|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
■ چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم خانه اش ویران باد من اگر ما نشوم تنهایم تو اگر ما نشوی خویشتنی ( ان شاءالله با توکل به خدا و تلاش های مستمر جهت روشن شدن افکار عمومی داغ رئیس جمهور شدن را بر دل قالیباف خواهیم گذاشت )
■ قالیباف در حوادث بعد از انتخابات بطور نامحسوس نقش موثری در آشوب های خیابانی داشت که به چند تای آن اشاره می کنم { جمع آوری زباله طبق اعلام رسمی شهرداری تهران ساعت 21 است که در موقع آشوب ها با 4 ساعت تاخیر جمع آوری می شده است – دستور به پیمانکاران مترو جهت استفاده از کارگران جهت سنگ پرانی – تامین سنگ آشوبگران – مامور کردن شهریاران جوان برای شعار نویسی در دیوار و کیوسک های تلفن و ... } ■ + دعای همیشگی ما؛ خدایا داغ ریاست جمهوری قالیباف را بر دلش بگذار ! + ان شاءالله از این پس در باب این موجود بیشتر خواهم نوشت !
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/09/13
ساعت : 17:55
| |
اظهارات و توصیه های هفته گذشته علی مطهری در خصوص فراهم ساختن شرایط برای ازدواج موقت دبیرستانی ها با انتقاد گسترده کارشناسان و صاحب نظران این حوزه مواجه شد .
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/09/09
ساعت : 10:2
| |
■ یک تکه از آسمان را خوب حفظ کردیم که وقتی تو نبودی بتوانیم از حفظ بخوانیم این برای آن روزها کافی بود. وقتی فرستاده ات تو را مي گويد: «وَتَجْبُرُ الْکَسیرَ» و بعدترَک می خواهد دعایش را برطرف کنی،
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : پنجشنبه 1388/09/05
ساعت : 13:37
| |
" دو هفته پيش شهيد كاظمى پيش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: يكى اينكه دعا كنيد من روسفيد بشوم، دوم اينكه دعا كنيد من شهيد بشوم. گفتم شماها واقعاً حيف است بميريد؛ شماها كه اين روزگارهاى مهم را گذرانديد، نبايد بميريد؛ شماها همهتان بايد شهيد شويد؛ وليكن حالا زود است و هنوز كشور و نظام به شما احتياج دارد. بعد گفتم آن روزى كه خبر شهادت صياد را به من دادند، من گفتم صياد، شايستهى شهادت بود؛ حقش بود؛ حيف بود صياد بميرد. وقتى اين جمله را گفتم، چشمهاى شهيد كاظمى پُرِ اشك شد، گفت: انشاءاللَّه خبر من را هم بهتان بدهند! فاصلهى بين مرگ و زندگى، فاصلهى بسيار كوتاهى است؛ يك لحظه است. ما سرگرم زندگى هستيم و غافليم از حركتى كه همه به سمت لقاءاللَّه دارند. همه خدا را ملاقات مىكنند؛ هر كسى يك طور؛ بعضىها واقعاً روسفيد خدا را ملاقات مىكنند، كه احمد كاظمى و اين برادران حتماً از اين قبيل بودند؛ اينها زحمت كشيده بودند. ما بايد سعىمان اين باشد كه روسفيد خدا را ملاقات كنيم؛ چون از حالا تا يك لحظهى ديگر، اصلاً نمىدانيم كه ما از اين مرز عبور خواهيم كرد يا نه؛ احتمال دارد همين يك ساعت ديگر يا يك روز ديگر نوبتِ به ما برسد كه از اين مرز عبور كنيم. از خدا بخواهيم كه مرگ ما مرگى باشد كه خود آن مرگ هم انشاءاللَّه مايهى روسفيدى ما باشد. انشاءاللَّه خدا شماها را حفظ كند. " بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در مراسم تشييع پيكرهاى فرماندهان سپاه 21/10/1384
+ ۱- http://hajahmadkazemi.blogfa.com 2- http://www.shahidkazemi.ir/default.aspx ■ ســــــــوم: دلـــــم واست تنـگ شـده سـ !
■ چهارمین سالگرد شهادت حاج احمد کاظمی و یاران: 4 آذر ساعت 18:30 ، تالار وزارت کشور
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/09/02
ساعت : 18:55
| |
همه ی آنها بعد ها مجلس نشین شدند و همان ها نمک خوردند و نمکدان شکستند. ان شاءالله همه ی ما عاقبت به خیر شویم. + کردان رستگار شد ... (وبلاگ بسیج جهانی)
*** اناالله واناالیه راجعون با نهایت تاسف و تالم دقایقی پیش با خبر شدم که حاج علی کردان وزیر اسبق کشور دار فانی را وداع گفتند، اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده معظم ایشان مخصوصا آقا مرتضی کردان، برای آقای کردان طلب آمرزش و مغفرت از درگاه خدای متعال را مسئلت می نمایم.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/09/01
ساعت : 14:29
| |
دیشب آرشیو نوشته های علیرضا را میخواندم، تازگی ها از درد خیلی چیزها حرفهایش را میخورد و رازش را ناخواسته و از سر فشار بعضی از مسائل برای اهل دل بازگو می کند (تا بحال سه نفر) ... البته قول داده است که دیگر جایی از رازش حرفی به میان نیاورد ... او دقیقا در این مواقع دوست داشتنی می شود ولی حیف که اهل فریاد نیست تا دادی بزند ... یکی از نوشته هایی که سابقا در این وبلاگ نوشته بود را دوباره اینجا میگذارم تا ایام نفسی بکشد ...!
آقای پدر سلام؛ امیدوارم حال شما خوب باشد و از کارهای بد من نارحت نباشید.(خودم میدانم که مامان منصوره همیشه چغلیم را میکند)دیروز خانم معلممان گفت:علیرضا گریه نکن بابایت بر میگردد.ولی آخر من که برای شما گریه نمیکردم،همه اش تقصیر سید محمد است.هسته های آلبالو خشکه اش را فوت میکند به من،دفتر مشقم را هم کثیف کرد،از همه بدتر آلبالو خشکه ها بود که لو رفتند،فردا قرار است خانوم ناظم بازرس بفرستد جهت تفحص،خدا کند که بفرستندمان شورای امنیت،به هر حال انشاءالله بیایید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ اگر خانم ناظم نفرین هم میکرد آلبالوها را پیدا نمیکرد.دیروز همه اش را با سیدمحمد خوردیم.حتی هسته هایش را،شما نگران نباشید.مامان منصوره هم خوب است،سلام میرساند و میگوید کی مرخصی میگیرید بیایید،عملیات که تمام شدحداقل نامه بدهید 20 تومان هم در پاکت میگذارم تا تمبر و کاغذ بخرید.پول تو جیبی هایم است که جمع کرده ام،نگران نباشید از کیف مامان برنداشتم. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ امیدوارم حال شما خوب باشد،دیروز خانم معلممان گفت:علیرضا گریه نکن،باز سید محمد هسته ای شده؟ولی من کاری به هسته های آلبالو خشکه نداشتم من برای شما گریه میکردم،اگر شما می آمدید خانم ناظم و خانم مدیر از شما میترسیدند و مرا الکی دعوا نمیکردند.اصلا مگر سعید پسر خانم ترابی که ناظم است آلبالو خشکه نمیخورد،من دیدم که آلبالو خشکه خورد آن هم چهارتا،تازه هسته هایش را هم انداخت تو جیبش تا هیچ کس نبیند.پس کی میایید؟ پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ حال شما خوب است خدا را شکر،فردا امتحان املاء داریم،مامان نمیتواند برای من املا بگوید چون آنقدر خیاطی میکند که با چشمهایش نمیتواند نوشته ها را درست بخواند،دلم میخواست یک املا هم شما برای من مگفتید.ماجرای آلبالوها و هسته هایش را هم فراموش کنید.این صدام نمیخواهد برود تا شما بیایید.بابای همه بچه ها آمده اند فقط شما نیامده اید،پس کی میایید؟ پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ اگر نمیخواهید جواب نامه هایم را بدهید،اقلش 20 تومان پولم را پس بدهید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ خانم معلممان هم دیروز با من گریه کرد.او همیشه میگوید نگران نباش بابایت می آید.خیلی کیف داشت تا حالا گریه اش را ندیده بودم. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ از امروز دیگر برایم مهم نیست که جواب نامه هایم را ندهید.20 تومان هم مال خودتان،از کیف مامان برداشتم فقط کاشکی یادتان باشد علیرضایی هست که پسرتان است،مامان میگوید دیگر بزرگ شده ای تو هم باید بروی جنگ،ولی اگر من بیایم پیش شما مامان خیلی تنها میشود. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ شما در جنگ تلویزیون ندارید؟خانم معلم میگفت ندارید،خیلی حیف است که کارتون پلنگ صورتی را نمیبینید،مقش هایم را هم نوشته ام و تلویزیون میبینم نگران نباشید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ خانم معلم این دفعه گریه نکرد،گفت گریه هایم الکی است باید مقش هایم را مینوشتم نه اینکه پلنگ صورتی ببینم.مامان هم تلویزیون را خاموش کرده،خوش به حالتان که تلویزیون ندارید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ دیگر حتما باید بیایید،تلویزیون نشان داد که صدام را گرفته بودند تازه کلی ریش داشت اگر نیایید حتما ... اصلا یادم نبود که شما تلویزیون ندارید.به هر حال دیگر باید بیایید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ لابد مامان دارد کور میشود املا که برایم میخواند همین طور غلط غلوط میخواند،وسطش هم گریه میکرد.لابد برای چشمهایش،این درس شهید هم چقدر سخت است.کاش خودت برایم میخواندی. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ خیلی بدی چرا دیشب که آمده بودی توی خواب مامان منصوره توی خواب من نیامدی؟مگر من پسرتون نبودم؟مامان منصوره میگفت:هر وقت او بیاید تو هم میایی جنگ اصلی هنوز نیامده! پسرتان علیرضا بابا سلام؛ خانم معلم امروز هم گریه کرد.همه بچه ها هم گریه شان در آمد،خانم معلم گفت:مطمئن باشید او می آید کاش او بیاید. پسرتان علیرضا التماس دعا
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/08/22
ساعت : 1:54
| |
ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا هستیم. ننشینید باز جایی را آتش بزنند. اینها مرگ بر شوروی را مطرح می کنند تا آمریکا فراموش شود.
حضرت روح الله خمینی صحیفه امام - جلد 15 - صفحه 29 ادامه مطلب
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/08/13
ساعت : 18:6
| |
کسانی که الفبای دیپلماسی و سیاست جهانی را نمی دانند و بی خاصیت هستند، رسانه هایی که معلوم نیست از آخور چه کسانی ارتزاق می کنند ندانسته و نسنجیده بر مشایی و دولت احمدی نژاد تاختند، آنها نمی دانستند که معادلات از چه قرار است.
عقل من و آن چیزی که با ما با دوستان به نتیجه رسیدیم و در مورد آن تحقیق کردیم این است: " زمانی که دکتر احمدی نژاد با نطق های انقلابی خود جامعه جهانی را مجبور به سئوال از اسرائیل غاصب کرد، موضوع هلوکاست که اروپا را در نوردید و سایر موارد دیگر ... اینها داشت موجبات اتحاد داخلی اسرائیل را فراهم می آورد، این اتحاد باعث می شد تا لابی های گسترده همه ی سران این رژیم غاصب و غرب بر علیه نظام ایران تداعی و طراحی شود، اما مشایی خود را قربانی کرد تا معادلات بهم بریزد او سخنی را گفت که در آن برهه لازمیت خاص خودش را داشت اما هنوز که هنوز است مشایی زیر سئوال است به جرم این که قربانی بعضی از معادلات می شود "
+ ضمناً اینجانب حاضر به پاسخگویی در مورد هرگونه سئوال و شبهه در مورد شخصیت مهندس مشایی می باشم.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/08/08
ساعت : 15:6
| |
اپیزود قبل از آخر – میم مثل ملاهادی! هادی غفاری (بحث در مورد ایشون مفصله) بعد از انتخابات در یک سخنرانی با حضور مهدی کروبی، "با توهین به نظام و رهبری (به توصیه دوست خوب و عزیزم "پیام فضلی نژاد عزیز" این قسمت ۸ خطی حذف شد) "
هادی غفاری تنها چند روز بعد از این ماجرا با حضور در درس اخلاق (!!) آیت الله منتظری، به اتاق ملاقات های وی می رود تا دیداری خصوصی با آیت الله داشته باشد!( برای درک بهتر اخلاق سیاسی ملا هادی نیز اپیزود وسط را مورد تفحص قرار دهید!) نکته جالب اینجاست برخی رسانه های منتقد نظام سالهای سال هادی غفاری را به واسطه اعمالی چون شایعه سیلی زدن به بازرگان ، کتک زدن و فحاشی به نمایندگان حامی نهضت آزادی در مجلس ، معمای قتل هویدا و... وی را ملاهادی غفاری خطاب می کردند اما بعد از این ماجرا وی در یک حرکت کاملا حرفه ای توسط همین رسانه ها به مقام آیت اللهی ارتقا یافت! اپیزود آخر - نمایشگاه مطبوعات با طعم هفت تیر عصر دیروز خبر حضور کروبی به نمایشگاه مطبوعات در خبرگزاری ها و سایتهای خبری منتشر می شود :" پس از ورود غیر منتظره کروبی به نمایشگاه عده ای با در دست داشتن بادکنکهای سبز به سر دادن شعار می پردازند که واکنش عده ای دیگری از مخالفان وی را به همراه دارد.همراهان کروبی که در حدود 50 نفر بوده و شعارهایی نظیر مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر روسیه، یا حسین میرحسین سر می دهند که این مساله باعث حضور تعداد زیادی از مردم در اطراف آنها می شود!از سوی دیگر جمعی از مخالفان کروبی با حلقه زدن دور وی با سردادن شعارهایی چون مرگ بر منافق، منافق برو بیرون و مرگ بر ضد ولایت فقیه به استقبال وی می روند."
تا اینجای کار مشکلی نیست و یک برخورد کاملا قابل پیش بینی رخ داده است اما ماجرا به اینجا ختم نمی شود. بعد از جمع شدن جمعیت و افزایش تنشها و هجوم مردم محافظان آقای کروبی با درآوردن اسلحه کمری و شلیک هوایی و استفاده از شوکرهای برقی مجهز به گاز اشک آور سعی در متفرق کردن مردم و به در بردن شیخ از مهلکه می کنند که این اقدام باعث تحریک بیشتر مخالفین و پرتاب لنگ کفش و برداشتن عمامه شیخ می شود! و تنها در چند دقیقه هم نمایشگاه مطبوعات برای اولین بار طعم هفت تیر کشی را در خود تجربه می کند و هم شیخ مهدی کروبی برای اولین بار طعم لنگ کفش را بر خود! اپیزود وسط – تاریخچه اولین لنگ کفش سیاسی در ایران در سال 62 و چند ماه مانده به انتخابات نهضت آزادی، خواهان آزادی انتخابات شده و پیشاپیش از احتمال ابطال و مردود بودن آن سخن می گوید. قرار بر این می شود که سمیناری با عنوان "سمینار تأمین آزادی انتخابات" در دفتر نهضت برگزار شود. حرف و حدیث ها در خصوص غیرقانونی بودن این سمینار بالا می گیرد، هاشمی رفسنجانی چندی بعد در گردهمایی سفرا و کارداران جمهوری اسلامی تصریح می کند: «نام این سمینار هم مفهوم مخالفت دارد؛ یعنی آزادی نیست و ما می خواهیم آن را تأمین کنیم.» بهرحال مراسم چون مجوز قانونی ندارد لغو می شود جمعه همان هفته و در روز برگزاری برنامه، روزی که ابراهیم یزدی، صباغیان و توسلی سخنرانان اصلی سمینار در ساختمان نهضت حضور می یابند تا به قول خودشان مردم را از لغو شدن برنامه مطلع کنند. پلاکاردی از دیوار نهضت آویزان می شود که بر روی آن نوشته شده است:« با کمال تأسف به علت عدم موافقت وزارت کشور سمینار تأمین آزادی انتخابات برگزار نمی شود. نهضت آزادی ایران»جمعیتی در مخالفت با نهضت آزادی گرداگرد ساختمان نهضت حلقه می زنند و در نهایت هجوم به ساختمان کلید می خورد. سخنرانان برنامه ملغی، مضروب می شوند و برخی اسناد و مدارک و پرونده های نهضت از پنجره ها سرازیر خیابان می شود.ماجرا البته به همین جا هم ختم نمی شود. صباغیان که برای تشریح واقعه به عنوان سخنران پیش از دستور پشت تریبون مجلس قرار گرفته مورد هجمه برخی نمایندگان قرار می گیرد. صباغیان درگیری ها را این گونه تشریح می کند: «مشت محکمی از طرف آقای اسدی نیا به گردنم خورد و بقیه نمایندگان نامبرده روی سرم ریختند و مشت و لگد بود که نثارم می شد... دیدم آقای معینفر بر روی زمین افتاده بود؛ صورتش ورم کرده و آثار ضرب زیادی در پای چشمش دیده می شد و آقای هادی غفاری فحش های بسیار رکیک و زننده و ناموسی نثار ما می کرد. بالاخره با دخالت آقایان انصاری راد، احمد ناطق نوری، زائری، عزت الله سحابی از حمله نمایندگان که عبارت از آقایان اسدی نیا، عابدین زاده، هادی غفاری، الله بهداشتی، عزت الله دهقان و... بود، جلوگیری نموده و آقای معینفر و مرا از مجلس بیرون بردند. در همین موقع که از سالن مجلس خارج می شدیم، کسی از پشت سر با کف دست محکم به سرم کوبید؛ برگشتم دیدم آقای هادی غفاری است...» معینفر داستان حملات هادی غفاری را این گونه واگویه می کند: «حضار جلسه ملاحظه کردند که حدود 10 نفر از نمایندگان محترم بر سر آقای صباغیان ریختند و با ضربات مشت و لگد ما را مضروب و مصدوم کردند. خصوصاً حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای هادی غفاری با خارج ساختن کفش از پای خود و کوفتن های مرتب بر سر و صورت و بدن اینجانب گوی سبقت را از دیگران ربودند. ایشان همچنین فحش های عرضی و ناموسی زن، مادر و خواهر نثار من کردند که مستوجب حد است.» و این داستان البته در شعر مرحوم فخر الدین حجازی هم آمده است: «معینفر مقاوم چو پیلان مست/ به این سوی و آن سوی می برد دست/ که ناگاه غفاری خشمگین/ برآورد دستانش از آستین/ بزد مشت بر کله چاق تن/ که خون از سرش گشت فواره زن» اپیزود بعد از اول – معمای یک قتل و پرتقال فروشی که پیدا نشد! پیرامون قتل هویدا حرف و حدیث های زیادی وجود دارد. عباس میلانی در فصل آخر کتاب خود( معمای هویدا) هادی غفاری را عامل قتل هویدا معرفی می کند و ماجرا را اینگونه شرح می دهد:" امیر عباس هویدا مانند دیگر مسئولان رژیم پیشین اعدام نشد بلکه یکی از کسانی که از پشت سرش میآمد، دو تیر به گردن او زد که حجت الاسلام هادی غفاری بود. هویدا را از طریق یک راهرو به سوی حیاط زندان هدایت میکردند. در عکسهایی که از لحظات آخر زندگی هویدا در دست است حجت الاسلام هادی غفاری در فاصله کمی از او دیده میشود. هادی غفاری که در طول دادگاه در کنار هویدا نشسته بود و خیره نگاهش میکرد، همراه خلخالی و گروه کوچکی از پاسداران و روحانیون پشت سر هویدا گام میزد. به محض آنکه پای هویدا به حیاط رسید، هادی غفاری از پشت سرش آمد هفتتیری به دست گرفت و گلوی هویدا را نشانه رفت و دو تیر خالی کرد. هویدا به زمین افتاد. خون از رگ گردنش فواره میزد. هادی غفاری میخواست او را به مرگی تدریجی و پر عذاب بکشد. هویدا که میدانست زخمی مهلک برداشته، از شخصی به نام کریمی در صف همراهان خلخالی خواست که جانش را بستاند. کریمی هم ظاهراً از سر لطف تیر خلاص را به جمجمه هویدا زد."
در مورد چگونگی اعدام امیر عباس هویدا، ابراهیم یزدی در نواری که روی شبکه اینترنت پخش شده است میگوید که هویدا پیش از صدور حکم اعدام به قتل رسیده بود. ابراهیم یزدی البته بنا به دلایلی(!) نام روحانی شلیک کننده را نمی برد اما ماجرا را اینگونه شرح می دهد: «زمانی که محاکمه مرحوم هویدا در زندان قصر شروع شد و میخواست بگوید در دوران ۱۴ ساله زمامداری نخست وزیری شاه چه اتفاقاتی افتاد و خاطرات خود را بیان کند، پس از این که جلسه دادگاه تنفس داده میشود وهویدا به راهرو میآید، یکی از آقایان روحانی که آنجا بوده و من مایل نیستم اسم ببرم (!)، در راهرو با هفت تیر کمری خود هویدا را میکشد و زمانی به خلخالی خبر میدهند که کار از کار گذشته بوده است. هویدا را میبرند روی صندلی مینشانند و عکس میگیرند و حکم اعدامش را قرائت میکنند و سپس او را اعدام میکنند. ولی در واقع او را قبل از اعدام کشته بودند.» هادی غفاری البته بعدها بدون هیچ توضیحی تنها کسانی را که وی را عامل قتل هویدا معرفی کردند عده ای کاسبکار می خواند! اپیزود اول – سخن آخر امام خمینی(ره) در سوم اسفند سال 67 در نامه ای که به منشور روحانیت مشهور می شود وصف حال برخی روحانیون را اینگونه تقریر می کند: " آنقدر كه اسلام از اين مقدسين روحانى نما ضربه خورده است، از هيچ قشر ديگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلوميت و غربت اميرالمؤمنين- عليه السلام- كه در تاريخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقهها را بيش از اين تلخ نكنم. ولى طلاب جوان بايد بدانند كه پرونده تفكر اين گروه همچنان باز است و شيوه مقدس مآبى و دين فروشى عوض شده است. شكست خوردگان ديروز، سياست بازان امروز شدهاند. آنها كه به خود اجازه ورود در امور سياست را نمىدادند، پشتيبان كسانى شدند كه تا براندازى نظام و كودتا جلو رفته بودند. غائله قم و تبريز با هماهنگى چپيها و سلطنت طلبان و تجزيه طلبان كردستان تنها يك نمونه است كه مىتوانيم ابراز كنيم كه در آن حادثه ناكام شدند ولى دست برنداشتند و از كودتاى نوژه سر در آوردند، باز خدا رسوايشان ساخت." اضافات: - قصد نداشتم زیاده در مورد موضوعات سیاسی روز بنویسم، بعد از ماجرای اهانت هادی غفاری به رهبری خواستم در مورد شخصیت هادی غفاری پستی بنویسم که البته حرف هم برای گفتن کم نبود اما خب بدلایلی این کار رو نکردم، دیروز اما بعد از شنیدن ماجرای اسلحه کشی و تیراندازی هوایی محافظان کروبی در نمایشگاه مطبوعات و استفاده از شوکرهای برقی و.... اونم بعد از اینکه به کروبی تذکر داده شده بود که حضورش ممکنه باعث تشنج بشه دیگه سکوت رو جایز ندونستم! واقعا این حرکته؟! - هفته پیش همین لنگ کفش توسط دوستان سبز به سمت صفار پرتاب شد و امروز همین کفش به سمت کروبی من نه این حرکت رو تایید میکنم و نه اون اما نکته ای که هست و چندان هم غامض نیست اینکه در ماجرای پرتاب لنگ کفش به سمت صفار کسی قبلش برای مخالفین اسلحه نکشیده بود! - خیلی سعی میکردم سیاسی ننویسم ولی نشد! اگه هیچی نگیم مدعی ترین آدمها مجرم ترین آدمها خواهند شد! مگه اینجا تگزاسه آخه ؟! - حسب الامر این پست رو قفل نمی زنیم تا بعضی منتقدین بیان بگن: "اگر دین ندارید آزاده باشید!!" نویسنده: "ارمینه"
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/08/02
ساعت : 18:17
| |
مهندس صادق محصولی وزیر پیشنهادی رفاه و تأمین اجتماعی: مهندس محصولی که از سرداران دفاع مقدس می باشد پیش از این مشاور ارشد رئیس جمهور و وزیر سابق کشور بوده است، وی در دوره تصدی مسئولیت وزیر کشوری از همه ظرفیت های و استعداد های خود استفاده کرد بطوریکه با مدیریت صحیح انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم از خود عملکرد قابل تحسینی به جای گذاشت و مورد ستایش و تمجید بزرگان نظام قرار گرفت. محصولی در حال حاظر با پیشنهاد بزرگان نظام و اصرار بیش از حد رئیس جمهور گزینه پیشنهادی وزارت رفاه و تأمین اجتماعی به مجلس شورای اسلامی است. این وزارتخانه که یکی از حساس ترین وزارتخانه ها محسوب می شود نیازمند یک مدیر کلان نگر در امور اقتصادی و خدمت رسانی می باشد. این دستگاه مهم کشور که یکی از خادمان بزرگ مردم شریف ایران اسلامی محسوب می شود دارای سازمان هایی همچون سازمان بهزیستی، سازمان بیمه خدمات درمانی، سازمان تأمین اجتماعی و سازمان بازنشستگی می باشد، با شناختی که از ظرفیت سازی ها و برنامه ریزی های آقای محصولی در دوران تصدی مسئولیت های پیشین است امیدواریم که از این مسئولیت جدید هم همچون مسئولیت های سابق سربلند بیرون بیایند. ان شاءالله نمایندگان محترم مجلس هم با رأی بالا یک خدمتگزار صادق و توانا را به کابینه دهم اضافه کنند.
ذبیحی دارای مدرک دکترای مهندسی مکانیک کاربردی است وی عضو هیأت علمی دانشکده انرژی دانشگاه صنعت آب و برق میباشد و جزو اولین گروه اساتید مدیریت و بهینه سازی مصرف انرژی در ایران است وی و همکاراناش دورههای متعدد تخصصی مدیریت انرژی، برنامه ریزی انرژی را راه اندازی کردند که در نهایت منجر به ایجاد رسمی رشته دانشگاهی مدیریت انرژی در مقطع کارشناسی ارشد در سال ۱۳۸۰ شد. مدیران ارشد وزارت نیرو از شاگردان وی بودند. دکتر ذبیحی پیش از این عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین، مشاور رئیس جمهور در امور منابع انسانی و رئیس سازمان تامین اجتماعی بوده است.امیدوارم دکتر ذبیحی با رأی بالای نمایندگان مردم شریف در مجلس شورای اسلامی لباس خدمت به مردم را در وزارت نیرو بر تن کند.
حمیدرضا حاجی بابایی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش: حاجی بابایی سابقه نمایندگی مجالس پنجم و ششم و هفتم و هشتم از استان همدان را در کارنامه خود دارد وی سابقاً استاد دانشگاه تربیت معلم بود، شناخت چندان زیادی از وی ندارم اما رسانه های خبری حکایت از آن میکنند که وزارت حاجی بابایی با استانداری برادر دکتر رحیمی معاون اول رئیس جمهور در همدان شبیه به کاسه ای زیر نیم کاسه است!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/07/29
ساعت : 15:19
| |
ما بالاخره نفهميديم هاشمي رفسنجاني خوب است با بد؟ اگر بد است كه كار يكسره كنيد اگر خوب است كه خب بگوئيد كه ما اينقدر با وي دشمني نكنيم، چقدر اين معادلات سياسي حال بهم زن است، من شخصا به سوابق ايشان يك احترام ويژه اي قائلم و در بعضي از موارد هم خب انتقادي وارد هست بحث خانواده محترمشان و دوستانشان يكسري پيچيدگي هاي خاص خودش را دارد، بحث مثلث جام زهر پيچيدگي هاي خاص خودش را دارد، چه كسي جام زهر را به اما نوشاند مباحث خاص خودش را دارد، نامه تهديد آميز به رهبري حرفهاي خاص خودش را دارد. آيا مردم بازيچه اند؟ آيا مردم نفهمند؟ آيا مردم از همه جا بي خبر هستند؟ آيا مالكيت نظام به عده اي خاص بسنده مي شود ؟ و مردم در سرنوشت آن نقشي ندارند؟ چه كساني مي خواستند به رهبري جام زهر بدهند؟ چه كساني رهبري را مظلوم تر از ديروز مي كنند؟ چه كساني خود را طلبكار نظام و ملت مي دانند؟ آيا مسئولين قدر مردم را مي دانند؟ آيا كسي به فكر فقرا هست؟ و هزاران آيا آيا و آيا ... من نميدانم آيا ميشود به سخنان ديروز آقاي عسگري اولادي استناد كرد يا نه ، من نميدانم مي شود به صحبت هاي آقاي جواد لاريجاني استناد كرد يا نه ، من نميدانم ميشود به حرف هاي چند ماه گذشته آقاي قاليباف در جمع ستادهاي انتخاباتي استناد كرد يا نه ؟ و من هيچ نميدانم ...
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/07/27
ساعت : 16:26
| |
صبح امروز چند تن از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یک حمله تروریستی در استان سیستان و بلوچستان به شهادت رسیدند.
در این حمله تعدادی از سران طوایف بلوچ که قرار بود بخشی از امنیت مناطق مختلف سیستان و بلوچستان را بر عهده بگیرند نیز به شهادت رسیدند. امنیت منطقه شرق کشور از چندی قبل به سپاه پاسداران واگذار شده بود. مسئول روابط عمومي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نیز گفت: در اين حادثه علاوه بر سردار سرتيپ پاسدار نور علي شوشتري و سردار سرتيپ پاسدار محمدزاده، مرادي فرمانده سپاه ايرانشهر و علويان فرمانده تيپ اميرالمومنين سپاه سيستان و بلوچستان نيز به شهادت رسيدند. وي افزود: سردار سرتيپ پاسدار شوشتري که جانشين فرمانده نيروي زميني سپاه نيز بود پس از به عهده گرفتن مسئوليت قرارگاه عملياتي سپاه در جنوب شرق کشور در طول پنج ماه گذشته با برگزاري چند جلسه با مردم و سران قبايل و طوايف استان سيستان و بلوچستان، چگونگي تامين امنيت پايدار در شرق کشور را بررسي کرده بود. گفته ميشود فردي حدوداً 21 ساله با منفجر كردن كمربند انتحاري خود در محل درب ورودي سالن تربيت بدني شهر پيشين محل برگزاريهمايش سران طوايف شهرستان سرباز، باعث شهادت جمعي از فرماندهان سپاه و حاضران در اين نشست شده است.
پیش از این نیز تعدادی از پاسداران انقلاب اسلامی در استان سیستان و بلوچستان به دلیل انفجار اتوبوس حامل آنها به درجه رفیع شهادت نایل آمده بودند. سردار محمد زاده ماموریتش را کامل به انجام رساند سردار رجبعلي محمدزاده که در عملیات کربلاي 4 و در حالی که بسياري از بسيجيانش به ديدار معشوق شتافته بودند، سردار شوشتری محل شهادتش را پیش بینی کرده بود در حالی که سرادر نورعلی شوشتری در ابتدای سال 88 مسئولیت تامین امنیت سیستان را برعهده گرفته بود، اسامی شهدای طوایف بلوچ در انفجار امروز برخی + در همین مورد : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807260287 به بهانه پیوند خون شهدای عشایر و سپاه (http://rajanews.com/detail.asp?id=38160) + در باغ شهادت باز باز است ...
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/07/26
ساعت : 15:43
؛ مشخصات حضرت؛ اسم : جعفر لقبها : صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقايق - فاضل - طاهر - قائم - منجي – صابر كنيه : ابوعبدالله - ابواسماعيل – ابوموسي نام پدر : حضرت امام محمد باقر ( عليه السلام ) نام مادر : فاطمه ( ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابي بكر زمان تولد : هفدهم ربيع الاول سال 83 هجري در روز جمعه يا دوشنبه ( بنا بر اختلاف ) در هنگام طلوع فجر مصادف با ميلاد حضرت رسول . بعضي ولادت ايشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ايشان را نيز برخي سال 80 هجري ذكر كرده اند . ( 1 )محل تولد : مدينه منوره عمر شريفش : 65 سال مدت امامت : 34 سال زمان رحلت ( شهادت ) : 25 شوال سال 148 هجري درباره زمان شهادت نيز گروهي ماه شوال و دسته اي ديگر 25 رجب را بيان كردند . ( 2 ) قاتل : منصور دوانيقي بوسيله زهر محل دفن : قبرستان بقيع زنان معروف حضرت : حميده دختر صاعد مغربي ، فاطمه دختر حسين بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب( عليهم السلام )فرزندان پسر : موسي ( عليه السلام ) - اسماعيل - عبدالله - افطح - اسحاق - محمد - عباس – علي فرزندان دختر : ام فروه - فاطمه - اسما كه اسماعيل ، عبدالله وام فروه مادرشان فاطمه دختر حسين بن علي بن حسين ( عليهما السلام )( نوه امام سجاد ) است . وامام موسي كاظم (عليه السلام) ، اسحاق و محمد كه مادرشان حميده خاتون مي باشد . وعباس ، علي ، اسماء و فاطمه كه هر يك از مادري به دنيا آمده اند . نقش روي انگشتر حضرت : ما شاء الله لا قوة إلا بالله ، أستغفرالله .اصحاب معروف امام صادق (عليه السلام) : ابان بن تغلب - اسحاق بن عمار- بريد - صفوان بن مهران - ابوحمزه ثمالي – حرير بن عبدالله سجستاني زراره بن اعين شيباني - عبدالله بن ابي يعفور-عمران بن عبدالله اشعري قمي . روز زيارت ايشان : روزهاي سه شنبه مي باشد . رخسار حضرت : بيشتر شمايل آن حضرت مثل پدرشان امام باقر (عليه السلام) بود . جز آنكه كمي لاغرتر و بلند تر بودند . مردي ميانه بالا ، سفيد روي ، پيچيده موي و پيوسته صورتشان چون آفتاب مي درخشيد . در جواني موهاي سرشان سياه و در پيري سفيدي موي سرشان بر وقار و هيبتشان افزوده بود . بيني اش كشيده و وسط آن اندكي برآمده بود وبر گونه راستش خال سياه رنگي داشت . ريش مبارك آن جناب نه زياد پرپشت و نه زياد كم پشت بود . دندانهايش درشت و سفيد بود وميان دو دندانپيشين آن گرامي فاصله وجود داشت . بسيار لبخند مي زد و چون نام پيامبر برده مي شد رنگ از رخسارش تغيير مي كرد . گوشه اي از حيات امام صادق ( عليه السلام )
عصر امام صادق( عليه السلام ) يكي از طوفانيترين ادوارتاريخ اسلام است كه ازيك سواغتشاشها و انقلابهاي پياپي گروههاي مختلف ، بويژه از طرف خونخواهان امام حسين (عليه السلام ) رخ ميداد ، كه انقلاب ابو سلمه در كوفه و ابو مسلم در خراسان و ايران از مهمترين آنها بوده است . و از ديگر سو عصر برخورد مكتبها و ايدهئولوژيها و عصر تضاد افكار فلسفي و كلامي مختلف بود كه از برخورد امت اسلام با مردم كشورهاي فتح شده و نيز روابط مراكز اسلامي با دنياي خارج ، به وجود آمده و در مسلمانان نيز شور و هيجاني براي فهميدن وپژوهش پديد آورده بود . عصري كه كوچكترين كم كاري يا عدم بيداري و تحرك پاسدار راستين اسلام يعني امام ( عليه السلام ) ، موجب نابودي دين و پوسيدگي تعليمات حياتبخش اسلام ، هم از درون و هم از بيرون ميشد . زمان امام صادق(عليه السلام) ، زمان تزلزل حكومت بني اميه و فزوني قدرت بني عباس بود واين دوگروه مدتي درحال كشمكش و مبارزه با يكديگر بودند . از زمان هشام بن عبدالملي ، تبليغات و مبارزات سياسي عباسيان آغاز گرديد و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلحانه و عمليات نظامي گرديد و سرانجام در سال 132 به پيروزي رسيد . بني اميه در اين مدت ، گرفتار مشكلات سياسي فراواني بودند ، لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شيعيان را نداشتند . عباسيان نيز چون از دستيابي به قدرت در پوشش شعار طرفداري از خاندان پيامبرو گرفتن انتقام خون آنان عمل مي كردند ، فشاري از طرف آنان مطرح نبود . از اينرو اين دوران ، دوران آرامش و آزادي نسبي امام صادق ( عليه السلام ) و شيعيان بود و آن حضرت از اين فرصت استفاده كرده و تلاش فرهنگي وسيعي را آغاز كرد . پيشواي ششم در چنين دوراني به فكر نجات افكار توده مسلمان ازالحاد وبدبيني وكفر و نيز مانع انحراف اصول و معارف اسلامي از مسير راستين بود ، و از توجيهات غلط و وارونه دستورات دين كه به وسيله خلفاي وقت صورت مي گرفت جلوگيري مي كرد . اينجا بود كه امام( عليه السلام ) دشواري فراوان در پيش ومسئوليت عظيم بر دوش داشت . امام صادق ( عليه السلام ) در ظلمت بحرانها و آشوبها دنياي شيعه را به فروغ تعاعليم خويش روشني بخشيد و حقيقت اسلام را از آلايش انحرافات وگزند فريبكاران حفظ نمود . او آن قدر فقه و دانش اهل بيت را گسترش داد و زمينه ترويج احكام و بسط كلام شيعي را فراهم ساختكه مذهب شيعه به نام او به عنوان مذهب جعفري شهرت يافت . آن اندازه كه دانشمندان و راويان از دانش امام بهره مند برده واز ايشان حرف و حديث نقل كرده اند از هيچ يك از ديگرائمه نقل نكرده اند . ليكن طولي نكشيد كه بني عباس پس از تحكيم پاييهاي حكومت و نفوذ خود ، همان شيوه ستم و فشار بني اميه را پيش گرفتند و حتي از آنان هم گوي سبقت را ربودند . وضع به حدي ناگوار وشد كه همگي ياران امام ( عليه السلام ) را در معرض خطر مرگ قرار مي داد ، چنانچه زبده هايشان جزو ليست سياه مرگ بودند . امام صادق ( عليه السلام ) كه همواره مبارزي نستوه و خستگي ناپذير وانقلابي بنيادي درميدان فكر و عمل بوده ، كاري كه امام حسين (عليه السلام ) به صورت قيام خونين انجام داد ، وي قيام خود را درلباس تدريس وتأسيس مكتب وانسان سازي انجام داد و جهادي راستين كرد . رحلت امام را به سبب مسموميت دانسته اند . از ارتكاب اين جنايت را كه منصور درتوان خود نمي ديد به جعفر بن سليمان پسر عموي خويش و والي وقت مدينه محول كرد . فرزند برومندش امام موسي بن جعفر( عليه السلام ) او را دو جامه سفيد مصري كه درآن احرام مي بست ودر پيراهني مه مي پوشيد ودرعمامه اي كه ازامام زين العابدين(عليه السلام ) به او رسيده بود ، كفن نمود و بر آن نماز خواند واو رادر بقيع در كنار قبر پدربزرگوارش سيد الساجدين( عليه السلام ) به خاك سپرد . سلام بر او از ميلاد تا ميعاد شخصيت علمي امام صادق ( عليه السلام ) در دوره امامت امام صادق ( عليه السلام ) مسلمانان بيش از پيش به علم و دانش روي آوردند و در بيشتر شهرهاي قلمرو اسلام بويژه در مدينه ، مكه ، كوفه ، بصره و ... مجالس درس و مناظره هاي علمي داير واز رونق خاصي برخوردار گرديد . در اين زمان با استفاده از فرصت به دست آمده امام صادق( عليه السلام ) توانست نهضت علمي فرهنگي پدرش امام باقر( عليه السلام ) را ادامه داده و علوم و معارف اهل بيت را بيان كرده در همه جا منتشر كند . سفرهاي اجباري و اختياري امام به عراق و به شهرهاي حيره ، هاشميه و كوفه و برخورد با اربابان ديگر مذاهب فقهي وكلامي نقش بسزايي در معرفي علوم اهل بيت و گسترش آن در جامعه داشت . در اين شهرها گروههاي مختلف براي فراگيري دانش نزد آن حضرت مي آمدند و از درياي دانش او بهره مند مي بردند . برخورد وي با گروههاي مختلف مردم سبب شد كه آوازه شهرتش در دانش و بينش ديني ، علم و تقوي ، سخاوت و جود وكرم و ... در تمام قلمرو اسلام طنين انداز شود و مردم از هر سو براي استفاده از دانش بيكران وي رو سوي كنند . در اين دوره علوم و فلسفه ايراني ، هندي و يوناني به حوزه اسلامي راه يافت و بازار ترجمه علوم گوناگون از زبانهاي مختلف به زبان عربي گرم و پررونق گرديد . همچنين مكتبهاي كلامي و فرقه مذهبي و فقهي در اين عصر پايه گذاري شد . امام صادق ( عليه السلام ) با تمام جريانهاي فكري و عقيدتي آن روز برخورد كرده و موضوع اسلام و تشيع را در برابر آنها روشن ساخته و برتري بينش اسلام تشيعي را ثابت كرده است . مناظرات امام صادق (عليه السلام) با اربابان دانشهاي گوناگون چون پزشكان ، فقيهان ، منجمان ، متكلمان ، صوفيان و... بويژه مناظرات وي با ابوحنيفه مشهور و در منابع شيعه و سني ثبت است . شاگردان امام باقر (عليه السلام) پس از درگذشت آن حضرت به گرد شمع وجود امام صادق( عليه السلام ) حلقه زدند . امام ( عليه السلام ) نيز با جذب شاگردان جديد به تأسيس يك نهضت عظيم فكري و فرهنگي و بالنده مبادرات ورزيد ، به گونه اي كه طولي نكشيد مسجد نبوي در مدينه منوره و مسجد كوفه در شهر كوفه به دانشگاهي عظيم تبديل شد . درگيري شديد بين بني عباس و بني اميه ، آنان را آن چنان به خود مشغول كرده بود ، كه فرصتي طلايي براي امام صادق ( عليه السلام ) و يارانش به دست آمد . آن حضرت با استفاده از اين فرصت به بازسازي و نوسازي فرهنگ ناب اسلام پرداخت و شيفتگان مكتب حق از اطراف و اكناف ، از بصره ، كوفه ، واسط ، يمن و نقاط مختلف حجاز به مركز اسلام ؛ يعني مدينه ، سرازير شدند وچون پروانگي دلباخته به گرد شمع وجود امام صادق ( عليه السلام ) تجمع كردند . امام صادق ( عليه السلام ) هر يك از شاگردان خود را رشته هاي كه با ذوق و قريحه او سازگار بود ، تشويق و تعليم مي نمود و در نتيجه ، هر كدام از آنها در يك يا دو رشته از علوم مانند : حديث ، تفسير ، فقه و كلام ، تخصص پيدا مي كردند . دردانشگاهي كه امام بوجود آورده بود شاگردان بزرگ و برجسته اي همچون هشام بن حكم- محمد بن مسلم- ابان بن تغلب- هشام بن سالم - مومن الطاق - مفصل بن عمر - جابر بن حيان و... تربيت كرد كه هر يك از آنها شخصيتهاي بزرگ علمي و چهره هاي درخشاني بودند كه خدمات شاياني انجام دادند . به عنوان نمونه هشام بن حكم 31 جلد كتاب و جابر بن حيان بيش از 200 جلد در زمينه علوم گوناگون بخصوص رشته هاي عقلي طبيعي و شيمي كتاب نوشته است و به عنوان بدر علم شيمي مشهور است . دانشمندان علم حديث شمار كساني را كه مورد اعتماد بوده اند - راويان ثقه - و از آن حضرت نقل كرده اند تا چهار هزار نفر را نوشته اند . شاگردان دانشگاه امام منحصر به شيعيان نبوده بلكه پيروان اهل تسنن نيز از مكتب آن حضرت برخوردار مي شدند . بزرگان اهل سنت چون مالي بن انس ، ابوحنيفه ، سفيان ثوري ، سفيان بن عيينه ، ابن جريح ، روح ابن قاسم و... ريزه خوار خوان دانش بيكران او بودند . ابو حنيفه كه دو سال شاگرد امام بود اين دوره را پايه علوم و دانش خود معرفي كرده مي گويد : اگر آن دو سال نبود " نعمان " از بين رفته بود .
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/07/21
ساعت : 18:52
| |
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/07/15
ساعت : 22:4
| |
میرحسین موسوی خطاب به محمدباقر قالیباف و علی مطهری:
سردار قالیباف بنده اگر رئیس جمهور شدم شما را به عنوان وزیر کشور دولت خودم به مجلس معرفی میکنم / آقای دکتر مطهری بنده اگر رئیس جمهور شدم شما را به عنوان وزیر ارشاد دولت دهم به مجلس معرفی میکنم.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/07/13
ساعت : 16:6
| |
از تمام کساني که کلاهشان براي سرشان گشاد است از تمام کساني که لباسشان بارکدشان است از هويت هاي ميز نشان از بله هاي از سر اجبار از طلبه هايي که طالب علم نيستند از دانشجوياني که دانش جو نيستند از تمام کرهايي که سمعکهايشان مارک مصلحت خورده از اندامهاي به مزايده گذاشته شده از انسانهاي ارزان قيمت از اعتقادهاي حراجي از حرفهاي مفت از وعده هاي سر خرمن از ناديدني هاي ديدني! از صورتهايي که بوم نقاشي اند از متهماني که شاکي اند از تمام کساني که رسالت خون را تنها در رساندن اکسيژن به سلولها مي دانند از تمام خونهايي که رنگين ترند از آنان که آزادگي را در اسارت بي بند و باري به بند مي کشند از آنان که عشق را به بهاي love سه طلاقه کرده اند از تمام کساني که در لغت نامه هاي ذهنشان بين مظلوم و تو سري خور علامت تساوي است از ولايت ناشناسان ذوب در ولايت از کوفياني که دم به ساعت مي گويند( اين الطالب به دم المقتول به کربلا) از کوفياني که اهل کوفه نيستند از کوفياني که براي مهدي(عج) نامه مي نويسند از تمام آنان که فکر مي کنند کوفيان شاخ داشتند از تمام آنان که فکر مي کنند طلحه يا زبير يا عمرعاص يا ... دم داشتند از سياستمداران بي دين از متدينين بي سياست از تمام آنان که دين و سياست را از هم جدا مي دانند از آنان که شهدا را در موزه گذارده اند از آنان که در هر ميداني دم از استقلال و پيروزي مي زنند الا ميدان جنگ از عروسکهاي بالماسکه از وطن دوستان وطن گريز از زنان مرد صفت از مردان زن صفت از همه آنان که شهدا را براي تيراژ مي خواهند از همه آنان که« نون والقلم و ما يسطرون» را نان تفسير مي کنند از راي هاي ممتنع از تمام آناني که بين نماز و نرمش تفاوتي قائل نيستند از همه چيز داران بي همه چيز از امانت داران خائن از کفهاي روي آب از ناموس داران بي ناموس از زنگارهاي روي آينه از مسلمانان مسلمان کش از پشتهايي که هميشه رودر روي خصم اند از تمام آنان که به تقاضاي مشروع مظلومگان « قبلت» نا مشروع مي گويند از آناني که بي حجابند از آنان که خود حجابند از بلاهايي که از دماغ فيل نازل شده اند از آنان که تاسوعا و عاشورا را تنها در تقويم جستجومي کنند و کربلا و کوفه و شام را تنها در نقشه! از آنان که ديروز را ديدند و امروز را در حسرت ديروز به ديروزي تبديل مي کنند که فردا حسرتش را خواهند خورد؟ از آنان که چشم به فردا دوخته اند و امروز را فراموش کرده اند از آنان که پرچمند اما بيرق و علم نيستند از آنان که کلفتي گردن خود را بيش از تيزي ذوالفقار مي دانند از آنان که باده ناب را با ده درصد الکل بالا مي دانند از چشمهايي که در صفين تنها قرآن سر نيزه را ديدندو در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را نديدند از آنان که در صفين تنها قرآن سر نيزه را باور کردندو در کربلاوکوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را باور نکردند و از تمام آنان که قرآن را بر نيزه کردند از من که منم، از تو که تويي، من و تو که ما نيستيم و ما که فناي در او نيستيم... از خنجرهايي که بر پشت مي نشيند از آنان که ني را به گيتار مي فروشند از آنان که با شنيدن نام « خردل» به ياد چاشني غذا مي افتند از آنان که با شنيدن نام « موج» تنها به ياد جزاير هاوايي مي افتند از آنان که با شنيدن نام « توپ» مارادونا در خاطرشان زنده مي شود نه شهيد حاجي پور از آنان که نمي بينند و مي گذرند و از آنان که مي بينند و مي گذرند از آنان که از آب زلال آب مي خورند و از آب گل آلود نان از تمام مجذوبين باغهاي سبز که هيچ گاه توي باغ نيستند از سگهاي بي وفا از اسبهاي نانجيب از خروسهاي بي دم از مورچه هاي تنبل و بي کار از زنبوراني که همه چيز دارند الا عسل از کلاغهاي بي حيا از قلندراني که از قلندر بودن تنها سر تراشيدنش را بلدند از اشتراني که از شتر بودن تنها کينه ورزيدنش را ياد گرفته اند از خرسهايي که از خرس بودن تنها بخل ورزيدنش را فرا گرفته اند از گاوهايي که هيچ ندارند الا دو شاخ از شتر مرغها که نه مي برند و نه مي پرند از آنان که درد دلشان را به درد شکمشان فروخته اند از آنان که منتظرند محرم گردد يک مو زسر ... و از ياد برده اند کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا از آنان که چوبه محمل و سر زينب را ديدند و منبر و منطق او را نه از آنان که غنايم جنگي را در زمان صلح از شهدا مي گيرند از آنان که حضور همه کس را حس مي کنند جز خدا از آنان که از همه شرم مي کنند جز خدا از تمام شهوتراناني که عجوزه سه طلاقه امير المومنين را تنگ در آغوش گرفته اند از آنان که بازي مي دهند از آنان که بازي مي خورند از بازي ها! از بازي ها! از بازي ها! }اثري از سپهر...{
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/07/10
ساعت : 20:27
| |
صدا و سیما در بست در اختیار اونهاست اما فحشش رو ماها میخوریم! آقایان قالیباف - میرحسین موسوی - مهدی کروبی - سیدمحمدخاتمی - محسن رضایی - و هر چی بچه قرتی فلان هست و غیره صاحب اونجاست؛ متأسفم که این عمو عزت فیلتر استخدام رو باز نمیکنه که حداقل چهارتا جوون درست و حسابی هم جذب این سازمان کوفتی بشن.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : پنجشنبه 1388/07/09
ساعت : 19:7
| |
آقای دکتر علی زاکانی به تازگی مطلبی رو در مورد معاونت اولی آقای رحیمی مطرح کردند که اصلا حجت عقلی نداره و البته نمیشه هم ردش کرد!، اما آقای زاکانی من از شما سئوال دارم؟ رفاقت شما و آقای قالیباف مثل یک تخم مرغ می ماند! آقای زاکانی شما با مدیران آقای قالیباف چقدر آشنایی دارید؟ آیا شما آقای دنیا مالی را می شناسید؟ آیا شما آقای ایازی را می شناسید؟ آیا شما آقای کرباسیان را می شناسید ؟ آیا می دانید چند درصد از مدیران شهرداری تهران در دوره آقای دکتر خلبان فرمانده شهردار قالیباف فساد اقتصادی، فساد امنیتی و فساد اخلاقی شان اثبات شده است ؟ لطفا جواب سئوال من را بدهید ...
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/07/07
ساعت : 19:5
| |
مهم این بود که ما حرفمونو بزنیم که زدیم!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/07/04
ساعت : 21:21
| |
آوینی می گفت امام(ره) به ما آموخت انتظار فرج در مبارزه است؛ جمله ای که از عمق و حساسیت خاصی برخوردار است، طی 16 سال گذشته هیاهوهای جنجالی با شعارهای "سردار سازندگی" و "گفتگوی تمدن ها" دور شدن از مواضع خمینیسم و گفتمان انقلاب آینده ای نا معلوم را رقم میزد، طعم آن روزهای سخت هنوز که هنوز است بر مذاق مردم بسیار تلخ است، شیرینی خاصی احساس نشده، مطالبات رهبری فرزانه مظلومیت خاصی داشت و فقط ایشان بودند که جریان اصلی انتظار را تدوین می کردند، همه ی اینها گذشت انتخابات سال 84 ریاست جمهوری یک رفراندوم بود برای "مبارزه" همه ی سران زَر و زور و ثروت دست به دست هم دادند تا مبارزه به معنای واقعی خودش تحقق نیابد، ... شکست مفتضحانه ای خوردند، تصمیم گرفتند دولت را شش ماهه ساقط کنند، تمام توان خود را اجرایی کردند مافیا وارد بازی شد اما عنایات الهی خاصی شامل ملت شد ... چهارسال شیرین را با کم و کاستی های خودش پشت سر گذاشتیم، امسال هم رفراندوم جمهوریت و اسلامیت انقلابی بود تمام دشمنان نظام از داخلی و خارجی ها گرفته تا آنهایی که ما به حسابشان نمی آوریم همه و همه دست به دست هم دادند تا شمع روشن شده ی مبارزه را خاموش کنند اینبار هم به لطف الهی به نتیجه نرسیدند و الان قریب به 100 روز است که مثل روباه های گرسنه در حال زوزه کشیدن هستند ... و متأسفانه هنوز نمی دادنند که این انقلاب صاحب دارد ... دیشب احمدی نژاد جهانیان را با اسم پسر فاطمه(س) آشنا کرد او حرف از منجی عالم بشریت زد او نام حضرت مهدی را فریاد کرد ...، تسخیر دلهای مشتاق جهانیان یکی از شرایط ظهور است ... و هنوز خیلی ها در خواب غفلت به سر میبرند ... ظهور بسیار نزدیک است ... مبارزه کن برادر مبارزه ... اللهم عجل لولیک الفرج
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/07/03
ساعت : 2:18
| |
دفاع مقدس،شهید و آروزی شهادت،مبارزه با کفر و ظلم،عدالت طلبی و همه ی آن چیزی که در دوران تاریخ ما اتفاق افتاده است به موزه رفته است متأسفانه ... اگر مسئولین امر فرهنگی اقدامات لازمی جهت این مهم ها اتخاذ نکنند و از ریشه این مسائل را بررسی و کنکاش نکنند با مشکلات اساسی خاصی در آینده ای نه چندان دور روبرو خواهیم شد ... همین! + اما من همین جا از تلاش ها و پیگیری های خوب و مجدانه حاج حسین یکتا و برو بچه های پاکارش تشکر میکنم چرا که به اندازه خودشان اقدامات خوبی در این چند ساله اخیر ترتیب داده اند ...
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/07/01
ساعت : 21:51
| |
"روز قدس" يك روز جهاني است. روزي نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابلة مستضعفين با مستكبرين است. روز مقابلة ملتهايي است كه در زير فشار ظلم آمريكا و غير امريكا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزي است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند در مقابل مستكبرين، و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند.[روز قدس] روزي است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد. متعهدين اين روز را روز قدس ميدانند، و عمل ميكنند به آنچه بايد بكنند. و منافقين ـ آنهايي كه با ابرقدرتها در زير پرده آشنايي دارند و با اسرائيل دوستي ـ در اين روز بيتفاوت هستند، يا ملت ها را نميگذارند كه تظاهر كنند. روز قدس روزي است كه بايد سرنوشت ملتهاي مستضعف معلوم شود، بايد ملت هاي مستضعف اعلام وجود بكنند در مقابل مستكبرين. بايد همانطور كه ايران قيام كرد و دماغ مستكبرين را به خاك ماليد و خواهد ماليد، تمام ملت ها قيام كنند و اين جرثومههاي فساد را به زبالهدان ها بريزند. روز قدس روزي است كه بايد اين دنبالهروهاي رژيم سابق در ايران، و آن توطئهچينهاي رژيم فاسد و ابرقدرت ها در ساير جاها خصوصاً در لبنان، تكليف خودشان را بدانند. روزي است كه بايد همت كنيد و همت كنيم كه قدس را نجات بدهيم؛ روزي است كه بايد تمام مستضعفين را از چنگال مستكبرين بيرون بياوريم. روزي است كه بايد جامعة مسلمين همه اظهار وجود بكنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به اين تفالههايي كه مانده است از آنها ـ چه در ايران و چه در ساير جاها. در روز قدس، ملتها بايد به حكومتهايي كه خائن هستند هشدار دهند. روز قدس روزي است كه ما خواهيم فهميد چه اشخاصي و چه رژيمهايي با توطئهگرهاي بينالمللي موافقت دارند و با اسلام مخالفت. آنهايي كه شركت ندارند مخالف با اسلام هستند، و موافق با اسرائيل، و آنهائي كه شركت كردند متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام ـ كه در رأس آنها امريكا و اسرائيل است. روز قدس روز امتياز حق از باطل است، روز جدايي حق و باطل است. والسلام علي رسول الله و علي أئمة المسلمين حضرت روح الله خمینی بیست و پنج مرداد هزار و سیصد و پنجاه و نه صحیفه امام جلد 9 پی نوشت : *مدعی آرمان امام خمینی و معةرض دور شدن سایرین از اسلام و انقلاب شدی .... ولي خودت میدانی ... * یا حسین و تقدس سبز را به فریاد میزنی! خودت میدانی ... * شعارت الله اکبر شده بود و خدای بزرگ را فریاد میزدی ! اما خودت میدانی .... * شعارت شده است : نه غزه ! نه لبنان ! فقط برای ایران !!؟ میدانی که خودت را خر کرده ای ! مطمئنم برای ایران ات! ایرانمان هم نخواهی آمد! نخواهی ایستاد ! نخواهی مُرد ... خودت را خر کرده ای ! قبول کن... + منبع
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/06/25
ساعت : 19:8
| |
+ بنده با شناختی که از سردبیر محترم سایت خبری تحلیلی "کلمه نیوز" دارم پتانسیل های امیدواری از این رسانه خبری به طور ناخودآگاه استشمام می شود، من باور دارم اگر این سایت خبری در طول فعالیت خودش استمرار و پشت کار داشته باشد یقیناً به یکی از محبوب ترین رسانه های خبری جمهوری اسلامی ایران تبدیل خواهد شد.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/06/24
ساعت : 7:17
| |
مراجع گرانقدر "حضرت آیت الله صافی گلپایگانی، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، حضرت آیت الله اردبیلی" و علمای بزرگوار اعم از " حضرت آیت الله علی محمد دستغیب، حضرت آیت الله جوادی آملی، حضرت آیت الله استادی، حضرت آیت الله امینی " به شهر نجف اشرف رفته و در آنجا سکونت کنند. البته در ولایت مداری این بزرگوران هیچ شکی نیست. ما هم هرچه داریم و بلدیم از همه ی مراجع و علما داریم. دلیل اول: به نظر من پیچده گی های سیاسی زمان حال ما برای این بزرگواران شبیه یه یک بن بست لاینحل تصور شده عده ای لااُبالی هم در این با لباس دین اخبار کذب را خدمت این بزرگواران ارائه میکنند که اصلا به سود نظام اسلامی نیست و باعث تفرقه می شود و بد جلوه دادن اوضاع و مشکلات مثل این هست که نفت بر روی خاکستر مشکلات بریزند و آن را شعله ور کنند { از دسته لااُبالی های در لباس دین می توان به مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اشاره کرد که از جانب هاشمی رفسنجانی مأمور شده است هفته ای دوبار به قم سفر کرده، خدمت علما و مراجع شرفیاب شده و اخبار نفاق انگیز و گزارشات غلط ارائه کند } دلیل دوم: فقه سنتی هم جوابگوی الانِ زمانه ی ما نیست {بعضی از همین شما بزرگواران بودید که می گفتید چون امام(ره) فلسفه می گوید کاسه آبی که میخورد نجس است ... } الان فقه نوگرا(پویا) و هوشمند کسانی را احتیاج داریم که پرورش یافته خود شما عزیزان باشند؛ دلیل سوم: روابط ما با جمهوری اسلامی عراق و کشورهای اطراف آن بهتر می شود، مردم و طلاب آن کشور از وجود با برکت این شخصیت های دینی ایران بهره کافی می برند. دلیل چهارم: عرصه مرجعیت بر جوانترهایی که خود این آقایان پرورش داده اند باز می شود.
دلیل پنجم: از عنایات خاصه حضرت امیر المونین(ع) بهره مند می شوید. ان شاءالله + " آقای صانعی " هم بهتر است به چین رفته و در شهر سین کیانگ سکونت بکنند و بار مرجعیت را در آنجا بدوش بکشند. + این یک دیدگاه کاملا شخصی است لطفا برداشت غلط نکنید !
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/06/18
ساعت : 6:55
| |
سال های سال است در کتابخانه منزل ما همین عکس در کُنج دیوار با قابی سفید رنگ به دیوار مزین است، از کودکی یادم می آید که در همه ی اسباب کشی ها از این خانه به آن خانه ی ما این عکس همیشه حضور داشته است، از موقعی که خواندن را یاد گرفته ام هرگاه چشمم به قاب عکس آقای طالقانی می افتاد لقبی که امام روح الله به ایشان نسبت دادند همان " ابوذر زمان " خواندنش برایم خیلی شیرین بود. الان چندین سال است که منافقان زمانه ی ما از نام آیت الله طالقانی سوء استفاده می کنند، آری غربزده های گذشته و امروزی ما دارند از نام این شخصیت انقلابی به نفع کارهای منافقانه خود بهره برداری لازم را می کنند، کسانی که اولین نماز خود را چند وقته گذشته پشت سر هاشمی رفسنجانی اقامه کردند امروز میخواهند برای ابوذر زمان روح الله مراسم یادبود بگیرند و این یعنی توهین به آقای طالقانی، و جامعه انقلابی این هیاهوی منافقانه را بر نمی تابد.
+ان شاءالله بچه های خودی ما بتوانند با برنامه ریزی ها و توانمندی ها در سال آینده و سال های آینده یک مراسم با شکوه که در شأن این مرد بزرگ است را برپا کنند ... + <زندگینامه> حضرت آیت الله طالقانی + پدر طالقانی روحت شاد ...
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/06/16
ساعت : 22:43
| |
عدد "هفتاد و دو" منزه تر و پاک تر از این حرف هاست که بخواهد بازیچه دست یزیدیان و منافقان زمانه ما بشود، رنگ 72 رنگ سرخی است که با کربلای حسین(ع) آغشته شده است، رنگ 72 رنگ سرخی است که با یاران بهشتی عزیز آغشته شده است، رنگ 72 هیچ گاه برای بازی نیافریده شده است، اندازه ی آن بر تن یزید و منافق گشاد است؛ لقب یزید به میرحسین موسوی ارزشمندترین لقبی است که می شود به او نسبت داد، او بود که با توهمش باعث شد بعضی از جوانان پاک این سرزمین جَوگیر بشوند و در نهایت ندانم کاری ها ... جانشان را از دست بدهند، تا بحال بین 20 یا 30 شهید! اثبات شده داریم. اما هیچ گاه عدد آن به 72 نخواهد رسید. هفتاد و دو خوب میداند که یزیدیان و منافقان زمانه در صدد بازی با آبرویش هستند، مقامش در پیشگاه خدای مهربان عظیم و عزیز است که هیچگاه نمیگذارد یک عده دروغگو از نام پر صلابتش در راه به رسیدن اهداف شوم سوء خود از او استفاده بکنند. + لقب منافق به سیدمحمد خاتمی و شیخ یوسف صانعی و همگی دار و دسته ی مسجد ضرار زمانه بهترین لقبی است که می توان برای آن ها در نظر گرفت، به این آقایان باید گفت حواستان باشد که هنوز ملت ایران در جواب به ندای تکبیر مرگ بر منافق را هم سر می دهند! + همینجا از مسئولین امر میخواهم پرونده هشت شهریور را رمزگشایی کنند که مطمئناً میرحسین موسوی در آن نقش بسزایی داشت !
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/06/15
ساعت : 22:22
| |
+ {خصوصی} یکی گفته بود رفتم سر مزار بابام نشستم بغض کردم و زدم رو دستم گفتم بابا ممدت گرفتاره ها ...! حالا این که باید بگیم باباهامون دعامون کنن چون دعای پدرها خوب میره بالا! آقای هاشمی هم واسه بچه هاشون دعا بکنند که اینها به راه راست هدایت بشوند. ان شاءالله
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/06/14
ساعت : 22:24
| |
سال های سال است که ما منتظر برنامه ریزی بزرگان کشور در بُعد فرهنگی اجتماعی هستیم، سال های سال بود که منتظر جهش با عظمت سیاست خارجی بودیم، سیاست خارجی ما در دولت آقای هاشمی اقتدار داشت اما از موضع صلابت دچار ضعف بود، در دولت آقای خاتمی با انفعال شدیدی روبرو و ضعیف شد و در دولت دکتر احمدی نژاد با عظمت ترین، با صلابت ترین و با بصیرت ترین سیاست خارجی را داشتیم. به نظر من احمدی نژاد کشور را از دولتی تحویل گرفت که از چهارپایه استراتژی یک پایه آن سالم مانده بود، خدا حضرت آقا را تا ظهور امام زمان(ع) حفظ بفرماید که اگر خدای ناکرده ایشان نبودند سرنوشت این ملت و کشور معلوم نبود، آقا همیشه با سخنان خود گره گشای کارها بودند و هستند. اما بهتر است از اصل مسئله دور نشوم داشتم میگفتم که سال های سال است که ما منتظر برنامه ریزی بزرگان کشور در بُعد فرهنگی اجتماعی هستیم متأسفانه در دولت نهم این کار فرهنگی اجتماعی رضایت بخش نبوده است، مثل دو دولت گذشته همیشه میگفتند ما برای فلان برنامه برنامه ریزی کردیم فکر کردیم و هزاران حرف امیدوار کننده میزدند حالا اگر برنامه ریزی میکردید اگر فکر میکردید چرا هیچ کدام از کارهایتان جواب نداده است؟، آقایان عزیز؛ ما سال هاست داریم فریاد میزنیم که این آقایان دراویش علی اللهی که برای خودشان قطب دارند معضل هستند با این ها برخورد بکنید، سال هاست داریم فریاد میزنیم که سیستم آموزشی ما دچار نقص و عیب است، سال های سال داریم فریاد میزنیم که صدا و سیمای ما در بخشهایی غیرقابل تحمل است، سال هاست داریم فریاد میزنیم که سینمای ما هنرمند ما را از راه به در می کند، سال هاست که داریم که فریاد میزنیم رسیدگی به جوانان و نوجوانان از اوجب واجبات فرهنگ کشور است، و سال هاست که داریم گلوی خودمان پاره میکنیم ولی هیچ جوابی نگرفته ایم من برای سئوال ها و مُطالبات خودم جواب می خواهم! تا کی باید فرهنگ ما بی فرهنگ باشد ؟؟!!! آقایان خواهشمندم بوروكراسي اداری اداره کردن بُعد فرهنگی کشور را متحول کنید با جلسه و کاغذ بازی راه به جایی نمی بریم. بنده امیدوارم و درخواست دارم که در دولت دهم تحول عظیمی در بُعد فرهنگی کشورمان رُخ بدهد.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/06/14
ساعت : 2:38
| |
دشمن شناسی از ویژگیهای مؤمن است و حضرت امام خمینی (ره) که از قضا امروز همهی جناحها ادعای پیرویاش را دارند، در این زمینه رهنمودهای تاریخی ارائه دادهاند. ایشان همواره تکذیب و مخالفت دشمن را مایهی مباهات میدانستند و تعریف دشمن را عیب میشمردند. این روزها تمام دشمنان خارجی برای اینکه پیشرفت و تعالی نظام ایران اسلامی با مشکل روبرو شود، بار دیگر هجمه های مسموم خود را علیه کشور بسیج کرده اند، و با هم متحد شدهاند. از طرفی امریکا رسماً از مدعیان اصلاحات حمایت کرده است. امروز امریکا، رژیم صهیونیستی، ضدانقلاب و منافقین بر ضد احمدی نژاد موضع گرفتهاند و همین دشمنان، برای انتخاب میرحسین موسوی تلاش میکردند. همهی اینها نشان میدهد که بین دشمنان و دست نشاندههای هاشمی رفسنجانی منافع مشترک به وجود آمده است. در این میان، هوشیاری مردم قهرمان ایران میتواند نقشهی دشمنان را نقش بر آب کند. آنها که به امام و شهیدان دلبستگی دارند، خوب است به رهنمودهای حضرت امام(ره) و وصیت شهیدان مبنی بر پیروی از ولایت فقیه توجه نمایند و قربة الی الله به خادم ملت، دکتر محمود احمدی نژاد اعتماد و کمک کنند. اما آنها که پیروی از امریکا و دشمنان ارضایشان میکند، مختار هستند که به دشمنان قسم خورد چراغ سبز نشان دهند و به قول شاعر: متاع کفر و دین بی مشتری نیست گروهی این، گروهی آن پسندند
در ادامه، برای اتمام حجت، به فرازهایی از رهنمودهای نورانی امام روح الله خمینی توجه فرمایید: تعریف امریکا عزای ماست: باید هیچ سستى نکنیم و از این ترس نداشته باشیم که فلان رادیو یا دولت خارجى چه مىگوید، رادیوها باید به ما فحش بدهند. آن روزى را که امریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت. آن روز که کارتر و ریگان «1» از ما تعریف کنند معلوم مىشود در ما اشکالى پیدا شده است، آنها باید فحش دهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم. صحیفه امام، ج18، ص: 242 تعریف دشمن نشانه وجود عیب است: اگر امریکا [و منافقین] تعریف کنند از یک کسى، تعریف کنند از یک چیزى، وقتى تعریف کردند، مردم مىفهمند این عیبى دارد که اینها تعریف مىکنند از او. صحیفه امام، ج17، ص: 250 اگر برای مردم کار کنید به شما توهین میکنند: شما توقع نداشته باشید که مورد اهانت واقع نشوید. همه مىدانید تا کسى کارى انجام ندهد کسى به او توهین نمىکند. توهین براى کسانى است که مىخواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم. باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کارى نداشته باشیم که چه کسى از این کارى که براى خدا مىکنیم خوشش مىآید و یا چه کسى بدش مىآید. صحیفه امام، ج17، ص: 441 نمیخواهیم خودفروختگان از ما تعریف کنند: نمىخواهیم روشنفکران غربزده و قلمداران خود فروخته از ما تعریف بکنند. ما مىخواهیم یک مسئلهاى را که اسلام مىفرماید عمل بکنیم و براى کشورمان خدمت بکنیم. نه یک دستگاهى درست بشود که همهاش خراب و فاسد باشد و بچههاى ما را به فحشا بکشند، و افراد را بىتفاوت کنند، که اگر همه چیزشان را ببرند، اینها اصلًا ککشان نگزد و هیچ توجه به این مسائل نداشته باشند. صحیفه امام، ج12، ص: 292 تعریف امریکا نشانه ایراد ماست: اگر چنانچه امریکا از ما تعریف کند و روزنامههاى امریکا از ما تعریف کنند، آن وقت است که باید مردم بگویند این چه است قضیه؟ یک قضیهاى هست که دارند تعریف مىکنند! البته باید از ما تکذیب کنند، از شما هم باید تکذیب کنند، و جمهورى اسلام را هم باید تکذیب بکنند. صحیفه امام، ج9، ص: 527 آنها که منافعشان ازبینرفته بر ضد ما قلم میزنند: ما نباید متوقع باشیم که اینهایى که شکست خوردند و رفتند، براى ما خوب بنویسند. یا ما نباید متوقع باشیم که روزنامههاى امریکا و کسان دیگر براى ما چیزهاى خوب بنویسند. خوب، آنها رفتهاند از بین، منافعشان از دستشان رفته است. خوب، کسى که تمام منافعش را شما از او گرفتید- ملت ما همه منافع امریکا را گرفته؛ الآن یک شاهى ندارد، یک سیر نمىتواند نفت از اینجا صادر کند و همین طور سایر کشورهایى که منافعشان از دستشان رفته- نباید ما متوقع باشیم که اینها براى ما مقاله- عرض بکنم که- خوب بنویسند. البته آنها باید به ما فحش بدهند. اگر یک روزى اینها براى ما خوب نوشتند، آن وقت است که ما مصیبت داریم. صحیفه امام، ج15، ص: 189 به توهینها توجه نکنید: شما توقع نداشته باشید که مورد اهانت واقع نشوید. همه مىدانید تا کسى کارى انجام ندهد کسى به او توهین نمىکند. توهین براى کسانى است که مىخواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم. باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کارى نداشته باشیم که چه کسى از این کارى که براى خدا مىکنیم خوشش مىآید و یا چه کسى بدش مىآید. صحیفه امام، ج17، ص:441 به پیغمبر اکرم(ص) هم تهمت میزدند و توهین میکردند: همه ابرقدرتها با ما دشمناند، فکر این را بکنند که دولت در چه وضعى و با چه مشکلاتى روبروست و توقع این را نداشته باشیم که هر چه مىخواهیم، در خانه ما حاضر باشد. و همه مىدانیم که این دشمنیها تازگى ندارد؛ چرا که در زمان پیغمبر اکرم- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- چه تهمتها و ناسزاها به ایشان مىگفتند، ولى ایشان از تبلیغ دین اسلام دست برنمىداشت. و حالا اگر کم و کسرى در مملکت وجود دارد، ما متأثریم و دولت و مسئولین با همه توان خود در رفع کمبودها مىکوشند و کارهاى مهمى انجام دادهاند که امیدوارم به یارى خداوند بهتر بشود. اگر ما تسلیم امریکا و ابرقدرتها مىشدیم، ممکن بود امنیت و رفاه ظاهرى درست مىشد و قبرستانهاى ما پر از شهداى عزیز ما نمىگردید، ولى مسلماً استقلال و آزادى و شرافتمان از بین مىرفت. آیا ما مىتوانیم نوکر و اسیر امریکا و دولتهاى کافر شویم تا بعضى چیزها ارزان شود و شهید و مجروح ندهیم؟! هر گز، ملت زیر بار این ننگ نخواهد رفت و تن به این ذلت نخواهد داد. ملت ایران در مقابل امریکا مىایستد و به امید خداوند پیروز است. خداوند آن قدر تأکید کرده است که ما با آنها موالات نداشته باشیم «2»، آن وقت براى ارزانى اجناس، ما خودمان را بفروشیم؟! شما توقع نداشته باشید که آنها از ما تعریف کنند. اگر آنها از من طلبه و شما تعریف مىکردند، ساقط مىشدیم. ملتها با شما هستند و این سازمانها دستاورد ابرقدرتهایى هستند که مىخواهند مردم مستضعف جهان را چپاول کنند و به همین جهت، با شما مخالفاند. خداوند همه شما را موفق کند. صحیفه امام، ج17، ص: 35 در برابر تهمت به شخصیتها چه کنیم؟ شما باید هیچ وقت به این صحبتها گوش نکنید، و همیشه در هر امرى وجدان خودتان را حَکَم کنید، و اگر از کسى یا از کسانى تکذیب کرد، به تکذیب او فقط گوش نکنید و خودتان ببینید که اعمال او چیست. اگر اعمالش بد است، هر کس هم تعریف کند از او غلط است. اگر اعمالشان خوب است کسى که تکذیب کند از او، باز هم غلط است. انسان باید خودش نظر داشته باشد و همه قشرها و همه ملت و همه قواى نظامى و انتظامى و قواى مسلّحه و غیر نظامى باید خودش قضاوت بکند، گوش به حرف کسى ندهد. بىچون و چرا حرفى از کسى قبول نکند راجع به اینکه فلان قشر چطور است، فلان قشر چطور است. صحیفه امام، ج14، ص: 30 پی نوشت: 1- دو رئیس جمهور امریکا. کارتر از حزب دمکرات و ریگان از حزب جمهوری خواه. 2- به آموزهای از قرآن اشاره شده که در آیات زیر تکرار شده است: «ال عمران / 28»، «نساء / 139»، «نساء / 144» و «مائده / 51».
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/06/10
ساعت : 22:20
| |
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/06/07
ساعت : 12:51
| |
سعید حجاریان یک مارمولک به تمام معناست کسی که با مطرح کردن تئوری " فشار از پايين و چانه زنی از بالا " دوبار نظام را با چالشی اساسی مواجه کرده است. در دفاعیه ای که در دادگاه توسط سعید شریعتی قرائت شد کاملا مشهود بود که وی قصد فریب نظام را دارد.
+ سوابق سیاسی و امنیتی سعید حجاریان (رمز دشمن شناسی - مرتضی پسوورد)
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/06/06
ساعت : 19:25
| |
مهدی کروبی چند وقت گذشته در نامه ای به هاشمی رفسنجانی ادعا کرد "عدهاي از افراد بازداشتشده مطرح نمودهاند كه برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نمودهاند كه منجر به ايجاد جراحات و پارگي در سيستم تناسلي آنان گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كردهاند به طوريكه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديدهاند و در كنج خانههاي خود خزيدهاند." شیخ یوسف صانعی هم از قافله ی گستاخی عقب نیفتاد، صانعی که خود را "مرجع تقلید" میخواند، اخیرا در جمع تعدادی از روحانیون همنظرش در گرگان، با اشاره به مراسم تحلیف رئیس جمهوری در مجلس گفته، "در مجلس در مقابل قرآن به خدا سوگند میخورند، این هم کفاره داره هم حنثش معصیت کبیره است. اون وقت چطور روز از نو روزی از نو؟ این از حرومزادگیشه دروغ میگه! والا امام زمان رو میبینه".
جواب حضرت امام (ره) به کروبی و صانعی: آن آخوند احمقی که در یک همچو مقطع از زمان به بعضی مقدسات شیعه جسارت می کند، در صدد این است که در مقابل او هم یک کسی پیدا بشود، آن هم یک چیزی بگوید و موجب بشود که در بین مسلمین در یک همچو مقطع از زمانی که دارد وحدت ایجاد می شود، اختلاف ایجاد بشود. واقعاً اسلام چه بکند با این طرز فکرها، با این طرز عملها ؟ اسلام چه کند با این آخوندهایی که خودشان را به صورت یک روحانی در آوردند و در بین مردم پخش هستند ؟ ... حضرت روح الله صحیفه جلد 19 صفحه 50
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/06/02
ساعت : 1:5
| |
خون دلي كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است. هرگز از فشارها و سختي هاي ديگران نخورده است . وقتي شعار جدايي دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احكام فردي و عبادي شد و قهراً فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون رود و در سياست و حكومت دخالت نمايد، حماقت روحاني در معاشرت با مردم فضيلت شد. به زعم بعض افراد، روحانيت زماني قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاي وجودش ببارد و الا عالم سياس و روحاني كاردان و زيرك، كاسه اي زير نيم كاسه داشت. و اين از مسايل رايج حوزه ها بود! حضرت روح الله 3/12/67
+عده ی کمی از دوستان ما نوشتن نوشته قبلی را حرام تصور کرده اند و بعضی ها هم بی اخلاقی اما به نظر من این مثل این می ماند که به آمریکا و اسرائیل و انگلیس هم توهین نکنیم چون بی اخلاقی است چون حرام است!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/05/28
ساعت : 23:21
این نوشته حذف شد ، من همه ی نظرات دوستان مخالف و موافق را تأیید کردم و همه ی توهین ها و تهمت ها را به جان خریدم تا اینکه یک عده ای عصبانی شدند که باید میشدند. اسلام آمریکایی ننگت باد ... از دوستان خوب خودم هم عذرخواهی میکنم. احتمالا دفتر آقای صانعی از بنده شکایت کرده است، جای تأسف دارد از عده ای که دم از آزادی بیان و دموکراسی میزنند ولی خودشان به آن عادت نکردند. بالاخره بنده جوابگوی همه ی حرف خودم خواهم بود. ان شاءالله یا علی از تو مدد
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/05/28
ساعت : 21:27
| |
طبق اخبار منتشر شده در خبرگزاری های رسمی، مراسم توديع آيتالله سيدمحمود هاشمي شاهرودي و معارفه آيتالله صادق لاريجاني به عنوان رئيس جديد قوه قضاييه صبح روز شنبه هفته آينده در محل حوزه رياست قوه قضائيه برگزار خواهد شد. عملکرد آقای شاهرودی در بُعدهای مختلف توسعه قضایی نسبتاً رضایت بخش بوده است و البته شخصاً انتقاد شدیدی نسبت به آن دارم.
" هنگامی که نامه مرا خواندی، ابن هرمه را از نظارت بازار برکنار دار و او را به مردم معرفی کن، و به زندانش بیفکن و آبرویش را بریز، و به همه بخشهای تابع اهواز بنویس که من _علی_چنین عقوبتی برای او معین کرده ام. مبادا در مجازات او غفلت یا کوتاهی کنی، که نزد خدا خوار می شوی، و من به زشت ترین صورت ممکن تو را از کار بر کنار می کنم و خدا آن روز را نیاورد. و چون روز جمعه رسید، او را از زندان درآور و ۳۵ تازیانه به او بزن و او را در بازار بگردان. و هر کس گواهی آورد که ابن هرمه از او چیزی گرفته است، او را با گواه قسم بده، و مبلغ را از مال ابن هرمه بردار و به صاحب آن بپرداز و دوباره او را خوار و سر افکنده و بی آبرو به زندان بازگردان، و پاهایش را در بند بگذار، و تنها برای نماز باز کن و فقط اگر کسی برایش خوراک یا نوشیدنی یا پوشاک یا زیر اندازی آورد به او برسان. مگذار ملاقاتی داشته باشد، تا مبادا راه پاسخگویی به محاکمه را به او یاد دهند و به آزاد شدن از زندان امیدوارش سازند. و اگر دانستی که کسی چیزی(عذری) به او آموخته است که به مسلمانی زیانی می رساند، او را نیز تازیانه بزن و زندانی کن تا توبه کند. شبها زندانیان را به فضای باز بیاور تا تفریح کنند، جز ابن هرمه! مگر بترسی که بمیرد، در این صورت او را نیز به حیاط زندان بیاور و اگر دیدی هنوز طاقت تازیانه خوردن دارد، پس از ۳۰ روز، ۳۵ تازیانه دیگر- به جز ۳۵ تازیانه نخستین- به او بزن. و برای من بنویس که درباره بازار(و نظارت بر آن) چه کردی، و پس از این خائن، چه کسی را برگزیدی، در ضمن حقوق ابن هرمه خائن را نیز قطع کن " دعائم الاسلام ۵۳۳-۵۳۲ / الحیاة ۴۱۰-۴۰۹ آقای لاریجانی ما منتظریم اولین اولویت کار شما بی آبرو کردن مفسدان اقتصادی دانه درشت باشد ما منتظریم حضرتعالی فرمان هشت ماده ای رهبری انقلاب را جهت برپایی عدالت اجرا بکنید، وگرنه روزی فرا خواهد رسید که باید هزاران جهانشاهی (طلبه عدالتخواه سیرجانی) را به زندان بفرستید!
* همین مطلب در سایت خبری مذهبی، تحلیلی رهوا
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/05/21
ساعت : 21:14
| |
جوانان عزیز فرانسه سلام خبر شورش عظیمتان را در اینجا خواندم؛ شوری که شما در کشورتان ایجاد کردید وصف ناپذیر است کاش من آنجا بودم و این لحظات پرشور را از نزدیک مشاهده میکردم، امیدوارم که این درگیرها ادامه پیدا کند شما کشوری مستعد و غنی دارید، اما سردمداران جنایتکار کشور عزیز شما را از مسیر پیشرفت و تعالی دور کردند. امیدوارم که خود شما امورات کشورتان را در اختیار بگیرید و این حکومت عوام فریبتان را سرنگون کنید. فقط به فکر سرنگونی حکومت و دولت باشید نه کسی را بُکشید نه صدمه ای به جایی بزنید. هدف شما فقط و فقط سرنگونی حکومت و دولتتان باشد. به امید ظهور امام زمان ما و حضرت مسیح همه ی ما که بیایند و عدالت را در همه ی جای جای جهان برپا کنند. و ان شاءالله همه ی ما شاهد آن باشیم ظلمی در جایی نیست، جنگی در جایی نیست و گرسنه ای در هیچ جا نیست ...!
Dear young people of France Hello News Zymtan riot in here read; brininess that you have created your country is indescribable and I wish I was there, the intense moments, I see a close, I hope to continue this conflict-prone country and you have rich, but the forefront of criminal Profile your path of progress and excellence in round. I hope your affairs in your country and this government can offer Commons Frybtan to depose. Only think of you, not to overthrow the government and the government not drag someone somewhere to check damage. Your only goal the overthrow of the government and Dvlttan. The hope of the advent of Christ and Hazrat Imam of our time that we all come, and justice in place all around the world to establish. Sha’allh either all that we are not where we Zlmy, where war is not hungry in any place not ...!
بعد التحریر: متن انگلیسی را به دلیل کمبود وقت از ترجمه گر گوگل برداشتم شاید اشتباه داشته باشد، شما ببخشید، فکر میکنم اگر جوان فرانسوی آن را بخواند دست و پا شکسته چیزی منوجه شود.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/05/20
ساعت : 20:55
| |
1- وزارت آموزش و پرورش: پیشنمازی - حجت الاسلام حاج علياکبري - خانم سلطان خواه - خانم آلیا 1۰- وزارت دادگستري : کدخدایی - دکتر کوشا (دانشکده قضايي)- دکتر عزيزي - محمد رضا عليزاده - دکتر لاله
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/05/19
ساعت : 20:45
| |
سدحسن با اینکه خیلی دوستت دارم اما تو قد و قواره این حرفهایی که اینجا زدن نیستی ... !
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/05/18
ساعت : 20:30
| |
حضرت امام خميني (رحمه الله عليه) حفظ نظام اوجب واجبات است. جناب آقاي مرتضوي سلام عليكم
امضاء کنندگان: محمد آل حبیب، ناصر شیرزاده، دور اندیش، احمدرضا از اصفهان، روح الله امین آبادی، هستی عالی، کبری احمدی، نجمه قاسمی، وابن السبیل، مطرب، محمود کندلویی لاریجانی، زهرا.ن، ریحانه ذوالفقاری، صادق مرتضوی، سید مجتبی پیموده، مجتهد نجفی، حامد کرمی، واسعی، خرچنگ زاده، freshteh، مجید غریب، سارا مسعودی، فرزند انقلاب، سید بت شکن، کاظم، احمد از تبریز، سجاد اکبری، اتلو، شعبون استخونی، بشیر، قطره ای از دریا، وحید نصیری کیا، مهدی(چرا احمدی نژاد)، عباس سیاح طاهری، ابراهیم(ع)مصطفی(ص)، سید حمید بسیجی، ایرانی، سولدوز، احسان، حمید، سیدمرتضی، جانم فدای رهبر و میلیونها ایرانی دیگر ...
* تمامی وبلاگ نویسانی که مایل به امضای این شکوائیه هستند، باید روی عکس زیر کلیک کرده، نام و نام خانوادگی خود را همراه با آدرس وبلاگ ارسال کنند.
بازتاب: http://neda-jtdtd.posterous.com/1862855 http://slider.blogfa.com/post-388.aspx http://nayeney.parsiblog.com/MLink/?4007817
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/05/16
ساعت : 2:0
| |
مقدس نماهاي بي شعور ديروز مقدس نماهاي بي شعور مي گفتند دين از سياست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز مي گويند مسوولين نظام كمونيست شده اند! تا ديروز مشروب فروشي و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان براي ظهور امام زمان - ارواحنا فداه- را مفيد و راهگشا مي دانستند، امروز از اين كه در گوشه اي خلاف شرعي كه هرگز خواست مسوولين نيست رخ مي دهد، فرياد وا اسلاما سر مي دهند! ديروز حجتيه اي ها مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغاني نيمه شعبان را به نفع شاه بشكنند، امروز انقلابي تر از انقلابيون شده اند! حضرت روح الله (3/12/67)
"میلاد منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) مبارکباد" ادامه مطلب
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : پنجشنبه 1388/05/15
ساعت : 14:47
| |
زمان تبلیغات انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری "مهندس ثمره هاشمی رئیس ستاد هماهنگی های مردمی دکتر احمدی نژاد" با چند تن از دانشجویان دانشگاه شریف جلسه ای داشت که از قضا ما هم با دوستان حضور داشتیم، مهندس داشت از سفرهای استانی دولت می گفت و نظر مردم و خواست مردم، می گفت مردم ابراز محبت میکردند و می گفتند ما تا بحال ندیدیم رئیس یا مسئول استانی در هوای 50 درجه ای بیاید به شهر ما چه برسد به رئیس جمهور!، الان جمع کثیری از همان مردم شریف میگویند شما چرا ستاد انتخاباتی برای دکتر زدید، ستاد انتخاباتی احمدی نژاد در خانه های روستانشینان و مردم ستم دیده و مظلوم است. ثمره هاشمی ادامه داد: مردم ایران هوشیارند و خودشان تحلیل می کنند، خدمت رئیس جمهور بودم ایشان نقل می کرد: در سفر کرج خانمی نامه دستش بود ولی به علت شلوغی زیاد نمی توانست جلو بیاید گفتم راهش را باز کنید بیاید جلو، آمد و نامه را رساند دست من و همانجا روی رکاب ماشین ما ایستاد و خودش رهبری کار رو شروع کرد و به بچه ها می گفت نامه اون رو بگیر بیار، شما نامه ت رو بده و جمع آوری نامه ها رو مدیریت کرد ... . مردم رئیس جمهور را از خودشان و جنس خودشان میدانند. گاهی نامه می نویسند به آقای رئیس جمهور می گویند که آقای دکتر برا ما دختر خوب پیدا کن. اینطور جوونهای عزیز ما و مردم فهیم ما با آقای رئیس جمهور راحتند و ایشون رو از خودشون می دونند. یکی از دانشجویان از مهندس پرسید نظر آقای احمدی نژاد در مورد بانکداری اسلامی چیه؟ مهندس پاسخ گفت: یکی از آرزوهای اقتصادی ایشون این هست که سیستم اقتصادی و نظام بانکی کشور، اسلامی شود و شعار عدالت، دولت اسلامی و غیره اینها بحث ها و شعارهایی است که عوض نخواهد شد مگر اینکه محقق شود ، آقای احمدی نژاد قاطعاً و قویاً اعتقاد دارند که سیستم بانکی ما باید سیستم قرض الحسنه ایی شود. ثمره افزود:دکتر آمده است در میدان و از کار و طرحهای خودش در همه ابعاد یک تنه دفاع میکند. در دولت نهم همه مسئولین در کار خودشان تخصص دارند و تحصیلکرده کارشان هستند، اما چیزی که الان مهم است این است که ما باید به مدیریت اسلامی ایمان داشته باشیم.سیستم ها باید اصلاح شود و هم به سمت و سوی اسلامی شدن قدم بردارد. هرهفته آقای احمدی نژاد جلسه اقتصادی دارند هم با دولتی ها و هم اشخاص اهل فن بیرونی.حوزه جلسات اقتصادی در حال بزرگتر شدن است و هرهفته عضو جدید دارد که هم فکر با تفکر اقتصادی رئیس جمهور میشوند. ![]() یکی از دانشجویان دیگر در مورد بحث مفاسد اقتصادی و اقدامات دولت نهم سئوال پرسید؟ و مهندس پاسخ داد که: آقای احمدی نژاد معتقد به این هست که شروع مفاسد اقتصادی از زمان جنگ بود، حالا خود ایشون شاید در این مورد صحبت هایی در آینده بکنند و این فساد در دوره سازندگی شدیداً رشد پیدا میکنه و امثال مسئولین آن زمان بودند که خودشون رو مالک کشور می دونستند و علناً این مقوله رو بیان می کردند، واقعا این حرف ها را میزدند، در دوره سازندگی خیلی کم پایبند به اسلام و دین بودند و در دوره اصلاحات شدت بیشتری گرفت. اینها خیلی راحت زمین خواری و تعرض به بیت المال میکردند. زمین های 20 هکتاری، 100 هکتاری و غیره بود که در دولت نهم بازپس گرفته شد. آقای دکتر که آمدند گفتند حق مردم باید پس گرفته شود اما اینها آمدند و حاشیه سازی های فراوان کردند، اما الحمدلله این قضایا در این دولت پیگیری شد، نتیجه خوبی داشت و تا حدود زیادی حق مردم احیاء شده است. و اگر جایی تخلفی کشف بشود قاطعاً و یقیناً برخورد خواهد شد. در اواخر دولت هشتم آقایان تحت عنوان خصوصی سازی قیمت یک جایی رو که 70 یا 80 میلیارد تومان بوده اس را 10 میلیارد فروختن آن هم به صورت قسطی که مشکل خاص دولت شده بود. اینها در همین قالب خصوصی سازی خیلی جاها را به اطرافیان و نزدیکان خودشون فروختند بعد در زمان دولت نهم کارگرها و کارمندان اون رو اخراج کردند و برای دولت ایجاد بحران کردند و این زحمتکشان رو به بهانه کسری بودجه سمت بانک ها و وزارتخونه ها سوق می دادند تا بتونند از دولت تزریق مالی بگیرند. یکی از دانشجویان دیگر نسبت با برخورد این گونه مفسده ها و اینکه چرا وزارت دادگستری کار نمیکند؟ مهندس پاسخ داد وزارت دادگستری رابطه ای است بین دولت و قوه قضائیه، وزارت دادگستری هیچگاه در امورات حکم و برخورد موضوعیتی رو نمیتونه ابلاغ کنه اما در حال حاظر قوه قضائیه آمده و دارد همکاری لازم را میکند. یکی از دانشجویان دیگر نسبت به چند شغله بودن آقای الهام پرسید، آقای هاشمی پاسخ داد: سخنگویی دولت هم زیاد وقت گیر نیست و چون آقای الهام در دولت حضور دارند و دارند کار حقوقی میکنند و تمام مصوبات رو می دونند برای همین سخنگوی دولت شدند و ریاست ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز هم یک جای تشریفاتی هست و کار خواستی صورت نمی گیرد. دانشجوی دیگری انتقاد از وضعیت فرهنگی کشور کرد و آقای ثمره هاشمی ضمن اینکه تا حدودی انتقاد وارده را قبول کرد، اضافه کرد که خود کارکرد دولت یک کار فرهنگی ست، نمایشگاه کتاب دارای یک رکور جهانی شد که کار وزارت ارشاد دولت نهم بود، توجه به حوزه های علمیه، افزایش تعداد دانشجویان و 70 جلسه مشترک هیئت دولت با روحانیون ، جلسه مشترک دولت با نخبگان و اقدامات دیگر، کدام دولت بود که با ائمه جمعه کشور جلسه مشترک داشته باشد؟ خلاصه اینکه بنده معتقدم که در هر حوزه ای از دولت نهم وارد بشویم افتخار آفرین است.
همین مطلب در {خردنیوز}
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/05/14
ساعت : 17:18
| |
پیرامون جلسه دادگاه عوامل کودتاچیان در جمهوری اسلامی ایران یک بحث وجود دارد و آن هم تشکر فراوان از جناب محمدعلی ابطحی؛ وقتی داشت از پشت پرده اقدامات هاشمی رفسنجانی،خاتمی و میرحسین موسوی حرف می زد یاد مناظره احمدی نژاد با میرحسین موسوی افتادم، صبحت های سید در جلسه دادگاه شبیه به آن شب های قشنگ مناظره احمدی نژاد شده بود، با این تفاوت که این بار "چیز" گفتن 30 برابر شده بود! به نظر من عطریانفر صادقانه صحبتی نکرد فقط خطابه خوبی داشت، اما محمدعلی ابطحی صادقانه و بدون هیچ واهمه ای حرفهایش را گفت، و از پشت پرده اقدامات اصلاحات و منافقین، استکبار و سه ضلع ناامنی در کشور با استناد به ایراد سخنرانی پرداخت، باید شخصی مثل ابطحی را ستود، امروز این شیخ عزیز مبدل به یک اسطوره واقعی شده است، کسی که بر اندام تارعنکبوتی اصلاحات و مافیای زر و زور لرزه بیاندازد قطعا و یقیناً برای ما اسطوره است. اگر وی به اعترافات صادقانه تر و بهتر بپردازد مطمئناً به چهره ای تبدیل خواهد شد که امثال من دوستش داشته باشند. بنده امروز اعتراف میکنم که او را کمی دوست می دارم. من به این معتقدم اگر ابطحی توبه نماید و از گذشته خود اعلام برائت بجوید و از چهره ی واقعی و اصلی خاتمی، موسوی، هاشمی و هر خائن دیگری پرده بردارد، پدرش را نصیحت کند که به اقدامات کذایی اش (که قصه ی مجزا و مفصلی دارد) پایان دهد، با سران منافق و اصلاحات قطع رابطه کند و از امتحانات با سربلندی و نمره 20 بیرون بیاید از دید ما مثل نوزادی می شود که از نو متولد شده است. ابطحی شایسته تغییر است و من امیدوارم این اتفاق رُخ بدهد.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/05/13
ساعت : 16:42
| |
آقای هاشمی لب دریا خوش گذشت، اصلا مهم نبود که تو توی مراسم تنفیذ حضور داشته باشی، همون بهتر که نبودی، اصلا مهم نبودی ... همین!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/05/12
ساعت : 14:6
| |
هاشمی رفسنجانی، خاتمی و میرحسین موسوی،سه ضلع نا امنی در کشور لقب گرفتند، اعترافات تکان دهنده عوامل کودتا مسیر جدیدی را افتتاح کرد.
این سه یار غار (هاشمی رفسنجانی، خاتمی و میرحسین موسوی) باید به ۵ دلیل محاکمه شوند: ۱- طرح مطلب ترور رهبری فرزانه / ۲- توهین به رئیس جمهور و استناد به گزارشات پایگاه های صهیونیستی / ۳- تشویق مردم برای حضور در خیابان های شهر و سردادن شعارها صورتی، تهدید امنیت ملی و کشته شدن عده ای بی گناه در این بین / ۴- تشویق طرفداران و تحریک مردم برای حمله به مراکز نظامی ، عمومی ، و زیان رساندن میلیاردی به بیت المال / ۵- همنوا شدن با استکبار و منافیق
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/05/11
ساعت : 18:39
| |
یکی از محورهای مهم و اصلی سخنان امروز دکتر احمدی نژاد در جمع اساتيد بسيجي اشاره به موضوع این چند روز گذشته بود که بر خیلی ها سخت گذشت. ... * با این جمله دکتر اشک از چشمانش سرازیر میشود ! پدرم با من تماس می گیرد و بعد از احوال پرسی می گوید صحبت های دکتر را دیدی، میدانی مفهومش یعنی چی؟! بدون اینکه منتظر باشد من جوابی بدهم خودش پاسخ می گوید، می گوید یعنی اینکه آقا جان اگر شما اشاره کنید جانم را برای شما خواهم داد. * مشروح خبر {لینک}
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/05/10
ساعت : 2:36
| |
چند روز پیش "شیرین عبادی" جان برکف وهابیون و بهائیون از آقای بانکی مون دبیرکل سازمان ملل درخواست کرده بود یا خودشون شخصاً به ایران سفر بکنند یا یک نماینده ای از طرف خودشون به ایران بفرستند، اما آقای بانکی مون این درخواست رو رد میکنند و شیرین عبادی مثل همیشه ضابع می شود. به قول معروف داداش سیاه ضایع شد! * مشروح این خبر {لینک}
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/05/09
ساعت : 20:26
| |
سيدمحمدعلي حسيني طي حكمي از سوي منوچهر متكي وزير امور خارجه به سمت دستيار ويژه و سخنگوي وزارت امور خارجه منصوب شد که هم اکنون وی برکنار شده و آقای قشقاوی این پست را عهده دار هستند. به گزارش ايسنا سيدمحمدعلي حسيني پيش از اين در حوزه هاي مختلف سياسي خاورميانه عربي و شمال آفريقا، آسياي مركزي و خليج فارس فعاليت كرده است. وي علاوه بر كارداري نمايندگي هاي جمهوري اسلامي ايران در امان، دمشق و تاشكند سمت دبيري شوراي مشاورين وزير امور خارجه را بر عهده داشته است و آخرين سمت وي مديركلي ارزيابي و نظارت وزارت امور خارجه بوده است. وی هم اکنون به عنوان معاونت حقوقی بین الملل وزارت امور خارجه مشغول به کار است، بنده سابقا این گزینه انقلابی، ولایی، جوان و ساده زیست را بارها در جلسات مختلف خدمت دوستان معرفی کردم. گرچه با زندگی نامه ایشان کاملا آشنا نیستم ولی دورا دور شناخت دارم. و حالا به نظر من او بهترین گزینه برای تصدی وزارت امور خارجه می باشد، قطعا کم کاستی هایی وجود خواهد داشت، ولی موفق خواهد بود ان شاءالله، خوب است آقای رئیس جمهور با شناخت خوب و عمیقی که از آقای حسینی کسب می کنند، ایشان را برای تصدی وزارت امور خارجه به مجلس شورای اسلامی معرفی کنند.
* بهترین گزینه برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
سایت خبری تحلیلی راه رجا: سیدمحمدعلی حسینی گزینه ای مناسب برای وزارت امورخارجه دولت دهم {لینک} / پایگاه خبری مذهبی،تحلیلی رهوا: بهترین گزینه برای وزارت امورخارجه دولت دهم {لینک} / وبلاگ رجایی زمان {لینک} / سایت خیری استقامت {لینک} / سایت پیروزی {لینک}
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/05/07
ساعت : 18:10
| |
اين بچهها معماگونه هستند در عين گريستن مىخندند و در عين خنديدن مىگريند. دل دريايىشان مطمئن و آرام است اما در عين حال امواج بيقرارىشان بيتابانه خود را به ساحل بلند سينههاى ستبرشان مىکوبد. اينان ذخيرههاى خداوند براى عصر آخرالزمان هستند برگزيدگانى که تاريخ، هزاران سال در انتظار قدومشان بوده است. شهيد سيد مرتضى آوينى
...
اين بار روي صفحه کمي آسمان کشيد ... حال آنانکه رفتند کاری حسینی کردند ما برای نبرد با اسرائیل غاصب آماده ایم، آماده ایم تا اسرائیل را از صفحه روزگار محو کنیم، از کودکی آرزو داشتیم با ابرقدرتهای بزرگ و جهانخوار بجنگیم ...
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/05/07
ساعت : 17:19
| |
همه ی دوستان بزرگوار روز بزرگ مراسم تحلیف و تنفیذ را از یاد برده اند ... ؛ باز هم یک عده ای کاسه داغ تر از آش شده اند ... کسانی که تا دیروز ولایت پذیری را به سخره می گرفتند امروز برای ما حرف از ولایت پذیری می زنند، تیتر امروز روزنامه مردم سالاری و خیلی های دیگر ... از ولایت پذیری حرف می زد!، خاک به دهنتان ۱۶ سال پیش کجا بودید ؟! حضرت آقا در این روز بزرگ حرفهای بسیار مهمی را ایراد خواهند.همچنین دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور ولایتمدار ایران اسلامی هم پشت پرده اقدامات اخیر را تشریح خواهند کرد. ان شاءالله فعلا همین!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/05/04
ساعت : 22:20
| |
![]() نامه ی حضرت آقا به احمدی نژاد در مورد لغو انتصاب آقای مشایی یک نامه خصوصی و محرمانه بود؛ نقش آقای لاریجانی،باهنر،توکلی،زاکانی و ... در انتشار این نامه ی مهم از کجا سرچشمه میگیرید؟ چه کسی بزرگان قم را دعوت کرد تا در خصوص مشایی به رهبری نامه بنویسند؟ چرا قالیباف در مورد مشایی از موضع تهمت وارد شد؟ چرا احمدی نژاد به نامه آقا دیر لبیک گفت؟ چه کسانی در خبرگان نامه ی منتشره را امضاء نکردند؟ چرا رسانه های خبری اصل موضوع را بایکوت کردند؟ چرا بعضی ها میخواهد بگویند احمدی نژاد باید به حرف ما گوش بدهد؟ و چرا طوری مطلب مینویسند که وانمود کنند اینها هستند که باید به دولت خط دهی کنند؟ و چرا طوری رفتار میکنند که انگار صاحب احمدی نژاد هستند؟ و هزاران چرای دیگر ... آزمون الهی سختی در پیش داریم ... اگر بگذارند از همه ی اینها خواهم نوشت ... همین برای هیچکس!
رهبر معظم انقلاب "اگر اختلاف سلیقهها با هواینفس مخلوط شد کار خراب میشود/نباید به کسی بیهوده تهمت زد" مصطفی زرقونی: حجت عقلی و حجت شرعی
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/05/03
ساعت : 19:35
| |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||