تبليغاتX
یادداشت های یک آقازاده، محمد آل حبیب
خانه | ایمیل | آرشیو

 

بسم الله الرحمن الرحيم

انا لله و انا اليه راجعون

آجرك الله يا بقيه الله

 

مقام معظم رهبري روز عاشورا روز عزاي حسيني شاهد بي حرمتي عده اي حرامزاده و حرام لقمه بوديم اين واقعه كه از سوي سران فتنه هدايت مي شد قلب ما را شكست و چشمانمان را پُر از اشك كرد.

معتقد به اين هستم كه تاريخ دارد تكرار مي شود آن روزها چقدر روزهاي تلخي بود اهل بيت(ع) چه صبري داشتند، امروز وقتي تنهايي مولايم امام زمان را لمس كردم هزاران بار بر خودم لعنت فرستادم، امروز وقتي غربت نائب امام زمان حضرت آيت الله العظمي خامنه اي را مشاهده كردم هزاران بار خودم را جويدم و امروز همه ي ما در برابر اين مشاهدات مسئوليم.

30 سال از انقلاب مي گذرد امثال ما كم كاري كرديم ما دنبال كارهاي خودمان بوديم، سرمان در لاك خودمان بود، به خوب و بد كاري نداشتيم و امروز كمي دير شد كه بخواهيم كاري از پيش ببريم. نا اميد نيستم اما از بزرگان گله مندم، گله مندم كه به مطالبات رهبري عزيز كه مطالبات مردم شريف ايران اسلامي است پاسخ نداده اند من از مديران مياني تا مديران ارشد لشكري و كشوري گله دارم، تا كي بايد آقاي ما غصه ندانم كاري هاي شما را بدهد، تا كي سكوت جايز است، تا كي مردم بايد به پاي نان بهم قرض دادن شما بسوزند.آنقدر اين مردم خوبند كه صبرشان زياد است اما لطفا شما حيا كنيد،آقاي علي لاريجاني و آقاي آيت الله لاريجاني فكري بكنيد چاره اي بينديشيد امروز شما در پيشگاه رهبري معظم در پيشگاه آن امام سفر كرده و در برابر ملّت پاسخگو هستيد. اگر نمي توانيد كاري از پيش ببريد كار را به خود مردم عزيز بسپاريد، ان شاءالله سران فتنه و تمام كساني كه دل مهدي فاطمه(س) و حضرت آقا را خون كرده اند به هلاكت برسند.

ان شاءالله همه ي ما و شما به راه راست هدايت شويم.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/10/08 ساعت : 9:21 | |

■ آزادانه مطالب را بنویسید ولی توطئه نکنید. (حضرت روح الله) +

 

■ من از " هفته نامه موج اندیشه " میخواهم بزرگواری کند و توطئه نکند هفته گذشته آقای صفارهرندی وزیر اسبق ارشاد را مورد هجوم قرار دادید این هفته به نیروی انتظامی هجمه کردید آینده چه خواهید کرد خدا می داند. برادران ما نیازمند اتحاد هستیم و به فرموده حضرت آقا باید جذب حداکثری و دفع حداقلی داشته باشیم لطفاً مراعات کنید.

ان شاءالله موفق و موید باشید.

 

+ حدود آزادی مطبوعات از دیدگاه امام خمینی (ره)


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/09/25 ساعت : 14:36 | |
چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم

خانه اش ویران باد

من اگر ما نشوم تنهایم

تو اگر ما نشوی خویشتنی ( ان شاءالله با توکل به خدا و تلاش های مستمر جهت روشن شدن افکار عمومی داغ رئیس جمهور شدن را بر دل قالیباف خواهیم گذاشت )

 

محمد باقر قالیباف شهردار تهران

 ■هیچگاه فکر نمی کردم محمدباقر قالیباف روزی به چهره ای منفور میان دوستان من تلقی شود، آنقدر از او نفرت دارند که حد ندارد. آقای اقتدارگرای دیروز و امروز و فردا که تند مزاجی شدیدی دارد و اعصابش ضعیف است هرزگاهی از شدت عصبانیت با افراد منقدش برخورد فیزیکی میکند ( ضرب و شتم خبرنگار )،او حرفهای رضاخانی می زند،تصمیم های رضاخانی می گیرد و اشتباهات رضاخانی می کند،آدم هایی از جنس آدم های رضاخان هم دور و برش ریخته اند،قالیباف کسی بود که بسیج ما را فلج کرد، عزت نیروی انتظامی ما را به لجن کشید و شهرداری تهران را به دزد خانه ای عظیم مبدل کرد و صد البته منکر نکات مثبت بعضی از کارهایش هم نخواهم شد، در امر باج دهی و خرید افراد حرف اول را می زند، شدیدا به فکر ریاست جمهوری دوره یازدهم است که اگر خدای ناکرده رأی بیاورد اسلامیت نظام و جمهوریت آن از بین خواهد رفت و مقام معظم رهبری مظلوم تر از دوران هاشمی و خاتمی خواهد شد.قالیباف چون چهره ای مستبد است برای همه ی گروه ها و طیف ها خطرناک و خطرآفرین خواهد بود این همان خط و مشی رضاخانی است که نه با ملی مذهبی ها می ساخت و نه با هیچ کس دیگر حرف فقط حرف خودش بود و بس! ، چشم های زاغ وی یادآور احادیث متعددی است که در آن فرموده اند "از کسانی که چشم های زاغ دارند دوری کنند" {لینک یک - لینک دو }

■ قالیباف در حوادث بعد از انتخابات بطور نامحسوس نقش موثری در آشوب های خیابانی داشت که به چند تای آن اشاره می کنم { جمع آوری زباله طبق اعلام رسمی شهرداری تهران ساعت 21 است که در موقع آشوب ها با 4 ساعت تاخیر جمع آوری می شده است – دستور به پیمانکاران مترو جهت استفاده از کارگران جهت سنگ پرانی – تامین سنگ آشوبگران – مامور کردن شهریاران جوان برای شعار نویسی در دیوار و کیوسک های تلفن و ... }

 

+ دعای همیشگی ما؛ خدایا داغ ریاست جمهوری قالیباف را بر دلش بگذار !

+ ان شاءالله از این پس در باب این موجود بیشتر خواهم نوشت !


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/09/13 ساعت : 17:55 | |

حجت الاسلام والمسلمین ناصر نقویان

اظهارات و توصیه های هفته گذشته علی مطهری در خصوص فراهم ساختن شرایط برای ازدواج موقت دبیرستانی ها با انتقاد گسترده کارشناسان و صاحب نظران این حوزه مواجه شد .

به گزارش جهان ، علی مطهری که گوی سبقت در موضع گیری و اظهار نظر کارشناسانه در عرصه های مختلف سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی را از همکاران خود در مجلس  ربوده است با توصیه های قابل تامل خود در زمینه میسر شدن امر ازدواج موقت برای نوجوانان دبیرستانی هفته گذشته به کانون توجهات رسانه ای مبدل شد . اگرچه تعطیلی چند روز اخیر تا حد زیادی این اظهارات جنجالی و توصیه های خاص را به حاشیه برد اما اظهارات علی مطهری آنقدر حساسیت برانگیز بود که با پایان تعطیلات بار دیگر در دستور کار رسانه ها قرار گیرد و به نقد و بررسی آن بپردازند .

با توجه به اهمیت این موضوع جهان بر آن شده است تا از نگاه کارشناسان و دست اندرکاران این حوزه موضوع ازدواج موقت نوجوانان دبیرستانی را نقد و ارزیابی کند و در اولین مرحله به سراغ حجت الاسلام والمسلمین ناصر نقویان رفت . متن زیر ماحصل گفتگوی خبرنگار جهان با این کارشناس حوزه دین و اجتماع است . 

حجت الاسلام والمسلمین ناصر نقویان با ابراز تاسف از وجود ارتباطات دختر و پسر در جامعه قبل از ازدواج، از اظهار نظرهای غیر کارشناسانه در رابطه باپیشنهاد ازدواج موقت برای سنین دبیرستان انتقاد کرد و گفت:من فکر می کنم ازدواج اولا نیاز به یک بلوغ دارد و صرفا مسائل جنسی مطرح نیست که بخواهیم برای دختر و پسرهای دبیرستانی نسخه بپیچیم.این نه با فرهنگ ما سنخیت دارد نه با عرف ما نه حتی با آموزه های دینی ما .
 
وی در ادامه گفت:اما صرف نظر از آموزه های دینی از نظر فرهنگ وعرف کدام دختر یا پسر دبیرستانی را دیده اید که زن گرفته یا شوهر کرده باشد؟ اگر بخواهیم بگوییم دختران و پسران که با هم ارتباط دارند!باید بگویم این به فرهنگ خانواده بر می گردد.در همین جامعه ما چه بسیار خانواده هایی وجود دارند که در همین جامعه زندگی می کنند و دختر پسرهای دبیرستانیشان هم با هم هیچ رابطه ای ندارند اینجا لازم است که ابتدا خانواده ها را تقویت کنیم.چون این بچه ها در دبیرستان عمده فعالیتهای فکری و ذهنی و عملی خود را باید معطوف درس و کلاس و آماده شدن برای دانشگاه و یا ورود به یک عرصه اجتماعی باشد. نه اینکه ما از کلاس اول یا دوم دبیرستان بخواهیم ذهن این بچه ها را به سمت رابطه های اینچنینی بچرخانیم و مشکلات بعدی که بوجود می آید از اساس این کار غلط است. 

نقویان در ادامه گفت:باید به خانواده ها هشدار دهیم که مراقب بچه ها باشند که یک بخش این مراقبتها نیاز به حل مسائل اقتصادی دارد.یعنی پدری که مجبور است برای تامین اولین نیازهای زندگی در روز 2یا 3شیفت کار کند متوجه نمی شود دخترش کی می رود؟ کی می آید؟ یاکجا می رود؟پدر صبح که از منزل بیرون می رود پسر یا دخترش خواب هستند شب بر می گردد هم خواب هستند.بنابراین از اتفاقاتی که این وسط می افتد بی خبر است.مشکل این آدم هم این است که برای حل مشکلاتش مجبور است چند شیفت کار کند پس یکی از مسائل مهم معیشت خانواده ها و مسائل مالی خانواده هاست و صرفا یک مسئله فرهنگی نیست.البته خانواده هایی هم وجود دارند که در عین تامین بودن از لحاظ مالی, از این مشکلات هم دارند.اینجا چهره فرهنگی خودش را نشان می دهد و این خانواده ها با مراقبت از فرزندشان محبتهای خانوادگی و ... این مشکلات را حل کنند. 

وی در ادامه اضافه کرد: اما در سنین بالاتر از دبیرستان,یعنی 21یا 22سال به بالا که البته زمان ازدواج هم هست ,در این سنین هم ازدواج موقت نسخه آماده شده اسلام برای 5/1میلون جوان دم بخت نیست. یعنی آیا ما در مقابل این 5/1میلیون پسر دم بخت همین تعداد دختر برای ازدواج موقت داریم؟ آیا کسی حاضر می شود دختر خود را 6ماه به عقد یک آقایی درآورد دوباره 6ماه بعدبه عقد یک آقای دیگر؟ اسلام هرگز چنین نسخه ای نپیچیده است.ازدواج موقت ضرورت وفلسفه اش مربوط به جای دیگر است.

نقویان در ادامه گفت: وقتی پسر و دختر بدور از چشم پدر و مادر با یکدیگر ارتباط دارند ,گاهی تلفنی, گاهی حضوری, وحتی گاهی در خلوت ,این گفته می شود گناه آلود است وباید فکری به حال آن کرد. حالا خانواده باید ببیند دختر و پسر اگر بهم علاقه دارند, خانواده دختر ببیند اگر پسر.پسرخوبی است هرزه نیست بیکار, تنبل, معتاد نیست, خانواده محترم دارد,در مقابل خانواده پسر هم ببیند اگر دختر, پاک و پاکدامن است ,عفیف است, خانواده دار است, بیایند این دختر و پسر را به عقدهم درآورند. عقد دائم نه عقد موقت. 

نقویان در ادامه گفت:حالا ممکن است این سئوال پیش بیاید که این پسر کار ندارد درآمد و خانه ندارد چه باید کرد؟ جوابش این است که این پسر اگر 4سال طول بکشد که روی پای خودش بایستد طی این 4سال چه کسی هزینه های اورا میدهد؟خانواده. هزینه دختر را چه کسی می دهد؟ خانواده.حالا وقتی این دو جوان به عقد هم در آمدند این دو خانواده بیایند هزینه های این زوج را بپردازند ضمن اینکه فعلا هم چیزی از آنها نخواهند. از پسر خانه و عروسی و ... نخواهند.اعتقاد به خدا هم همین جاها خودش را نشان می دهدو خدا هم که در قرآن قول داده که کمک می کند.پسر و دختر فعلا باهم باشند احساسات و عواطف و غرایضشان فروکش کند با هم به آرامش برسند ولی مواظب باشند دارای فرزند نشوند رابطه هایشان با کنترل باشد.خانواده ها هم کمک کنند. 

وی در ادامه گفت:پسر هم وقتی بداند زن دارد اگر یک ریال هم بدست بیاورد پس انداز می کنداگر لازم باشد بنایی هم می کند برای اینکه پولی بدست بیاورد تا همسرش را خوشحال کند.این دختر هم وقتی فهمید این پسر مرد زندگیش است و ایده آل زندگیش است با او به آرامش می رسد و حواسش را جمع می کند ضمن اینکه در خیابانها ول نمی چرخد برای ایجادیک طمع برای دیگران.خانواده ها هم کمک می کنند زندگی هم با گناه شروع نمی شود فردا هم آبروریزیها و حسرتها وندامتها هم پیش نمی آید. 

نقویان در ادامه از مراکز فرهنگی ورسانه ها وسازمانهای مسئول خواست تا یک تحقیقات میدانی انجام شودو مشخص گرددکه اولا این دوستیها که منجر به ازدواج نمی شود چه خطراتی دارد؟ وثانیاکسانی که این دوستیها را داشته اند وازدواج کرده اند چقدر منجر به طلاق شده است؟ودر کل عاقبت به خیر نمی شوندوثالثا کسانی که الان دستشان به دهنشان می رسد اول ازدواج چی داشته اند؟چنددرصد مردم قبل از ازدواج وضعشان خوب بوده وبا ازدواج وضعشان بدتر شده است؟خدا هم در قرآن در سوره نور می فرماید "ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله" اگر فقیر باشند نترسند با فضلم به اینها کمک می کنم.
این کارشناس امور دینی در ادامه , نقش رسانه ها به خصوص تلویزیون را در این مهم بسیار سنگین وحساس خواندو گفت:رسانه ها به جای اینکه صرفا بیایندبه یک ارتباطی تحت عنوان ازدواج ودوستی آنهم اینگونه بصورت باز بپردازند,بررسی این نوع معضلات را به شکل درست و در قالبهای گوناگون مانند فیلم, گفتگو, سخنرانی ,مناظره وتبلیغات وحتی در قالب عبرت, نشان دادن دادگاهها, نشان دادن واقعیتها و نترسیدن بیان نماید. 

وی در ادامه گفت :مگر باید فقط شوک و آژیر و ... برای معتادین و بزهکاران نشان دهیم.اینها چنددرصد جامعه راتشکیل می دهند.اکثریت مردم جامعه ما افراد فهمیده پاک سالم و نجیبند.این افراد را درست اداره نمی کنیم, بزهکار می شوند آن موقع باید قوه قضاییه و پلیس و ... را تقویت کنیم.من همیشه به دولت گفته ام اگر برای تربیت درست انسان از طریق آموزش و پرورش و تبلیغات و ... درست هزینه کنیم نیازی نداریم چندین برابر برای جلوگیری از این بزهکاریها هزینه کنیم.یعنی اگر به یک معلم یا یک پدر برسیم که نخواهند برای امرار معاش خود شغل دوم وسوم انتخاب کنند , جلوی خیلی از این ناهنجاریها گرفته می شود. 

نقویان در ادامه گفت:من خجالت می کشم وقتی سوار آژانس میشوم می بینم راننده یک بازنشسته است یعنی کسی که 30سال خدمت کرده ساعت 1نصف شب که باید در کنار خانواده باشد برای امرار معاش مجبور است کار کند .اگر رسانه این واقعیتها را به فرهنگ تبدیل و درست پخش کند بخش اعظمی از مشکلات جامعه رفع خواهد شد.
حجت الاسلام والمسلمین نقویان در ادامه ضمن انتقاد از اظهارات افراد غیر متخصص در مورد ازدواج موقت گفت:اولا همه علوم به سمت تخصصی شدن پیش می رودو من به عنوان یک طلبه حق ندارم در مورد سایر علوم مانند فیزیک و شیمی و زیست شناسی و طب و دندانپزشکی و ... نظر بدهم ,در مورد مسائلی هم که پایه واساس دینی نیاز دارد به یک متخصص وکارشناس دین هم احتیاج داردافراد به صرف اینکه یکی دو تا کتاب ویا مجله خوانده اند به خود اجازه دخالت تخصصی ندهند. ثانیا حتی یک موضوع ممکن است چند شاخه وبعد داشته باشد مثلا یک بعد اجتماعی داشته باشد که یک جامع شناس باید نظر دهد گاهی یک بعد دینی دارد یک کارشناس دین باید صحبت کندگاهی یک بعد اقتصادی دارد که نیاز به یک اقتصاددان دارد و ... من از نمایندگان محترم وحتی سایر اقشار خواهش می کنم در موضوعی که در جامعه می تواند معضل ایجاد کندصحبت نکنند.حتی ممکن است افراد شیاد از این قضیه سوءاستفاده کنند و بگویند فلانی گفته صیغه وما صیغه کردیم وبردیم. 

نقویان درپایان گفت: آیا حاضرند فردا برای دختر خودشان چنین اتفاقی بیفتد. رسانه هم باید با این مسائل کارشناسانه تر برخورد کند و با افراد متخصص و با تجربه مشاوره کند و در نهایت توسط کسی در رسانه مطرح شود که نفوذ کلام بیشتری در جامعه دارد.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/09/09 ساعت : 10:2 | |

روز عرفه

یک تکه از آسمان را خوب حفظ کردیم

که وقتی تو نبودی

بتوانیم از حفظ بخوانیم

این برای آن روزها کافی بود.

 

 

وقتی فرستاده ات تو را مي گويد: «وَتَجْبُرُ الْکَسیرَ» و بعدترَک می خواهد دعایش را برطرف کنی،
من هم کم کمَک باورم می شود تو حتي می توانی استخوان دردها و کوفتگی های تن و روح خسته ی این مردمان زنده را مرمت کنی،
باورم می شود که تو بهتر از ما می دانی ظاهر زیبا و باطن پوسیده چیست؟ پوکی استخوان چیست؟
تو بیشتر و خوب تر می دانی که اضافه ی وزن، استخوان تو خالی را در هم می شکند، می ریزد، نابود می کند...
آن وقت باید رفت دنبال پلاتین گشت و پیچ و مهره! و حتي تر كشف قرص هاي راديواكتيوي!!

مي دانم كه مي بيني حال نداشته ي اين روزهاي مردم شهر را. مي بيني چقدر حالشان خراب است؟ مسمومشان كرده اند و من به همه گفته ام كه چيز!خور شده اند كه حرف حساب و بي حساب به خرجشان نمي رود كه هواي آلوده و از قضا پرفشار، گوش هايشان را كيپ كرده كه...

ببين عزيزم! خودت حرف گذاشتي دهانمان و يواشكي يادمان دادي كه اسمت دوا است،‌ حالا تو را به همه ي نام هاي اختصاصي ات قسم، بیا و به ما هم بگو با این همه دردی که حس نمی کنیم و روحی مُسکن خورده و لَخت، با این وزنه های سنگین که به دوش انداخته ایم و هیچ بفکر كمر خم شده از وسط و زانوهای پیچ و مهره ای و داروهاي كشف نشده نيستيم؛ تو بگو
تو بگو چطور نشکنیم زیر این همه بار؟ چطور بیش از این نپوسيم و نريزيم؟
فقط لطفاً لطفاً لطفاً موقع گفتن؛ گوش شنیدنمان را بازِ باز كن حتي تر اگر ته دلمان حواسمان به صداي تو نبود و داشتيم ریزه ریزه آب مي شديم تا یک کلام بگوییم:
بگذار دعایمان از شفتین بالاتر رود، بگذار بیاید تا آن جا که مستجاب شود، که بماند اثرش تا هروقت که تو می دانی و طبق معمول ما نمی دانیم؛
نگذار بشکنیم و خورد شویم
نگذار از هم بپاشیم
که می ترسم این بار تنها لَختی دردآورمان شود بیش.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : پنجشنبه 1388/09/05 ساعت : 13:37 | |

شهید حاج احمد کاظمی

" دو هفته پيش شهيد كاظمى پيش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: يكى اين‏كه دعا كنيد من روسفيد بشوم، دوم اين‏كه دعا كنيد من شهيد بشوم. گفتم شماها واقعاً حيف است بميريد؛ شماها كه اين روزگارهاى مهم را گذرانديد، نبايد بميريد؛ شماها همه‏تان بايد شهيد شويد؛ وليكن حالا زود است و هنوز كشور و نظام به شما احتياج دارد. بعد گفتم آن روزى كه خبر شهادت صياد را به من دادند، من گفتم صياد، شايسته‏ى شهادت بود؛ حقش بود؛ حيف بود صياد بميرد. وقتى اين جمله را گفتم، چشم‏هاى شهيد كاظمى پُرِ اشك شد، گفت: ان‏شاءاللَّه خبر من را هم به‏تان بدهند!

فاصله‏ى بين مرگ و زندگى، فاصله‏ى بسيار كوتاهى است؛ يك لحظه است. ما سرگرم زندگى هستيم و غافليم از حركتى كه همه به سمت لقاءاللَّه دارند. همه خدا را ملاقات مى‏كنند؛ هر كسى يك طور؛ بعضى‏ها واقعاً روسفيد خدا را ملاقات مى‏كنند، كه احمد كاظمى و اين برادران حتماً از اين قبيل بودند؛ اينها زحمت كشيده بودند.

ما بايد سعى‏مان اين باشد كه روسفيد خدا را ملاقات كنيم؛ چون از حالا تا يك لحظه‏ى ديگر، اصلاً نمى‏دانيم كه ما از اين مرز عبور خواهيم كرد يا نه؛ احتمال دارد همين يك ساعت ديگر يا يك روز ديگر نوبتِ به ما برسد كه از اين مرز عبور كنيم. از خدا بخواهيم كه مرگ ما مرگى باشد كه خود آن مرگ هم ان‏شاءاللَّه مايه‏ى روسفيدى ما باشد.

ان‏شاءاللَّه خدا شماها را حفظ كند. "

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در مراسم تشييع پيكرهاى فرماندهان سپاه  21/10/1384

+ ۱- http://hajahmadkazemi.blogfa.com

2- http://www.shahidkazemi.ir/default.aspx

ســــــــوم: دلـــــم واست تنـگ شـده سـ !

 

چهارمین سالگرد شهادت حاج احمد کاظمی و یاران: 4 آذر ساعت 18:30 ، تالار وزارت کشور


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/09/02 ساعت : 18:55 | |

علی کردانآقای علی کردان سلام؛ امیداورم حالت خوب شود امروز یک عده پشیمان که از پشت پرده استیضاح شما آگاه نبودند دارند برای بهبودی حال وخیم شما دعا میکنند. آنها نمی دانستند که این طراحی زمین بازی از سوی لاریجانی بوده است که ما هم در آن بازیکن شدیم. به نجابت و صبوری شما قبطه می خورم و دلم برای یک عده می سوزد که ندانسته چه کردند، آن روزی که بعضی بیکار بودند با رایزنی های شما سرکار آمدند و صدا و سیما پناهگاهی شد برای آنها را من به یاد دارم آن روزها دولت اصلاحات بود و آدمهای خاص خودش ... قطار قطار آدم آورده بودند و جناح راست فلج و غافل شده بود ...

همه ی آنها بعد ها مجلس نشین شدند و همان ها نمک خوردند و نمکدان شکستند.

ان شاءالله همه ی ما عاقبت به خیر شویم.

 

+ کردان رستگار شد ...  (وبلاگ بسیج جهانی)

 

***

اناالله واناالیه راجعون

با نهایت تاسف و تالم دقایقی پیش با خبر شدم که حاج علی کردان وزیر اسبق کشور دار فانی را وداع گفتند، اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده معظم ایشان مخصوصا آقا مرتضی کردان، برای آقای کردان طلب آمرزش و مغفرت از درگاه خدای متعال را مسئلت می نمایم.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/09/01 ساعت : 14:29 | |

دیشب آرشیو نوشته های علیرضا را میخواندم، تازگی ها از درد خیلی چیزها حرفهایش را میخورد و رازش را ناخواسته و از سر فشار بعضی از مسائل برای اهل دل بازگو می کند (تا بحال سه نفر) ... البته قول داده است که دیگر جایی از رازش حرفی به میان نیاورد ...

او دقیقا در این مواقع دوست داشتنی می شود ولی حیف که اهل فریاد نیست تا دادی بزند ...

یکی از نوشته هایی که سابقا در این وبلاگ نوشته بود را دوباره اینجا میگذارم تا ایام نفسی بکشد ...!

 

 

آقای پدر سلام؛

امیدوارم حال شما خوب باشد و از کارهای بد من نارحت نباشید.(خودم میدانم که مامان منصوره همیشه چغلیم را میکند)دیروز خانم معلممان گفت:علیرضا گریه نکن بابایت بر میگردد.ولی آخر من که برای شما گریه نمیکردم،همه اش تقصیر سید محمد است.هسته های آلبالو خشکه اش را فوت میکند به من،دفتر مشقم را هم کثیف کرد،از همه بدتر آلبالو خشکه ها بود که لو رفتند،فردا قرار است خانوم ناظم بازرس بفرستد جهت تفحص،خدا کند که بفرستندمان شورای امنیت،به هر حال انشاءالله بیایید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

اگر خانم ناظم نفرین هم میکرد آلبالوها را پیدا نمیکرد.دیروز همه اش را با سیدمحمد خوردیم.حتی هسته هایش را،شما نگران نباشید.مامان منصوره هم خوب است،سلام میرساند و میگوید کی مرخصی میگیرید بیایید،عملیات که تمام شدحداقل نامه بدهید 20 تومان هم در پاکت میگذارم تا تمبر و کاغذ بخرید.پول تو جیبی هایم است که جمع کرده ام،نگران نباشید از کیف مامان برنداشتم.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

امیدوارم حال شما خوب باشد،دیروز خانم معلممان گفت:علیرضا گریه نکن،باز سید محمد هسته ای شده؟ولی من کاری به هسته های آلبالو خشکه نداشتم من برای شما گریه میکردم،اگر شما می آمدید خانم ناظم و خانم مدیر از شما میترسیدند و مرا الکی دعوا نمیکردند.اصلا مگر سعید پسر خانم ترابی که ناظم است آلبالو خشکه نمیخورد،من دیدم که آلبالو خشکه خورد آن هم چهارتا،تازه هسته هایش را هم انداخت تو جیبش تا هیچ کس نبیند.پس کی میایید؟

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

حال شما خوب است خدا را شکر،فردا امتحان املاء داریم،مامان نمیتواند برای من املا بگوید چون آنقدر خیاطی میکند که با چشمهایش نمیتواند نوشته ها را درست بخواند،دلم میخواست یک املا هم شما برای من مگفتید.ماجرای آلبالوها و هسته هایش را هم فراموش کنید.این صدام نمیخواهد برود تا شما بیایید.بابای همه بچه ها آمده اند فقط شما نیامده اید،پس کی میایید؟

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

اگر نمیخواهید جواب نامه هایم را بدهید،اقلش 20 تومان پولم را پس بدهید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

خانم معلممان هم دیروز با من گریه کرد.او همیشه میگوید نگران نباش بابایت می آید.خیلی کیف داشت تا حالا گریه اش را ندیده بودم.

پسرتان علیرضا

 

آقای پدر سلام؛

از امروز دیگر برایم مهم نیست که جواب نامه هایم را ندهید.20 تومان هم مال خودتان،از کیف مامان برداشتم فقط کاشکی یادتان باشد علیرضایی هست که پسرتان است،مامان میگوید دیگر بزرگ شده ای تو هم باید بروی جنگ،ولی اگر من بیایم پیش شما مامان خیلی تنها میشود.

پسرتان علیرضا

 

آقای پدر سلام؛

شما در جنگ تلویزیون ندارید؟خانم معلم میگفت ندارید،خیلی حیف است که کارتون پلنگ صورتی را نمیبینید،مقش هایم را هم نوشته ام و تلویزیون میبینم نگران نباشید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

خانم معلم این دفعه گریه نکرد،گفت گریه هایم الکی است باید مقش هایم را مینوشتم نه اینکه پلنگ صورتی ببینم.مامان هم تلویزیون را خاموش کرده،خوش به حالتان که تلویزیون ندارید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

دیگر حتما باید بیایید،تلویزیون نشان داد که صدام را گرفته بودند تازه کلی ریش داشت اگر نیایید حتما ... اصلا یادم نبود که شما تلویزیون ندارید.به هر حال دیگر باید بیایید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

لابد مامان دارد کور میشود املا که برایم میخواند همین طور غلط غلوط میخواند،وسطش هم گریه میکرد.لابد برای چشمهایش،این درس شهید هم چقدر سخت است.کاش خودت برایم میخواندی.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

خیلی بدی چرا دیشب که آمده بودی توی خواب مامان منصوره توی خواب من نیامدی؟مگر من پسرتون نبودم؟مامان منصوره میگفت:هر وقت او بیاید تو هم میایی جنگ اصلی هنوز نیامده!

پسرتان علیرضا

بابا سلام؛

خانم معلم امروز هم گریه کرد.همه بچه ها هم گریه شان در آمد،خانم معلم گفت:مطمئن باشید او می آید کاش او بیاید.

پسرتان علیرضا

التماس دعا


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/08/22 ساعت : 1:54 | |

 

امام خمینی (ره)

ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا هستیم. ننشینید باز جایی را آتش بزنند. اینها مرگ بر شوروی را مطرح می کنند تا آمریکا فراموش شود.

 

حضرت روح الله خمینی

صحیفه امام - جلد 15 - صفحه 29


ادامه مطلب

نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/08/13 ساعت : 18:6 | |

رحیم مشایی، رئیس دفتر رئیس جمهوراز صحبت های آقای مشایی پیرامون دوستی ما با مردم اسرائیل بسیار می گذرد، اما این قدر این سخنان بازتاب داشته است که هنوز که هنوز است دارند می گویند مشایی فلان حرف را زده است چرا طرد نمی شود، حتی عده ای که خودشان منافق هستند مشایی و خانواده اش را منافق خوانده اند، واقعا هجمه و بی انصافی در مورد رحیم مشایی بسیار ناگوار بود و نمی توان آن را اخلاقی نامید.

کسانی که الفبای دیپلماسی و سیاست جهانی را نمی دانند و بی خاصیت هستند، رسانه هایی که معلوم نیست از آخور چه کسانی ارتزاق می کنند ندانسته و نسنجیده بر مشایی و دولت احمدی نژاد تاختند، آنها نمی دانستند که معادلات از چه قرار است.

 

عقل من و آن چیزی که با ما با دوستان به نتیجه رسیدیم و در مورد آن تحقیق کردیم این است: " زمانی که دکتر احمدی نژاد با نطق های انقلابی خود جامعه جهانی را مجبور به سئوال از اسرائیل غاصب کرد، موضوع هلوکاست که اروپا را در نوردید و سایر موارد دیگر ... اینها داشت موجبات اتحاد داخلی اسرائیل را فراهم می آورد، این اتحاد باعث می شد تا لابی های گسترده همه ی سران این رژیم غاصب و غرب بر علیه نظام ایران تداعی و طراحی شود، اما مشایی خود را قربانی کرد تا معادلات بهم بریزد او سخنی را گفت که در آن برهه لازمیت خاص خودش را داشت اما هنوز که هنوز است مشایی زیر سئوال است به جرم این که قربانی بعضی از معادلات می شود "

 

+ ضمناً اینجانب حاضر به پاسخگویی در مورد هرگونه سئوال و شبهه در مورد شخصیت مهندس مشایی می باشم.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/08/08 ساعت : 15:6 | |

+ قبل نوشت - ولادت باسعادت سلطان، امير و ولي نعمت تمام ايرانيان، حضرت رضا (ع) مبارکباد. / پيامك تبريك ميلاد امام رضا {اس ام اس}

برگزيده‌ای از بيانات رهبر انقلاب پيرامون زندگی پربركت حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع)

امام رضا(ع)

پيام زندگى ثامن‌الحجج(ع)
پيام زندگى على‌بن‌موسى‌الرضا(ع) چيست؟ ما كه نبايد فقط به مرقد امام على‌بن‌موسى‌الرضا اظهار ارادت كنيم؛ او امام ماست، زندگى او براى ما درس است، از زندگى او بايد درس بگيريم؛ زندگى او براى ما يك پيامى دارد، آن پيام چيست؟ من آن پيام را در يك كلمه خلاصه مى‌كنم. بدانيد پيام زندگى پرماجراى على‌بن‌موسى‌الرضا عليه‌الصّلوةوالسّلام به ما عبارت است از مبارزه‌ى دائمى خستگى‌ناپذير.

                                                                       بيانات در جمع مردم مشهد در آستان مقدس رضوى 03/09/1363

خادم حرم
اگر آن امام معصوم اكنون حضور مى‌داشتند چه كسانى را براى خادمى خود انتخاب مى‌كردند؟ آيا جز متدين‌ترين، مؤمن‌ترين، صالح‌ترين و با اخلاص‌ترين افراد را؟ و آيا چه كسانى داوطلب اين امر مى‌شدند؟ قطعاً زاهدترين، عالمترين، برجسته‌ترين و پاكترين افراد به خدمت آن امام در مى‌آمدند و خاك آستانش را توتياى چشم خويش مى‌نمودند.

ديدار با خدام حرم مطهر امام رضا (ع) 06/01/1367

 

جزئی از باورهای ما
توى حرم امام رضا دو ركعت نماز خواندن ارزشش بيشتر از دو ركعت نماز توى صحن است و توى صحن بيشتر از توى آن فرضاً خانه يا منطقه‌اى است كه بيرون صحن است و خوب اين‌جا يك منطقه‌ى معنوى است، اين جزء باورهاى ماست، به همين ملاك خراسان و مشهد از بركات معنوى بيشترى برخوردار است و اين يك واقعيتى است. ما اگر تاريخ انقلاب را مى‌توانستيم بنويسيم، اگر گذشته‌ى اين مبارزه را مى‌توانستيم به ثبت دربياوريم و آن روزى كه به ثبت دربيايد، اگر كسانى اين كار را بكنند معلوم خواهد شد كه بركات خراسان و بركات اين بقعه‌ى مطهره در روند انقلاب ما چه قدر زياد بوده است.

بيانات در جمع مسؤولان استان خراسان 28/04/1365


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/08/05 ساعت : 16:45 | |

اپیزود قبل از آخر – میم مثل ملاهادی!

هادی غفاری (بحث در مورد ایشون مفصله) بعد از انتخابات در یک سخنرانی با حضور مهدی کروبی، "با توهین به نظام و رهبری (به توصیه دوست خوب و عزیزم "پیام فضلی نژاد عزیز" این قسمت ۸ خطی حذف شد) "

شیخ و ملا- خربزه نارس!

 

ملا و آیت الله- آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟!

هادی غفاری تنها چند روز بعد از این ماجرا با حضور در درس اخلاق (!!) آیت الله منتظری، به اتاق ملاقات های وی می رود تا دیداری خصوصی با آیت الله داشته باشد!( برای درک بهتر اخلاق سیاسی ملا هادی نیز اپیزود وسط را مورد تفحص قرار دهید!)

نکته جالب اینجاست برخی رسانه های منتقد نظام سالهای سال هادی غفاری را به واسطه اعمالی چون شایعه سیلی زدن به بازرگان ، کتک زدن و فحاشی به نمایندگان حامی نهضت آزادی در مجلس ، معمای قتل هویدا و... وی را ملاهادی غفاری خطاب می کردند اما بعد از این ماجرا وی در یک حرکت کاملا حرفه ای توسط همین رسانه ها به مقام آیت اللهی ارتقا یافت!

اپیزود آخر - نمایشگاه مطبوعات با طعم هفت تیر

عصر دیروز خبر حضور کروبی به نمایشگاه مطبوعات در خبرگزاری ها و سایتهای خبری منتشر می شود :" پس از ورود غیر منتظره کروبی به نمایشگاه عده ای با در دست داشتن بادکنکهای سبز به سر دادن شعار می پردازند که واکنش عده ای دیگری از مخالفان وی را به همراه دارد.همراهان کروبی که در حدود 50 نفر بوده و شعارهایی نظیر مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر روسیه، یا حسین میرحسین سر می دهند که این مساله باعث حضور تعداد زیادی از مردم در اطراف آنها می شود!از سوی دیگر جمعی از مخالفان کروبی با حلقه زدن دور وی با سردادن شعارهایی چون مرگ بر منافق، منافق برو بیرون و مرگ بر ضد ولایت فقیه به استقبال وی می روند."

نوه ی بهادرخان

جون داداش میزنما!

اون یکی نوه بهادرخان

آآآآآآییییی نفس کش!

تا اینجای کار مشکلی نیست و یک برخورد کاملا قابل پیش بینی رخ داده است اما ماجرا به اینجا ختم نمی شود. بعد از جمع شدن جمعیت و افزایش تنشها و هجوم مردم محافظان آقای کروبی با درآوردن اسلحه کمری و شلیک هوایی و استفاده از شوکرهای برقی مجهز به گاز اشک آور سعی در متفرق کردن مردم و به در بردن شیخ از مهلکه می کنند که این اقدام باعث تحریک بیشتر مخالفین و پرتاب لنگ کفش و برداشتن عمامه شیخ می شود! و تنها در چند دقیقه هم نمایشگاه مطبوعات برای اولین بار طعم هفت تیر کشی را در خود تجربه می کند و هم شیخ مهدی کروبی برای اولین بار طعم لنگ کفش را بر خود!

اپیزود وسط – تاریخچه اولین لنگ کفش سیاسی در ایران

در سال 62 و چند ماه مانده به انتخابات نهضت آزادی، خواهان آزادی انتخابات شده و پیشاپیش از احتمال ابطال و مردود بودن آن سخن می گوید. قرار بر این می شود که سمیناری با عنوان "سمینار تأمین آزادی انتخابات" در دفتر نهضت برگزار شود. حرف و حدیث ها در خصوص غیرقانونی بودن این سمینار بالا می گیرد، هاشمی رفسنجانی چندی بعد در گردهمایی سفرا و کارداران جمهوری اسلامی تصریح می کند: «نام این سمینار هم مفهوم مخالفت دارد؛ یعنی آزادی نیست و ما می خواهیم آن را تأمین کنیم.»

بهرحال مراسم چون مجوز قانونی ندارد لغو می شود جمعه همان هفته و در روز برگزاری برنامه، روزی که ابراهیم یزدی، صباغیان و توسلی سخنرانان اصلی سمینار در ساختمان نهضت حضور می یابند تا به قول خودشان مردم را از لغو شدن برنامه مطلع کنند. پلاکاردی از دیوار نهضت آویزان می شود که بر روی آن نوشته شده است:« با کمال تأسف به علت عدم موافقت وزارت کشور سمینار تأمین آزادی انتخابات برگزار نمی شود. نهضت آزادی ایران»جمعیتی در مخالفت با نهضت آزادی گرداگرد ساختمان نهضت حلقه می زنند و در نهایت هجوم به ساختمان کلید می خورد. سخنرانان برنامه ملغی، مضروب می شوند و برخی اسناد و مدارک و پرونده های نهضت از پنجره ها سرازیر خیابان می شود.ماجرا البته به همین جا هم ختم نمی شود. صباغیان که برای تشریح واقعه به عنوان سخنران پیش از دستور پشت تریبون مجلس قرار گرفته مورد هجمه برخی نمایندگان قرار می گیرد.

صباغیان درگیری ها را این گونه تشریح می کند: «مشت محکمی از طرف آقای اسدی نیا به گردنم خورد و بقیه نمایندگان نامبرده روی سرم ریختند و مشت و لگد بود که نثارم می شد... دیدم آقای معین‌فر بر روی زمین افتاده بود؛ صورتش ورم کرده و آثار ضرب زیادی در پای چشمش دیده می شد و آقای هادی غفاری فحش های بسیار رکیک و زننده و ناموسی نثار ما می کرد. بالاخره با دخالت آقایان انصاری راد، احمد ناطق نوری، زائری، عزت الله سحابی از حمله نمایندگان که عبارت از آقایان اسدی نیا، عابدین زاده، هادی غفاری، الله بهداشتی، عزت الله دهقان و... بود، جلوگیری نموده و آقای معین‌فر و مرا از مجلس بیرون بردند. در همین موقع که از سالن مجلس خارج می شدیم، کسی از پشت سر با کف دست محکم به سرم کوبید؛ برگشتم دیدم آقای هادی غفاری است...»

معین‌فر داستان حملات هادی غفاری را این گونه واگویه می کند: «حضار جلسه ملاحظه کردند که حدود 10 نفر از نمایندگان محترم بر سر آقای صباغیان ریختند و با ضربات مشت و لگد ما را مضروب و مصدوم کردند. خصوصاً حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای هادی غفاری با خارج ساختن کفش از پای خود و کوفتن های مرتب بر سر و صورت و بدن اینجانب گوی سبقت را از دیگران ربودند. ایشان همچنین فحش های عرضی و ناموسی زن، مادر و خواهر نثار من کردند که مستوجب حد است.»

 و این داستان البته در شعر مرحوم فخر الدین حجازی هم آمده است: «معین‌فر مقاوم چو پیلان مست/ به این سوی و آن سوی می برد دست/ که ناگاه غفاری خشمگین/ برآورد دستانش از آستین/ بزد مشت بر کله چاق تن/ که خون از سرش گشت فواره زن»

اپیزود بعد از اول – معمای یک قتل و پرتقال فروشی که پیدا نشد!

پیرامون قتل هویدا حرف و حدیث های زیادی وجود دارد. عباس میلانی در فصل آخر کتاب خود( معمای هویدا) هادی غفاری را عامل قتل هویدا معرفی می کند و ماجرا را اینگونه شرح می دهد:" امیر عباس هویدا مانند دیگر مسئولان رژیم پیشین اعدام نشد بلکه یکی از کسانی که از پشت سرش می‌آمد، دو تیر به گردن او زد که حجت الاسلام هادی غفاری بود. هویدا را از طریق یک راهرو به سوی حیاط زندان هدایت می‌کردند. در عکس‌هایی که از لحظات آخر زندگی هویدا در دست است حجت الاسلام هادی غفاری در فاصله کمی از او دیده می‌شود. هادی غفاری که در طول دادگاه در کنار هویدا نشسته بود و خیره نگاهش می‌کرد، همراه خلخالی و گروه کوچکی از پاسداران و روحانیون پشت سر هویدا گام می‌زد. به محض آنکه پای هویدا به حیاط رسید، هادی غفاری از پشت سرش آمد هفت‌تیری به دست گرفت و گلوی هویدا را نشانه رفت و دو تیر خالی کرد. هویدا به زمین افتاد. خون از رگ گردنش فواره می‌زد. هادی غفاری می‌خواست او را به مرگی تدریجی و پر عذاب بکشد. هویدا که می‌دانست زخمی مهلک برداشته، از شخصی به نام کریمی در صف همراهان خلخالی خواست که جانش را بستاند. کریمی هم ظاهراً از سر لطف تیر خلاص را به جمجمه هویدا زد."

هویدا- آخرین عکس

هویدا و هادی غفاری در دادگاه!

                         

بهادرخان و زندگی به شرط خنده!

عجب چیزیه لامصب!

در مورد چگونگی اعدام امیر عباس هویدا، ابراهیم یزدی در نواری که روی شبکه اینترنت پخش شده‌ است می‌گوید که هویدا پیش از صدور حکم اعدام به قتل رسیده بود. ابراهیم یزدی البته بنا به دلایلی(!) نام روحانی شلیک کننده را نمی برد اما ماجرا را اینگونه شرح می دهد: «زمانی که محاکمه مرحوم هویدا در زندان قصر شروع شد و می‌خواست بگوید در دوران ۱۴ ساله زمامداری نخست وزیری شاه چه اتفاقاتی افتاد و خاطرات خود را بیان کند، پس از این که جلسه دادگاه تنفس داده می‌شود وهویدا به راهرو می‌آید، یکی از آقایان روحانی که آنجا بوده و من مایل نیستم اسم ببرم (!)، در راهرو با هفت تیر کمری خود هویدا را می‌کشد و زمانی به خلخالی خبر می‌دهند که کار از کار گذشته بوده‌ است. هویدا را می‌برند روی صندلی می‌نشانند و عکس می‌گیرند و حکم اعدامش را قرائت می‌کنند و سپس او را اعدام می‌کنند. ولی در واقع او را قبل از اعدام کشته بودند.»

هادی غفاری البته بعدها بدون هیچ توضیحی تنها کسانی را که وی را عامل قتل هویدا معرفی کردند عده ای کاسبکار می خواند!

اپیزود اول – سخن آخر

 امام خمینی(ره) در سوم اسفند سال 67 در نامه ای که به منشور روحانیت مشهور می شود وصف حال برخی روحانیون را اینگونه تقریر می کند:

" آنقدر كه اسلام از اين مقدسين روحانى نما ضربه خورده است، از هيچ قشر ديگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلوميت و غربت اميرالمؤمنين- عليه السلام- كه در تاريخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقه‏ها را بيش از اين تلخ نكنم. ولى طلاب جوان بايد بدانند كه پرونده تفكر اين گروه همچنان باز است و شيوه مقدس مآبى و دين فروشى عوض شده است. شكست خوردگان ديروز، سياست بازان امروز شده‏اند. آنها كه به خود اجازه ورود در امور سياست را نمى‏دادند، پشتيبان كسانى شدند كه تا براندازى نظام و كودتا جلو رفته بودند. غائله قم و تبريز با هماهنگى چپيها و سلطنت طلبان و تجزيه طلبان كردستان تنها يك نمونه است كه مى‏توانيم ابراز كنيم كه در آن حادثه ناكام شدند ولى دست برنداشتند و از كودتاى نوژه سر در آوردند، باز خدا رسوايشان‏ ساخت."

اضافات:

- قصد نداشتم زیاده در مورد موضوعات سیاسی روز بنویسم، بعد از ماجرای اهانت هادی غفاری به رهبری خواستم در مورد شخصیت هادی غفاری پستی بنویسم که البته حرف هم برای گفتن کم نبود اما خب بدلایلی این کار رو نکردم، دیروز اما بعد از شنیدن ماجرای اسلحه کشی و تیراندازی هوایی محافظان کروبی در نمایشگاه مطبوعات و استفاده از شوکرهای برقی و.... اونم بعد از اینکه به کروبی تذکر داده شده بود که حضورش ممکنه باعث تشنج بشه دیگه سکوت رو جایز ندونستم! واقعا این حرکته؟!

- هفته پیش همین لنگ کفش توسط دوستان سبز به سمت صفار پرتاب شد و امروز همین کفش به سمت کروبی من نه این حرکت رو تایید میکنم و نه اون اما نکته ای که هست و چندان هم غامض نیست اینکه در ماجرای پرتاب لنگ کفش به سمت صفار کسی قبلش برای مخالفین اسلحه نکشیده بود!

- خیلی سعی میکردم سیاسی ننویسم ولی نشد! اگه هیچی نگیم مدعی ترین آدمها مجرم ترین آدمها خواهند شد! مگه اینجا تگزاسه آخه ؟!

- حسب الامر این پست رو قفل نمی زنیم تا بعضی منتقدین بیان بگن: "اگر دین ندارید آزاده باشید!!"

نویسنده: "ارمینه"


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/08/02 ساعت : 18:17 | |

صادق محصولی

مهندس صادق محصولی وزیر پیشنهادی رفاه و تأمین اجتماعی:

مهندس محصولی که از سرداران دفاع مقدس می باشد پیش از این مشاور ارشد رئیس جمهور و وزیر سابق کشور بوده است، وی در دوره تصدی مسئولیت وزیر کشوری از همه ظرفیت های و استعداد های خود استفاده کرد بطوریکه با مدیریت صحیح انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم از خود عملکرد قابل تحسینی به جای گذاشت و مورد ستایش و تمجید بزرگان نظام قرار گرفت. محصولی در حال حاظر با پیشنهاد بزرگان نظام و اصرار بیش از حد رئیس جمهور گزینه پیشنهادی وزارت رفاه و تأمین اجتماعی به مجلس شورای اسلامی است. این وزارتخانه که یکی از حساس ترین وزارتخانه ها محسوب می شود نیازمند یک مدیر کلان نگر در امور اقتصادی و خدمت رسانی می باشد. این دستگاه مهم کشور که یکی از خادمان بزرگ مردم شریف ایران اسلامی محسوب می شود دارای سازمان هایی همچون سازمان بهزیستی، سازمان بیمه خدمات درمانی، سازمان تأمین اجتماعی و سازمان بازنشستگی می باشد، با شناختی که از ظرفیت سازی ها و برنامه ریزی های آقای محصولی در دوران تصدی مسئولیت های پیشین است امیدواریم که از این مسئولیت جدید هم همچون مسئولیت های سابق سربلند بیرون بیایند. ان شاءالله نمایندگان محترم مجلس هم با رأی بالا یک خدمتگزار صادق و توانا را به کابینه دهم اضافه کنند.

علی ذبیحیدکتر علی ذبیحی وزیر پیشنهادی نیرو:

ذبیحی دارای مدرک دکترای مهندسی مکانیک کاربردی است وی عضو هیأت علمی دانشکده انرژی دانشگاه صنعت آب و برق می‌باشد و جزو اولین گروه اساتید مدیریت و بهینه سازی مصرف انرژی در ایران است وی و همکاران‌اش دوره‌های متعدد تخصصی مدیریت انرژی، برنامه ریزی انرژی را راه اندازی کردند که در نهایت منجر به ایجاد رسمی رشته دانشگاهی مدیریت انرژی در مقطع کارشناسی ارشد در سال ۱۳۸۰ شد. مدیران ارشد وزارت نیرو از شاگردان وی بودند. دکتر ذبیحی پیش از این عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین، مشاور رئیس جمهور در امور منابع انسانی و رئیس سازمان تامین اجتماعی بوده است.امیدوارم دکتر ذبیحی با رأی بالای نمایندگان مردم شریف در مجلس شورای اسلامی لباس خدمت به مردم را در وزارت نیرو بر تن کند.

 

حمید رضا حاجی بابایی

حمیدرضا حاجی بابایی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش:

حاجی بابایی سابقه نمایندگی مجالس پنجم و ششم و هفتم و هشتم از استان همدان را در کارنامه خود دارد وی سابقاً استاد دانشگاه تربیت معلم بود، شناخت چندان زیادی از وی ندارم اما رسانه های خبری حکایت از آن میکنند که وزارت حاجی بابایی با استانداری برادر دکتر رحیمی معاون اول رئیس جمهور در همدان شبیه به کاسه ای زیر نیم کاسه است!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/07/29 ساعت : 15:19 | |

hashemi rafsanjani

ما بالاخره نفهميديم هاشمي رفسنجاني خوب است با بد؟ اگر بد است كه كار يكسره كنيد اگر خوب است كه خب بگوئيد كه ما اينقدر با وي دشمني نكنيم، چقدر اين معادلات سياسي حال بهم زن است، من شخصا به سوابق ايشان يك احترام وي‍ژه اي قائلم و در بعضي از موارد هم خب انتقادي وارد هست بحث خانواده محترمشان و دوستانشان يكسري پيچيدگي هاي خاص خودش را دارد، بحث مثلث جام زهر پيچيدگي هاي خاص خودش را دارد، چه كسي جام زهر را به اما نوشاند مباحث خاص خودش را دارد، نامه تهديد آميز به رهبري حرفهاي خاص خودش را دارد.

 

آيا مردم بازيچه اند؟ آيا مردم نفهمند؟ آيا مردم از همه جا بي خبر هستند؟ آيا مالكيت نظام به عده اي خاص بسنده مي شود ؟ و مردم در سرنوشت آن نقشي ندارند؟ چه كساني مي خواستند به رهبري جام زهر بدهند؟ چه كساني رهبري را مظلوم تر از ديروز مي كنند؟ چه كساني خود را طلبكار نظام و ملت مي دانند؟ آيا مسئولين قدر مردم را مي دانند؟ آيا كسي به فكر فقرا هست؟ و هزاران آيا آيا و آيا ...

من نميدانم آيا ميشود به سخنان ديروز آقاي عسگري اولادي استناد كرد يا نه ، من نميدانم مي شود به صحبت هاي آقاي جواد لاريجاني استناد كرد يا نه ، من نميدانم ميشود به حرف هاي چند ماه گذشته آقاي قاليباف در جمع ستادهاي انتخاباتي استناد كرد يا نه ؟ و من هيچ نميدانم ...


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/07/27 ساعت : 16:26 | |

صبح امروز چند تن از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یک حمله تروریستی در استان سیستان و بلوچستان به شهادت رسیدند.

شهید شوشتری در کنار سردار شهید برونسیبه گزارش رجانیوز، سرادر شوشتری جانشین فرماندهی نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سردار محمدزاده، فرمانده سپاه سلمان، فرمانده سپاه ايرانشهر، فرمانده سپاه سرباز و فرمانده تيپ اميرالمومنين (ع) در جلسه سران طوایف بلوچ در پیشین از توابع شهرستان سربازدر یک انفجار انتحاری به شهادت رسیدند.

در این حمله تعدادی از سران طوایف بلوچ که قرار بود بخشی از امنیت مناطق مختلف سیستان و بلوچستان را بر عهده بگیرند نیز به شهادت رسیدند.

امنیت منطقه شرق کشور از چندی قبل به سپاه پاسداران واگذار شده بود.

مسئول روابط عمومي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نیز گفت: در اين حادثه علاوه بر سردار سرتيپ پاسدار نور علي شوشتري و سردار سرتيپ پاسدار محمدزاده، مرادي فرمانده سپاه ايرانشهر و علويان فرمانده تيپ اميرالمومنين سپاه سيستان و بلوچستان نيز به شهادت رسيدند.

سردار شريف با بيان اين که در اين حادثه تروريستي همچنين شمار ديگري از مردم منطقه از جمله چند تن از سران طوايف به شهادت رسيدند گفت: بيش از بيست تن از مردم منطقه نيز در اين حادثه مجروح شدند.

وي افزود: سردار سرتيپ پاسدار شوشتري که جانشين فرمانده نيروي زميني سپاه نيز بود پس از به عهده گرفتن مسئوليت قرارگاه عملياتي سپاه در جنوب شرق کشور در طول پنج ماه گذشته با برگزاري چند جلسه با مردم و سران قبايل و طوايف استان سيستان و بلوچستان، چگونگي تامين امنيت پايدار در شرق کشور را بررسي کرده بود.
سردار شريف گفت: مشارکت مردم منطقه در ايجاد امنيت پايدار در شرق کشور از اهداف مهم به شمار مي رود و شهيد شوشتري قرار بود صبح امروز در پنجمين نشست در شهر پيشين از توابع شهرستان سرباز استان سيستان و بلوچستان با مردم بومي منطقه و سران قبايل به گفتگو بنشيند.

گفته مي‌شود فردي حدوداً 21 ساله با منفجر كردن كمربند انتحاري خود در محل درب ورودي سالن تربيت بدني شهر پيشين محل برگزاريهمايش سران طوايف شهرستان سرباز، باعث شهادت جمعي از فرماندهان سپاه و حاضران در اين نشست شده است.

شهید محمد زاده( سمت راست) در کنار همرزمش شهید نوریاین در حالی است که در ماه های پس از انتخابات، حمله به سپاه پاسداران به یکی سوژه های اصلی برخی جریانات داخلی تبدیل شده است.

پیش از این نیز تعدادی از پاسداران انقلاب اسلامی در استان سیستان و بلوچستان به دلیل انفجار اتوبوس حامل آنها به درجه رفیع شهادت نایل آمده بودند.

سردار محمد زاده ماموریتش را کامل به انجام رساند

سردار رجبعلي محمدزاده که در عملیات کربلاي 4 و در حالی که بسياري از بسيجيانش به ديدار معشوق شتافته بودند،نيمي از پايش را در کنارنهر خين جاگذاشته بود، به دوستان و همرزمانش گفته بود: " برادران عزيز اگر 4 ليتر خونمان را در راه خدا اهدا نکنيم يعني ماموريت مان را کامل انجام نداده ايم ..."

سردار شوشتری محل شهادتش را پیش بینی کرده بود

در حالی که سرادر نورعلی شوشتری در ابتدای سال 88 مسئولیت تامین امنیت سیستان را برعهده گرفته بود،در محفلی با حضور دوستانش گفته بود که "از خدا خواسته ام اینجا محل شهادتم شود و دلم گواهی می دهد که خداوند آرزوی مرا برآورده خواهد کرد. بعد از احمد کاظمی و دیگر یاران من تنها شده ام و به همین خاطر انتظار شهادتم را می کشم. امیدوارم خداوند با شهادت من مشکلات این منطقه و معضلات آن را حل کند. "

اسامی شهدای طوایف بلوچ در انفجار امروز

برخیاز سران طوایف و ریش سفیدان منطقه کهدر این گردهماییبا حضورفرماندهان سپاه استان به منظور برقراری امنیتحاضر شده بودند، از جمله عارف برا فرزند حاج ولی محمد ، اسلام موحدی فرزند ابراهیم ، کلاتی دهقانی فرزند شنبه حاج ، شاهانی دهقانی فرزند صاحب ، پنج شنبه دهقانی فرزند گجیر و خدابخش دهقانی فرزند مراد بخش از طوایف منطقه به شهادت رسیدند .

+ در همین مورد : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807260287

به بهانه پیوند خون شهدای عشایر و سپاه (http://rajanews.com/detail.asp?id=38160)

+ در باغ شهادت باز باز است ...


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/07/26 ساعت : 15:43

دیروز خیلی اتفاقی احمد کارگر( معروف به احمدک ) را برای اولین بار دیدم، وبلاگش و نوشته هایش اصلا به جمالاتش مثل تُن صدا، تیپ، ساعت مچی، تسبیح، طرز تفکر، قَد و هیکل، خندیدن و چشمان سیاهش نمیخورد که صاحب "وبلاگ احمدک" باشد.

خلاصه اینکه ما دیروز کلی خوشحال شدیم و کلی هم نارحت حالا نارحتیش بماند، ولی خوشحالیمون این بود که بالاخره این یک الف بچه الف نیست یه ی هست واسه خودش!

 

+ ضمناً احمدک از طرف جنبش راه سبز به مقام شهادت نائل شد که در اینجا و اینجا و اینجا اصلا ماجرا را خودتان بخوانید.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/07/26 ساعت : 13:12 | |

حاج سیدعلی آقا خامنه ای

در این چند روز گذشته شایعاتی سامان دهی شده از سوی افراد خاص مبنی بر وخامت حال یا بی حالی یا بیماری مقام معظم رهبری بصورت گسترده ای پخش شده است، الحمدلله به کوری چشم دشمنان اسلام و مسلمین حال ایشان عالی تر از همیشه است و ان شاءالله تا هزاران سال دیگر بالای سر ما خواهند بود.

ان شاءالله پرچم این کشور به دست حضرت آقا تقدیم صاحبش حضرت مهدی (عج) خواهد شد.

 

+ ضمنا طبق اخبار واصله ما امروز رهبر انقلاب طبق سنوات گذشته برای ورزش به کوههای اطراف تهران تشریف بردند.

 

اي دو چشمانت چراغ شام يلداي همه

آفتاب صورتت خورشيد فرداي همه

اي دل دريايي‌ات کشتي نشينان را اميد

وي نگاه روشنت فانوس درياي همه

اي بيان دلنشينت بارش باران نور

وي کلام آتشينت آتش ناي همه

خنده‌هاي گاه‌گاهت خنده خورشيد صبح

شعله لرزان آهت شمع شبهاي همه

قامتت نخل بلند گلشن آزادگي

سرو سرسبزي سزاوار تماشاي همه

گر کسي از من نشاني از تو جويد،گويمش

خانه‌اي در کوچه باغ دل، پذيراي همه

لاله زار عشق يکدم بي گل رويت مباد

اي گل رويت بهار عالم آراي همه

(شعر از غلامعلی حداد عادل)


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/07/24 ساعت : 20:3 | |

؛ مشخصات حضرت؛ اسم : جعفر لقبها : صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقايق - فاضل - طاهر - قائم - منجي – صابر كنيه : ابوعبدالله - ابواسماعيل – ابوموسي نام پدر : حضرت امام محمد باقر ( عليه السلام ) نام مادر : فاطمه ( ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابي بكر زمان تولد : هفدهم ربيع الاول سال 83 هجري در روز جمعه يا دوشنبه ( بنا بر اختلاف ) در هنگام طلوع فجر مصادف با ميلاد حضرت رسول . بعضي ولادت ايشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ايشان  را نيز برخي سال 80 هجري ذكر كرده اند . ( 1 )محل تولد : مدينه منوره عمر شريفش : 65 سال مدت امامت : 34 سال

زمان رحلت ( شهادت ) : 25 شوال سال 148 هجري درباره زمان شهادت نيز گروهي ماه شوال و دسته اي ديگر 25 رجب را بيان كردند . ( 2 ) قاتل : منصور دوانيقي بوسيله زهر محل دفن : قبرستان بقيع زنان معروف حضرت : حميده دختر صاعد مغربي ، فاطمه دختر حسين بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب( عليهم السلام )فرزندان پسر : موسي ( عليه السلام ) - اسماعيل - عبدالله - افطح - اسحاق - محمد - عباس – علي  فرزندان دختر : ام فروه - فاطمه - اسما كه اسماعيل ، عبدالله وام فروه مادرشان فاطمه دختر حسين بن علي بن حسين ( عليهما السلام )( نوه امام سجاد ) است . وامام موسي كاظم (عليه السلام) ، اسحاق و محمد كه مادرشان حميده خاتون مي باشد . وعباس ، علي ، اسماء و فاطمه كه هر يك از مادري به دنيا آمده اند . نقش روي انگشتر حضرت : ما شاء الله لا قوة إلا بالله ، أستغفرالله .اصحاب معروف امام صادق (عليه السلام) : ابان بن تغلب - اسحاق بن عمار- بريد - صفوان بن مهران - ابوحمزه ثمالي – حرير بن عبدالله سجستاني زراره بن اعين شيباني - عبدالله بن ابي يعفور-عمران بن عبدالله اشعري قمي . روز زيارت ايشان : روزهاي سه شنبه مي باشد .

رخسار حضرت : بيشتر شمايل آن حضرت مثل پدرشان امام باقر (عليه السلام) بود . جز آنكه كمي لاغرتر و بلند تر بودند . مردي ميانه بالا ، سفيد روي ، پيچيده موي و پيوسته صورتشان چون آفتاب مي درخشيد . در جواني موهاي سرشان سياه و در پيري سفيدي موي سرشان بر وقار و هيبتشان افزوده بود . بيني اش كشيده و وسط آن اندكي برآمده بود وبر گونه راستش خال سياه رنگي داشت .

ريش مبارك آن جناب نه زياد پرپشت و نه زياد كم پشت بود . دندانهايش درشت و سفيد بود وميان دو دندانپيشين آن گرامي فاصله وجود داشت . بسيار لبخند مي زد و چون نام پيامبر برده مي شد رنگ از رخسارش تغيير مي كرد .

 

گوشه اي از حيات امام صادق ( عليه السلام )
پدرش 26 ساله بود كه او زاده شد . دوازده تا 15 سال بنابر اختلاف از عمر شريفش را درکنار جدش امام سجاد ( عليه السلام ) و نوزده سال را در كنار پدرش امام باقر ( عليه السلام ) گذراند .
پيامبر اكرم ( ص ) در خصوص انتخاب نام و لقب امام ششم فرموده است: وقتي كه فرزندم جعفر متولد شد نام اورا صادق بگذاريد زيرا فرزند پنجمش جعفراست وادعاي امامت مي كند و او در نظر خداوند جعفر كذاب است .
ابن بابويه و قطب راوندي روايت كرده اند : كه از حضرت امام زين العابدين (عليه السلام) پرسيدند كه امام بعد از تو كيست ؟ فرمود : محمد باقر شكافنده علوم است . پرسيدند كه : بعد از اوامام كه خواهد بود ؟ گفت : جعفر كه نام اونزد اهل آسمانها صادق است.امام ششم شيعيان و رئيس مذهب تشيع درسال 114 هجري قمري در سن 31 سالگي به امامت رسيد و رداي ولايت بردوش گرفت.
دوران امامت آن امام 34 سال بوده كه با اواخر حكومت امويان واوايل حكومت عباسيان مصادف مي باشد . كه حدود هجده سال آن ( 132-114 ) همزمان با حكومت امويان و شانزده سال آن ( 148-132 ة ) همزمان با حكومت عباسيان بود . آن حضرت با پنج تن از خلفاي بني اميه - هشام بن عبدالملي ( 125-105 ه. ق ) ، وليد بن يزيد بن عبدالملي ( 126-125 ه. ق ) ، يزيد بن وليد بن عبدالملي ( 126 ه. ق ) ، ابراهيم بن وليد (126 ه. ق"( به مدت 70 روز )) و مروان بن محمد ملقب به حمار ( 132-126 ه.ق ) و دو تن از خلفاي بني عباس ابوالعباس ( عبدالله بن محمد ) معروف به سفاح ( 132- 136 ( 137 ) ه. ق ) و ابوجعفر معروف به منصور دوانيقي ( 158-136 ( 137 ) ه. ق ) معاصر بود .
در يك دسته بندي ، زندگاني امام جعفر صادق ( عليه السلام ) مي توان به سه دسته كلي تقسيم نمود : الف - زندگاني امام در دوره امام سجاد و امام باقر ( عليهما السلام ) كه تقريبا نيمي از مر حضرت را به خود اختصاص مي دهد . در اين دوره ( 83-114 ) امام صادق ( عليه السلام ) از علم و تقوي و كمال و فضيلت آنان در حد كافي بهره مند شد . ب - قسمت دوم زندگي امام جعفر صادق( عليه السلام ) ازسال 114 هجري تا 140 هجري مي باشد . دراين دوره امام از فرصت مناسبي كه بوجود آمده ، استفاده نمود و مكتب جعفري را به تكامل رساند . در اين مدت ، 4000 دانشمند تحويل جامعه داد و علوم و فنون بسياري را كه جامعه آن روز تشنه آن بود ، به جامعه اسلامي ارزاني داشت . ج - هشت سال آخرامام( عليه السلام ) قسمت سوم زندگي امام را تشكيل مي دهد . دراين دوره ، امام بسيار تحت فشار و اختناق حكومت منصور عباسي قرار داشت . در اين دوره امام دائما تحت نظر بود و مكتب جعفري عملا تعطيل گرديد .
؛


امام صادق(ع)عصر امام صادق ( عليه السلام )

عصر امام صادق( عليه السلام ) يكي از طوفانيترين ادوارتاريخ اسلام است كه ازيك سواغتشاشها و انقلابهاي پياپي گروههاي مختلف ، بويژه از طرف خونخواهان امام حسين (عليه السلام ) رخ ميداد ، كه انقلاب ابو سلمه در كوفه و ابو مسلم در خراسان و ايران از مهمترين آنها بوده است .

و از ديگر سو عصر برخورد مكتبها و ايدهئولوژيها و عصر تضاد افكار فلسفي و كلامي مختلف بود كه از برخورد امت اسلام با مردم كشورهاي فتح شده و نيز روابط مراكز اسلامي با دنياي خارج ، به وجود آمده و در

مسلمانان نيز شور و هيجاني براي فهميدن وپژوهش پديد آورده بود .

عصري كه كوچكترين كم كاري يا عدم بيداري و تحرك پاسدار راستين اسلام يعني امام ( عليه السلام ) ، موجب نابودي دين و پوسيدگي تعليمات حياتبخش اسلام ، هم از درون و هم از بيرون ميشد .

زمان امام صادق(عليه السلام) ، زمان تزلزل حكومت بني اميه و فزوني قدرت بني عباس بود واين دوگروه مدتي درحال كشمكش و مبارزه با يكديگر بودند .

از زمان هشام بن عبدالملي ، تبليغات و مبارزات سياسي عباسيان آغاز گرديد و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلحانه و عمليات نظامي گرديد و سرانجام در سال 132 به پيروزي رسيد . بني اميه در اين مدت ، گرفتار مشكلات سياسي فراواني بودند ، لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شيعيان را نداشتند .

عباسيان نيز چون از دستيابي به قدرت در پوشش شعار طرفداري از خاندان پيامبرو گرفتن انتقام خون آنان عمل مي كردند ، فشاري از طرف آنان مطرح نبود . از اينرو اين دوران ، دوران آرامش و آزادي نسبي امام صادق ( عليه السلام ) و شيعيان بود و آن حضرت از اين فرصت استفاده كرده و تلاش فرهنگي وسيعي را آغاز كرد .

پيشواي ششم در چنين دوراني به فكر نجات افكار توده مسلمان ازالحاد وبدبيني وكفر و نيز مانع انحراف اصول و معارف اسلامي از مسير راستين بود ، و از توجيهات غلط و وارونه دستورات دين كه به وسيله خلفاي وقت صورت مي گرفت جلوگيري مي كرد .

اينجا بود كه امام( عليه السلام ) دشواري فراوان در پيش ومسئوليت عظيم بر دوش داشت . امام صادق ( عليه السلام ) در ظلمت بحرانها و آشوبها دنياي شيعه را به فروغ تعاعليم خويش روشني بخشيد و حقيقت اسلام را از آلايش انحرافات وگزند فريبكاران حفظ نمود . او آن قدر فقه و دانش اهل بيت را گسترش داد و زمينه ترويج احكام و بسط كلام شيعي را فراهم ساختكه مذهب شيعه به نام او به عنوان مذهب جعفري شهرت يافت . آن اندازه كه دانشمندان و راويان از دانش امام بهره مند برده واز ايشان حرف و حديث نقل كرده اند از هيچ يك از ديگرائمه نقل نكرده اند .

ليكن طولي نكشيد كه بني عباس پس از تحكيم پاييهاي حكومت و نفوذ خود ، همان شيوه ستم و فشار بني اميه را پيش گرفتند و حتي از آنان هم گوي سبقت را ربودند .

وضع به حدي ناگوار وشد كه همگي ياران امام ( عليه السلام ) را در معرض خطر مرگ قرار مي داد ، چنانچه زبده هايشان جزو ليست سياه مرگ بودند .

امام صادق ( عليه السلام ) كه همواره مبارزي نستوه و خستگي ناپذير وانقلابي بنيادي درميدان فكر و عمل بوده ، كاري كه امام حسين (عليه السلام ) به صورت قيام خونين انجام داد ، وي قيام خود را درلباس تدريس وتأسيس مكتب وانسان سازي انجام داد و جهادي راستين كرد .

رحلت امام را به سبب مسموميت دانسته اند . از ارتكاب اين جنايت را كه منصور درتوان خود نمي ديد به جعفر بن سليمان پسر عموي خويش و والي وقت مدينه محول كرد .

فرزند برومندش امام موسي بن جعفر( عليه السلام ) او را دو جامه سفيد مصري كه درآن احرام مي بست ودر پيراهني مه مي پوشيد ودرعمامه اي كه ازامام زين العابدين(عليه السلام ) به او رسيده بود ، كفن نمود و بر آن نماز خواند واو رادر بقيع در كنار قبر پدربزرگوارش سيد الساجدين( عليه السلام ) به خاك سپرد .

سلام بر او از ميلاد تا ميعاد

 

شخصيت علمي امام صادق ( عليه السلام )

در دوره امامت امام صادق ( عليه السلام ) مسلمانان بيش از پيش به علم و دانش روي آوردند و در بيشتر شهرهاي قلمرو اسلام بويژه در مدينه ، مكه ، كوفه ، بصره و ... مجالس درس و مناظره هاي علمي داير واز رونق خاصي برخوردار گرديد .

در اين زمان با استفاده از فرصت به دست آمده امام صادق( عليه السلام ) توانست نهضت علمي فرهنگي پدرش امام باقر( عليه السلام ) را ادامه داده و علوم و معارف اهل بيت را بيان كرده در همه جا منتشر كند . سفرهاي اجباري و اختياري امام به عراق و به شهرهاي حيره ، هاشميه و كوفه و برخورد با اربابان ديگر مذاهب فقهي وكلامي نقش بسزايي در معرفي علوم اهل بيت و گسترش آن در جامعه داشت .

در اين شهرها گروههاي مختلف براي فراگيري دانش نزد آن حضرت مي آمدند و از درياي دانش او بهره مند مي بردند . برخورد وي با گروههاي مختلف مردم سبب شد كه آوازه شهرتش در دانش و بينش ديني ، علم و تقوي ، سخاوت و جود وكرم و ...

در تمام قلمرو اسلام طنين انداز شود و مردم از هر سو براي استفاده از دانش بيكران وي رو سوي كنند . در اين دوره علوم و فلسفه ايراني ، هندي و يوناني به حوزه اسلامي راه يافت و بازار ترجمه علوم گوناگون از زبانهاي مختلف به زبان عربي گرم و پررونق گرديد .

همچنين مكتبهاي كلامي و فرقه مذهبي و فقهي در اين عصر پايه گذاري شد .

امام صادق ( عليه السلام ) با تمام جريانهاي فكري و عقيدتي آن روز برخورد كرده و موضوع اسلام و تشيع را در برابر آنها روشن ساخته و برتري بينش اسلام تشيعي را ثابت كرده است .

مناظرات امام صادق (عليه السلام) با اربابان دانشهاي گوناگون چون پزشكان ، فقيهان ، منجمان ، متكلمان ، صوفيان و... بويژه مناظرات وي با ابوحنيفه مشهور و در منابع شيعه و سني ثبت است .

شاگردان امام باقر (عليه السلام) پس از درگذشت آن حضرت به گرد شمع وجود امام صادق( عليه السلام ) حلقه زدند .

امام ( عليه السلام ) نيز با جذب شاگردان جديد به تأسيس يك نهضت عظيم فكري و فرهنگي و بالنده مبادرات ورزيد ، به گونه اي كه طولي نكشيد مسجد نبوي در مدينه منوره و مسجد كوفه در شهر كوفه به دانشگاهي عظيم تبديل شد . درگيري شديد بين بني عباس و بني اميه ، آنان را آن چنان به خود مشغول كرده بود ، كه فرصتي طلايي براي امام صادق ( عليه السلام ) و يارانش به دست آمد .

آن حضرت با استفاده از اين فرصت به بازسازي و نوسازي فرهنگ ناب اسلام پرداخت و شيفتگان مكتب حق از اطراف و اكناف ، از بصره ، كوفه ، واسط ، يمن و نقاط مختلف حجاز به مركز اسلام ؛ يعني مدينه ، سرازير شدند وچون پروانگي دلباخته به گرد شمع وجود امام صادق ( عليه السلام ) تجمع كردند .

امام صادق ( عليه السلام ) هر يك از شاگردان خود را رشته هاي كه با ذوق و قريحه او سازگار بود ، تشويق و تعليم مي نمود و در نتيجه ، هر كدام از آنها در يك يا دو رشته از علوم مانند : حديث ، تفسير ، فقه و كلام ، تخصص پيدا مي كردند .

دردانشگاهي كه امام بوجود آورده بود شاگردان بزرگ و برجسته اي همچون هشام بن حكم- محمد بن مسلم- ابان بن تغلب- هشام بن سالم - مومن الطاق - مفصل بن عمر - جابر بن حيان و... تربيت كرد كه هر يك از آنها شخصيتهاي بزرگ علمي و چهره هاي درخشاني بودند كه خدمات شاياني انجام دادند . به عنوان نمونه هشام بن حكم 31 جلد كتاب و جابر بن حيان بيش از 200 جلد در زمينه علوم گوناگون بخصوص رشته هاي عقلي طبيعي و شيمي كتاب نوشته است و به عنوان بدر علم شيمي مشهور است .

دانشمندان علم حديث شمار كساني را كه مورد اعتماد بوده اند - راويان ثقه - و از آن حضرت نقل كرده اند تا چهار هزار نفر را نوشته اند .

شاگردان دانشگاه امام منحصر به شيعيان نبوده بلكه پيروان اهل تسنن نيز از مكتب آن حضرت برخوردار مي شدند .

بزرگان اهل سنت چون مالي بن انس ، ابوحنيفه ، سفيان ثوري ، سفيان بن عيينه ، ابن جريح ، روح ابن قاسم و... ريزه خوار خوان دانش بيكران او بودند . ابو حنيفه كه دو سال شاگرد امام بود اين دوره را پايه علوم و دانش خود معرفي كرده مي گويد : اگر آن دو سال نبود " نعمان " از بين رفته بود .


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/07/21 ساعت : 18:52 | |

 

محمد نوری زادمحمد نوری زاد ذاتاً آدم بدی نیست، یک آدم فرهنگی با دغدغه های جالب، بعضی از مقالاتش هم که بسیار خواندنی ست، آرشیو نوشته هایش در منزل هست و گاه گداری میخوانیمش ... ، اما آقای نوری زاد مشکلش ۴ میلیارد تومان است پایش سُر خورد و رفت توی چاله ۴ میلیارد تومن ، یک عده ضد انقلاب نوری زاد را تطمیع کردند تا این مرد فرهنگی نزدیک به سیدمرتضا آوینی مچاله باشد و حرفی و فریادی سر ندهد. آقای نوری زاد الان هم دیر نشده است برگردید به دامان انقلاب، شما سال ها مورد وصول بودید با یک عذرخواهی برگردید و خودتان را بیشتر از این خرابتر و فاسدتر نکنید ...!، کاش آن روزی که در نمایشگاه رسانه های دیجیتال در غرفه کافه حزب الله حضور داشتید من بودم و بهتان چیزهایی را یادآوری میکردم ...!

+ آقای نوری زاد نمک نشناسی + من از بیگانگان هرگز ننالم


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/07/19 ساعت : 20:9 | |

حمید رساییحمید رسایی: چند سالی است که در بوق کرنای رسانه های نوشتاری، دیداری و شنیداری دیده می شود، در گذشته نه چندان دور زیاد از وی خوشم نمی آمد البته این خوش آمدن یا نیامدن متأثر از مزاج شخصی است!

در انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی به نمایندگی از مردم تهران،ری و شمیرانات کاندیدا شد آقا حمید که در لیست اصولگرایان جای گرفت ذهنم را مشغول کرد بسیار در موردش تحقیق کردم تا اینکه با توجیهات منطقی یک از دوستان به وی رأی دادم و الان از این کارم خوشحالم، آقای رسایی یک نماینده ی مدافع واقعیات دولت مظلوم احمدی نژاد است و بدور از جریان های خاص سیاسی در مجلس کارش را به خوبی انجام می دهد و گهگاهی با نطق های آتشین انقلابی نفس اقلیت و آدم های وصله دار خاص را می گیرد. حتما نطق پیش از دستور قبل از انتخابات ریاست جمهوری بنام عبای شکلاتی را به یاد دارید که دارای حواشی جالبی هم شد ...

آقا حمید خصوصیت های اخلاقی خاصی دارد خیلی سخت به دیگران اعتماد میکند و اگر هم اعتماد بکند واقعا اعتماد میکند!، بعد از هرسخنرانی و مناظره ها وقایع اتفاقیه را برای دیگران تعریف میکند، در انتخابات دهم ریاست جمهوری هم به عنصری فعال در حمایت از دکتر احمدی نژاد تبدیل شد، رسایی تا بحال از امتحانات سربلند بیرون آمد و من فکر میکنم اگر همینطور با بدنه جامعه صادق و علیه آدم هایی که با اصل نظام مشکل دارند موضع بگیرد و ... و ... (البته انتقادی هم به وی وارد است که شاید در قسمت ارتباط با مخاطبین وبلاگش برایش چیزهایی بنویسم) در آینده هایی دیگر لباس نوکری ریاست جمهوری را با آرای مردم بر تن خواهد کرد.

 

+ لیست کتاب هایی که به قلم حمید رسایی تالیف و توسط دفتر جریان شناسی تاریخ معاصر منتشر شده است :

روحانیت و سلامت انتخابات / انتشارات دفتر تبلیغات / 1374

سیمای خوشبختی (چاپ چهارم) / انتشارات دفتر تبلیغات / 1376

انتخاب ششم / انتشارات دفتر تبلیغات/ 1378

انتخابات و دانشگاهیان / نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها / 1378

تحصن چرا و چگونه (چاپ سوم) / فیضیه/ 1379 

پایان داستان غم انگیز ج 1 (چاپ پنجم) / انتشارات کیهان/ 1379

پایان داستان غم انگیز ج 2 (چاپ چهارم) / انتشارات کیهان/ 1380

بازی ترور (چاپ سوم) / انتشارات کیهان/ 1380

شیک پوش کهنه گو (چاپ ششم) / پرتو ولایت/ 1381

آغاز یک پایان (چاپ چهارم) / همای غدیر/ 1381

مجلس ششم از نگاه اصلاح طلبان (چاپ ششم) / همای غدیر/ 1381

ناقوس انحطاط (چاپ دوم) / پرتو ولایت/ 1382

کارنامه نقد عملکرد مجلس ششم / کار علمی گروهی با طراحی و مدیریت رسایی / همای غدیر/1382آ

مثل مدرس (چاپ پنجم) / همای غدیر/1383

دیگر کتاب های دفتر جریان شناسی تاریخ معاصر که با نظارت رسایی به تحریر درآمده و چاپ شده است :

مصباح دوستان (بررسی سوابق فعالیت های سیاسی و فرهنگی آیت الله مصباح)

منشور دولت اسلامی (بررسی انتظارات مقام معظم رهبری از دولت های سازندگی و اصلاحات)

از تخریب تا تقدیس (بررسی مواجه اصلاح طلبان با هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم و دولت نهم)

تحریم انتخابات (بررسی سابقه تحریم انتخابات در کشور)

ویژگی دولت اصولگرا (بررسی تطبیقی و روایی مدیریت اصولگریانه)

ایران اتمی (بررسی روند پیگیری پرونده انرژی هسته ای)

وسوسه شیطان بزرگ (بررسی رابطه با آمریکا از دولت موقت تا دولت اصلاحات)

نقش رهبری در مدیریت بحران ها (بررسی بحران های دوره رهبری مقام معظم رهبری و شیوه مدیریت ایشان)

کارنامه اصلاح طلبان مجلس ششم (اعترافات اصلاح طلبان در خصوص عملکرد مجلس ششم)

کارنامه عملکرد یک رییس جمهور (بررسی تطبیقی رفتارهای بنی صدر با روند اصلاحات)

شمولگرایی (نقد تفکرات سروش)


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/07/17 ساعت : 11:5 | |
 

مجلس شورای اسلامیلابی ((Lobby و قدرت رایزنی لاریجانی و باهنر در مجلس برای ماندن در قدرت بسیار قابل بحث است، وعده و وعیدهای داده شده و پیگیری چه اموراتی باعث میشود که آنها نفوذ پذیرتر از هر روز میشوند. شکست انسان های اهل علم و عمل برای امثال ما جای تأسف دارد، عده ی زیادی در پارلمان از آتش جهنم هراسی ندارند آنها مایه آبرو ریزی انقلابیون و مایه شادی اقلیت هستند، در مجلس شورای اسلامی همه با کت و شلوار و خیلی رسمی حاضرند گرمایی وجود ندارد که آنها از آتش جهنم هراس داشته باشند، آتشی وجود ندارد که رضای خدا مد نظر گرفته شود، همچیز و همه کس بر اساس لابی و قدرت نفوذ انجام میشود. و من دلم برای مردم میسوزد!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/07/15 ساعت : 22:4 | |
میرحسین موسوی خطاب به محمدباقر قالیباف و علی مطهری:

سردار قالیباف بنده اگر رئیس جمهور شدم شما را به عنوان وزیر کشور دولت خودم به مجلس معرفی میکنم / آقای دکتر مطهری بنده اگر رئیس جمهور شدم شما را به عنوان وزیر ارشاد دولت دهم به مجلس معرفی میکنم.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/07/13 ساعت : 16:6 | |

از تمام کساني که کلاهشان براي سرشان گشاد است

از تمام کساني که لباسشان بارکدشان است

از هويت هاي ميز نشان

از بله هاي از سر اجبار

از طلبه هايي که طالب علم نيستند

از دانشجوياني که دانش جو نيستند

از تمام کرهايي که سمعکهايشان مارک مصلحت خورده

از اندامهاي به مزايده گذاشته شده

از انسانهاي ارزان قيمت

از اعتقادهاي حراجي

از حرفهاي مفت

از وعده هاي سر خرمن

از ناديدني هاي ديدني!

از صورتهايي که بوم نقاشي اند

از متهماني که شاکي اند

از تمام کساني که رسالت خون را تنها در رساندن اکسيژن به سلولها مي دانند

از تمام خونهايي که رنگين ترند

از آنان که آزادگي را در اسارت بي بند و باري به بند مي کشند

از آنان که عشق را به بهاي love سه طلاقه کرده اند

از تمام کساني که در لغت نامه هاي ذهنشان بين مظلوم و تو سري خور علامت تساوي است

از ولايت ناشناسان ذوب در ولايت

از کوفياني که دم به ساعت مي گويند( اين الطالب به دم المقتول به کربلا)

از کوفياني که اهل کوفه نيستند

از کوفياني که براي مهدي(عج) نامه مي نويسند

از تمام آنان که فکر مي کنند کوفيان شاخ داشتند

از تمام آنان که فکر مي کنند طلحه يا زبير يا عمرعاص يا ... دم داشتند

از سياستمداران بي دين

از متدينين بي سياست

از تمام آنان که دين و سياست را از هم جدا مي دانند

از آنان که شهدا را در موزه گذارده اند

از آنان که در هر ميداني دم از استقلال و پيروزي مي زنند الا ميدان جنگ

از عروسکهاي بالماسکه

از وطن دوستان وطن گريز

از زنان مرد صفت

از مردان زن صفت

از همه آنان که شهدا را براي تيراژ مي خواهند

از همه آنان که« نون والقلم و ما يسطرون» را نان تفسير مي کنند

از راي هاي ممتنع

از تمام آناني که بين نماز و نرمش تفاوتي قائل نيستند

از همه چيز داران بي همه چيز

از امانت داران خائن

از کفهاي روي آب

از ناموس داران بي ناموس

از زنگارهاي روي آينه

از مسلمانان مسلمان کش

از پشتهايي که هميشه رودر روي خصم اند

از تمام آنان که به تقاضاي مشروع مظلومگان « قبلت» نا مشروع مي گويند

از آناني که بي حجابند

از آنان که خود حجابند

از بلاهايي که از دماغ فيل نازل شده اند

از آنان که تاسوعا و عاشورا را تنها در تقويم جستجومي کنند و کربلا و کوفه و شام را تنها در نقشه!

از آنان که ديروز را ديدند و امروز را در حسرت ديروز به ديروزي تبديل مي کنند که فردا حسرتش را خواهند خورد؟

از آنان که چشم به فردا دوخته اند و امروز را فراموش کرده اند

از آنان که پرچمند اما بيرق و علم نيستند

از آنان که کلفتي گردن خود را بيش از تيزي ذوالفقار مي دانند

از آنان که باده ناب را با ده درصد الکل بالا مي دانند

از چشمهايي که در صفين تنها قرآن سر نيزه را ديدندو در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را نديدند

از آنان که در صفين تنها قرآن سر نيزه را باور کردندو در کربلاوکوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را باور نکردند

و از تمام آنان که قرآن را بر نيزه کردند

از من که منم، از تو که تويي، من و تو که ما نيستيم و ما که فناي در او نيستيم...

از خنجرهايي که بر پشت مي نشيند

از آنان که ني را به گيتار مي فروشند

از آنان که با شنيدن نام « خردل» به ياد چاشني غذا مي افتند

از آنان که با شنيدن نام « موج» تنها به ياد جزاير هاوايي مي افتند

از آنان که با شنيدن نام « توپ» مارادونا در خاطرشان زنده مي شود نه شهيد حاجي پور

از آنان که نمي بينند و مي گذرند و از آنان که مي بينند و مي گذرند

از آنان که از آب زلال آب مي خورند و از آب گل آلود نان

از تمام مجذوبين باغهاي سبز که هيچ گاه توي باغ نيستند

از سگهاي بي وفا

از اسبهاي نانجيب

از خروسهاي بي دم

از مورچه هاي تنبل و بي کار

از زنبوراني که همه چيز دارند الا عسل

از کلاغهاي بي حيا

از قلندراني که از قلندر بودن تنها سر تراشيدنش را بلدند

از اشتراني که از شتر بودن تنها کينه ورزيدنش را ياد گرفته اند

از خرسهايي که از خرس بودن تنها بخل ورزيدنش را فرا گرفته اند

از گاوهايي که هيچ ندارند الا دو شاخ

از شتر مرغها که نه مي برند و نه مي پرند

از آنان که درد دلشان را به درد شکمشان فروخته اند

از آنان که منتظرند محرم گردد يک مو زسر ... و از ياد برده اند

کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا

از آنان که چوبه محمل و سر زينب را ديدند و منبر و منطق او را نه

از آنان که غنايم جنگي را در زمان صلح از شهدا مي گيرند

از آنان که حضور همه کس را حس مي کنند جز خدا

از آنان که از همه شرم مي کنند جز خدا

از تمام شهوتراناني که عجوزه سه طلاقه امير المومنين را تنگ در آغوش گرفته اند

از آنان که بازي مي دهند

از آنان که بازي مي خورند

از بازي ها! از بازي ها! از بازي ها!

 

}اثري از سپهر...{


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/07/10 ساعت : 20:27 | |

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

صدا و سیما در بست در اختیار اونهاست اما فحشش رو ماها میخوریم!

آقایان قالیباف - میرحسین موسوی - مهدی کروبی - سیدمحمدخاتمی - محسن رضایی - و هر چی بچه قرتی فلان هست و غیره صاحب اونجاست؛ متأسفم که این عمو عزت فیلتر استخدام رو باز نمیکنه که حداقل چهارتا جوون درست و حسابی هم جذب این سازمان کوفتی بشن.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : پنجشنبه 1388/07/09 ساعت : 19:7 | |

آقای دکتر علی زاکانی به تازگی مطلبی رو در مورد معاونت اولی آقای رحیمی مطرح کردند که اصلا حجت عقلی نداره و البته نمیشه هم ردش کرد!، اما آقای زاکانی من از شما سئوال دارم؟

رفاقت شما و آقای قالیباف مثل یک تخم مرغ می ماند!

آقای زاکانی شما با مدیران آقای قالیباف چقدر آشنایی دارید؟ آیا شما آقای دنیا مالی را می شناسید؟ آیا شما آقای ایازی را می شناسید؟ آیا شما آقای کرباسیان را می شناسید ؟ آیا می دانید چند درصد از مدیران شهرداری تهران در دوره آقای دکتر خلبان فرمانده شهردار قالیباف فساد اقتصادی، فساد امنیتی و فساد اخلاقی شان اثبات شده است ؟

لطفا جواب سئوال من را بدهید ...


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/07/07 ساعت : 19:5 | |

محمدمهدی همت فرزند شهید همتمحمدمهدی همت فرزند شهید همت گاه گداری که جو زده می شود یکسری خزعبلات سر هم میکند و به خرد رسانه های ضد انقلاب می دهد، آقای همت بنده اصلا شما را مقصر این فاجعه نمی دانم من پول حرام آقای x را مقصر می دانم، علی رغم میل باطنی احترام شما بر من واجب است، شما ناخواسته به دامان پر ضلالت دشمنان نظام رفتید. من توصیه میکنم شما یک بار دیگر وصیت نامه و سخنرانی های پدر بزرگواراتان را بازخوانی کنید. متاسفانه کسانی که از شهید و شهادت چیزی نمی دانستند و تهی بودند با اقدام نابخردانه امثال شما از نام شهید سوء استفاده میکنند.

باز هم من شما را مقصر نمیدانم من پول حرام آقای x را مقصر این فاجعه می دانم!

 

وصیت نامه شهید والامقام حاج ابراهیم همت {رجانیوز}


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/07/06 ساعت : 20:43 | |

احمدی نژاد در سازمان ملل

مهم این بود که ما حرفمونو بزنیم که زدیم!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/07/04 ساعت : 21:21 | |

آوینی می گفت امام(ره) به ما آموخت انتظار فرج در مبارزه است؛

جمله ای که از عمق و حساسیت خاصی برخوردار است، طی 16 سال گذشته هیاهوهای جنجالی با شعارهای "سردار سازندگی" و "گفتگوی تمدن ها" دور شدن از مواضع خمینیسم و گفتمان انقلاب آینده ای نا معلوم را رقم میزد، طعم آن روزهای سخت هنوز که هنوز است بر مذاق مردم بسیار تلخ است، شیرینی خاصی احساس نشده، مطالبات رهبری فرزانه مظلومیت خاصی داشت و فقط ایشان بودند که جریان اصلی انتظار را تدوین می کردند، همه ی اینها گذشت انتخابات سال 84 ریاست جمهوری یک رفراندوم بود برای "مبارزه" همه ی سران زَر و زور و ثروت دست به دست هم دادند تا مبارزه به معنای واقعی خودش تحقق نیابد، ... شکست مفتضحانه ای خوردند، تصمیم گرفتند دولت را شش ماهه ساقط کنند، تمام توان خود را اجرایی کردند مافیا وارد بازی شد اما عنایات الهی خاصی شامل ملت شد ... چهارسال شیرین را با کم و کاستی های خودش پشت سر گذاشتیم، امسال هم رفراندوم جمهوریت و اسلامیت انقلابی بود تمام دشمنان نظام از داخلی و خارجی ها گرفته تا آنهایی که ما به حسابشان نمی آوریم همه و همه دست به دست هم دادند تا شمع روشن شده ی مبارزه را خاموش کنند اینبار هم به لطف الهی به نتیجه نرسیدند و الان قریب به 100 روز است که مثل روباه های گرسنه در حال زوزه کشیدن هستند ... و متأسفانه هنوز نمی دادنند که این انقلاب صاحب دارد ...

دیشب احمدی نژاد جهانیان را با اسم پسر فاطمه(س) آشنا کرد او حرف از منجی عالم بشریت زد او نام حضرت مهدی را فریاد کرد ...، تسخیر دلهای مشتاق جهانیان یکی از شرایط ظهور است ... و هنوز خیلی ها در خواب غفلت به سر میبرند ...

ظهور بسیار نزدیک است ... مبارزه کن برادر مبارزه ...

اللهم عجل لولیک الفرج

+ http://bazrafkan.blogfa.com/post-158.aspx {مهم}


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/07/03 ساعت : 2:18 | |

دفاع مقدس،شهید و آروزی شهادت،مبارزه با کفر و ظلم،عدالت طلبی و همه ی آن چیزی که در دوران تاریخ ما اتفاق افتاده است به موزه رفته است متأسفانه ... اگر مسئولین امر فرهنگی اقدامات لازمی جهت این مهم ها اتخاذ نکنند و از ریشه این مسائل را بررسی و کنکاش نکنند با مشکلات اساسی خاصی در آینده ای نه چندان دور روبرو خواهیم شد ... همین!

+ اما من همین جا از تلاش ها و پیگیری های خوب و مجدانه حاج حسین یکتا و برو بچه های پاکارش تشکر میکنم چرا که به اندازه خودشان اقدامات خوبی در این چند ساله اخیر ترتیب داده اند ...


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/07/01 ساعت : 21:51 | |

مهدی کروبی از رهبران اصلی جریانات اخیر بعد از انتخابات که در مناظره تلویزیونی با دکتر احمدی نژاد جواب درست و حسابی از حساب و کتابش با شهرام جزایری و خانه چند صد متری نمی داد و طفره می رفت در این چند روزه اخیر مبالغ هنگفتی که جزء اموالش محسوب می شود را از ایران خارج کرد !

واقعا چه خوب فرمودند حضرت آقای شجونی که پول حرام کروبی را به این روز انداخته است!

ان شاءالله دادگاه صالحه هر چه سریعتر حکم جلب کروبی را صاد کرده و ما این اقدام را جشن خواهیم گرفت.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/06/30 ساعت : 20:16 | |

"روز قدس" يك روز جهاني است. روزي نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابلة مستضعفين با مستكبرين است. روز مقابلة ملتهايي است كه در زير فشار ظلم ‌آمريكا و غير امريكا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزي است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند در مقابل مستكبرين، و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند.‌[روز قدس] روزي است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد. متعهدين اين روز را روز قدس مي‌دانند، و عمل مي‌كنند به آنچه بايد بكنند. و منافقين ـ آنهايي كه با ابرقدرتها در زير پرده آشنايي دارند و با اسرائيل دوستي ـ در اين روز بي‌تفاوت هستند، يا ملت ها را نمي‌گذارند كه تظاهر كنند. روز قدس روزي است كه بايد سرنوشت ملتهاي مستضعف معلوم شود، بايد ملت هاي مستضعف اعلام وجود بكنند در مقابل مستكبرين. بايد همانطور كه ايران قيام كرد و دماغ مستكبرين را به خاك ماليد و خواهد ماليد،‌ تمام ملت ها قيام كنند و اين جرثومه‌هاي فساد را به زباله‌دان ها بريزند. روز قدس روزي است كه بايد اين دنباله‌روهاي رژيم سابق در ايران، و آن توطئه‌چينهاي رژيم فاسد و ابرقدرت ها در ساير جاها خصوصاً در لبنان، تكليف خودشان را بدانند. روزي است كه بايد همت كنيد و همت كنيم كه قدس را نجات بدهيم؛  روزي است كه بايد تمام مستضعفين را از چنگال مستكبرين بيرون بياوريم. روزي است كه بايد جامعة مسلمين همه اظهار وجود بكنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به اين تفاله‌هايي كه مانده است از آنها ـ چه در ايران و چه در ساير جاها.
روز قدس، روزي است كه بايد به اين روشنفكراني كه در زير پرده با آمريكا و عمال امريكا روابط دارند هشدار داد. هشدار به اينكه اگر از فضولي دست برنداريد، سركوب خواهيد شد! ما به آنها مهلت داديم و با ‌آنها با ملايمت رفتار كرديم كه شايد دست از شيطنت بردارند و اگر دست برندارند، كلمة آخر را خواهيم گفت و خواهيم به آنها فهماند كه ديگر رژيم سابق قابل برگشتن نيست و ديگر امريكا نمي‌تواند به اينجا حكومت كند، و ديگر ساير ابرقدرتها نمي‌توانند در اين مملكت حكومت كنند. روز قدس روزي است كه بايد به همة ابرقدرتها هشدار داد كه بايد دست خود را از روي مستضعفين برداريد و سر جاي خود بنشينيد.
اسرائيل دشمن بشريت، دشمن انسان، كه هر روز غائله ايجاد مي‌كند و برادرهاي ما را در جنوب لبنان به آتش مي‌كشد، بايد بداند كه ديگر اربابهاي او رنگي ندارند در دنيا، و بايد انزوا اختيار كنند؛ طمع ها را از ايران بايد قطع كنند، دستهاي آنها بايد از همة ممالك اسلامي قطع شود؛ عمال آن در همة ممالك اسلامي بايد كنار بروند. روز قدس روز اعلام يك چنين مطلبي است. اعلام اين است به شياطيني كه ملت هاي اسلام را مي‌خواهند كنار بگذارند، و ابرقدرت ها را به ميدان بياورند. روز قدس روزي است كه قطع آمال آن ها را بكند؛ و به آنها هشدار بدهد كه گذشت آن زمانها. 

     
روز قدس روز اسلام است. روز قدس روزي است كه اسلام را بايد احيا كرد و احيا بكنيم، و قوانين اسلام در ممالك اسلامي اجرا بشود. روز قدس روزي است كه بايد به همة ابرقدرتها هشدار بدهيم كه اسلام ديگر تحت سيطرة شما، به واسطة عمال خبيث شما، واقع نخواهد شد. روز قدس، روز حيات اسلام است. بايد مسلمين به هوش بيايند، بايد بفهمند قدرتي را كه مسلمين دارند؛ قدرتهاي مادي، قدرتهاي معنوي. مسلمين كه يك ميليارد جمعيت هستند و پشتوانة خدايي دارند و اسلام پشتوانة آنهاست و ايمان پشتوانة آنهاست از چه بايد بترسند؟ ما با يك جمعيت كمي در مقابل دشمنهاي زياد، دشمنهاي بسيار، قيام كرديم و ابرقدرتها را شكست داديم. و كسي گمان نكند كه ديگر بعضي از اين قشرهاي فاسد، بعضي از اين چپ‌روهاي امريكايي يا غير امريكايي، بتوانند در اين مملكت اظهار وجود كنند. آن روز كه ما بخواهيم و ملت ما بخواهند، در ظرف چند ساعت تمام آنها به زباله‌دانهاي فنا خواهند ريخته شد. ملت بزرگ ما ديگر از اين حركات مذبوحانه نخواهد ترسيد. حركات اسرائيل در جنوب لبنان و نسبت به فلسطين همين حركات مذبوحانه است. حركاتي است كه اواخر عمر، اشخاص فاسد مي‌كنندـ چنانچه شاه ما، شاه مخلوع ايران اين حركات را كرد، و منتهي به فنا شد.
دولتهاي عالَم بدانند كه اسلام شكست بردار نيست. اسلام و تعاليم قرآن بر همة ممالك بايد غلبه كند. دين بايد دين الهي باشد، اسلام دين خداست؛ و بايد در همة اقطار اسلام پيشروي كند. روز قدس، اعلام يك چنين مطلبي است، ‌اعلام به اين است كه مسلمين به پيش! براي پيشرفت در همة اقطار عالَم. روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است؛ روز حكومت اسلامي است. روزي است كه بايد جمهوري اسلامي در سراسر كشورها بيرق آن برافراشته شود. روزي است كه بايد به ابرقدرتها فهماند كه ديگر آنها نمي‌توانند در ممالك اسلامي پيشروي كنند.
من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اكرم مي‌دانم، و روزي است كه بايد ما تمام قواي خودمان را مجهز كنيم؛ و مسلمين از آن انزوايي كه آنها را كشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بايستند و ما در مقابل اجانب با تمام قوا ايستاده‌ايم، و نخواهيم اجازه داد كسان ديگر در مملكت ما دخالت كنند، و مسلمين نبايد اجازه بدهند كه كسان ديگر در ممالكشان دخالت كنند.

در روز قدس، ملتها بايد به حكومتهايي كه خائن هستند هشدار دهند. روز قدس روزي است كه ما خواهيم فهميد چه اشخاصي و چه رژيمهايي با توطئه‌گرهاي بين‌المللي موافقت دارند و با اسلام مخالفت. آنهايي كه شركت ندارند مخالف با اسلام هستند، و موافق با اسرائيل، و آنهائي كه شركت كردند متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام ـ كه در رأس آنها امريكا و اسرائيل است. روز قدس روز امتياز حق از باطل است، روز جدايي حق و باطل است.
من از خداوند تبارك و تعالي خواهانم كه غلبه بدهد اسلام را بر همة قشرهاي عالَم؛ بر همة مستكبرين، مستضعفين را غلبه بدهد. و از خداي تبارك و تعالي خواهانم كه برادرهاي ما را در فلسطين، در جنوب لبنان و در هر جايي از عالَم كه هستند، از دست مستكبرين و از دست چپاولگران نجات بدهد.

والسلام علي رسول الله و علي أئمة المسلمين

حضرت روح الله خمینی

بیست و پنج مرداد هزار و سیصد و پنجاه و نه

صحیفه امام جلد 9

 

پی نوشت :

*مدعی آرمان امام خمینی و معةرض دور شدن سایرین از اسلام و انقلاب شدی .... ولي خودت میدانی ...

* یا حسین و تقدس سبز را به فریاد میزنی!  خودت میدانی ...

* شعارت الله اکبر شده بود و خدای بزرگ را فریاد میزدی ! اما خودت میدانی ....

* شعارت شده است : نه غزه ! نه لبنان ! فقط برای  ایران !!؟ میدانی که خودت را خر کرده ای ! مطمئنم برای ایران ات! ایرانمان هم نخواهی آمد! نخواهی ایستاد ! نخواهی مُرد ...

خودت را خر کرده ای ! قبول کن...  

+ منبع


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/06/25 ساعت : 19:8 | |

کلمه نیوزپایگاه خبری تحلیلی "کلمه نیوز" سه ماه قبل از انتخابات توسط یکی از بهترین دوستداران واقعی احمدی نژاد متولد شده بود تا بتواند بعنوان حامی احمدی نژاد در انتخابات دهم ریاست جمهوری فعالیت موثری داشته باشد، این سایت خبری در طول فعالیت خودش به علت شباهت نامی که با "کلمه" از سایت های خبری ستاد آقای م.م !!! داشت هر از چند گاهی توسط طرفداران وی مورد حملات گسترده اینترنتی به هاست و سرور های این سایت خبری متوسل می شد، خوشبختانه در طول زمان تبلیغات و بعد از آن نتواستند خدشه ای در روند فعالیت این پایگاه خبری ایجاد کنند، تا اینکه چند روز قبل بطور مشکوکی هک شد، الحمدلله با اقدامات سریعی که دوستان انجام دادند توانست دوباره به جمع پایگاه های خبری حامی دکتر بپیوندد.

+ بنده با شناختی که از سردبیر محترم سایت خبری تحلیلی "کلمه نیوز" دارم پتانسیل های امیدواری از این رسانه خبری به طور ناخودآگاه استشمام می شود، من باور دارم اگر این سایت خبری در طول فعالیت خودش استمرار و پشت کار داشته باشد یقیناً به یکی از محبوب ترین رسانه های خبری جمهوری اسلامی ایران تبدیل خواهد شد.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/06/24 ساعت : 7:17 | |

حسینعلی منتظری

شما بهتر است به توصیه های امام عمل کنید!، کسی از تو نظر نخواست که داری دخالت میکنی تو اموری که بهت مربوط نیست، من به علم و سوادت شبهه ای ندارم ولی به عقلت و تقوایی که داری شک دارم، الان جنالعالی قریب به ۴۰ سال است که در جهل و نادانی اسیر هستی و در اون به سر میبری!، آن از وقایع باند مهدی هاشمی دهه ۶۰ که شما بازیچه بودی، این هم از وقایع باند مهدی هاشمی سال ۸۸ که باز هم شما بازیچه هستی، تو خودت که قدرت تصمیم گیری نداری، عده ای منافق برایت چرندیات می نویسند تو هم امضاء میکنی، تا همین چند سال پیش دعات میکردیم که عاقبت بخیر بشی ولی دیگه دعا کردن هم روی تو اثر نداره (قضیه شده مثل قضیه مهدی خزعلی)، شیاطین تورو احاطه کردن، تعادل روحی و روانی هم که نداری، شنیدم بدجور تو عذابی، ان شاءالله هم تو عذاب این دنیا بسوزی هم تو عذاب اون دنیا ...! خدا جای حق نشسته عدالتش روهم کسی نمیتونه انکار کنه ... همین!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/06/23 ساعت : 19:39 | |

در این چند وقته گذشته اتفاقات زیادی رخ داده است، اتفاقاتی که تلخ و شیرینی های خاص خودش را داشت، بعضی اوقات شاید شخصاً در نوشته هایم تند رفته باشم خب واقعا گاهی هم باید تند رفت، ولی نباید کسی را بیرون از دایره نظام دانست هر کسی به نحوی از روی جهل و نادانی اشتباه میکند، یکی بیشتر و یکی کمتر، و امان از جهلی که زیاد باشد و متأسفانه بعضی ها دچار جهل زیاد شده اند، به نظر من برخورد قاطع نظام با این افرادی که این چند وقته اخیر آب به آسیاب دشمن ریختند گره گشای همه ی امور است، آقای کروبی، آقای صانعی و آقای موسوی باید به دادگاه دعوت بشوند و حد مجازات شرعی و قانونی بر آنها جاری بشود.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/06/22 ساعت : 6:23 | |
اصحاب شیطان

بدون مقدمه:

وهابیون،مجمع روحانیون مبارز، جبهه مشارکت ایران، سازمان مجاهدین ، حزب کار، حزب کارگزاران سازندگی، دفتر تحکیم وحدت، شورای فعالان ملی مذهبی ایران، نهضت آزادی ایران، شیرین عبادی، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی، محمد خاتمی، رضا خاتمی، یوسف صانعی، حسین علی منتظری، اکبر هاشمی رفسنجانی، مهدی هاشمی رفسنجانی، فائزه هاشمی رفسنجانی، فاطمه هاشمی رفسنجانی، محسن هاشمی رفسنجانی، عبدالله جاسبی، سعید حجاریان، هاشم آغاجری، مرتضی حاجی، مصطفی معین، مصطفی تاج زاده، حسین مرعشی، عطاءالله مهاجرانی، عیسی کلانتری، بیژن نامدار زنگنه، موسوی لاری، اکبر گنجی، عبدالله نوری، بهزاد نبوی، عبدالله رمضان زاده، احمد شیرزاد، محسن صفایی فراهانی، الهه کولایی، جلال جلالی زاده، هادی خانیکی، عبدالکریم سروش، محسن کدیور، آرش سیگارچی، سمیه توحیدلو، اسحق جهانگیری، زهرا شجاعی، ابراهیم نبوی، غلامحسین کرباسچی، جمیله کدیور، مسیح علی نژاد، نیک آهنگ، عبدالله ناصری، محسن امین زاده، صادق نوروزی و ... 


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/06/21 ساعت : 3:42 | |

میرحسین موسوی و مهدی کروبی

نشانه‌های بیماری روانی دو دسته‌اند:

دسته اول نشانه‌های روان پریشی مانند:

توهم، هذیان، قطع ارتباط با واقعیت ، غذا نخوردن و حرف نزدن 

دسته دوم نشانه‌های روان‌نژندی مانند:

اضطراب، افسردگی ضعیف، وسواس، اختلال در خواب، اشتها، انرژی و روابط جنسی و دردهای روان تنی


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/06/20 ساعت : 22:52 | |

به نام خداوند شیرو رطب

خداوند نان جو و نیمه شب

 

خداوند باران خداوند چاه

خداوند طوفان خداوند ماه

 

شکافنده ی کعبه ی خاک و سنگ

نگهدار همواره ی آب و رنگ

 

کنون ورکشم گیوه ی شعر را

به الحمد رب علی علا

 

به حمد خدای یتیم و اسیر

خداوند سر در تنور فقیر

 

ترا می ستایم نه سر خود ،علی

به تصریح ایاک نعبد،علی

 

به عمق زمین و به اوج هوا

دل آبها و دل خاکها

 

تو خود را نمایانده ای بر همه

خودت خویش را خوانده ای بر همه

 

تو پرواز را یاد پر داده ای

تو آواز جبریل سر داده ای

 

تو بر کوه استادن آموختی

تو ققنوس را زادن آموختی

 

نگاه تو در پشت آیینه هاست

اگر سوره ای مهبطت سینه هاست

 

اگر نور خیره کننده نئی

اگر ابر تیره کننده نئی

 

اگر آب ،آب گل آلود،نی

اگر شعله ای شعله با دود،نی

 

به دستت بود شانه ی موجها

به پایت فتد سجده ی اوجها

 

تو خود جاده ای مبدئی  مقصدی

تو خود عابدی مسجدی معبدی

 

تو را می شود خورد از هر قنات

تو را می شود برد از هر فرات

 

تو را می شود خواند از هر نگاه

تو را می شود دید در هر پگاه

 

غرور صدای شکستن تویی

خشوع به بالا نشستن تویی

 

تو با حقی و حق همیشه تو راست

تو برخاستی این که حق روی پاست

 

کمی گوش کن بر صدای حزین

خداوند خاکی روی زمین

 

مرا بغض کن بشکنم در گلو

مرا آب کن ،آب پاک وضو

 

ببر با خودت روی دوش نسیم

بچرخان مرا دور طور کلیم

 

تجلیگه خویش کن چون درخت

که سوزم به امرت شوم نیکبخت

 

پس آنگه تو در صوت شعله ورم

تکلم نما با من دیگرم

 

اگر مستطیع زیارت شوم

نه طاهر که عین طهارت شوم

 

بپوشم لباس سفیدی به تن

هم احرام گردد مرا هم کفن

 

به گردت بگردم بگردم مدام

هزاران طوافت کنم صبح و شام

 

به دورت زنم چرخ طوفان صفت

به کوری هر چشم بی معرفت

 

الست بربک بگو یا علی

که گویم هم آواز عالم بلی

***

الهي! امشب به اشك ديدگانم غسل مي‌كنم و به روشنايي اين شب‌ها قَسَمَت مي‌دهم كه با نسيم عفو خود، بر علفزار آتش‌گرفته جانم بوزي.

قدرِ شب‌هاي قدر را كسي مي‌داند كه طلوع صبح اين شب‌ها را آغاز اولين روز از تولد دوباره خود قرار دهد و عزم راستين ترك گناه كند.

رد قضاي اهلي در شب‌هاي قدر هنگامي است كه دست رد به سينه شيطان مي‌زنيم و وسعت روزي، نيازمند بستن دريچه‌هاي تنگ‌نظري است.

رسول خدا(ص): محروم كسي است كه از خير امشب (شب قدر) محروم بماند. خوشبخت آن كسي كه در اين شب، خورشيد آمرزش الهي، روشن‌گر صبح فردايش باشد.

ليلة القدر، درختي است پر از ميوه شيرين بخشايش كه تنها تلنگري بر آن براي نجات هر دو جهان كافي است.

از عجايب الهي، اوج فرصتي است كه در شب‌هاي قدر، نصيب انسان مي‌شود و تيره‌بخت، دلي است كه در اين شب‌ها خود را در معرض نسيم رحمت الهي قرار نمي‌دهد.

الهي، شب زنده‌داري‌ام در اين شب براي رهايي از شب‌هاي تيره دروني من است؛ نوري از خود بر من بتابان تا بيدار باشِ خوابگاهِ مرگم باشد.

امام صادق(ع): «برآوردِ اعمال، در شب نوزدهم، تصويب آن در شب بيست و يكم و تنفيذ آن در شب بيست و سوم انجام مي‌گيرد».

 

+ چرا سر سفره دخترت شیر نخوردی آقا ؟! ...، هنوز عرش با این جمله کوتاه می لرزد!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : پنجشنبه 1388/06/19 ساعت : 19:32 | |

میرحسین موسوی دستگیر شد

آنقدر باید این جمله را تکرار کنیم تا هم زمینه ذهنی بین دوستان! ایجاد شود و هم اینکه درصد واقعی دستگیری این مَردک متوهم به صد برسد!

+ میرحسین موسوی توسط شیطان دستگیر شده بود حالا چشم همسرش زهرا رهنورد را دور دیده و طی یک بیانیه ای رسمی اعلام کرد که عاشق دختر شیطان شده است و رسما از او خواستگاری کرده است! وی در بیانیه خود آورده است طرفداران بنده امشب به پشت بام های منازل خود رفته و شعار لی لی سر دهند.

+ میرحسین موسوی دستگیر شد


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : پنجشنبه 1388/06/19 ساعت : 5:51 | |

مراجع گرانقدر "حضرت آیت الله صافی گلپایگانی، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، حضرت آیت الله اردبیلی" و علمای بزرگوار اعم از " حضرت آیت الله علی محمد دستغیب، حضرت آیت الله جوادی آملی، حضرت آیت الله استادی، حضرت آیت الله امینی " به شهر نجف اشرف رفته و در آنجا سکونت کنند. البته در ولایت مداری این بزرگوران هیچ شکی نیست. ما هم هرچه داریم و بلدیم از همه ی مراجع و علما داریم.

 

دلیل اول: به نظر من پیچده گی های سیاسی زمان حال ما برای این بزرگواران شبیه یه یک بن بست لاینحل تصور شده عده ای لااُبالی هم در این با لباس دین اخبار کذب را خدمت این بزرگواران ارائه میکنند که اصلا به سود نظام اسلامی نیست و باعث تفرقه می شود و بد جلوه دادن اوضاع و مشکلات مثل این هست که نفت بر روی خاکستر مشکلات بریزند و آن را شعله ور کنند { از دسته لااُبالی های در لباس دین می توان به مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اشاره کرد که از جانب هاشمی رفسنجانی مأمور شده است هفته ای دوبار به قم سفر کرده، خدمت علما و مراجع شرفیاب شده و اخبار نفاق انگیز و گزارشات غلط ارائه کند }

 

دلیل دوم: فقه سنتی هم جوابگوی الانِ زمانه ی ما نیست {بعضی از همین شما بزرگواران بودید که می گفتید چون امام(ره) فلسفه می گوید کاسه آبی که میخورد نجس است ... } الان فقه نوگرا(پویا) و هوشمند کسانی را احتیاج داریم که پرورش یافته خود شما عزیزان باشند؛

 

دلیل سوم: روابط ما با جمهوری اسلامی عراق و کشورهای اطراف آن بهتر می شود، مردم و طلاب آن کشور از وجود با برکت این شخصیت های دینی ایران بهره کافی می برند.

 

دلیل چهارم: عرصه مرجعیت بر جوانترهایی که خود این آقایان پرورش داده اند باز می شود.

 

دلیل پنجم: از عنایات خاصه حضرت امیر المونین(ع) بهره مند می شوید. ان شاءالله

 

 

+ " آقای صانعی " هم بهتر است به چین رفته و در شهر سین کیانگ سکونت بکنند و بار مرجعیت را در آنجا بدوش بکشند.

+ این یک دیدگاه کاملا شخصی است لطفا برداشت غلط نکنید !


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/06/18 ساعت : 6:55 | |

شب قدر ... و خدا ...

نقل است که شیخ رجبعلی خیاط فرمود:
از عده ای از علماء و اهل معنا پرسیدم: خداوند انسان را برای چه آفرید؟ جواب قانع کننده ای نشنیدم. تا اینکه از آیت الله شاه آبادی  سؤال کردم.
 ایشان فرمودند:
« خداوند انسان را برای نمایندگی خود خلق کرده است؛ إنی جاعل فی الارض خلیفه».

+ وقتي جلوي آينه، گرد روي شونه‌هاي لباسمو مي‌تكوندم ياد فرشته‌هاي روي شونه‌هام افتادم كه مي‌گن سير تا پياز اعمال آدمو ثبت مي‌كنن. خدايا مي‌خوام امشب توي آينه، خود خودم باشم، قبل از بيرون شدن از بهشت، اما يه لكّه روي آينه است كه صورتمو سياه نشون مي‌ده. نزديك رفتم و ها كردم؛ آره خودشه! براي پاك كردن سياهي‌ها بايد همين امشب كه ليلة القدره دست به كار بشم و آهي از ته دل بكشم تا هر چي مابين من و اون آينه زيباست پاك كنم.

* * *

پارسال تو مراسم احيا، وقتي چراغا رو خاموش كردن، با خودم گفتم يادم باشه كه براي خوشبختي، يه قسمتايي از وجودمون هست كه بايد هميشه خواب و خاموش باشه؛ درست مثل اين چراغا، مثل بعضي حرفا، غيبتا، حسادتا و عادتا. فتنه‌هايي كه گاهي با يك كلمه آغاز مي‌كنيم و بعد... نمي‌دونم! مگه علي رو شمشير شايعه ترور نكرد؟

خدايا! گناه كردن خيلي ساده است و العفو گفتن ساده‌تر از اون؛ اما امان از روز محشري كه چراغا روشن بشن؛ اون وقت «يَوْمَ تُبْلَي السَّرَائِرُ »[17] سر مي‌رسه و ماييم و پرده‌هايي كه از چهره‌من و تو رد شده و افتاده.

* * *

خدايا! نكنه يه روز هر چي به پشت سرمون نيگا مي‌كنيم، تو جاده‌هاي حسرت، كوله‌بار اعمالي رو ببينيم كه توي جاده ريخته و خوراك ساعتاي تلف شده عمرمون شده! نه! توي اين شبا، العفو گفتن به اين سادگي‌هام نيست آخه رايانه خدا هر چي رو كه ذخيره مي‌كنه، ديگه پاك بشو نيست؛ باور نمي‌كني؟ به جزء سيِ قرآن مراجعه كن؛ ببين اون روز نشون به اون نشوني كه خطوط سرانگشتامونو هم مي‌سازن براي اينكه يادت باشه هميشه زير نظري... اما با همه اين حرفا، امشب دراي ليلة‌القدر باز شده و خدا مي‌خواد همه رو ببخشه؛ آخه او عاشق بنده‌هاشه.

«بازا بازا هر آن چه هستي بازا

گر كافر و گبر و بت‌پرستي بازا

اين درگه ما درگه نوميدي نيست

صد بار اگر توبه شكستي بازا»


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/06/17 ساعت : 19:39 | |

پدر طالقانی ...

سال های سال است در کتابخانه منزل ما همین عکس در کُنج دیوار با قابی سفید رنگ به دیوار مزین است، از کودکی یادم می آید که در همه ی اسباب کشی ها از این خانه به آن خانه ی ما این عکس همیشه حضور داشته است، از موقعی که خواندن را یاد گرفته ام هرگاه چشمم به قاب عکس آقای طالقانی می افتاد لقبی که امام روح الله به ایشان نسبت دادند همان " ابوذر زمان " خواندنش برایم خیلی شیرین بود. الان چندین سال است که منافقان زمانه ی ما از نام آیت الله طالقانی سوء استفاده می کنند، آری غربزده های گذشته و امروزی ما دارند از نام این شخصیت انقلابی به نفع کارهای منافقانه خود بهره برداری لازم را می کنند، کسانی که اولین نماز خود را چند وقته گذشته پشت سر هاشمی رفسنجانی اقامه کردند امروز میخواهند برای ابوذر زمان روح الله مراسم یادبود بگیرند و این یعنی توهین به آقای طالقانی، و جامعه انقلابی این هیاهوی منافقانه را بر نمی تابد.

 

+ان شاءالله بچه های خودی ما بتوانند با برنامه ریزی ها و توانمندی ها در سال آینده و سال های آینده یک مراسم با شکوه که در شأن این مرد بزرگ است را برپا کنند ...

<زندگینامه> حضرت آیت الله طالقانی

+ پدر طالقانی روحت شاد ...


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/06/16 ساعت : 22:43 | |

شهدای سبز

عدد "هفتاد و دو" منزه تر و پاک تر از این حرف هاست که بخواهد بازیچه دست یزیدیان و منافقان زمانه ما بشود، رنگ 72 رنگ سرخی است که با کربلای حسین(ع) آغشته شده است، رنگ 72 رنگ سرخی است که با یاران بهشتی عزیز آغشته شده است، رنگ 72 هیچ گاه برای بازی نیافریده شده است، اندازه ی آن بر تن یزید و منافق گشاد است؛

لقب یزید به میرحسین موسوی ارزشمندترین لقبی است که می شود به او نسبت داد، او بود که با توهمش باعث شد بعضی از جوانان پاک این سرزمین جَوگیر بشوند و در نهایت ندانم کاری ها ... جانشان را از دست بدهند، تا بحال بین 20 یا 30 شهید! اثبات شده داریم. اما هیچ گاه عدد آن به 72 نخواهد رسید. هفتاد و دو خوب میداند که یزیدیان و منافقان زمانه در صدد بازی با آبرویش هستند، مقامش در پیشگاه خدای مهربان عظیم و عزیز است که هیچگاه نمیگذارد یک عده دروغگو از نام پر صلابتش در راه به رسیدن اهداف شوم سوء خود از او استفاده بکنند.

+ لقب منافق به سیدمحمد خاتمی و  شیخ یوسف صانعی و همگی دار و دسته ی مسجد ضرار زمانه بهترین لقبی است که می توان برای آن ها در نظر گرفت، به این آقایان باید گفت حواستان باشد که هنوز ملت ایران در جواب به ندای تکبیر مرگ بر منافق را هم سر می دهند!

 

+ همینجا از مسئولین امر میخواهم پرونده هشت شهریور را رمزگشایی کنند که مطمئناً میرحسین موسوی در آن نقش بسزایی داشت !


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/06/15 ساعت : 22:22 | |

خاندان هاشمی!احترام به پدر و مادر از واجبات هست، البته این اصل را هم نباید فراموش کرد که احترام والدین به فرزند هم واجب است در قرآن کریم نسبت به هر دوی این مقوله سفارش شده است که متأسفانه اکثر پدر و مادرها اون چیزی رو که به نفع خودشان باشد را تکرار میکنند ... و با مسائل طوری برخورد میکنند که انگار حرف باید حرف خودشان باشد و فرزند اصلا نباید اظهار وجود بکند. این یعنی برخورد غیرمنطقی که در موقع و نوع احوالات روانشناسی خودش واقعا جای بحث دارد. اگر با فرزند برخورد مناسبی نداشته باشی مطمئنا تا یک حدی تحملت میکند و اگر زیادی هم بخواهی به خواسته هایش تن دهی سوارت می شود. الان مشکل خاندان هاشمی همین نوع برخورد است، آقای هاشمی رفسنجانی آنقدر به محسن و مهدی و فائزه و فاطمه رو داده است که سوارش شده اند ...، این بچه ها آنقدر گستاخ شده اند که توهم برشان داشته است، آنها خیال میکنند این نظام با خاطرات پدرشان بنا شده است ...که بشود علیه ش کودتا کرد! 

 

+ {خصوصی} یکی گفته بود رفتم سر مزار بابام نشستم بغض کردم و زدم رو دستم گفتم بابا ممدت گرفتاره ها ...! حالا این که باید بگیم باباهامون دعامون کنن چون دعای پدرها خوب میره بالا! آقای هاشمی هم واسه بچه هاشون دعا بکنند که اینها به راه راست هدایت بشوند. ان شاءالله


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/06/14 ساعت : 22:24 | |

فرهنگ بی فرهنگ!

سال های سال است که ما منتظر برنامه ریزی بزرگان کشور در بُعد فرهنگی اجتماعی هستیم، سال های سال بود که منتظر جهش با عظمت سیاست خارجی بودیم، سیاست خارجی ما در دولت آقای هاشمی اقتدار داشت اما از موضع صلابت دچار ضعف بود، در دولت آقای خاتمی با انفعال شدیدی روبرو و ضعیف شد و در دولت دکتر احمدی نژاد با عظمت ترین، با صلابت ترین و با بصیرت ترین سیاست خارجی را داشتیم. به نظر من احمدی نژاد کشور را از دولتی تحویل گرفت که از چهارپایه استراتژی یک پایه آن سالم مانده بود، خدا حضرت آقا را تا ظهور امام زمان(ع) حفظ بفرماید که اگر خدای ناکرده ایشان نبودند سرنوشت این ملت و کشور معلوم نبود، آقا همیشه با سخنان خود گره گشای کارها بودند و هستند.

اما بهتر است از اصل مسئله دور نشوم داشتم میگفتم که سال های سال است که ما منتظر برنامه ریزی بزرگان کشور در بُعد فرهنگی اجتماعی هستیم متأسفانه در دولت نهم این کار فرهنگی اجتماعی رضایت بخش نبوده است، مثل دو دولت گذشته همیشه میگفتند ما برای فلان برنامه برنامه ریزی کردیم فکر کردیم و هزاران حرف امیدوار کننده میزدند حالا اگر برنامه ریزی میکردید اگر فکر میکردید چرا هیچ کدام از کارهایتان جواب نداده است؟، آقایان عزیز؛ ما سال هاست داریم فریاد میزنیم که این آقایان دراویش علی اللهی که برای خودشان قطب دارند معضل هستند با این ها برخورد بکنید، سال هاست داریم فریاد میزنیم که سیستم آموزشی ما دچار نقص و عیب است، سال های سال داریم فریاد میزنیم که صدا و سیمای ما در بخشهایی غیرقابل تحمل است، سال هاست داریم فریاد میزنیم که سینمای ما هنرمند ما را از راه به در می کند، سال هاست که داریم که فریاد میزنیم رسیدگی به جوانان و نوجوانان از اوجب واجبات فرهنگ کشور است، و سال هاست که داریم گلوی خودمان پاره میکنیم ولی هیچ جوابی نگرفته ایم من برای سئوال ها و مُطالبات خودم جواب می خواهم! تا کی باید فرهنگ ما بی فرهنگ باشد ؟؟!!!

آقایان خواهشمندم بوروكراسي اداری اداره کردن بُعد فرهنگی کشور را متحول کنید با جلسه و کاغذ بازی راه به جایی نمی بریم.

بنده امیدوارم و درخواست دارم که در دولت دهم تحول عظیمی در بُعد فرهنگی کشورمان رُخ بدهد.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/06/14 ساعت : 2:38 | |

دشمن شناسی از ویژگی‌های مؤمن است و حضرت امام خمینی (ره) که از قضا امروز همه‌ی جناح‌ها ادعای پیروی‌اش را دارند، در این زمینه رهنمودهای تاریخی ارائه داده‌اند. ایشان همواره تکذیب و مخالفت دشمن را مایه‌ی مباهات می‏دانستند و تعریف دشمن را عیب می‌شمردند.

این روزها تمام دشمنان خارجی برای اینکه پیشرفت و تعالی نظام ایران اسلامی با مشکل روبرو شود، بار دیگر هجمه های مسموم خود را علیه کشور بسیج کرده اند، و با هم متحد شده‌اند. از طرفی امریکا رسماً از مدعیان اصلاحات حمایت کرده است. امروز امریکا، رژیم صهیونیستی، ضدانقلاب و منافقین بر ضد احمدی نژاد موضع گرفته‌اند و همین دشمنان، برای انتخاب میرحسین موسوی تلاش می‌کردند. همه‌ی اینها نشان می‌دهد که بین دشمنان و دست نشان‌ده‌های هاشمی رفسنجانی منافع مشترک به وجود آمده است. در این میان، هوشیاری مردم قهرمان ایران می‌تواند نقشه‌ی دشمنان را نقش بر آب کند. آنها که به امام و شهیدان دلبستگی دارند، خوب است به ره‌نمودهای حضرت امام(ره) و وصیت شهیدان مبنی بر پیروی از ولایت فقیه توجه نمایند و قربة الی الله به خادم ملت، دکتر محمود احمدی نژاد اعتماد و کمک کنند. اما آنها که پیروی از امریکا و دشمنان ارضایشان می‌کند، مختار هستند که به  دشمنان قسم خورد چراغ سبز نشان دهند و به قول شاعر:

متاع کفر و دین بی‌ مشتری نیست              گروهی این، گروهی آن پسندند

حضرت روح الله خمینی

در ادامه، برای اتمام حجت، به فرازهایی از ره‌نمودهای نورانی امام روح الله خمینی توجه فرمایید:  

تعریف امریکا عزای ماست: باید هیچ سستى نکنیم و از این ترس نداشته باشیم که فلان رادیو یا دولت خارجى چه مى‏گوید، رادیوها باید به ما فحش بدهند. آن روزى را که امریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت. آن روز که کارتر و ریگان «1» از ما تعریف کنند معلوم مى‏شود در ما اشکالى پیدا شده است، آنها باید فحش دهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم.

صحیفه امام، ج‏18، ص: 242  

تعریف دشمن نشانه وجود عیب است: اگر امریکا [و منافقین] تعریف کنند از یک کسى، تعریف کنند از یک چیزى، وقتى تعریف کردند، مردم مى‏فهمند این عیبى دارد که اینها تعریف مى‏کنند از او.

صحیفه امام، ج‏17، ص: 250 

اگر برای مردم کار کنید به شما توهین میکنند: شما توقع نداشته باشید که مورد اهانت واقع نشوید. همه مى‏دانید تا کسى کارى انجام ندهد کسى به او توهین نمى‏کند. توهین براى کسانى است که مى‏خواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم. باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کارى نداشته باشیم که چه کسى از این کارى که براى خدا مى‏کنیم خوشش مى‏آید و یا چه کسى بدش مى‏آید.

صحیفه امام، ج‏17، ص: 441 

نمیخواهیم خودفروختگان از ما تعریف کنند: نمى‏خواهیم روشنفکران غربزده و قلمداران خود فروخته از ما تعریف بکنند. ما مى‏خواهیم یک مسئله‏اى را که اسلام مى‏فرماید عمل بکنیم و براى کشورمان خدمت بکنیم. نه یک دستگاهى درست بشود که همه‏اش خراب و فاسد باشد و بچه‏هاى ما را به فحشا بکشند، و افراد را بى‏تفاوت کنند، که اگر همه چیزشان را ببرند، اینها اصلًا ککشان نگزد و هیچ توجه به این مسائل نداشته باشند.

صحیفه امام، ج‏12، ص: 292 

تعریف امریکا نشانه ایراد ماست: اگر چنانچه امریکا از ما تعریف کند و روزنامه‏هاى امریکا از ما تعریف کنند، آن وقت است که باید مردم بگویند این چه است قضیه؟ یک قضیه‏اى هست که دارند تعریف مى‏کنند! البته باید از ما تکذیب کنند، از شما هم باید تکذیب کنند، و جمهورى اسلام را هم باید تکذیب بکنند.

صحیفه امام، ج‏9، ص: 527 

آنها که منافعشان ازبینرفته بر ضد ما قلم میزنند: ما نباید متوقع باشیم که اینهایى که شکست خوردند و رفتند، براى ما خوب بنویسند. یا ما نباید متوقع باشیم که روزنامه‏هاى امریکا و کسان دیگر براى ما چیزهاى خوب بنویسند. خوب، آنها رفته‏اند از بین، منافعشان از دستشان رفته است. خوب، کسى که تمام منافعش را شما از او گرفتید- ملت ما همه منافع امریکا را گرفته؛ الآن یک شاهى ندارد، یک سیر نمى‏تواند نفت از اینجا صادر کند و همین طور سایر کشورهایى که منافعشان از دستشان رفته- نباید ما متوقع باشیم که اینها براى ما مقاله- عرض بکنم که- خوب بنویسند. البته آنها باید به ما فحش بدهند. اگر یک روزى اینها براى ما خوب نوشتند، آن وقت است که ما مصیبت داریم.

صحیفه امام، ج‏15، ص: 189

به توهین‏ها توجه نکنید: شما توقع نداشته باشید که مورد اهانت واقع نشوید. همه مى‏دانید تا کسى کارى انجام ندهد کسى به او توهین نمى‏کند. توهین براى کسانى است که مى‏خواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم. باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کارى نداشته باشیم که چه کسى از این کارى که براى خدا مى‏کنیم خوشش مى‏آید و یا چه کسى بدش مى‏آید.

صحیفه امام، ج‏17، ص:441  

به پیغمبر اکرم(ص) هم تهمت میزدند و توهین میکردند: همه ابرقدرت‏ها با ما دشمن‏اند، فکر این را بکنند که دولت در چه وضعى و با چه مشکلاتى روبروست و توقع این را نداشته باشیم که هر چه مى‏خواهیم، در خانه ما حاضر باشد. و همه مى‏دانیم که این دشمنی‏ها تازگى ندارد؛ چرا که در زمان پیغمبر اکرم- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- چه تهمت‏ها و ناسزاها به ایشان مى‏گفتند، ولى ایشان از تبلیغ دین اسلام دست برنمى‏داشت. و حالا اگر کم و کسرى در مملکت وجود دارد، ما متأثریم و دولت و مسئولین با همه توان خود در رفع کمبودها مى‏کوشند و کارهاى مهمى انجام داده‏اند که امیدوارم به یارى خداوند بهتر بشود. اگر ما تسلیم امریکا و ابرقدرت‏ها مى‏شدیم، ممکن بود امنیت و رفاه ظاهرى درست مى‏شد و قبرستانهاى ما پر از شهداى عزیز ما نمى‏گردید، ولى مسلماً استقلال و آزادى و شرافتمان از بین مى‏رفت. آیا ما مى‏توانیم نوکر و اسیر امریکا و دولتهاى کافر شویم تا بعضى چیزها ارزان شود و شهید و مجروح ندهیم؟! هر گز، ملت زیر بار این ننگ نخواهد رفت و تن به این ذلت نخواهد داد. ملت ایران در مقابل امریکا مى‏ایستد و به امید خداوند پیروز است. خداوند آن قدر تأکید کرده است که ما با آنها موالات نداشته باشیم «2»، آن وقت براى ارزانى اجناس، ما خودمان را بفروشیم؟! شما توقع نداشته باشید که آنها از ما تعریف کنند. اگر آنها از من طلبه و شما تعریف مى‏کردند، ساقط مى‏شدیم. ملتها با شما هستند و این سازمانها دستاورد ابرقدرتهایى هستند که مى‏خواهند مردم مستضعف جهان را چپاول کنند و به همین جهت، با شما مخالف‏اند. خداوند همه شما را موفق کند.

صحیفه امام، ج‏17، ص: 35 

در برابر تهمت به شخصیتها چه کنیم؟ شما باید هیچ وقت به این صحبت‏ها گوش نکنید، و همیشه در هر امرى وجدان خودتان را حَکَم کنید، و اگر از کسى یا از کسانى تکذیب کرد، به تکذیب او فقط گوش نکنید و خودتان ببینید که اعمال او چیست. اگر اعمالش بد است، هر کس هم تعریف کند از او غلط است. اگر اعمالشان خوب است کسى که تکذیب کند از او، باز هم غلط است. انسان باید خودش نظر داشته باشد و همه قشرها و همه ملت و همه قواى نظامى و انتظامى و قواى مسلّحه و غیر نظامى باید خودش قضاوت بکند، گوش به حرف کسى ندهد. بى‏چون و چرا حرفى از کسى قبول نکند راجع به اینکه فلان قشر چطور است، فلان قشر چطور است.

صحیفه امام، ج‏14، ص: 30 

پی نوشت:

1- دو رئیس جمهور امریکا. کارتر از حزب دمکرات و ریگان از حزب جمهوری خواه.

2- به آموزه‏ای از قرآن اشاره شده که در آیات زیر تکرار شده است: «ال عمران / 28»، «نساء / 139»، «نساء / 144» و «مائده / 51».


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/06/10 ساعت : 22:20 | |

علی لاریجانی باهنری

علی لاریجانی باهنری

علی مطهری

علی مطهری

احمد توکلی

احمد توکلی


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/06/09 ساعت : 11:21 | |

سعید حجاریان

سعید حجاریان یک مارمولک به تمام معناست کسی که با مطرح کردن تئوری " فشار از پايين و چانه زنی از بالا " دوبار نظام را با چالشی اساسی مواجه کرده است. در دفاعیه ای که در دادگاه توسط سعید شریعتی قرائت شد کاملا مشهود بود که وی قصد فریب نظام را دارد.

 

+ سوابق سیاسی و امنیتی سعید حجاریان (رمز دشمن شناسی - مرتضی پسوورد)


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/06/06 ساعت : 19:25 | |

محمدعلی ابطحی در زندان

سلام آقای ابطحی

 

امیدوارم خوب باشی، من محمد (...) آل حبیب هستم همونی که گهگاهی واست پیامک میفرستاد، گاه گداری هم اذیتت میکرد، سابقه آشنایی مون بر میگرده به اون دور دورا ... ، درسته از نظر سیاسی و مسائل دیگه با هم همخونی نداریم ولی من از یکسری اخلاقیاتت که خاص بود خوشم میومد، آدم با نمکی بودی، خیلی خوشحال شدم که وبلاگت رو از تو زندان به روز کردی ان شاءالله که به روز کردنش استمرار داشته باشه ... ، موقع آزاد شدنت میام به استقبالت ...؛

ولی خواهشاً دیگه نخود هر آش بی مزه ایی نشو!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/06/04 ساعت : 19:45 | |

مهدی کروبی چند وقت گذشته در نامه ای به هاشمی رفسنجانی ادعا کرد "عده‌اي از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند كه برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نموده‌اند كه منجر به ايجاد جراحات و پارگي در سيستم تناسلي آنان گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كرده‌اند به طوري‌كه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديده‌اند و در كنج خانه‌هاي خود خزيده‌اند."

 

شیخ یوسف صانعی هم از قافله ی گستاخی عقب نیفتاد، صانعی که خود را "مرجع تقلید" می‌خواند، اخیرا در جمع تعدادی از روحانیون هم‌نظرش در گرگان، با اشاره به مراسم تحلیف رئیس جمهوری در مجلس گفته، "در مجلس در مقابل قرآن به خدا سوگند می‌خورند، این هم کفاره داره هم حنثش معصیت کبیره است. اون وقت چطور روز از نو روزی از نو؟ این از حرومزادگیشه دروغ میگه! والا امام زمان رو می‌بینه".

   

جواب حضرت امام (ره) به کروبی و صانعی:

آن آخوند احمقی که در یک همچو مقطع از زمان به بعضی مقدسات شیعه جسارت می کند، در صدد این است که در مقابل او هم یک کسی پیدا بشود، آن هم یک چیزی بگوید و موجب بشود که در بین مسلمین در یک همچو مقطع از زمانی که دارد وحدت ایجاد می شود، اختلاف ایجاد بشود. واقعاً اسلام چه بکند با این طرز فکرها، با این طرز عملها ؟ اسلام چه کند با این آخوندهایی که خودشان را به صورت یک روحانی در آوردند و در بین مردم پخش هستند ؟ ...

 

حضرت روح الله

صحیفه جلد 19 صفحه 50


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/06/02 ساعت : 1:5 | |

خون دلي كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است. هرگز از فشارها و سختي هاي ديگران نخورده است . وقتي شعار جدايي دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احكام فردي و عبادي شد و قهراً فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون رود و در سياست و حكومت دخالت نمايد، حماقت روحاني در معاشرت با مردم فضيلت شد. به زعم بعض افراد، روحانيت زماني قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاي وجودش ببارد و الا عالم سياس و روحاني كاردان و زيرك، كاسه اي زير نيم كاسه داشت. و اين از مسايل رايج حوزه ها بود!

حضرت روح الله 3/12/67

 

 

 

+عده ی کمی از دوستان ما نوشتن نوشته قبلی را حرام تصور کرده اند و بعضی ها هم بی اخلاقی اما به نظر من این مثل این می ماند که به آمریکا و اسرائیل و انگلیس هم توهین نکنیم چون بی اخلاقی است چون حرام است!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/05/28 ساعت : 23:21