ایشان در مورد عملکردشان زبان زد عام و خاص است، یکی از نامه های حضرت روح الله به وی در مورد فیلم ژاپنی اوشین بود که متن آن در صیحفه موجود است. 4-عملکرد مفتضحانه وزیر ارشاد خاتمی در سمتش، فضای لجام گسیخته مطبوعات معاند و مبانی نظام و انقلاب و اسلام را به بار آورد و روشنتر از آن است که نیازی به توضیح بیشتری باشد. 5-شهردار متخلف آن دوران، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، کرباسچی را هم بیاد دارید که درصد ناچیزی از تخلفات گسترده مالی و قانونی نامبرده را در جریان محاکمه عوامل شهرداری مشاهده کردید، ( ... البته دفاعیات آقای هاشمی و یاران از او بسیار خواندنی و تأسف برانگیز است) و البته رسوایی پناهندگی عناصر اصلی و برخی معاونان او که به کشورهای بیگانه پناهنده شدند به اثبات وابستگی آنان و هرچه روشنتر شدن ماهیت ضد ارزشی این گونه به ظاهر داخل نظام است که باید از این بابت از آنها قدردانی کرد! 6-توسعه و ناهنجاری های فرهنگی بیگانه، مبارزه با حجاب،ترویج اباحه گری، اختلاط زن و مرد و تبلیغ و تحریک زن گرایی افراطی توسط خانم فائزه هاشمی به عنوان غیر سیاسی ترین و سطحی ترین عنصر کارگزاران با تکیه بر روابط خانوادگی خاندان هاشمی، همصدایی با مطرودین سیاسی (نهضت آزادی و ...) همه و همه بیانگر نوع رویکرد و مشغله ذهنی آنهاست. در سیاست خارجی نیز تصریحات و اشاره های روشن این گروه به سمت وابستگی به اردوگاه استکبار و در رأس همه آمریکای جایتکار است، و همانطور که گفته شد در عملکرد سابق و فعلی آنها نیز این یقین وجود دارد که بحران زایی و مسأله سازی عمدی برای به بن بست کشیدن نظام و القای ضرورت ایجاد رابطه با آمریکا برای حل مشکلات مملکت در کار است.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/02/01
ساعت : 16:16
| |
اقتصاد مرسوم : دو تا گاو ماده دارین... یکیش رو می فروشین و یه گاو نر می خرین...به تعداد گاوهای گله شما افزوده میشه و اقتصاد رشد می کنه...پول براتون همینطور سرازیر میشه و می تونین به بازنشستگی و استراحت بپردازین ... اقتصاد هندی : دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو می پرستین و عبادت می کنین ! اقتصاد پاکستانی : هیچ گاوی ندارین ... ادعا می کنین که گاوهای هندی مال شما هستن ... از آمریکا طلب کمک مالی می کنین ... از چین طلب کمک نظامی می کنین ... از انگلیس هواپیماهای جنگی ... از ایتالیا توپ و تانک ... از آلمان تکنولوژی ... از فرانسه زیر دریایی ... از سوییس وام بانکی ... از روسیه دارو ... و از ژاپن تجهیزات ... با تمام این امکانات گاوها رو می خرین و بعد ادعا می کنین که توسط جهان مورد استثمار قرار گرفتین !! اقتصاد آمریکایی : دو تا گاو ماده دارین ... یکیش رو می فروشین و دومی رو تحت فشار مجبور می کنین که به اندازه ء ۴ تا گاو شیر تولید کنه ... وقتی گاوتون افتاد و مرد اظهار تعجب و شگفتی می کنین ... تقصیر رو گردن یه کشور گاودار میندازین و بعد طبیعتا اون کشور یه خطر بزرگ برای بشریت به حساب میاد ... یه جنگ برای نجات جهان به راه میندازین و گاوها رو به چنگ میارین ! اقتصاد فرانسوی : دو تا گاو ماده دارین ... دست به اعتصاب می زنین چون می خواین سه تا گاو داشته باشین! اقتصاد آلمانی : دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو تحت مهندسی ژنتیک قرار میدین ... بعد گاوهاتون ۱۰۰ سال عمر می کنن و ماهی یه وعده غذا می خورن و خودشون شیرشون رو می دوشن ! اقتصاد انگلیسی : دو تا گاو ماده دارین ... که هر دو تاشون گاو دیوونه هستن! ﴿جنون گاوی دارن ! ﴾ اقتصاد ایتالیایی : دو تا گاو ماده دارین ... نمی دونین که اونها کجا هستن ... پس بیخیال میشین و میرین سراغ ناهار و شراب و استراحتتون ! اقتصاد سوئیسی : ۵۰۰۰تا گاو ماده دارین ... هیچکدومشون مال خودتون نیستن ... از کشورهای دیگه پول می گیرین که دارین گاوهاشون رو نگه می دارین ! اقتصاد ژاپنی : دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو از نو طراحی ژنتیکی می کنین ... هیکل گاوهاتون یک دهم اندازه ء طبیعی میشه و ۲۰ برابر معمول هم شیر تولید می کنن ... بعد شونصد تا کارتون و عکس برگردون و آدامس با شخصیت گاوهاتون با چشمهای درشت می سازین و اسمش رو میذارین Cowkemon و توی تمام جهان پخش می کنین و می فروشین ! اقتصاد روسی : دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو می شمرین و متوجه میشین که ۵ تا گاو دارین ... اونها رو دوباره می شمرین و می فهمین که ۴۲ تا گاو دارین ... اونها رو دوباره می شمرین و متوجه میشین که ۱۷ تا گاو دارین ... یه بطری ودکای دیگه باز می کنین و به خوردن و شمردن ادامه میدین ! اقتصاد چینی : دو تا گاو ماده دارین ... ۳۰۰ نفر آدم دارین که گاوها رو می دوشن ... بعد ادعا می کنین که سیستم استخدامی و شغلی کاملی دارین و تولیدات گاویتون در سطح بالایی قرار داره و هر کس رو هم که آمار واقعی رو بیان کنه بازداشت می کنین ! اقتصاد ایرانی : دو تا گاو ماده دارین که هر دو تاشون از باباتون به ارث رسیده ... یکیش رو دولت بابت عوارض و مالیات و خمس و زکات و سهم صدا و سیما و سهم بنیاد های مختلف و غیره ضبط می کنه ... دومی رو هم قربونی می کنین و نذر قبولی توی دانشگاه و ازدواج موفق و شغل خوب و بدن سالم و عقل درست و حسابی و ............ . . و غیره می کنین! ... و اقتصاد کماکان فلج می مونه!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1387/09/03
ساعت : 20:42
| |
|
||||